تبليغاتX
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم...

دوشنبه 1388/08/11

و اینگونه سر پرسپولیس عوض کلاه ، گونی گذاشتند!(parsfootball.com)

مهدی طاهرخانی
هم نوین اند هم پویا و هم دیدنی!

این  یعنی محاق ؛ نه توان تعویض سر مربی را دارند و نه می توانند برابر تصمیمات و شیوه او آرام بنشینند. حکایت زلاتکو کرانچار شبیه خیلی از مربیان وارداتی از فوتبال کرواسی است البته با این تفاوت که  برای به تهران کشاندن او ماه ها زمان تلف شد و دست آخر با اسم رمز  "فوتبال زیبا و هجومی"  مربی برگشت خورده ای را به خرد پرسپولیس دادند که پیش از این لیگ امارات هم او را پس زده بود .
بدون رقیب بیشترین تغییر در جمع تیم های لیگ هشتم نصیب پرسپولیس شد تا مدیر عامل سابق به زعم خود تیمی بسازد ؛ جدید و پویا و دیدنی. او چنین کرد اما با چند تفاوت بنیادین در معنای این واژه ها ؛
1- در بدعت رفتارش  جای تردیدی وجود ندارد  چرا که در کمتر دوره ای چنین وضعیتی حادث شده بود. کدام  پرسپولیس را به یاد دارید که در تهران برابر یک تیم شهرستانی که نه صدر نشین است نه  داعیه قهرمانی دارد ، در زمین خود دفاع کند و مالکیت توپ و میدان را به آن تیم بدهد؟ اتفاق نوینی که مقابل تراکتورسازی رخ داد اما  تماشاگر خسته از تساوی و امتیاز ندیده قرمز آنقدر مجذوب آن برد شد که به کل یادش رفت بهانه ورود کرانچار بازگرداندن پرسپولیس به فلسفه هجومی اش بود. وعده های انصاری فرد و زلاتکو را به یاد دارید؟ 
2- قسمت دوم "پویایی" بود که آن هم به شکل  وارونه ای محقق شد. بیشترین تغییر در بازیکنان ثابت ، بدون شک از آن قرمزهاست. پانزده هفته و پانزده ترکیب متفاوت. کدام دو نبرد متوالی را در خاطر دارید که کرانچار دست به آرایش تیمش نزده باشد؟ نه یک بار که چندین مرتبه ستاره های بازی های گذشته  بعضا به روی نیمکت و سکو تبعید شدند و به یکباره بازیکنان افتضاح هفته های قبل سر از ترکیب اصلی در آوردند.  آیا از این پویا تر سیستم و  چینش دیده بودید؟
3- دست آخر پارامتر  "دیدنی" که آن هم  با حکایت خودش جامه عمل بر تن کرد ؛ دیدنی تر از آنکه مردان گل لیگ های  هفتم و هشتم  ذخیره بازیکنانی شوند که در تمام عمرشان ده گل نزده اند؟ محسن خلیلی امروز کجاست؟ اشپیتیم آرفی آنقدر روی نیمکت ماسید که زمان ورودش به زمین به مثابه تازه کاری بود که از ترس بازگشت دوباره به نیمکت ، توپ هایی را هدر داد که فصل قبل از هر کدام آنها جمعا 18 گل برای پیام زد.  این همه شرح حال امروز قرمزها در خط حمله است. تیمی که مردان مادر زاد گلزنش را نابود می کند و آن وقت انتظار دارد مهاجم درجه چندمی مثل هادی نوروزی منجی اش باشد. در کجای فوتبال وسلی ، زارعی و همین پدیده مورد علاقه کرانچار(نوروزی) شم گلزنی بالفطره دیده می شود؟ آنها روی هم رفته چند گل زدند که باز هم زلاتکو کرانچار سوزنش روی آنها گیر کرده و می گوید؛ خلیلی و آرفی آماده نیستند؟ این یعنی محاق ؛ تحمل مردی که مدام دم از حرفه ای گری می زند اما  تکلیف خودش را با نا ستاره هایش مشخص نکرده . یک روز بادامکی از چراغ جادو خارج می شود سپس به منطقه ای هجرت می کند که هیچ دوربینی  حتی قادر به پیدا کردنش نیست سپس سامان آقا زمانی  بر این چرخه معیوب می نشیند و دست آخر بعد از دو هفته نیمکت نشینی مجددا نوروزی می شود مهاجم شماره یک تا  با موقعیت سوزی تاریخی اش برابر استیل آذین ، قرمزها را به سرزمین باخت رهنمود سازد.
هنوز  نام رمز یادتان هست؟ فوتبال هجومی وعده ای پوشالی بود که این کروات نا متعادل با آن به فریب هوداران پرداخت سپس فوتبالی را به آنها ارزانی داشت که در سیاه ترین صفحات تاریخ فوتبال پرسپولیس ثبت می شود. این یعنی محاق برای طرفدارانی که مجبورند در هفته پانزدهم لیگ 34 هفته ای قید قهرمانی را بزنند چون فوتبال جدید ، پویا و دیدنی امروز تعاریف دیگری پیدا کرده است!
نوشته شده توسط در 7:42 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1388/07/04

آخرین نسخه یک نامدیر (پارس فوتبال7/4)

1- چه کسی و از کجا او را پیدا کرد؟ کجا بود و چه می کرد که ناگهان با حکمی عجیب،  جانشین داریوش مصطفوی شد که آمدن او هم همان قدر سوال انگیز و غریب بود.تیره روزی های پرسپولیس همچنان ادامه دارد و همان تیمی که  مدیر عاملش مدعی بود شروع بدی نداشته است سرانجام برابر پیکان باخت تا شعار حیا کن رها کن با نوای بلندتری در ورزشگاه آزادی سروده شود.همان هایی که مدعی بودند  خورشید را فتح  می کنند حالا ساکن ثابت شهر شب هستند . فاجعه قرمز معماری داشت به نام عباس انصاری فرد که با دور کردن کریمی از پرسپولیس  نام خود را در سیاه ترین صفحه تاریخ نقل و انتقالات این تیم ثبت کرد . فاجعه قرمز کارگردانی داشت به نام حاج عباس که  زیرکانه تیم را قبل از ورود سر مربی  بست تا هنر تیم بستن را به منصه ظهور بگذارد! همویی که  در برنامه  نود بر هیچ انتقادی بر نتابید و همچون فاتحان انتظار  دریافت مدال  افتخار را داشت تا برچسب انتقاد. خالق این روزهای سیاه مردی بود که دنیا را گشت تا به زلاتکو برسد و او نا باورانه برای فوتبال  زخم خورده پرسپولیس حسین بادامکی ارزانی بدارد . دنیا را چرخید تا مردی را بیاورد که تنها هشت هفته مجاز به مربیگری بود و بعد از آن برای اینکه به هواداران بفهماند مشکل او نیست و کادر فنی مقصر است ، کرانچار را اخراج کرد .
2- پرسپولیس طبق وعده سرمربی سابق و مدیر عامل کاملا غیر محبوبش،  از  نقاله تساوی های خرد کننده خانگی خارج شد اما مسیر جدید آنها سیاه چاله نکبت بار باخت بود. اینجا سرزمین تکذیب است ؛ درست چهار روز بعد از آنکه مدیر عامل صراحتا عنوان کرد  در صورت  کسب هر نتیجه ای با پیکان ما تغییری در کادر فنی انجام نمی دهیم زلاتکو از پرسپولیس اخراج شد تا  مدیریت بحران عدم توانایی خود را به بدترین شکل ممکن هویدا سازد. اینجا سرزمین تکذیب است همان سر مربی سابق که مرتب اشاره به حرفه ای بودنش می کرد و مدعی بود تحت تاثیر کسی قرار نمی گیرد تغییراتی را در  آخرین روز فعالیتش در ایران انجام داد که بازگو کننده قبول سفارشات از بیرون بوده است که اگر غیر از این بود چگونه  شیث از روی سکو به ترکیب یازده نفره راه پیدا کرد ؟ که اگر غیر از این بود علیرضا حقیقی  چطور جانشین  معمار زاده شد؟ مدیر پز روشنفکرانه می دهد و می خواهد به همه  بقبولاند که اخبار آنها از درون باشگاه غلط است اما چند روز بعد همان کاری را می کند که  قبلا صراحتا تکذیبش کرده بود.  
3- هوادار پرسپولیس با باخت و شکست خو گرفته اما آنچه موجب می شود او هوشیارانه علیه مدیر عامل بی کفایتش  شعار دهد باخت نیست بلکه دور کردن انها از ستاره بی بدیلی مثل علی کریمی است،  راندن واحدی ها  و به استخدام در اوردن زارعی و آرفی است. فقط آنهایی که  از نزدیک با امتیازات باور نکردنی خرید بازیکن بدون نظر سر مربی آگاه هستند می فهمند  چه بر سر پرسپولیس گذشت و چه فعل و انفعالی در حساب  بانکی برخی دیگر رخ داد. قطعا با اخراج زلاتکو کرانچار شعار عیله عباس انصاری فرد پایان نمی پذیرد چرا که او  تیمی را بست و مربی ای را آورد که  حتی قادر به کسب سهیمه آسیا هم نیستند و بدتر از همه  هر هفته  باید نمایش خرد کننده بادامکی ها و آرفی ها  را به تماشا بنشینند. 
4- واقعا چه کسی می داند عباس انصاری فرد از کدام تخم مرغ شانسی  در آمد و چه کسی او را از خانه اش به بیرون کشید  تا روز های بازنسشتگی اش را  با  تحقیر پرسپولیس همسان سازد؟  برخلاف ادعای مضحک او قطعا  در پایان فصل هیچ اثری از این مدیر تاریخ مصرف گذشته نیست تا او جایی در نظر سنجی پایانی برنامه نود داشته باشد. یادگار محمد علی آبادی برای ویران کردن ساختمان نیمه ویران پرسپولیس کفایت می کرد ؛ شما موفق شدید حاج عباس هم خرید هایت عالی بود هم  تحفه کرواتت که گنج  فوتبال  را در ساق  لاغر بادامکی ها جستجو می کرد.
نوشته شده توسط در 11:8 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1388/02/23

دوربین خطرساز!(پارس فوتبال)

محمد علی آبادی درباره برنامه دوربین خبرساز گفته بود :«ما به دوربین خبرساز احتیاج نداریم ،به دوربین فرهنگ ساز احتیاج داریم!»و البته در جایی یک نقل قول غیر مستقیم از علی‌آبادی هم به گوش رسیده بود که هیچگاه تایید نشد:«این دوربین خطر ساز است!»چالش سازمان تربیت بدنی با رسانه ملی درست از چنین روزهایی بود که استارت خورد و ماجرای برنامه نود در زمستان گذشته نقطه اوج ماجرا بود.اما چالش این بار دامان فدراسیون فوتبال را گرفته است. تمهیدات ویژه برای حفاظت از تیم ملی در برخورد با خبرنگاران سوژه جذابی برای برنامه دوربین خبرساز شده بود تا یکشنبه شب و دوشنبه صبح کسانی که بیننده برنامه دوربین خبرساز بودند شاهد یک فیلمبرداری مخفی و پلیسی از تمرین تیم ملی باشند .البته با صدای امیر حسین حسینی، مدیر كميته روابط عمومی فدراسیون فوتبال که این روزها سایت فدراسیون را به خوبی می چرخاند. از صدای حسینی مشخص بود که از فیلمبرداری خبر ندارد لحن غیررسمی هم او کاملا مشخص بود اما مدیر روایط عمومی کلا آدم مودبی است و در برخورد با اطرافیانش هیچگاه از دایره ادب خارج نمی‌شود. البته دفعه‌های پیش که دوربین خبرساز یواشکی از برخی افراد صدا و فیلم ضبط می‌کرد بارها صدای بیب‌های مخصوص سانسور پخش می‌شد اما حسینی بدون بیب حرف‌هایش روی آنتن رفت.

 اعتماد از بین می‌رود

 در این باره با رئیس کمیته روابط عمومی فدراسیون تماس گرفتیم. او که معلوم است حسابي از جواد واحدی ناراحت است به پارس فوتبال می‌گوید:«تمرین روز یکشنبه تیم ملی با نیم ساعت تاخیر در کمپ تیم‌های ملی شروع شد.خبرنگاران هم به این خاطر که تمرین دیر شروع می‌شد ناراحت بودند که آقای واحدی پیش من آمد. البته در همان وقت خبرنگاران در جایگاه‌هایشان مستقر شده بودند.»حسینی با ناراحتی ادامه داد:«من نمی‌دانستم دوربین روشن است که آقای واحدی شروع به سوال پرسیدن کرد و من هم خیلی عادی پاسخ دادم و گفتم این تاخیر نیم ساعته به خاطر این بوده


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در 9:53 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1388/02/22

تمرین!!!

نوشته شده توسط در 9:29 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1388/02/22

دوچرخه سواري(جام جم2/22)

منظره زيبايي از رقابت دوچرخه سواران در مرحله سوم رقابت دوچرخه سواري دور ايتاليا كه به مسافت 198 كيلومتر بين گرادو و والدوبيادنه برگزار شد. رويترز
نوشته شده توسط در 9:17 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1388/02/15

هنر فوتبال ما(پارس فوتبال2/15)

تورج عاطف / خبرگزاری پارس فوتبال

روته مولر را مي شناسيد؟ او كمك مربي تيم ملي ايران تا حدود يك ماه و اندي پيش بود ولي بعلت آن كه دانش فني اش در مقايسه با كمك مربي فعلي تيم ملي يعني پيت بيوتر كه سابقه اي كاملا بي سابقه !! دارد مخدوش بود به همان حرفه بي ربط قبلي خود يعني مدرس فيفا بودن باز گشت و قرار شد كه به جاي تلف كردن وقت تيم ملي!! به درس فوتبال بپردازد!! و از اين رو است كه اين روزها رو ته مولر را نه در كسوت يكي از اعضاي كادر رهبري تيم ملي كه در كلاس درس مربيگري پيش رفته به همراه شاگردان فوق پيشرفته اش مي بينيم ولي اين آقاي روته مولر قرار نيست در ايران فقط درس دهد كه به نظر مي آيد در روز هاي اخير در سهاي جديدي از فوتبال ايران هم خواهد گرفت:

1/ درس اول گردگيري همكار محترم

رو ته مولر هر چقدر كه جز وه هايش را بگردد به طور حتم نمي تواند مبحث جديد " لمپنيزم در مربيگري " را بيابد زيرا اين كشف جديد عالم مربيگري را دو تن از شاگردان جديدش در اين دوره به معرض نمايش گذاشتند. محمد مايلي كهن همان سر مربي 15 روزه اي تيم ملي كه همين جناب رو ته مولر را بعنو ان كمك مربي تيم ملي قبو ل نداشت و لي امروز بايد زير دست او درس پس دهد در روز اول كلاس مربيگري پيشرفته با يقه گيري و فحاشي به ديگر هم كلاسي و سر مربي اسبق تيم ملي ايران يعني امير قلعه نوئي نشان داد كه واژه هاي " لمپنيزم " و " شعبان بي مخ بودن " و " قداره كشي " و ... در چه جايگاه بالائي در عالم مربيگري آن هم از نوع ايراني بر خور دار است و مرداني چون فر گوسن و آرسن ونگر و خوزه مورينيو و... تا چه حد از اين مقوله بي خبر بوده اند و به طور حتم بعد از حادثه در گيري جنابان اسبق سر مربيان تيم ملي ايران كه در روز گرامیداشت مقام معلم بر گزار شد !! همگي متوجه شديم كه چرا فوتبال ما بايد همچنان در قهقهرای حضور نا آشناياني چون پيت بيوتر كمك مربي امروز تيم ملي ايران به سر برد , زيرا فوتبالي كه سر مربيهای تيمهاي ملي اش اين گونه رفتاري دارند به طور حتم بايد جايگاه نا كار آمداني چون پت بيوتر بعنوان معلم و مربي ملي باشد.

2/درس دوم كمك مربي در تبعيد

فكر مي كرديم با رفتن حميد استيلي داستانهاي اين گونه در پرسپوليس كمتر شود اما حالا شاهديم كه بعد از حميد خان استيلي حالا شايعات پشت سر افشين پيرو اني است افشين پيرو اني را بسياري ناصر الجوهري تيم پرسپو ليس مي دانند او همان كسي كه كه در اين فصل كمك مربي پرسپو ليس بود بعد سر مربي شد و بعد دو باره كمك مربي و امروز كمك مربي در تبعيد است !! لفظ كمك مربي در تبعيد نظير دولت در تبعيد است يعني مربي كه در تبعيد است و روزي باز خواهد گشت روز گذشته اگر روته مولر سري به تمرينات تيم پرسپوليس مي زد به طور حتم در س جديد ديگري را مي توانست از فوتبال ايراني ياد بگيرد او مي توانست ببيند اگر يك نفر از كادر فني را بعلت ناكارائي از كار بر كنار كنند او مي توانند توسط باشگاه هواداران خود كه به نام كانون هواداران پرسپو ليس نام گذاري شده به سرپرست و بازيكنان و ديگر اعضاي مديريتي و غير فني فحش دهند و تهديدشان كنند و فشار آورند و جو تمرين را بر هم زنند و نفس كش طلب كنند تا بار ديگر كمك مربي در تبعيد به تيم بر گردد زيرا براي بسياري از جمله بعضي از همين مربيان در تبعيد پرسپو ليس را چون ملك شخصي مي دانند كه از ارث پدري هم برايشان حلال تر است و بايد همواره از آن بهره ببرند.

3/ درس سوم مديریت فوتبال ايراني

رو ته مولر باز هم مي تواند از ذخاير دانش فوتبال ايراني بهره ها ببرد و ببيند كه در استقلال مي توان توسط نام و يا ...مدير سابق كه عضو هييت رئيسه فدراسيون فوتبال است مديريت جديد را كه با نا كارائي هايش باعث شده تيم سيز دهم همان آقاي مدير امروز قهرمان ايران شود !!را به چالش كشاند اورا مدير پرسپو ليسي بخواند به او اجازه ندهد با آرامش كار خود را ادامه دهد و براي استقلال بر نامه ريزي كند .

رو ته مولر مي تواند ياد بگيرد كه در فو تبال فارسي مدير عاملي قرمز رنگ مشغو ل يار گيري مي شو د بدو ن آن كه هيچ كس بداند او بر اساس چه سلايقي و چه در خواستي اين كار را انجام مي دهد و هيچ كس از او حق ندارد سو الي بكند و يا ....

پی نوشت: آري رو ته مولر در سهاي مديريت فو تبال فارسي ما را هم مي تواند در كلاس هاي فوق تخصصي خود در مكانهاي ديگر دنيا بهره گيرد و از هنر و هنر مندان فوتبال فارسي داد سخن گويد خوشا به حال رو ته مولر و هنر فوتبال ايراني كه نزد ما هست و بس...

نوشته شده توسط در 9:6 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1388/02/07

احساسات!(ایرنا2/7)

ديدار تيم‌هاي فوتبال پرسپوليس تهران و راه آهن شهر ري از هفته سي و چهارم و پاياني ليگ برتر درحالي برگزار شد كه از اين ديدار استقبال خوبي از سوي تماشاگران صورت نگرفته بود.

به گزارش خبرنگار ايرنا؟ هواداران كم تعدادي كه در ورزشگاه حضور يافته بودند نيز هنگام ورود بازيكنان اين تيم به ميدان، نسبت به عملكرد آنان در ديدارهاي قبلي اعتراض كردند.


* بدنبال اين موضوع هواداران به مدت دو دقيقه عليه وينگادا شعار دادند وي نيز به گمان اين كه درحال تشويقش مي‌باشند به احساسات آنها پاسخ داد.

نوشته شده توسط در 8:29 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1388/02/07

جهانبازي!!!(پارسیک2/7)

در جريان ديدار تيم‌هاي ملوان بندرانزلي و ابومسلم مشهد داور مسابقه دقايقي پس از اعلام پنالتي به سود ملوان در پي اعتراض بازيكنان ابومسلم از تصميم خود منصرف شد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) ـ منطقه خزر، در جريان ديدار امروز ملوان و ابومسلم مشهد كه در استاديوم تختي انزلي برگزار شد، يدالله جهانبازي داور ديدار در دقيقه 84 بر روي محمد حيدري مهاجم ملوان در محوطه جريمه ابومسلم اعلام پنالتي كرد كه پس از آن بازيكنان ابومسلم شروع به اعتراض به كمك داور و داور ديدار كردند و بر اين اساس يدالله جهان‌بازي پس از دقايقي صحبت با بازيكنان ابومسلم از اعلام ضربه پنالتي به سود ملوان منصرف شد و دستور به ادامه بازي داد.

به گزارش ايسنا؛ اين درحالي است كه در صورت زدن ضربه پنالتي توسط بازيكنان ملوان و پيروزي اين تيم مقابل ابومسلم،‌ تيم ابومسلم خراسان به جاي پيام به ليگ دسته اول سقوط مي‌كرد.

نوشته شده توسط در 8:25 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1388/02/02

پانزده روز(پارس فوتبال2/2)

 اين ركوردي است كه بايد به نام محمد مايلي كهن و فدراسيون فوتبال در كتاب آمارهاي گينس به ثبت برسد.

 زماني كه در شامگاه دوشنبه 17فروردين سران فدراسيون فوتبال پس از ساعت‌ها جلسه بر روي محمد مايلي كهن به عنوان سرمربي جديد تيم ملي به جمع بندي رسيدند بسياري به ديده‌ي ترديد به انتخاب فدراسيون فوتبال نگريستند. با اين حال انتخاب انجام شده بود و با وجود مخالفت هايي كه انجام شده بود همه موظف به حمايت از سرمربي تيم ملي شدند.

يك روز بعد انتقادها فروكش كرد. همه مايلي كهن را به عنوان سرمربي جديد تيم ملي پذيرفتند. قدم اول را مايلي كهن برداشت، او دست دوستي به سمت فردي دراز كرد كه سال‌ها روابطشان تيره بود. مايلي كهن در دومين برنامه‌ي تلويزيوني پس از انتخابش به عنوان سرمربي تيم ملي رو به دوربين برنامه‌ي ورزش و مردم كرد و از دايي عذرخواهي كرد.

اين حركت مايلي كهن فضا را تا حدود بسيار زيادي تلطيف كرد اما بازي با سايپا و اتفاقات حاشيه‌اي اين بازي شرايط جديدي را به وجود آورد.

...اما انتشار بيانيه‌ي تاريخي مايلي كهن خطاب به قلعه نويي فصل جديدي را در فوتبال ايران گشود. بيانيه‌اي كه تا سال‌ها بحث فوتبال ايران خواهد بود واگر روزي قرار باشد رسانه‌ها اتفاق عجيبي را گزارش كنند قطعا نقبي به اين بيانيه خواهند زد.

پس از انتشار اين بيانيه و بازتاب آن در بين مردم و رسانه ها فدراسيوني كه تنها دو هفته‌ي آرام را پشت سرگذاشته بود وارد فضاي تازه‌اي شد. از همان زمان نشست‌هاي اضطراري در فدراسيون فوتبال برگزار شد، هرچند كه برگزاري چنين جلساتي ابتدا رد شد و پس از مدتي دوباره تاييد شد. شب انتشار بيانيه، جلسه‌اي فوري در فدراسيون فوتبال تشكيل شد جلسه‌اي كه با حضور اعضاي ارشد فدراسيون فوتبال از جمله مهدي تاج و عزيز محمدي برگزار شد.

يك روز بعد در صبح دوشنبه جلسات ادامه پيدا كرد. صبح آن روز بسياري از روزنامه ها با تيتر "احتمال بركناري مايلي كهن" به استقبال جلسه‌ي مهم فدراسيون رفتند. جلسه‌اي كه اين بار با حضور محمد مايلي كهن برگزار شد.

در اين جلسه كه ابتدا در حضور تاج به صورت دو نفره برگزار شد سرمربي تيم ملي خطاب به نايب رييس فدراسيون فوتبال گفت كه من انتظار حمايت فدراسيون فوتبال را داشتم. مي خواستم  از من حمايت كنيد. تعدادي از تماشاگران استقلال در بازي با سايپا به من و خانواده‌ام توهين كردند. اما حمايتي از فدراسيون فوتبال صورت نگرفت.

او پس از اين صحبت ها و با تاكيد بر اينكه از نظرش درباره‌ي انتشار آن بيانيه كوتاه نمي آيد گفت كه دست فدراسيون براي هرگونه تغييري بازاست و تلويحا از استعفا سخن گفت. اين يك تعارف به مسوولان فدراسيون بود که صد البته از آنجا که از قدیم گفته اند " تعارف آمد نیامد دارد " فدراسیونیها بیانیه دوم او را که بنا به اعلام خود مایلی کهن استعفا نبوده است را در هوا زدند و به زور او را مستعفی کردند.

آری تنها ساعاتی بعد از برنامه دوشنبه شب 90  دومين بيانيه‌ي عجيب و نامتعارف محمد مايلي‌كهن روي سايت‌هاي خبري قرار گرفت اما، اين بار خطاب او نه امير قلعه‌نويي بلكه خودش بود. او خودش را لايق سرمربيگري تيم ملي نمي‌دانست اما منظورش به هیچ وجه استعفا نبود ولی....

... آری  اين سرنوشت مردي بود كه تنها 15 روز سرمربي تيم ملي بود و با دو بیانیه اسباب استعفای اجباری خود را فراهم کرد!

نوشته شده توسط در 8:33 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1388/01/16

افشین قطبی....

http://www.parsfootball.com/Articles/5278.html
نوشته شده توسط در 8:36 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/12/21

سوتی های گزارشگران!

**آخرین باری که نوانکو کانو پیراهن ارسنال را پوشید کی بود؟آنچه مسلم است اینکه هواداران توپچی ها خاطره حضور مهاجم نیجریه ای در لندن را از یاد برده اند پیمان یوسفی در بازی ارسنال و واتفورد 40 دقیقه ادبایور را کانو خطاب کرد و وقتی او را در جریان تماس های تلفنی مردم قرار دادند گفت(واقعا عذر میخوام اسم این اقا ادبایور است کانو دیگر در ارسنال بازی نمیکند)
**در جریان بازی سپاهان و ذوب اهن در جام حذفی از یکی از داوران قدیمی کشور به نام عرب براقی تقدیر شد . پس از سوت پایان بازی عباس بهروان دوان دوان خودش را به او رساند و گفت :*بینندگان عزیز در خدمت زنده یاد (!) عرب براقی هستیم*
**دقایق پایانی بازی برزیل و هلند در مرحله نهایی جام جهانی 98بود داور به نشانه خطا سوت زد و بهرام شفیع گفت:((و این هم سوت پایان بازی)) برزیلی ها ضربه خطا را زدند و گزارشگر به امید اینکه داور خیلی زود خاتمه بازی را اعلام کند سکوت کرد یک دقیقه هم گذشت اما داور سوت نزد شفیع هم بدون انکه خم به ابرو بیاورد سکوت را شکست و گفت ((حالا رونالدو صاحب توپ میشه ))
**اسکندر کوتی تهیه کننده برنامه ای بود به نام [جنگ فوتبال اروپا] اینکه او در این برنامه به جای پیر و جوان و پیرزن و کودک بحث میکرد به جای خود اما حکایت بررسی بازیهای لیگ هلند توسط کوتی را هرگز فراموش نمیکنیم . در جدول رده بندی 
ادامه مطلب
نوشته شده توسط در 8:17 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/12/20

افتضاح مافیای فوتبال(EMAILدریافتی!)

وقتی جایی پول باشد- خیلی هم باشد- خواه ناخواه پای فساد و باج‌گیری هم به میدان می‌آید. این را از تیتر گاه عجیب روزنامه‌ها و اینکه حتّی وقت قهرمانی کشتی‌گیران هم تیتر فوتبالی می‌زدند، می‌شد فهمید. ماجرا از تماس تلفنی یک خبرنگار با داریوش مصطفوی آغاز شد که قصد تلکه‌کردن او را داشت و تهدید می‌کرد که در صورت واریزنشدن پول  به حسابش، روزنامه‌اش( الف= ابرار یا البرز) علیه پرسپولیس موضع تندی خواهد گرفت؛ مصطفوی با تیزهوشی مکالمه را ضبط کرد و برای سعیدلو فرستاد و این نوار، رفت و رفت تا به دست احمدی‌نژاد رسید و وقتی او دستور پی‌گیری داد، پای نهادهای امنیّتی از جمله مأموران اطّلاعات ناجا هم به میان کشیده شد. 

پس از شکایت برخی ورزشکاران و مدیران( از جمله ساکت و واعظ آشتیانی) ناصر احمدپور( سردبیر روزنامه خبر ورزشی)، مهدی هژبری( مدیر اجرایی روزنامه نود)، حامد قاسمی (نویسنده روزنامه البرز ورزشی) و احد علوی( خبرنگار روزنامه‌ی گل) تا کنون دستگیر شده‌اند و فردی به نام (الف. ظ) که در اجرای یکی از برنامه‌های ورزشی هم دستی داشته و از کار برکنار شده است.

گله‌گزاری‌های امیر عابدینی از داوری‌ها را که به خاطر دارید؟ جهان ورزش نوشته است: با این که در ماجرای دستگیری روزنامه‌نگاران هنوز پای داوران به میان نیامده، امّا گفته می‌شود داوری‌های جهت‌دار و غیرمنصفانه در لیگ فوتبال توسط چند نفر از ورزشی‌نویسان پرنفوذ برنامه‌ریزی و هدایت می‌شود. در ابتدای لیگ گذشته یکی از مدیران باشگاه‌های لیگ برتری در گفت‌وگویی خصوصی از این امر شکایت داشت. او که تیمش یکی از مدعیان قهرمانی بود، می‌گفت جدولی از خدمات پشت پرده‌ی داوری در اختیار او قرار گرفته که در قبال مبالغ بسیار بالا قضاوت بازی‌ها به نفع یک تیم مشخص انجام شود. جالب این که در این جدول اشاره شده بوده که حتی برای سوت نزدن مغرضانه علیه تیم هم باید مبلغی پرداخت شود!

همین هفته فرهاد کاظمی( کسی که بیشتر افراد دوپینگی از تیم‌های او بوده‌اند) در برنامه‌ی نود در حالیکه برافروخته شده بود، می‌گفت من اگر بگویم به ورزشکار بیا ناندرولون بزن او هم باید بزند؟ خوب طبعاً او اسم دوپینگ را نمی‌آورد بلکه به اسم ویتامین و مواد مکمّل چنین کاری را می‌کرد؛ شاه‌حسینی تا خوب جایی پیش رفته بود و به صراحت گفته بود که دست از سر کاظمی و مربّی بدنساز معروفش که استاد تزریق‌های مشکوک بود، برنمی‌دارد ولی با آمدن شریفی ظاهراً همه نفسی به راحتی کشیده‌اند.

داوری‌های عجیب، گل نزدن‌ یا خوب بازی نکردن برخی بازیکنان در بعضی بازی‌های خاص، دلّال‌های بی‌نام و نشانی که سودهای چندصدمیلیونی می‌برند، فوتبال را به تجارتی سیاه بدل کرده‌اند. یکی از همین دلّال‌ها( خشایار محسنی) که با کلاه‌گذاشتن سر هدایتی و پروین از ایران گریخته بود و می‌گفتند پروین به خونش تشنه است، تیم دی استرادای اسلوواکی را در اختیار گرفته و الآن محمّد پروین در همان تیم بازی می‌کند! گروهی از بازیکنان دیپورت شده‌ی فوتبال ایران مانند ساها بازیکن سابق پرسپولیس هم در همان تیم هستند و البتّه مربّی چنین نوابغی کسی جز ورنر لورانت ( مربّی فراری سابق سایپا) نمی‌تواند باشد.

از فوتبالی که جادوگران را برای برد و باخت به خدمت می‌گیرد و مدیرانش در دروازه‌ی استقلال- در بازی دربی- به دنبال سر خروس ( راز گل نخوردن طالب لو!) می‌گردند، بیش از این انتظار نمی‌رود. دو سه سال پیش شاهد افتضاح در لیگ ایتالیا بودیم؛ باید منتظر شد و دید که نظام قضایی ایران تا چه حد شجاعت و امکان پیش‌روی و افشاگری مفاسد فوتبال ایران را دارد. ایران‌دخت نوشته است که یکی از بازیکنان پرسپولیس گفته از وقتی بگیربگیرها شروع شده، تماس‌های خبرنگاران باج‌گیر هم قطع شده است. 

باید دید که به فردوسی‌پور و برنامه‌ی نود این هفته، اجازه‌ی پرداختن به این موضوع را می‌دهند یا نه؛ گرچه شاید به دلیل ادامه‌داشتن تحقیقات و بازپرسی و صادرنشدن حکم، طرح آن در یک برنامه‌ی تلویزیونی مقدور نباشد. 
نوشته شده توسط در 10:28 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/12/13

آقايان سايه تان مستدام باد(اعتماد12/13)

درس هايي از بازي اينترميلان- رم


صدرا بکتاش

بازي اينترميلان- رم که يکشنبه شب در چارچوب رقابت هاي سري A ايتاليا برگزار شد، حاوي چند نکته مهم و اساسي بود که بد نيست يک بار آنها را با هم مرور کنيم.

4- اينترميلان تيم صدرنشين رقابت هاي اين فصل باشگاهي ايتاليا، در ورزشگاه خانگي و پيش چشم هواداران در همان نيمه نخست با دو گل از رم عقب افتاده است. با اين حال هواداران تيفوسي اينتر نه عليه سرمربي و بازيکنان شعار مي دهند، نه ماسيمو موراتي را به اتخاذ تصميم «حيا کن- رها کن» تشويق مي کنند و نه در حمايت از مانچيني و هکتور کوپر سخني بر زبان مي آورند.

3- نيکلا ريتزولي هرچقدر هم که داور بي قصد و غرضي باشد، هنگام اعلام پنالتي به سود اينتر دچار اشتباه شد. تشخيص پنالتي نبودن اين صحنه حتي بدون داشتن مدرک پيش دبستاني هم امکان پذير بود. با اين حال بعيد است آقاي ريتزولي پس از تماشاي صحنه آهسته اين اتفاق، همچنان مصرانه روي اشتباهش پافشاري کرده يا حتي بازيکنان رم را براي تاييد نکردن تصميمش به دليل داشتن مدرک سيکل يا ديپلم به بي سوادي محکوم کند.

2- اسپالتي سرمربي رم با آن سر طاس قيافه غلط اندازي دارد. او با اينکه مي داند داور به اشتباه عليه رم اعلام خطاي پنالتي کرده است نه به نشانه اعتراض وسط زمين مي دود و نه به دروازه بان تيم دستور مي دهد کنار ديرک دروازه بايستد. او حتي در پايان بازي و در جريان کنفرانس مطبوعاتي جرياناتي چون «سوت هاي مشکوک» و «دوست ندارند من قهرمان شوم» را مطرح نمي کند.

1- خوشبختانه ژوزه مورينيو نيازي به معرفي ندارد. همه به خوبي او را مي شناسند. سرمربي اينتر در حالي که تيمش به تغيير جريان بازي محتاج است، هرنان کرسپو مهاجم آرژانتيني اش را به عنوان بازيکن جايگزين روانه زمين مي کند. هرنان کرسپو هم به جاي اينکه توپ را در محوطه جريمه خودشان با دست لمس کند و يک پنالتي بادآورده به حريف هديه بدهد، بلافاصله پس از ورود به زمين توپ را به تور دروازه رم مي چسباند تا ورق به سود تيم خودش برگردد.
نوشته شده توسط در 10:57 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1387/09/17

صبحانه(روزنامه گل)

مثل خيلي از اتفاقات... ناگهان محمد مايلي‌كهن به‌عنوان سرمربي سايپا، درست همان جايي كه دايي به تازگي افزايش اختيار داشته، مشغول به كار شد.
تصور صدور چنين حكمي براي بزرگترين منتقد دايي كه به تازگي حكم دادگاه عليه‌اش صادر شد، در مخيله هيچ كارشناس و حتي پيشگويي در فوتبال نمي‌گنجيد اما گفته مي شود جريان سرمربيگري يك فصل و نيمه مايلي‌كهن در سايپا بيشتر از آنكه جنبه فوتبالي داشته باشد بنا به دلايل سياسي بوده است.
ديدار غير منتظره مايلي‌كهن و دكتر احمدي‌نژاد در نمايشگاه مطبوعات سبب مي‌شود تا رييس جمهور به حامي دوران انتخابات رياست جمهوري‌اش وقت ملاقات بدهد وبقيه ماجرا...
مايلي‌كهن در آن دوران به‌طور علني از رياست جمهوري احمدي‌نژاد حمايت كرد. 6:00 صبح چهارشنبه گذشته مايلي‌كهن صبحانه را با رييس جمهور صرف كرد و تمام اتفاقاتي كه در اين مدت برايش رخ داده بود را با همان صراحت لهجه و البته به شكلي كه به نفع خودش بود، تعريف مي‌كند.
علاقه رييس جمهور به فوتبال در طول دوران رياست دولت نهم بارها نمود پيدا كرده و اين ديدار هم در نهايت منجر به حضور ميالي‌كهن در سايپا شد.
رييس جمهور از سرمربي سابق تيم‌ملي گلايه‌هايي را هم در خصوص مصاحبه‌هايش در برخي رسانه‌هاي خارجي و انتقاداتش از سازمان ورزش مطرح مي‌كند؛ جلسه چهارشنبه صبح در نهايت بنا به گفته منابع آگاه منجر به تماس با مهرداد بذرپاش مي‌شود. در اين تماس به بذرپاش گفته مي‌شود، مايلي‌كهن را براي اعاده حيثيت سرمربي سايپا كنيد. مدير‌عامل گروه خودروسازي سايپا بدون هيچ توضيحي به هيات مديره اعلام مي‌كند حكم سرمربيگري مايلي‌كهن را امضا كنند.واين البته حق نفر اول كارخانه است.
اين اتفاق در حالي رخ داد كه باز هم نبود علي دايي به دليل سفر زيارتي مكه عامل اصلي در تصريح حكم مايلي‌كهن شد.
نزديكان دايي مي‌گويند، عضو هيات مديره سايپا در تماس با بذرپاش اعلام كرده از عضويت هيات مديره كناره‌گيري خواهد كرد و طي روزهاي آينده نامه كتبي استعفايش را خواهد فرستاد.
گفته مي‌شود صبح ديروز جلسه هيات مديره به‌طور صوري تشكيل مي‌شود، جواد منافي و رضا فروزاني بدون دليل از باشگاه اخراج مي‌شوند و ديگر خبري از ادامه همكاري آنها نخواهد بود.
البته در اين ميان برخي از اعضا اعتراضاتي مي‌كنند كه با شنيدن اصل ماجرا ترجيح مي‌دهند سكوت كنند اما نزديكان دايي خبر يك مصاحبه تند از سوي دايي را دادند.
نوشته شده توسط در 9:0 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/07/29

چاره يي نيست(اعتماد7/29)



اميرحسين ناصري
کنار خيابان ايستاده يي و منتظر تاکسي هستي. دو جوان سوار بر اتومبيلي کنار پايت مي ايستند، مسيرت را مي پرسند و تو با مکث (که کسي مثلاً با بي ام و مدل 2008 مسافرکشي نمي کند) مقصدت را مي گويي؛ «بپر بالا،» هاج و واج مي ماني اما به سمت در عقب مي روي، دستت را که به سمت دستگيره در مي بري... پا روي پدال گاز مي گذارد و مي رود، در همين حين صداي قهقهه يي را از داخل اتومبيل مي شنوي. راستي تفاوت ما با کسي که اين گونه دست مي اندازندش چيست،وقتي که افشين قطبي مي گويد؛ «شما خبرنگارها آنقدر گفتيد که همه را توهم برداشته که دفاع پرسپوليس مشکل دارد.» وقتي هفته پيش براي بار اول در مصاحبه مطبوعاتي اش اين جمله را گفت، همه تصورشان اين بود که احتمالاً به خاطر تسلط نداشتن اش بر زبان فارسي به انگليسي فکر کرده و در برگردان به فارسي اشتباه کرده. گذشت تا او ديروز دوباره اين جمله را به يک خبرنگار، وقتي آماده مي شد وارد جلسه با مصطفوي شود، تکرار کرد. اين جمله يعني کسي در فوتبال نمي فهمد که دفاع پرسپوليس مشکل دارد، هيچ مربي نقطه ضعف پرسپوليس را نديده است. آناليزورهاي فوتبال ايران درکي از نقطه ضعف ندارند و حتماً در دو هفته اخير کسي متوجه نشده است که پرسپوليس در دو بازي هفت گل خورده است و اين خبرنگاران بوده اند که به همه توهم داده اند که پرسپوليس در دفاع ضعف دارد. وقتي قطبي اين گونه اظهارنظر مي کند بايد تفکر غلط اول را اصلاح کرد که او برگردان انگليسي به فارسي اش ايراد دارد. در واقع بسياري از حرکات عجيب قطبي در چند هفته گذشته هيچ ارتباطي به اين مساله ندارد، اما يک اصلاح ديگر نيز نياز است. قطبي اگر معتقد است دفاع پرسپوليس مشکل ندارد و اين بحران ساخته ذهن توهم زاي خبرنگاران است يا بايد به آنچه 70 ميليون نفر مي بينند و تحليل مي کنند و مربيان ديگر تيم هاي ليگ برتري از همين توهم به پرسپوليس ضربه مي زنند شک کرد يا به ذهن افشين قطبي که مدام از يک نقطه ضربه مي خورد و مدعي است نخورده. خب يک راه سوم نيز هست. بنشيني و با خود فکر کني که نکند دستت انداخته و چند لحظه بعد به حماقت و سادگي ات مي خندد. براي اينکه از عقده دست انداخته شدن خلاص شوي، فکرت را منحرف کن. او تو را، من را و همه ما را دست انداخته تا ثابت کند آدم باهوشي است، مثل آوردن مارکو دستيار برزيلي اش که بيش از سه هفته به خاطر مرگ پدرش در برزيل ماند يا به خاطر ندادن خانه اش يا دي کارمو که مهاجم درجه 2 ايراني را بهتر از او که 470 هزار دلار گرفته مي بيني. سعي مي کني به موضوع ديگري فکر کني تا حداقل از عذاب دست انداختن قطبي خلاص شوي. چه بايد بگويي؟ دفاع پرسپوليس مشکلي ندارد، مارکو آدم احساساتي است پس مي تواند تا چهلم پدرش در برزيل بماند و دي کارمو همان مهاجم رويايي ماست که قرار است جاي خليلي را با اين بازي پر کند. سعي مي کني صداي خنده را نشنوي، چاره چيست؟
نوشته شده توسط در 10:42 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1387/07/20

سرباز! (اعتمادملی7/20)

 سيامک رحماني

علي كريمي تنها با دو هفته درخشش در ليگ برتر ايران به تيم ملي دعوت شد. در حالي كه همه از مشكلا‌ت علي دايي با او مطلعند و مي‌دانند كه چرا پيش از اين در فهرست دعوت‌شدگان به تيم ملي نامي از او نبود و چرا حالا‌ كه با گل‌هايش مورد حمايت هواداران پرسپوليس قرار دارد، به اردوي ملي دعوت مي‌شود. پس عجيب نيست كه كريمي به اين دعوت پاسخ رد مي‌دهد و نارضايتي‌اش را از بي‌توجهي‌هاي گذشته علني مي‌كند. عده‌اي بر اين باورند كه كريمي در اين وضعيت دشوار، كه تيم ملي براي صعود به جام‌جهاني نياز به تمامي نيروهايش دارد، بايد كوتاه بيايد و به تيم ملي برگردد. عده‌اي نيز گمان مي‌كنند با توجه به بي‌محلي‌هاي گذشته، بايد حرف كريمي را فهميد و به او حق داد كه از تيم ملي كنار بكشد.
 

اگرچه همه تاييد مي‌كنند كه شماره 8 طلا‌يي پرسپوليس با اين كيفيتي كه در بازي‌هاي اخير از او ديده‌ايم مي‌تواند در لحظات حساس ديدارهاي ملي و در بازي مقابل كره‌شمالي گره‌گشاي كار باشد و به داد علي دايي و ما برسد اما نكته در اين ميان، نه آمدن يا نيامدن كريمي، بلكه برخوردي است كه با قهر او و امثال او مي‌شود. متاسفانه در ساعت‌هاي گذشته، جمله‌اي كه در پاسخ به كناره‌گيري كريمي، از مسوولا‌ن شنيديم جاي تامل بسيار داشت؛ اينكه كريمي بايد نسبت به سرنوشت تيم ملي احساس مسووليت كند و مثل يك سرباز در خدمت تيم ملي باشد. چنين توصيه و اندرزي پربيراه نبود اگر نمي‌ديديم آنچه را كه در سال‌هاي اخير پيرامون تيم ملي ديده‌ايم و همچنان مي‌بينيم. بله همه بازيكنان بايد همچون سرباز در خدمت تيم ملي باشند اما سوال اين است كه اين حكم تنها براي بازيكنان صادق است و شامل حال ديگران نمي‌شود؟ سوال اين است كه آقاي علي دايي سرمربي محترم تيم ملي نبايد مثل يك سرباز - تو بگو سردار- در خدمت تيم ملي باشد؟ تيم ملي امروز اسپانسر ندارد و به جاي آن بايد پيراهني با مارك دايي به تن كند و هزينه‌اش را بپردازد؛ آيا چنين رفتاري با تيم ملي مسوولا‌نه و از سر دلسوزي است؟ اينكه تيم ملي فوتسال نيز بايد چنين لباسي را مي‌پوشيد و به خاطر آن دچار مشكل مي‌شد، اين شائبه را به وجود نمي‌آورد كه كسي يا كساني به جاي در نظر گرفتن مصالح ملي به منافع شخصي خود مي‌انديشند؟ سرمربي تيم ملي در تمام ماه‌هاي حضورش در تيم ملي نشان داده است كه تسويه‌حساب‌هاي شخصي را فراموش نكرده است؛ به مناسبات خود ارج بسياري مي‌گذارد و حتي اينها را بر سرنوشت تيم ملي فوتبال ارجح مي‌داند؛ اين نكته را مي‌شود از بازيكناني كه به تيم ملي دعوت نشدند - و خيلي‌هايشان همچنان دعوت نمي‌شوند- فهميد و از سايپايي‌ها كه جاي ثابتي در فهرست ملي‌پوشان داشتند. در اين‌باره علي دايي حتي معتقد بود كه در حق بچه‌هاي سايپا اجحاف مي‌شود و اين تيم بايد 7 بازيكن در تيم ملي داشته باشد. براي پي‌بردن به درستي ادعاي سرمربي تيم ملي و عضو هيات‌مديره باشگاه سايپا، نگاهي به بازي‌هاي اين تيم، نتايج و رتبه‌اش در ليگ كفايت مي‌كند اما در همه اين احوال ما نشنيده‌ايم يكي از آقايان به علي دايي تذكر بدهد كه مسوولا‌نه رفتار كند و مثل سرباز در خدمت تيم ملي باشد. علي دايي پيش از اين نيز فرمان به تعطيلي مسابقات باشگاهي داد و برخي از مديران در كنار او قرار گرفتند و در جواب معترضان گفتند كه همه بايد در خدمت تيم ملي باشيم و به موفقيت اين تيم اولويت بدهيم. در آن روزها هيچ كس خاطرات گذشته را مرور نكرد و روزهايي را كه علي دايي در منصب يك مربي باشگاهي براي تيم ملي تره خرد نمي‌كرد را به ياد نياورد؛ زماني را كه تيم سايپا با مربي‌اش علي دايي همزمان با تيم ملي در اردوي كيش به‌سر مي‌برد و قرار بود تيم قلعه‌نويي مهم‌ترين بازي دوستانه سال‌هاي اخيرش را در برابر تيم ملي مالي انجام دهد. در آن روزها جناب آقاي سجادي، مسوول ورزش كيش (كه امروز مديرعامل سايپا و همكار آقاي دايي هستند) از دايي خواست تا با تعويق يا جابه‌جا كردن يكي از تمرينات تيمش از ورزشگاه اصلي كيش، به تيم ملي اجازه بازي مقابل مالي را بدهد. آقاي دايي در آن هنگام با اين پاسخ كه من مسوول تيم خودم هستم و تيم ملي به من مربوط نيست، قدمي در مقابل تيم ملي كوتاه نيامد. بازي ايران مقابل مالي به دليل شرايط نامساعد زمين پس از تمرين سايپا انجام نشد. روزها گذشت تا دايي به نيمكت تيم ملي برسد و همگان را به خاطر حمايت نكردن از تيم ملي به باد انتقاد بگيرد. ماجراي كيش كه يادتان نرفته آقاي دايي؟ ما حتي نشنيده‌ايم كسي از اساتيد، مديران فدراسيون فوتبال را خطاب قرار دهد و آنها را به خاطر ناتواني‌شان در استخدام يك سرمربي بزرگ براي تيم ملي و برگزاري مسابقات تداركاتي مناسب به رفتاري مسوولا‌نه دعوت كند. يادمان نرفته است كه رئيس سازمان ورزش ايران فوتبال ملي را تا پاي تعليق برد چرا كه دلش نمي‌خواست كسي چون صفايي‌فراهاني را در كميته فني فدراسيون ببيند و دلش مي‌خواست رياست فدراسيون را مال خود كند و... اما نديديم هيچ يك از كساني را كه امروز براي تيم ملي دلسوزي مي‌كنند و از علي كريمي مي‌خواهند سرباز باشد، تذكري به رئيس سازمان بدهند. ‌ تفاوتي نمي‌كند. علي كريمي شايد به درخواست‌ها پاسخ بدهد و برگردد، شايد هم پاها را در يك كفش كند و نيايد اما لا‌زم است بزرگواران اندرزگو كمي با خود بينديشند كه آيا از خودگذشتگي و حميت ملي براي همه واجب است يا تنها مي‌شود بر سر يك بازيكن فوتبال فرياد كشيد كه سرباز باشد.

نوشته شده توسط در 9:50 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1387/07/14

قلعه ی نو!!!(از وبلاگ ها)

دو چهره شرم آور از امیر قلعه نویی در دقیقه( ۰ و ۹۰ ) در داربی ۶۵

 

 

امیر قلعه نویی سرمربی تیم استقلال روز گذشته دو چهره متفاوت و شرم آور از خودش نشان داد و به همگان ثابت کرد که انسان ناسپاس و جوگیری هست چرا که دیروز همانطور که در عکس بالا می بینید قبل از شروع بازی افشین قطبی با یک لوح از وی قدر دانی کرد (خودم هنوز نمی دانم قطبی با چه نیت و فکری برای این آدم معلوم الحال این کار را کرد که البته باشگاه پرسپولیس باید جوابگو باشد) و سرمربی آبی پوشان هم در پایان بازی در اثر فشار بازی و گل زیبا و حرفه ای علی کریمی با عنوان کردن این جمله که  " افشین قطبی کسی نیست که درباره من حرف بزند " در قبال این حرف قطبی که گفته بود استقلال در نیمه دوم بیشتر دقایق در لاک دفاعی بود، قدردانی جالب توجه ای از کار افشین قطبی در آغاز مسابقه انجام داد.که اگر غیر از این می بود باید از رفتار این آدم متعجب می شدیم. 

اماای  کاش لااقل حاشیه ها و رفتار دور از شان سرمربی تیمی همچون استقلال به همین جا ختم می شد و به این دل خوش می کردیم که ظرفیت امیر قلعه نویی تحت فشار بازی همین قدر است اما این یک خیال باطل بود چرا که این مربی که تیمش در کل 45 دقیقه نیمه دوم با دفاع کردن از یک گل، که در فوتبال هیچ ضمانتی برای حفظ آن نیست در همین آرزو بود که در برابر فشار تیم پرسپولیس دوام بیاورد و با شکوهی جالب توجه در پشت میز کنفرانس حاضر شود و با عقده گشایی خودش و نه تیمش را با گفتن جمله کلیشه ای همیشگی " خدا را شاکرم " به عرش برساند.اما یک اشتباه از بازیکن تعویضی استقلال که مامور مهار مستقیم علی کریمی بود که آنهم در فوتبال اجتناب ناپذیر است کافی بود تا این آدم از عرش به چمن ورزشگاه آزادی در آخرین دقایق سقوط کند ( آن را گاز بگیرد !! ) و همانطور که در عکس دوم می بینید بدون توجه به شخصیت بازیکن خودش و احترام به هوادارانی که در ورزشگاه حاضر بودند فقط و فقط برای ارضای روانی و خودخواهی خودش حاضر شد این گونه بازیکن تیمش را در حضور همگان تحقیر کند. 

آقای قلعه نویی شما اگر جای اوتمار هیتسفیلد در بازی رویایی 1999 در فینال جام باشگاههای اروپا بین بایرن مونیخ - منچستر  بودید که در کمتر از دو دقیقه بعد از دقیقه 90 قهرمانی را از دست داد بودید چه می کردید. 

نه !! شما حتی لیاقت مقایسه شدن را هم در این سطح ندارید.شما را باید با آن دسته از نامربیانی مقایسه کرد که فهم و درک درستی از آموزگار بودن ندارند و فقط به فکر تمایلات شخصی خودشان هستند نه احترام به شخصیت دیگران

نوشته شده توسط در 10:29 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/06/05

گاو خشمگين(اعتماد6/5)



1- نمايشي در کار نيست. تکواندوکار کوبايي خيلي جدي داور مسابقه را نشانه رفته و فنونش را روي او اجرا مي کند. چرا؟

2- تکواندوکار کوبايي عصباني است. او مي توانست کاروان ورزشي کوبا را صاحب يک مدال برنز بکند که نتوانست. داور نقشي در مدال نگرفتن آنگل ماتوس عصباني نداشته، مصدوميت باعث شکستش شده.

3- گويا آنگل ماتوس وسط مسابقه اش با حريف قزاقستاني مصدوم مي شود و مدت زمان مداوايش بيش از آن مدتي که قانون مشخص کرده، طول مي کشد. داور به او و تيمش تذکر مي دهد و دست آخر، حريف قزاق را برنده اعلام مي کند. آنگل عصباني سراغ داور مي رود و آنچه در عکس مي بينيد اتفاق مي افتد. ماتوس تا پيش از مصدوميت از حريف جلو بوده.

نکته 1؛ کاروان کوبا پيش از اين مسابقه 24 مدال طلا، نقره و برنز گرفته بود. با اين برنز هم اتفاقي براي آنها نمي افتاد. کوبا روي پله دوازدهم رده بندي المپيک ايستاده است.

نکته 2؛ رئيس فدراسيون جهاني تکواندو براي آنگل ماتوس تقاضاي جريمه کرده است. نه تنها براي ماتوس که براي مربي اش.

نوشته شده توسط در 9:29 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/05/30

پکن

نوشته شده توسط در 1:51 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/05/29

شكست مطلق (هيوا يوسفي-اعتمادملی5/29)

فارغ از اينكه امروز در دو وزن و فردا و پس‌فردا در پنج وزن ديگر كشتي آزاد چه اتفاقي مي‌افتد، فارغ از اينكه ساعي، نادريان و سارا خوش‌جمال‌فكري در تكواندو چه خواهند كرد، يا رشيد شريفي با وجود انتخاب ديرهنگامش به جاي حسين رضازاده مي‌تواند ما را شگفت‌زده كند يا نه، فارغ از هر نتيجه‌اي خوب يا بد، بايد بپذيريم كه ورزش ايران در المپيك 2008 پكن شكست خورده است. ‌ ما شكست خورديم چون به مانند هميشه و البته بدتر از هر دوره ديگري درك درستي از آنچه انتظارمان را مي‌كشيد نداشتيم. شكست خورديم چون المپيك را نمي‌شناختيم اگرچه از 1948 جز دو دوره 1980 مسكو و 1984 لس‌آنجلس هر چهار سال يك بار تجربه‌اش كرده بوديم.
 

حريفانمان و بدتر از آن حتي ورزشكاران خودمان را هم نمي‌شناختيم. ماه‌ها و سال‌ها شعار داده بوديم كه به اندازه همه 30 سال گذشته كار كرده‌ايم. المپياد ايرانيان را با آن كيفيت نازل و رقت‌بار برگزار كرده و ادعا كرده بوديم كه حالا‌ مي‌توانيم المپيك را ميزباني كنيم. ‌ ما خواب بوديم وقتي ديگران بيدار بودند و شعار مي‌داديم وقتي آنها سخت كار مي‌كردند. چين كشوري كه جواد خياباني، مجري ويژه‌برنامه خسته‌كننده تلويزيون، موفقيتش در ميزباني المپيك را با ايران تقسيم مي‌كند با اين بهانه كه هر دو آسيايي هستيم، تا پايان روز دهم المپيك با 39 طلا‌ 14 نقره و 14 برنز دنيا را پشت‌سر گذاشته است. حكومت چين هم به مانند ايران به دلا‌يلي در دهه‌هاي اخير با دنياي غرب سر جنگ داشته است. شباهت‌هاي ديگري هم بين ايران و چين وجود دارد اما بي‌ترديد هيچ شباهتي بين ورزش ما و آنها نيست.آنها از دو دوره پيش بازي‌هاي المپيك تصميم گرفته بودند در پكن 2008 قهرمان شوند و شدند. ما اما سال‌ها است آرزوهايمان در مرز صعود ورزشكاري از رشته‌هاي پرمدالي چون شنا، ژيمناستيك و تيراندازي به المپيك محدود شده است. تنها در تيراندازي چين 5 طلا‌، در شيرجه كه براي ما رشته‌اي ناشناخته است 5 طلا‌ و در ژيمناستيك 7 طلا‌ گرفته است.سهم زنان چيني از موفقيت ورزش اين كشور در المپيك حتي بالا‌تر از مردان بوده است. آنها 23 طلا‌، 7 نقره و 10 برنز گرفته‌اند، در حالي كه مردان اين كشور تا عصر ديروز فقط 16 طلا‌، 7 نقره و 3 برنز گرفته بودند. اين موفقيت را مقايسه كنيد با ورزش زنان ايران كه پس از سال‌ها درگيري با محدوديت‌هاي عجيب، در المپيك پكن براي اولين بار بيش از يك نماينده دارند.

فارغ از اينكه كشتي‌گيران آزاد و تكواندوكاران ايران در روزهاي آينده پيروز مي‌شوند يا شكست مي‌خورند، ورزش ايران در المپيك پكن شكست خورده است. پيش از المپيك پكن هم شكست خورده بود. حتي اگر همه آن مرداني هم كه فكر مي‌كرديم مدال مي‌گيرند و نگرفتند، روي سكو مي‌رفتند چيزي تغيير نمي‌كرد. چند مدال بيشتر يا كمتر، چند پله پايين‌تر يا بالا‌تر، چه فرقي مي‌كرد جز اينكه در آن صورت همچنان مديران ورزش شعار مي‌دادند، مقابل دوربين‌هاي تلويزيوني مي‌ايستادند، سينه سپر مي‌كردند، باد به غبغب مي‌انداختند و داستان‌ها مي‌گفتند از اينكه چه كردند كه اين‌گونه شد؟ و حالا‌ هر يك در گوشه اي پنهان شده اند!
نوشته شده توسط در 11:9 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1387/04/16

دايی(اعتماد4/16)



دومين دوره آموزشي مربيگري حرفه يي فوتبال AFC روز گذشته با حضور 23 مربي از ايران، بحرين و کويت در محل هتل المپيک تهران آغاز شد. اريش روته مولر مدير فني فدراسيون فوتبال آلمان از سوي کنفدراسيون فوتبال آسيا به عنوان مدرس اين دوره مشغول تدريس است. نکته جالب توجه اين کلاس به محمد مايلي کهن باز مي گشت که حاضر نشده بود با مارک توليدي « دايي» روي پيراهنش در اين کلاس شرکت کند. اين در حالي بود که ساير شرکت کنندگان روي پيراهن خود مارک توليدي «دايي» را داشتند اما روي پيراهن مايلي کهن اين مارک ديده نمي شد. محمد مايلي کهن و علي دايي مدت هاست به خاطر برخي مسائل با يکديگر اختلاف نظر دارند که حتي کارشان به دادگاه نيز کشيده شده است.

نوشته شده توسط در 12:31 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/04/12

حال شما خوب است؟ ( سيامك رحماني-اعتمادملی12/4)

 

دیروز خبررسيد كه فيروز كريمي نمي‌تواند در باشگاه استقلا‌ل اهواز مربيگري كند. هيچ‌كس دليلي براي اين خاتمه همكاري- آن هم در حالي كه هنوز كار شروع نشده بود- ارائه نمي‌كند. مسوولا‌ن باشگاه اهوازي از توضيح دادن طفره مي‌روند و كدهايي مي‌دهند كه نظر همه را به سمت سازمان تربيت‌بدني بر‌مي‌گرداند؛ حالا‌ همه به ياد برنامه مثلث شيشه‌اي افتاده‌اند و صراحت لهجه فيروز‌كريمي را دليل بركناري‌اش عنوان مي‌كنند. فيروز‌كريمي در آن برنامه گفت، علي‌آبادي مدير خوبي است اما براي شهرداري! همان وقت هم خيلي‌ها پيش‌بيني كردند كه اين حرف براي فيروزخان خوش‌يمن نخواهد بود.  

عجيب است كه پيش‌بيني‌ها درست از آب در‌آمد. مثل آن باري كه ايمان مبعلي روي پاي علي دايي تكل خشن رفت و ما در يك روزنامه ورزشي برايش تيتر زديم: <خدا به او رحم كند!> از آن به بعد مبعلي هم ديگر به تيم ملي دعوت نشد، مثل شيث رضايي كه همه مي‌دانستند بعد از درگيري با دايي در ميدان، ديگر به تيم ملي نمي‌آيد و ديگر نيامد. عجيب است كه اين پيشگويي‌ها همه درست از آب در مي‌آيد؛ همه هم بي‌دليل. اين بار هم ماجرا البته ربطي به نظر آقاي علي‌آبادي ندارد و تا جايي كه شنيده‌ايم سخنگوي سازمان هم گفته‌اند آقاي رئيس خودش را داخل اين ماجراها نمي‌كند. البته آقاي علي‌آبادي در زمان تعليق فدراسيون فوتبال هيچ ابايي نداشتند از اينكه بگويند زير بار اعمال فشار فيفا نمي‌روند و فوتبال بايد زير بليت دولت بماند. اگرچه ما همان موقع هم ترديد نداشتيم كه اين دولتي بودن فوتبال فقط براي حفظ ظاهر بود و هيچكس قصد <دخالت> نداشت، يعني حتي زماني كه تمام استاديوم، انصاري‌فرد را تشويق مي‌كردند و كاشاني به جايش منصوب شد هم كسي ظن دخالت دولت را نبرد. خدا را شكر كه حالا‌ هم آقاي علي‌آبادي مي‌گويند اين نظر رئيس‌جمهور بوده كه كاشاني بيايد و سازمان ورزش به عنوان ابواب جمعي دولت فقط به وظيفه‌اش عمل كرده است. خدا را شكر كه اين وسط دخالتي صورت نگرفته، همانطور كه وقتي عده‌اي مي‌گويند به باشگاه‌ها دستور داده شده از آوردن مربي خارجي صرف‌نظر كنند همه ما آن را فقط مصلحت‌سنجي‌اي مي‌دانيم به نفع ورزش. كيست كه فكرش دنبال دخالت و سليقه و اين حرف‌ها برود؟ در انتخابات فدراسيون فوتبال، همه اعضاي مجمع راي‌هايي را كه به نفع رقيب آقاي علي‌آبادي بود پس گرفتند تا اعلا‌م كنند تنها از ايشان به عنوان نامزد برتر حمايت مي‌كنند؛ آيا جز اين بود كه كمي با خودشان خلوت كرده بودند و به نتايج تازه‌اي رسيده بودند؟ آيا كسي شك دارد كه علي دايي از ابتدا سرمربي مورد نظر تيم ملي بوده و بدون هيچ اعمال نظر و سليقه‌اي حكم‌اش اعلا‌م شده؟ آيا كسي بدگمان است؟ هرگز. اين بار هم همين است. فيروز كريمي در تيم استقلا‌ل اهواز سرمربي نخواهد بود و اين هيچ ارتباطي به هيچ چيز ندارد. اگر مسوولا‌ن باشگاه نمي‌خواهند حرفي در اين‌باره بزنند، مشكل خودشان است و نبايد فكر بد كرد. ‌

يك تكمله نامربوط: سوال ما از رئيس ورزش ايران اين است كه چرا جز در برنامه‌هاي صدا و سيما و مراسم رسمي به پرسشي پاسخ نمي‌دهند. در تمام سال‌هاي حضور آقاي علي‌آبادي در ورزش نديده‌ايم ايشان در مصاحبه‌اي حاضر شوند و شبهه‌اي را برطرف كنند. اين همان كاري است كه سخنگوي سازمان ايشان هم در پيش گرفته و به كسي پاسخگو نيست. حتي وقتي تلويزيون تريبون مي‌دهد و دعوت مي‌كند كه كسي براي پاسخ دادن به صفايي‌فراهاني در برنامه حاضر شود، دوستان نيستند و تنها به اضطرار، آن هم براي پاسخ دادن تلفني روي خط مي‌آيند. در حالي كه حتي رئيس‌جمهور هم هر از چندي در كنفرانس‌هاي خبري حاضر مي‌شود، رئيس سازمان ورزش ظاهرا دليلي براي پاسخگويي نمي‌بيند و هر درخواست مصاحبه‌اي را رد مي‌كند. هيچ‌كس شكي در درست بودن تصميمات ايشان ندارد و كسي نمي‌گويد كه خداي ناكرده سازمان مربوطه در جزءجزء مسائل مربوط به فوتبال و ورزش‌هاي ديگر دخالت مي‌كند، اما شايد كسي بخواهد حال ايشان را بپرسد كه براي آن هم دسترسي به ايشان ممكن نيست. وقتي به هيچ چيز جواب نمي‌دهيد به ما حق بدهيد كه كمي نگران شويم آقاي علي‌آبادي! راستي حال شما خوب است؟
نوشته شده توسط در 9:6 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/03/01

وقتي آقاي ساكت شلوغ مي‌كند!(اعتمادملی1/3)

صحبت‌هاي مديرعامل باشگاه سپاهان بعد از پايان ليگ برتر و از دست رفتن قهرماني اين تيم، تصورات مثبتي كه در مورد اين باشگاه اصفهاني به‌وجود آمده را زير سوال مي‌برد. باشگاه سپاهان طي چند سال اخير پيشرفت قابل توجهي داشته و از يك باشگاه معمولي به يك باشگاه مطرح و قابل احترام در فوتبال ايران تبديل شده است. اين پيشرفت به‌طور حتم نتيجه عملكرد مثبت كادر مديريتي باشگاه است كه قطعا با برنامه‌ريزي اصولي به‌دست آمده اما حرف‌هاي محمدرضا ساكت در مطبوعات و تلويزيون اين ذهنيت را ايجاد مي‌كند كه نگاه مجموعه مديريتي باشگاه سپاهان به فوتبال، صرفا نگاه نتيجه‌گراست و مسائل مهم ديگر اهميت چنداني ندارد.

1-‌مديرعامل باشگاه سپاهان به توجه بيش از حد رسانه‌ها به تيم‌هاي پرسپوليس و استقلا‌ل اشاره مي‌كند و آن را امتيازي عنوان مي‌كند كه تيم‌هايي مثل سپاهان از آن بي‌بهره‌اند. ايشان اما به جنبه منفي اين قضيه توجهي نشان نمي‌دهند. آنجا كه هيچ اقدامي از سوي مديران، مربيان، بازيكنان و ساير اعضاي اين دو باشگاه از نگاه رسانه‌ها مخفي نمي‌ماند و كوچك‌ترين مشكلي تبديل به يك بحران عظيم حاشيه‌اي مي‌شود.

2-‌در اينكه پرسپوليس و استقلا‌ل در تمام نقاط ايران تماشاگر دارند و بسياري از بازي‌هاي‌شان را با حمايت تماشاگران و در خانه خود انجام مي‌دهند شكي نيست. اين يكي از مشكلا‌ت فوتبال ايران است كه بعضي از بازي‌هاي پايتخت تحت هر شرايطي بايد در ورزشگاه آزادي برگزار شود و دو تيم بزرگ ايران از اين امتياز استفاده مي‌كنند اما امتيازاتي كه باشگاه‌هايي مثل سپاهان و ساير باشگاه‌هاي متمول دارند را هم نبايد ناديده گرفت. در باشگاه‌هايي مثل سپاهان به‌دليل منابع مالي زيادي كه به آنها تزريق مي‌شود هيچ‌وقت چك يك بازيكن به تاخير نمي‌افتد و يا هيچ مشكلي براي فراهم كردن زمين تمرين و ساير امكانات به‌وجود نمي‌آيد. مديران پرسپوليس و استقلا‌ل هميشه اين دغدغه را دارند كه به‌نحوي بدهكاري‌هاي باشگاه را رفع كنند و صداي بازيكنان و ساير طلبكاران را بيندازند اما باشگاه‌هايي مثل سپاهان مي‌توانند براي چند سال آينده خود به راحتي برنامه‌ريزي كنند. اين باشگاه در چند سال اخير بهترين بازيكنان ايران را با بالا‌ترين قيمت خريداري كرده و در حال حاضر به اندازه دو تيم، بازيكن خوب و آماده دارد اما پرسپوليس و استقلا‌ل در بهترين شرايط با بازيكنان‌شان قراردادهاي يكساله مي‌بندند و اغلب نمي‌توانند آنها را در فصول بعدي حفظ كنند.

3-‌امسال پرسپوليس قهرمان شده اما هيچ‌كس حتي خود حبيب كاشاني مديرعامل اين باشگاه نمي‌داند كه تا چند روز ديگر همچنان مديرعاملي اين تيم خواهد بود يا نه. اتفاقات چند سال قبل كه منجر به جدايي قريب از مديرعاملي استقلا‌ل آن هم بعد از قهرماني تيم در ليگ شد را هيچ‌كس فراموش نكرده است. اين دو تيم در چهار پنج سال اخير به‌طور ميانگين سالي يك مدير عوض كرده‌اند اما آقاي ساكت بدون هيچ نگراني‌اي حتي در صورت چهارم يا پنجم شدن در ليگ به كارش ادامه داده است. سپاهان از معدود باشگاه‌هايي بوده كه در تمام 7 دوره ليگ حرفه‌اي با يك مدير به كارش ادامه داده و از بيشترين منابع مالي نيز برخوردار بوده است. به‌طور حتم كار كردن در چنين شرايطي فوق‌العاده راحت‌تر از كار كردن در باشگاه‌هايي است كه نه منابع مالي ثابتي دارند و نه مديرانشان از امنيت شغلي لا‌زم برخوردارند.

4- اگر قرار باشد هر مديري در پايان سال تعداد بازي‌هاي تيمش در ميادين داخلي و بين‌المللي را به ديگران يادآوري كند و از سفرهاي متعدد و پروازهاي طولا‌ني تيمش گلا‌يه كند، چه لزومي دارد تيم‌ها در مسابقات بين‌المللي شركت كنند. منچستر، ليورپول، ميلا‌ن، رئال، بارسا و... هم در اروپا چنين شرايطي دارند و بازي‌هاي بيشتري نسبت به ساير تيم‌هاي هموطن خود انجام مي‌دهند اما وقتي فوتبال تبديل به يك تجارت شود و تيم‌ها با حضور در اين مسابقات شخصيت بين‌المللي پيدا كنند، حضور در اين مسابقات نه‌تنها جنبه منفي ندارد بلكه جنبه مثبت هم دارد. مگر نه اينكه باشگاه سپاهان با حضور در جام جهاني باشگاه‌ها حدود يك ميليارد تومان پاداش گرفت و بازيكنان اين تيم از شخصيت بالا‌يي برخوردار شدند؟ تمام تيم‌ها در ليگ‌هاي مختلف براي قهرماني مي‌جنگند تا به مسابقات بين‌المللي راه پيدا كنند و به درآمد بيشتري برسند اما مديرعامل باشگاه سپاهان ترجيح مي‌دهد اين مسائل را ناديده بگيرد و به جنبه‌هاي منفي قضيه اشاره كند.

5- اينكه مديرعامل باشگاه سپاهان به عنوان يكي از اعضاي هيات‌رئيسه سازمان ليگ داوري مسابقات را زير سوال مي‌برد و از اراده‌هايي كه براي قهرمان كردن تيم‌هاي پرطرفدار تهراني وجود دارد، صحبت به ميان مي‌آورد كاملا‌ عجيب است. شايد اگر علي كريمي عملكرد فدراسيون فوتبال را زير سوال ببرد يا يك مدير باشگاه كه سمتي در فدراسيون و سازمان ليگ ندارد چنين حرف‌هايي بزند چندان تعجب‌برانگيز نباشد اما وقتي يك مقام مسوول چنين مسائلي را مطرح مي‌كند، ابهامات زيادي به وجود مي‌آيد. مديرعامل سپاهان حتي حاضر نمي‌شود در يك برنامه تلويزيوني مثل 90 كه كمتر كسي در صداقت مجري آن ترديد دارد، شمارش دقيق ثانيه‌هاي تلف شده بازي را بپذيرد و بر سر يكي دو دقيقه وقت اضافي بحث مي‌كند تا شايد بتواند به‌طور غيرمستقيم قهرماني تيم مقابل را زير سوال ببرد و تيم خود را شايسته قهرماني معرفي كند.

6- تلا‌ش مديرعامل سپاهان براي تبرئه تماشاگران و هواداران اين تيم و انداختن توپ به زمين هواداران تيم‌هاي رقيب جاي تعجب دارد. اينكه تماشاگران اغلب نقاط كشور از جمله تهران بارها مشكلا‌تي را در استاديوم‌ها به وجود آورده‌اند، غيرقابل انكار است اما وقتي در بازي‌هاي دو رقيب قديمي يعني استقلا‌ل و پرسپوليس كه تماشاگران آنها اختلا‌ف‌هاي زيادي با هم دارند، كمترين مشكل به وجود مي‌آيد اما در بازي‌هاي اين دو تيم با سپاهان، اتفاقات نگران‌كننده‌اي رخ مي‌دهد، ديگر نمي‌توان توپ را به زمين ديگري انداخت. وقتي هواداران يك باشگاه بلندگو به دست مي‌گيرند و رسما به بازيكنان، مربيان و كلا‌ تيم حريف توهين مي‌كنند، چه دفاعي مي‌توان از آنها كرد. آقاي ساكت و باشگاه سپاهان در تمام سال‌هاي گذشته چه تلا‌شي براي سازماندهي اين هواداران و جلوگيري از اقداماتي كه منجر به ايجاد تنش و درگيري بين آنها و هواداران ساير تيم‌ها مي‌شود انجام داده‌اند؟

شايد وقت آن رسيده باشد كه مديران فوتبال ايران به جاي پرداختن به مسائل جزئي و بي‌ارزش به مسائل كلا‌ن و برنامه‌هاي بلندمدت بينديشند تا سرعت پيشرفت فوتبال در ايران براي نزديك شدن به استانداردهاي فيفا و يوفا بيشتر شود. باشگاهي مثل سپاهان كه انصافا از بسياري باشگاه‌هاي شبيه به خود پيشي گرفته، علي‌رغم چند سال حضور در ليگ قهرمانان آسيا، هنوز يك ورزشگاه استاندارد ندارد و بازي‌هاي خود را در ورزشگاه‌هايي غير از ورزشگاه اختصاصي برگزار مي‌كند و اين در حالي است كه ‌AFC قصد دارد بازي‌هاي باشگاهي آسيا را با طرح و شيوه‌اي مدرن‌تر برگزار كند. آيا اقداماتي نظير ارسال فيلم بازي به نهادهاي بين‌المللي و زير سوال بردن تصميم‌هاي داوري و مسائلي شبيه به اينها مي‌تواند كمكي به پيشرفت تيم‌ها و رساندن آنها به استانداردهاي جهاني بكند؟

نوشته شده توسط در 8:2 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/02/30

آقاي گلي که شبيه هيچ کس نيست(اعتماد2/30)



فوتبال ايران که از قحطي شماره 9 رنج مي برد، سرانجام در پايان ليگ هفتم صاحب آقاي گل استاندارد شد. در ليگ 18 تيمي و 34 هفته يي حد کف استاندارد گلزني براي آقاي گل، 17 گل است يعني متوسط يک گل زده در هر دو بازي. محسن خليلي با سوپرگلي که به سپاهان زد، حد کف استاندارد آقاي گلي را هم پشت سر گذاشت و 18 گله شد. هادي اصغري هم در آخرين روز ليگ، دو گل به شيرين فراز زد تا کنار خليلي قرار بگيرد. اين بهترين اتفاق ممکن براي تيم ملي و علي دايي در فاصله دو هفته مانده به بازي ايران- امارات است. داستان آقاي گلي خليلي اما با اصغري متفاوت است. مهاجمي که علي دايي از مديران سايپا خواسته بود هر طور شده از رفتنش جلوگيري کنند، در ليگ هفتم حدود 30 درصد پوئن هاي پرسپوليس را به تنهايي جذب کرد. نگاه آماري به کارنامه گلزني محسن خليلي تاثيرگذاري او در موفقيت پرسپوليس را بهتر نشان مي دهد. از ميان 17 حريف پرسپوليس در ليگ برتر تنها پنج تيم از مهاجم آماده پرسپوليس گل نخوردند. ذوب آهن، استقلال اهواز، مس، راه آهن و پگاه تيم هايي بودند که دروازه شان را به روي خليلي بسته نگه داشتند. 12 تيم ديگر اما چارچوب شناسي خليلي را به چشم ديدند. يک نکته بسيار جالب هم در مورد گل هاي خليلي وجود دارد، اينکه در هر بازي که خليلي گل زده، پرسپوليس شکست نخورده است. در واقع نتيجه گيري خاص از اين موضوع مي تواند چنين باشد که در هر مسابقه يي که خليلي موفق به گلزني نشده، پرسپوليس به شکست نزديک شده است. براي بررسي پوئن آوري خليلي هم مي توان تاثير گل هاي او در نتايج تيمش را ثبت کرد. گل هاي منجر به پيروزي، دو امتيازي محسوب مي شود چرا که تساوي را تبديل به پيروزي مي کند و گل هايي که باخت را به تساوي تبديل کرده هم يک امتيازي به حساب مي آيند. مهم ترين گل هاي يک امتيازي خليلي به استقلال در دو داربي مهم فصل زده شد. تاثيرگذاري گل هايي که تيم را به پيروزي رساندند اما ضربه آخر را براي پيروزي نزدند نيز يک امتيازي محسوب مي شوند. بر اين اساس سپاهان، ابومسلم، برق شيراز (در بازي برگشت)، استقلال در هر دو بازي مقابل پرسپوليس، مقاومت سپاسي و صنعت نفت، از خليلي گل يک امتيازي خوردند. ملوان، شيرين فراز، سايپا، پيکان، برق (در بازي رفت) و صباباتري هم گل هاي دوامتيازي از خليلي خوردند؛ گل هايي که بيشترين نقش را در قهرماني پرسپوليس داشتند. مجموع اين گل ها نشان مي دهد خليلي 19 پوئن براي پرسپوليس آورده که حدود 30 درصد از 65 پوئن واريز شده به حساب تيم قهرمان ليگ را نشان مي دهد. به هرحال پرسپوليس پس از سال ها صاحب يک آقاي گل واقعي شد؛ آقاي گلي که از آن ابتدا نه با فرشاد پيوس مقايسه مي شد نه با ناصر محمدخاني. راستي خليلي شبيه هيچ کدام از مهاجمان قديمي پرسپوليس نيست؛ خودش است
نوشته شده توسط در 10:26 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/02/30

پیروزی دانش و امید(www.1pezeshk.com)


- این نوشته ساعاتی قبل از آغاز بازی تیم‌های پرسپولیس و سپاهان نوشته شده است!

گرچه سبک نقاشی‌های همسرش، باعث می‌شد نقاشی او شباهت کمی با چهره‌اش داشته باشد، اما قطعا همسرش در به تصویر کشیدن یک چیز نهایت دقت را به عمل آورده بود: تنهایی او روی نیمکت رهبری تیم سرخ‌پوش!

 Tinypic

مشکلات قطبی برای مربی‌گری در ایران از قبل از ورودش آغاز شده بود، یک تشابه اسمی، عرصه را بر «سید افشین قطبی» فرزند «سید محمد» و «سکینه» تنگ کرده بود، گروهی علیرغم تکذیب مکرر نمی‌خواستند این عدم وابستگی را باور کنند و در تاکسی‌ها صحبت از شباهت ظاهری چهره او با آن زن می‌کردند!

مرد شیک‌پوش و جنتلمنی که هیچگاه دشواری سرمربی‌گری را در جایی که روابط و وظایف و اختیارات چندان تعریف‌شده نیست، تجربه نکرده بود، علیرغم همه حرف و حدیث‌ها کارش را در تیمی شروع کرده که چندین سال بود، موفقیتی کسب نکرده بود و بدتر از آن فوتبال تماشاگرپسندی هم ارائه نمی‌کرد.

شاید بعضی انتظار داشتند با او «زوبل»‌وار برخورد کنند و بعد از چند بازی عذرش را بخواهند، اما او به تزریق چیزی به پیکره یک تیم خسته فکر می‌کرد که مدت‌ها بود فراموش شده بود: روحیه، پیکار تا دقیقه 95 و شیردل بودن.

چقدر درست گفته بودم که فوتبال هر کشور را می‌توان مدلی از کل جامعه آن دانست و چقدر درست گفته بودند که تاریخ تکرارپذیر است و این بار زمان اصلاحات و تحول به فوتبال رسیده بود. نشانه‌های چنین تحولی شاید قبل از قطبی شروع شده بود، زمانی که یک معلم علاقمند به برنامه‌های رایانه‌ای تحلیل فوتبال، پاس تهران را قهرمان ایران کرد، این بار اما، نوبت قطبی رسیده بود که هم مادر و هم پدرش معلم بودند.

دانش‌آموخته مهندسی الکترونیک UCLA و دستیار گاس هیدینگ و دیک ادووکات، گمان می‌کرد که می‌تواند با تکیه و تأکید بر قوانین فوتبال حرفه‌ای حتی «یاغی»‌های تیم را تحت کنترل درآورد، اما تا فرابگیرد که در فوتبال لمپن‌پرور ایران، چیزی که پیدا نمی‌شود احترام به حرفه‌ای‌گری است، باید ضربات زیادی را از پشت تحمل می‌کرد: جلسات مخفی، مافیای نهانی، مصاحبه‌های کذایی و حتی شکسته شدن «مک‌بوک»ی که آن شب به «نود» آورده بود و با «کی‌نوت»ش جلوه‌گری می‌کرد.

لبخند بامعنای او را بعد از پذیرش گل چهارم از تیم اهوازی، پایان همه چیز پنداشتیم، اما جبران 7 امتیاز اختلاف با تیم اصفهانی و اصلا جرأت فکر کردن به جبران چنین فاصله‌ای، که در ذهن ما مانند گراند کانیون پرنشدنی تصور می‌شد، چیزی بود که تنها از قطبی برمی‌آمد، همان نوجوانی که وقتی در برهه‌ای کوتاه، روزنامه می‌فروخت و باغبانی می‌کرد، رؤیاپردازی می‌کرد و بیمی از آن نداشت که رؤیاپردازش بخوانند.

 Tinypic

سال‌ها بود که فوتبال اسما حرفه‌ای ایران را می‌دیدیم و با دیدن نگاه‌های بی‌روحیه و ساق‌های پراحتیاط بازیکنان تیم سرخ‌پوش پایتخت، گمان می‌کردیم که ورود پول به فوتبال یعنی خروج تعصب. حتی سلطان چشم‌تیله‌ای قرمزها، بارها نالیده بود که علیرغم همه صحبت‌های بین دو نیمه!، از تزریق تعصب و غیرت به این بازیکنان عاجز شده، اما به راستی قطبی با کاپیتان ساده‌دل تیمش چه کرده بود که در پیرانه‌سری عمر ورزشی، بهتر و بی‌پرواتر از روزهای جوانی بازی می‌کرد؟

 Tinypic

امروز، روز خوبی برای فوتبال «ایران» بود.

نوشته شده توسط در 9:32 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/02/30

كريم و حركتى به عظمت يك تمدن(ایران ورزشی2/30)

 حيفمان آمد كه به روح جوانمردى و بزرگ منشى كاپيتان با اخلاق و محبوب پرسپوليس اشاره نكنيم. كريم باقرى شايد يك جمله گفت اما آن جمله بى شك چند هزاره تمدن ايران زمين، راه و رسم بزرگ مردى و پهلوان منشى را در خود جاى داده بود. كريم كه با قاپيدن ميكروفون از سيدجواد هاشمى مجرى مراسم، به نوعى ليدر هواداران پرسپوليس شده بود صحبت هاى خود را اين گونه آغاز كرد:«ابتدا سپاهان را به خاطر بازى خوبش تشويق كنيد» اين درخواست كريم باقرى با اجابت هوادارن پرسپوليس همراه بود و آنها يكپارچه سپاهان را تشويق كردند. اين صحنه نه تنها در خاطر همه اصفهانى ها خواهد ماند بلكه به عنوان يك سند ارزشى در تاريخ ورزش ايران جاودانه خواهد شد.ايران شنبه روز خوبى را تجربه كرد. هر چند كه اصفهان بازنده نبرد آزادى بود ولى هم پرسپوليس دوست داشتنى تر از قبل شد و هم سپاهان. سپاهان البته به گواه sms ها و صحبت ها و رفتار مردم در سطح اصفهان كه همچنان ادامه دارد...
نوشته شده توسط در 8:2 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1387/02/29

تولد امپراتور بعد از سلطان(جهان ورزش2/29)


کسری امام صفاری
قهرمانی پرسپولیس در لیگ برتر، آن هم با مربیگری افشین قطبی اتفاقی است که شاید لازم بود برای فوتبال ایران بیفتد. او در این راه علاوه بر اینکه امپراتور فوتبال ایران لقب گرفت ثابت کرد با راهکارهای خاص خودش می تواند نتیجه بگیرد حتی اگر هر کدام از مشکلاتش برای نابودی یک تیم کافی باشد.
قطبی بیش از هر چیز ادبیات منحصر به فردش را ثابت کرد. منظور از ادبیات، فارسی حرف زدن با لهجه انگلیسی نیست بلکه نوع انتخاب واژه ها در نهایت احترام به سایر تیم هاست. قطبی پیش از بازی های تیمش در سخت ترین شرایط هم مصاحبه منفی در مورد تیم مقابل نکرده و تنها از تمایلش برای پیروزی صحبت می کند. او بعد از بازی هم اگر تیمش مقتدرانه پیروز شده عملکرد تیم حریف را صادقانه _ نه از روی تعارف _ ستوده و صمیمانه ترین تبریکات را در کنفرانس های مطبوعاتی راجع به رقبا گفته است. بی شک هیچ کس فراموش نکرده او در مناظره با فیروز کریمی برای تیم استقلال هم آرزوی موفقیت کرد.
افشینِ امپراتور تیمی را قهرمان لیگ برتر کرد که علاوه بر تمام ضعف های مدیریتی 6 امتیاز هم از جمع امتیازاتش کم شده بود. اما به هر جهت این تیم خودش را جمع کرد و به شور تماشاگران به قهرمانی رسید تا قطبی دومین مربی ایرانی ای باشد که بعد از علی پروین، سرخپوشان را قهرمان لیگ کرده است. هر چند ملیت تنها وجه تشابه قطبی با سایر مربیان داخلی است. اگر در جریان تمام مشکلات درونی باشگاه پرسپولیس باشید می توانید کار سخت قطبی را برای هدایت تیم درک کنید.
کار خوب دیگری که قطبی انجام داد این بود که با صداقتی که داشت دل هواداران را _ حتی عده زیادی از کسانی که پرسپولیسی نبودند _ چه در زمین و چه در خارج از زمین به دست آورد. صدا زدن نام «افشین امپراتور» از سوی بیش از صد هزار هوادار پرسپولیسی در بازی دیروز تنها نشان از محبوبیت امپراتور ارتش سرخ دارد.
نوشته شده توسط در 10:48 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1387/02/28

دل شیر!!!(اعتماد2/28)



سرتان را بچرخانيد

امير قادري
آقاي افشين قطبي؛ احتمالاً وقتي اين روزنامه منتشر مي شود و دست مردم مي رسد، شما بالاي سر تيم ات هستي و من و دوستانم رفته ايم آن بالا روي سکوهاي ورزشگاه از چند ساعت پيش جا گرفته ايم که شما و تيم مان را يک بار ديگر نگاه کنيم. با عشق و شور و علاقه هم نگاه کنيم. از ته دل نگاه کنيم. اين فکر کنم پنجمين بازي پشت همي است که براي تماشاي بازي هاي پرسپوليس مي آييم ورزشگاه آزادي. چون انگار که بالاخره آرمانم را در زندگي پيدا کرده ام؛ اينکه قطبي قهرمان شود. اينکه فرهنگ قطبي، بخشي از جهان اين سرزمين شود. مي آييم که حمايت کنيم. که انرژي بدهيم. مي دانم که لازم داريد. آن گل دقيقه هشتاد و چندم بازي با سايپا را که شما نزديد. من و رفقايم بوديم و هفتاد هزار نفر ديگر در ورزشگاه آزادي که در يک لحظه تصميم گرفتيم بلند شويم، پاي مان را بکوبيم به زمين، و توپ رو بکنيم توي گل.

اينکه گفتم شنبه از ساعت ده صبح مي رويم روي سکوهاي داغ ورزشگاه مي نشينيم، البته در جريان باشيد که خرمان اين قدر مي رود که بليت پيدا کنيم. ولي جاي ما روي سکوهاي سيماني آن بالاست. جايي که تماشاگراني از طبقه هاي پايين تر اجتماع وجود دارند. و وقتي آنها هم روحيه افشين قطبي را از برد پرسپوليس بيشتر دوست دارند، وقتي «قلب شير» را به برد به هر قيمتي ترجيح مي دهند وقتي براي آنها هم منش و شخصيت شما از اينکه؛ «بچه ها زحمت بکشن و توپ را بکنيم توي گل»، مهم تر است؛ اين چيزها را که مي بينم کيف مي کنم. براي ما اين يک فرصت است. اينجا ما خيلي وقت ها عادت داريم کسي را که با خودش چيز جديدي مي آورد، مي خواهد کمي تغييرمان دهد بشکنيم يا بيرون اش کنيم. يا مثل برانکو، اين اواخر حضور به هر قيمتي اش در ايران، از ترس صورت اش سياه و کبود شود. نداشته ايم کسي را که هم سر ميز غذا بخورد و هم بيايد پايين پيش ما بنشيند، يا اگر ننشيند، کينه دور سفره نشسته ها را از آن بالا جلب نکند. پس شما مي توانيد چيزهاي تازه يي به فرهنگ ما اضافه کنيد. توانسته ايد شور و حال اسطوره يي ما را حفظ کنيد و در عين حال اسير گرداب اش نشويد. گفتم که به شکل عجيب و متناقضي، هم انگار از جاي ديگري آمده ايد و هم انگار از خود ما هستيد. مجموعه اينها، باعث شده در اين دوره گذار که هر کسي مي خواهد ما را به سمت خودش بکشد، يک بار ديگر و در مجموعه متعادلي، احساسات صادقانه ما را تحريک کنيد. به ورزشگاه آزادي مي رويم و با تمام وجود فرياد مي کشيم، هم به خاطر دل شير و هم هوش روباه. اين چيزي است که در اين سال ها وجود تجزيه شده ما خيلي دنبال اش گشته است. مي نشينيم و به واکنش هاي شما در برابر هر مساله يي نگاه مي کنيم، اينکه چطور از بيرون ريختن احساسات تان خجالت نمي کشيد و در عين حال عقل و هوش تان را کنار نگذاشته ايد. مي توانيد هم يک عامل روحيه دهنده باشيد و هم يک فرمانده عالم رو به جلو. داريم هم احساسات مان را خرج مي کنيم و هم پيشرفت مي کنيم، غير اين مگر چه مي خواهيم؟ راستش را بخواهيد اصلاً فکر مي کنم در اين دوره و زمانه، شما سنگ محک جامعه ما هستيد. پيش از اين اگر بود، خيلي زود دورتان مي انداختيم. منتظر بهانه بوديم که انتقام مان را از آدمي مثل شما بگيريم. و وقتي مي بينم، بعد از شکست چهار به يک هم راي گيري مي کنند و ملت باز به ماندن شما راي مي دهند، به نظرم اين ديگر فقط پيشرفت شما نيست، پيشرفت ماست. باز گفتم ما و شما. و شما که خود ما هستيد.

---امروز بعدازظهر بازي است، آقاي قطبي و ما از همين الان که اين يادداشت دارد چاپ مي شود، رفته ايم آن بالا جا گرفته ايم تا تمام شور و حس و حال مان را بفرستيم براي شما و تيم مان. شايد زد و باختيم البته. ولي... حالا که به اين مرحله در ارتباط با هم رسيده ايم، اين آخرين چيزي است که مهم است. حالا ما همديگر را داريم. سر بازي صباباتري و روي سکوهاي ورزشگاه، اين قدر آدم غريبه در آغوش گرفتيم که نگو. ما آدم هايي که عقل روباه و قلب شير شما را دوست داريم.
نوشته شده توسط در 12:24 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/02/11

برو بينم بابا!(ایران ورزشی2/11)

كريمى در برنامه نود مثالى زد و در آن خبرنگاران را با متكديان سر چهارراه يكى دانست. سرمربى استقلال وقتى با اين سؤال فردوسى پور كه پرسيده بود: :چرا در پايان بازى با پگاه به خبرنگاران گفتيد برو بينم بابا!» مواجه شد، گفت: «مصاحبه فقط در سالن كنفرانس انجام مى شود و دليلى ندارد كه خبرنگاران در خارج از اين محل به دنبال مصاحبه باشند.» كريمى در پاسخ به اين موضوع كه سرمربى بايد تحت هر شرايطى پاسخگو باشد و شما چرا به سالن كنفرانس نرفتيد مثالى زد كه بيانگر شخصيت او بود. كريمى گفت: «وقتى سر چهارراه درون ماشين هستيد و يك نفر به شما نزديك مى شود اگر يك بار نگاه نكنيد آن فرد دوباره جلو مى آيد اما اگر دو بار و سه بار اين كار را تكرار كنيد خودش مى رود.» كريمى تلويحاً خبرنگاران را با متكديان و افرادى كه سر چهارراه ها حضور دارند يكى دانست. اين آخرين شاهكار آقاى سرمربى است كه على رغم دانستن مسائل فنى، سعى مى كند پيروزى را در خارج از زمين جست و جو كند.
آقاى كريمى! آيا قبلاً و تا پيش از اينكه به هدفتان كه همان حضور در استقلال بود، برسيد اينگونه از خبرنگاران ياد مى كرديد آيا فراموش كرده ايد كه چگونه با دوستان تان در يك خبرگزارى معتبر قرار ملاقات مى گذاشتيد و برنامه آينده تان را هماهنگ مى كرديد آيا فراموش كرده ايد روزهايى را كه اطرافيان تان تلاش مى كردند خود را به خبرنگاران نزديك كنند و از اين طريق خواسته هاى شما را عملى كنند بله! آقاى كريمى ما گدا هستيم نه آن گدايى كه شما تصور مى كنيد ما گداى صداقت و معرفتى هستيم كه نزد شما آن را نديده ايم اين توهين بزرگ به جامعه خبرنگاران، نابخشودنى است اما از قديم گفته اند ببين چه كسى درباره ات حرف مى زند. از فردى كه عادت دارد ديگران را به تمسخر بگيرد، انتظارى بيش از اين نيست. كريمى خودش را قبلاً ثابت كرده است
نوشته شده توسط در 9:6 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/01/26

ای ول ای ول...(اعتماد26/1)

 
وقتي سرداور فيليپيني تورنمنت بين المللي شطرنج امارات فهميد که تلفن همراه شطرنج باز ايراني خاموش نيست و البته هر چند ثانيه يک بار براي او پيام کوتاه مي آيد، شک کرد که احتمالاً کاسه يي زير نيم کاسه باشد. البته شک او با بالا رفتن حجم پيام هاي کوتاه ارسالي به تلفن همراه به يقين تبديل شد تا اينکه بالاخره سرداور فيليپيني مانع از پايان مسابقه شد. او پس از گرفتن تلفن همراه يکي از شطرنج بازان ايراني فهميد که کسي از سالن مسابقات بهترين حرکت را براي او اس ام اس کرده تا شطرنج باز ايراني بتواند به راحتي رقيبان خود را شکست دهد. البته پس از اينکه داستان به «کاستو آباندو» نايب رئيس کنفدراسيون شطرنج آسيا کشيد، ديگر فاش شد فردي که براي اين بازيکن ايراني حرکات بازي را اس ام اس مي زد کسي نبود جز ع.ر . بلافاصله پس از اين اتفاقات ع.ر که حتي عنوان نايب قهرماني شطرنج در سال هاي گذشته را داشت همراه م. س. ن مادام العمر از شرکت در تورنمنت بين المللي شطرنج امارات محروم شدند. هر چند که جرم اين دو شطرنج باز ايراني سنگين تر از چيزي است که تنها محروميت از شرکت در يک تورنمنت را در پيش داشته باشد. گويا سبک تقلب اين دو شطرنج باز به گونه يي بوده که ع.ر در گوشه يي از سالن در جريان تک تک حرکات مسابقه دوستش بوده و با کامپيوتر شخصي خودش با آناليز مسابقه، بهترين حرکت ممکن را براي بازيکن ايراني (م.س.ن) اس ام اس مي فرستاده. البته اين سياست آنها در سه بازي گذشته به دو پيروزي مقابل استادان بزرگ روسيه و چک منجر شد و در جدول مسابقات در جايگاه خوبي بود. به هر حال، اين براي اولين بار نيست که اين فرد با تقلب در مسابقات شطرنج به دنبال موفقيت است. او در جشنواره شطرنج تهران در سال گذشته هم به خاطر تقلب از تورنمنت اخراج شده بود. او در آن تورنمنت مچ بندي را روي دستش داشت که بالاخره پس از شک سرداور، بازي قطع شد تا مچ بند بازرسي شود. اما او با داد و فرياد در سالن مسابقات مانع از اين اتفاق شد و دست آخر فهميدند که او مچ بند را از دستش باز کرده و با کمک دوستش از سالن بيرون فرستاده. به هر حال فرضيه داوران در آن مسابقات برمي گشت به اينکه مچ بند به کامپيوتري در سالن مسابقات متصل بوده تا کامپيوتر پس از آناليز تمام احتمالات، بهترين حرکت ممکن را روي مچ بند حک مي کند. اين شطرنج باز پس از اين تقلب براي مدت يک سال از حضور در مسابقات شطرنج محروم شده بود ولي پس از گذراندن دوران محروميت باز هم اتفاقي در سبک تقلب هاي او به وجود نيامد و حالا تقلب او در مسابقات امارات باعث سرافکندگي جامعه شطرنج ايران شده.

نوشته شده توسط در 2:4 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1386/12/14

چه کسي دايي را انتخاب کرد(اعتماد14/12)

 
امير مسعودي؛هر چند 48 ساعت از انتخاب علي دايي به عنوان سرمربي جديد تيم ملي گذشته اما هنوز هيچ کس متوجه نشده که سرمربي جديد تيم ملي از طريق چه کانالي و پس از گذشتن از چه فرآيندي به اين سمت رسيده است. علي کفاشيان که در چند وقت اخير ثابت کرده استاد حرف هاي ضد و نقيض است، در تازه ترين اظهارنظرش گفته که دايي از چند وقت قبل جزء گزينه هاي فدراسيون فوتبال بوده. با اين حال کيست که نداند دايي در ثانيه هاي آخر به يک شانس اصلي براي سرمربيگري تيم ملي تبديل شد و با يک تصميم سريع به اين عنوان رسيد. حتي شواهد موجود از همين قضيه حکايت دارد. افشين قطبي که بيشترين بخت را براي سرمربيگري تيم ملي داشت و پس از توافق با مسوولان فدراسيون فوتبال با خيال راحت با پرسپوليس راهي شيراز شد و حتي پس از پايان بازي مقابل مقاومت سپاسي از بازيکنان پرسپوليس خداحافظي کرد وقتي خبر انتخاب دايي را به عنوان سرمربي تيم ملي شنيد خشکش زد و گفت؛ «فدراسيون مرا سرمربي تيم ملي معرفي کرده بود.» البته قطبي نسبت به اين اتفاق هم بي موضع نبود و او هم مثل تمام جامعه فوتبال از انتخاب دايي تعجب کرد؛ «روز قبل از ديدار با مقاومت قرار بود مسوولان فدراسيون با من تماس بگيرند که چنين اتفاقي رخ نداد، اگرچه ساعت 13 با کاشاني تماس گرفتند و مرا سرمربي تيم ملي معرفي کردند و به همين دليل همه به من تبريک گفتند، اما نمي دانم از ساعت 14 تا 16 چه اتفاقي افتاد و اين موضوع برايم تعجب آور است.»

او در گفت وگو با دوستان روزنامه نگارش هم اين روزها مدام تاکيد مي کند که براي گرفتن جوابش تنها به آسمان نگاه مي کند. با اين حال بيرون آمدن اسم دايي از ميان گزينه هاي موجود براي سرمربيگري تيم ملي را بايد فارغ از مسائل ورزشي جست وجو کرد؛ جايي که شانس علي دايي به يکباره از صفر به صد سير کرد و کاپيتان سابق تيم ملي به سمت سرمربيگري تيم ملي رسيد. البته بعيد نيست که اين شانس وقتي به علي دايي رو کرده باشد که در مراسم بدرقه رئيس جمهور توسط هيات دولت، احمدي نژاد گپ و گفت طولاني تري با محمد علي آبادي در مقايسه با بقيه اعضاي کابينه داشت. احتمال دارد در اين گفت وگوي دو، سه دقيقه يي به رئيس سازمان تربيت بدني توصيه شده باشد که هر چه سريع تر وضعيت سرمربيگري تيم ملي مشخص شود. البته انتخاب دقيقه نود علي دايي براي تيم ملي را از يک بعد ديگر مي توان بررسي کرد. ارتباط نزديک مهرداد بذرپاش مديرعامل کارخانه سايپا با دولت نهم و به ويژه شخص رئيس جمهور به احتمال زياد نقش موثري در رسيدن سرمربي سايپا به نيمکت تيم ملي داشته است. بذرپاش که در ابتداي روي کار آمدن دولت نهم مشاور امور جوانان رئيس جمهور شد پس از دوره يي کوتاه حضور در کارخانه پارس خودرو با حکم وزير وقت صنايع به سايپا رفت و مي توان تاثير بذرپاش را در رفتن دايي از سايپا به تيم ملي مشاهده کرد. وقتي اين نظريه قوت گرفت که مديرعامل کارخانه سايپا درباره حضور دايي در تيم ملي اظهارنظر کرد؛ کاري که تا به حال سابقه نداشته است.

هر چند نکته جديدي در حرف هاي بذرپاش ديده نمي شود اما همين حرف عادي هم به اندازه کافي تعجب آور است؛ «سايپا در شرايطي که ليگ برتر به روزهاي حساس خود نزديک مي شود و همچنين در آستانه بازي هاي ليگ قهرمانان آسيا مصالح ملي را بر مصالح خود ترجيح داد و اين فداکاري تبلور همان روحيه ملي است که عزم آن را داريم در آينده بيش از گذشته در سايپا زنده باشد. به خاطر مصالح ملي فداکاري بزرگي کرده و با حضور علي دايي در تيم ملي موافقت کرديم.» در حالي مديرعامل کارخانه سايپا درباره حضور دايي در تيم ملي اظهارنظر کرده که مديرعامل باشگاه سايپا هيچ حرفي درباره اين مساله نزده است. تمام اين گمانه زني ها به اين دليل در رسانه ها مطرح شده که پس از گذشت 48 ساعت از انتخاب دايي به عنوان سرمربي تيم ملي هيچ کس نمي داند که دايي چگونه و از چه طريق به تيم ملي رسيده. انتخاب دايي براي تيم ملي مثل بازي هاي کلاسيک اروپايي شده که گل دقيقه نود براي تيم برنده يک شب رويايي مي سازد و براي بازنده يک شب کابوسي.

هر چند زننده گل ماجراي فوتبال ما مجهول است اما دايي اين روزها از آسمان به زمين نگاه مي کند و قطبي از زمين به آسمان.
نوشته شده توسط در 2:46 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1386/12/01

عادل،خاویار و قلعه نویی!!!(اعتماد1/12)

باز هم برنامه پربيننده نود حرف و حديث هاي بسياري پديد آورد. اصلاً اينکه در شرايط بحراني فوتبال ايران و در حالي که قرار بود کنار گذاشتن اسم خاوير کلمنته از فوتبال ايران براي هميشه به صورت قطعي توسط آقاي کفاشيان خواب آلود اعلام شود- که صدالبته پيش از آنکه اين اتفاق بيفتد همه بدان آگاه بودند- امير قلعه نويي آخرين سرمربي تيم ملي ميهمان برنامه باشد خود ذاتاً مشکوک بود. بوي برنامه يي سفارشي مي آمد و نمايشي از پيش تعيين شده که به مشام نکته نگران و ريزبينان رسيد و خوب هم رسيد. بعد مسابقه جذاب پيامک آمد. «به نظر شما فرصت داده شده به امير قلعه نويي کافي بود؟» دو گزينه پاسخ هم اينها بودند؛ بلي يا خير. با اين سوال عملاً ماهيت برنامه مشخص شد و فهميديم که قرار است چه بر سر مخاطبان از همه جا بي خبر بيايد. ذات اين استفهام نوعي «انکار» در خود داشت که به صورتي ناخودآگاه بيننده را به سمت و سوي پاسخ منفي مي برد. موضوعي بسيار ساده که شايد از ديد خيلي ها پنهان ماند. اما اصل قضيه اينجا نبود. مجادله امير قلعه نويي و عادل فردوسي پور- اگر اصلاً بتوان چنين ارزشي به اين بحث داد- قرار بود بر نظر مخاطبان تاثير بگذارد که گذاشت و 63 درصد راي به کافي نبودن فرصت براي قلعه نويي دادند و به نوعي حمايت شان را از او اعلام کردند. در اين برنامه که بيشتر به جلسه معارفه قلعه نويي شبيه بود تا گفت وگويي با سرمربي تيم مس کرمان- هرچند خود قلعه نويي با اعتراض به اينکه چرا بيوگرافي و سوابق من را قيد نکرديد ذهن مخاطبان را از اين موضوع پرت کرد- عادل فردوسي پور آنقدر ضعيف و عاميانه از قلعه نويي و عملکردش در تيم ملي انتقاد کرد که در مقابلش مربي سابق تيم ملي کاملاً موجه نشان داده شد و حتي اگر از موضع مخالف او هم برنامه را تماشا مي کرديم در جدال با مجري نود بي شک حق را به او مي داديم. بله درست است که عادل به بدترين نحو ممکن وارد اين جنگ شد و حتي آمارش هم اشتباه از آب درمي آمد اما انتقاد ما به او تنها در فضايي ايزوله موضوعيت پيدا مي کند نه در اتمسفري که برنامه نود داشت. مي توانيم عادل فردوسي پور را به خاطر برنامه فوق العاده ضعيفش با خاوير کلمنته به نقد بکشيم و با شديدترين لحن به نگاه از پايين به بالايي که به کلمنته مي کرد بنويسيم اما اينکه بگوييم عادل بايد قلعه نويي را شکست مي داد و ضعفش عامل شکست خودش شد بيش از حد خوشبينانه و ساده انگارانه است.

مسلم است که گفتار غالب از بزرگ ترين مديوم خود يعني تلويزيون براي پيش بردن مقاصد خود استفاده مي کند و در اين شرايط عملاً انتظار ديدن يک برنامه انتقادي به مفهوم ناب آن بيشتر از ناآگاهي از وضعيت موجود سرچشمه مي گيرد تا دلسوزي براي فوتبال و فوتبالي ها. ماهيت نقد در دوران ما تنها در حالي مي تواند مفهوم بي آلايش و پاک خود را به نمايش بگذارد که صرفاً نقد کند که نقد کرده باشد، نه نقد کند که چيزي را تغيير دهد. اگر انتظار داريم عادل فردوسي پور در برنامه نود قلعه نويي را بکوبد تا مردم از او رو برگردانند خيالي خام در سر داريم و چون اين اتفاق نبايد مي افتاد، نيفتاد. اينکه عادل توانايي اش را داشت يا نداشت مهم نيست. مهم اين است که عادل حقش را نداشت و اين همه داستان است.
نوشته شده توسط در 3:4 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1386/11/16

تشکر!(اعتماد16/11)1536

کلمنته براي اينکه همه چيز را زير نظر داشته باشد در ادامه راهي هتل المپيک شد و سر ميز ناهار معارفه غيررسمي کلمنته با حضور بازيکنان تيم ملي برگزار شد. صحبت هاي رد و بدل شده ميان او و علي کريمي جذاب ترين بخش اين رودررويي بود. در حالي که کلمنته با زبان انگليسي با کريمي حرف مي زد، کاپيتان دوم تيم ملي تنها با تکان دادن سر پاسخ سرمربي جديد را مي داد. واکنش سرد کريمي باعث شد کلمنته از طريق مترجمش بخواهد به طور مفصل با کريمي صحبت کند. با اين حال تنها چيزي که از دهان کريمي خارج مي شد اين بود: متشکرم!
نوشته شده توسط در 9:48 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1386/10/11

حسن!!!(ایران ورزشی11/10)

 
162927.jpg


اگر ديروز ايران ورزشى را ديده باشيد احتمالا پوستر صفحه ۱۱ را هم ديده ايد. پوستر ديروز روزنامه ما، كسى نبود غير از دروازه بان اول تيم ملى ايران، حسن رودباريان، احترام بگذاريد! اين علامت مخصوص امپراتور قطبى است… ببخشيد ياد كارتون ميتى كومان افتاديم. چه مى كرد زونبه در بعضى از صحنه ها! يادش بخير. حسن رودباريان ديروز ياد و خاطره گل سيدجلال حسينى به تيم ملى خودمان را طور ديگرى زنده كرد. گرچه شايد در آن صحنه هم مقصر بود و نبود، اما در صحنه اعجاب انگيز و خارق العاده و واتو واتوى ديروز، حسن خان رودباريان هم خواست جا خالى بدهد، هم خواست ندهد پس بين اين دو حالت، در برزخ با دست يك سيلى محكم به گوش توپ زد تا گل اول سپاهان به نام نصرتى و به كام پاپى و سپاهان رقم بالايى بخورد. ما كه مانده ايم درد واعظى را درمان كنيم يا به حال رودباريان غصه بخوريم. حالا خدا را شكر كه وحيد طالب لو در بازى ذوب آهن، استقلال كمى درخشيد تا دلمان هم كمى خوش باشد. راستى ميرزاپور يادم رفت كه او هم در بازى با بحرين مقدماتى جام جهانى ۲۰۰۲ يك گل جا خالى خورد. راستى ميرزاپور هم در ليست تيم است ها! حواستان باشد.
نوشته شده توسط در 9:23 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1386/10/04

زمستان پرسپوليس(اعتماد4/10)

 
فرزاد حبيب اللهي

1- راحت ترين و سريع ترين واکنش به افتضاح در همدان مي تواند اين باشد؛ «زمستان پرسپوليس از راه رسيد». زمستاني که سوز برف آن صبح شنبه استخوان ها را سوزانده بود، قطبي و مرزبان از خجالت هم درآمدند و «درون ستيزي» پرسپوليس را به رخ کشيدند. اينکه حميد استيلي پس از دعواي قطبي و مرزبان، به مربي بدنساز پرسپوليس اشتباهاتش در استفاده از چند فحش را يادآوري کرد، بحران «درون ستيزي» در پرسپوليس را نشان مي دهد. اپوزيسيون افشين قطبي دور از او نيست، در فاصله چند سانتيمتري اش مي نشيند و اگر تا عصر ديروز تفاوت ها، تناقض ها و اختلاف ها در کادر فني پرسپوليس خاموش مانده بود، تنها به دليل موفقيت در زمين و قدرت نمايي روي اسکوربورد بود.

2- اعتراض فرزند مشروع شکست است اما عکس العمل بازيکنان پرسپوليس به برتري حريف، مشکلات رواني تيمي را نشان مي دهد که 20 بازي را بدون شکست پشت سر گذاشته بود و با صدرنشيني در ليگ برتر، بر خيلي از امراض و مشکلات خود سرپوش گذاشته بود. پرسپوليسي ها خطا مي کنند، کارت قرمز مي گيرند، براي داور کف مي زنند، از زمين بيرون مي روند، به بطري آب و تابلوي تبليغاتي لگد مي زنند و تمام اين واکنش ها مقابل تناقض احساسات روي نيمکت هيچ ارزش و اهميتي ندارد؛ تناقضي که از تضاد اخم غليظ افشين قطبي و چهره حميد استيلي بيرون مي زند و دل هر کسي را مي زند.

3- خيلي طبيعي باختند اما مي خواستند هر طور شده باخت را «غيرطبيعي» جلوه بدهند، اين نه از سر فراست و هوش که از بي فرهنگي مطلق در مواجهه با «روز بد» است. پرسپوليس هنوز همراه سپاهان بهترين تيم فصل جاري فوتبال ايران است، اما واکنش پرسپوليس به شکست و 4 کارت قرمز، ضعف جامعه معترض و بحران زده فوتبال را نشان مي دهد.

4- ساده ترين و راحت ترين واکنش به افتضاح تيم قطبي مي تواند اين باشد؛ «زمستان پرسپوليس هم از راه رسيد، ديگر دوران حکومت اين تيم به پايان رسيده است». زمستان پرسپوليس که از راه رسيده و خيلي چيزها را هم خراب کرده اما تفاوت تيم هاي بزرگ و متوسط و کوچک، در «قدرت بازگشت» است. پرسپوليس از ديروز ديدني تر شد چون در هيئت تازه يي ديده شد؛ بازنده. و اکنون همه کنجکاو تماشاي قدرت بازگشت تيمي هستند که يک سرمربي برتري جو دارد و البته درون ستيزي وحشتناک اثبات شده يي. حالا افشين قطبي است و اپوزيسيون و تلخي شکست و تيمي که اگر زود به خودش نيايد و برنگردد به خودش، همه چيز را از دست خواهد داد. آن وقت يک نفر ابروهايش گره مي خورد و از فرط عصبانيت فرياد مي کشد و ديگري لبخند مي زند؛ لبخندي از سر آرامش که بوي «کودتا» مي دهد؛ کودتايي که عطر آن از همان روزهاي ابتدايي فصل در اردوي پرسپوليس پيچيده بود و اکنون به اوج رسيده است؛ «آقاجان، ما در ايران اين فحش را اين جوري مي دهيم نه آن طور که تو گفتي.»
نوشته شده توسط در 9:48 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1386/09/25

«شوي» کريمى‌ (خبرورزشی25/9)

- وقتى‌ يک‌ مربى‌ با تحصيلات‌ روانشناسى‌ روى‌ نيمکت‌ تيمى‌ بنشيند، نتيجه‌ آن‌ مى‌شود که‌ جمعه، جلوى‌ ديدگان‌ هزاران‌ تماشاچى‌ حاضر در ورزشگاه‌ و ميليون‌ها بيننده‌ تلويزيونى‌ رخ‌ داد.
فيروز کريمى‌ هوشيارانه‌ جو را به‌ نفع‌ خود تغيير داد و همه‌ را واداشت‌ شعار «کريمي، دوستت‌ داريم...» را جايگزين‌ شعارهاى‌ منفى‌ کنند.
باخت‌ استقلال‌ در ورزشگاه‌ آزادى‌ آن‌هم‌ جلوى‌ يک‌ تيم‌ ته‌جدولى‌ مى‌توانست‌ کبريتى‌ در انبار باروت‌ باشد و همه‌ حاضران‌ در ورزشگاه‌ را عليه‌ کادرفنى‌ جديد بشوراند اما حرکات‌ عجيب‌ و غريب‌ کريمى‌ که‌ مى‌خواست‌ نشان‌ دهد چقدر از دست‌ بازيکنان‌ داخل‌ زمين‌ عصبانى‌ است، اوضاع‌ را برگرداند.
قطعاً‌ او مى‌دانست‌ اين‌ تصاوير از اسکوربورد ورزشگاه‌ نيز پخش‌ مى‌شود و همه‌ حاضران‌ در ورزشگاه‌ آن‌ را مى‌بينند.
فيروز کريمى‌ اينچنين‌ از يک‌ مربى‌ بازنده‌ به‌ يک‌ مربى‌ متعصب‌ تغيير نقش‌ داد و آنقدر هم‌ آن‌ را خوب‌ ايفا کرد که‌ تمام‌ جمعيت‌ به‌ افتخارش‌ شعار دادند اما اوج‌ بازى‌ مربى‌ - روانشناس‌ استقلال‌ در پايان‌ مسابقه‌ رقم‌ خورد. تنبيه‌ بازيکنان‌ کم‌کار براى‌ تکميل‌ پازلى‌ که‌ هوشمندانه‌ آن‌ را ساخته‌ بود. شما اگر هوادار استقلال‌ باشي، از اين‌ که‌ لحظاتى‌ بعد از باخت، «مقصران» را در حال‌ دوى‌ صد متر تنبيهي! ببيني، عصبانيتت‌ فروکش‌ نمى‌کند؟
- دو جمله‌ در کنفرانس‌ خبرى‌ بعد از مسابقه‌ از سوى‌ سرمربى‌ استقلال‌ نشان‌ داد که‌ او هم‌ در شوت‌ کردن‌ توپ‌ به‌ زمين‌ ديگران‌ تبحر خاصى‌ دارد.
فيروز کريمى‌ اول‌ از مطبوعات‌ گله‌ کرد که‌ چرا به‌ بازيکنان‌ اينقدر «دور» مى‌دهند و اهالى‌ مطبوعات‌ را روى‌ يکى‌ از ميزهاى‌ متهمان‌ نشاند و سپس‌ به‌ بازيکنان‌ تاخت‌ و آنها را تهديد به‌ کنار گذاشتن‌ کرد. يعنى‌ علاوه‌ بر بازيکنان، مطبوعات‌ هم‌ در باخت‌ استقلال‌ مقصرند.
اين‌ وسط‌ البته‌ او يکي، دو بار تأکيد کرد که‌ مقصر اول‌ باخت‌ تيم‌ خود اوست‌ اما نمى‌دانيم‌ چرا اين‌ اظهارنظر او شبيه‌ جملاتى‌ بود که‌ امير قلعه‌نوعى‌ بعد از ناکامى‌ تيم‌ملى‌ در جام‌ ملت‌ها به‌ زبان‌ مى‌آورد. شبيه‌ آن‌ کسانى‌ که‌ باخت‌ را به‌ گردن‌ مى‌گيرند ولى‌ بلافاصله‌ يک‌ «اما» پشت‌ آن‌ مى‌چسبانند! البته‌ يادمان‌ رفت‌ بگوييم‌ او ناصر حجازى‌ را هم‌ در اين‌ باخت‌ شريک‌ کرد که‌ با اين‌ حساب‌ سهم‌ سرمربى‌ تيم‌ از اين‌ شکست‌ بايد يک‌ عدد تک‌رقمى‌ از صد باشد!
فيروز کريمى‌ طى‌ دو هفته‌ اخير تيم‌ را به‌ طور کامل‌ در اختيار گرفته‌ بود و توصيه‌ ما به‌ او اين‌ است‌ که‌ توپ‌ را قبل‌ از پاس‌ دادن‌ به‌ زمين‌ دوستان‌ و آشنايان، ابتدا آن‌ را کمى‌ زير پاى‌ خود نگه‌ دارد!
نوشته شده توسط در 10:35 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1386/09/03

جودوكاران نابينا (جام‌جم آنلاين3/9 )


images/20071123/judo3.jpg 
قهرمانان جودوكار نابيناي چيني در يك سالن جودو در شهر پكن در حال تمرين براي رقابت‌هاي پارالمپيك 2008 پكن هستند كه پس از المپيك برگزار مي‌شود.
نوشته شده توسط در 10:54 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1386/08/22

استاد اسدي (اعتماد22/8)

اينکه تلاش يک خبرنگار براي پيدا کردن علي اکبر استاداسدي به چه گفت وگوي جالبي ختم شده، از اتفاقات عجيب روز گذشته بود؛ کسي که هشت سال دفاع جلو زن تيم ملي ايران به حساب مي آيد و البته در آن سال ها شايعه بود خواهرزاده سعيد فائقي است. به هر حال پس از خداحافظي او از فوتبال که سال 1378 اتفاق افتاد، کسي سراغ او را نگرفت. خودش مي گويد؛«در اين مدت عليرضا منصوريان فقط به من زنگ مي زد.»استاد اسدي در وصف اينکه الان به چه کاري مشغول است، مي گويد؛«ما فوتباليست ها به جز فوتبال کار ديگري بلد نيستيم. براي همين بايد مربيگري کنيم يا مسافرکشي. الان هم من ماشين خريد و فروش مي کنم. البته در اين مدت مدرک مربيگري B را هم گرفتم ولي حتي مديران هيات فوتبال آذربايجان به من يک تيم نوجوانان هم ندادند. او که خاطره گل به خودي عجيبش در بازي پلي آف با ژاپن تا سال ها بين مردم بر سر زبان ها بود و البته کسي نفهميد که چرا داور آن را مردود اعلام کرد، الان هيچ نقشي در فوتبال ايران ندارد. او که سابقه يک ربع ساعت بازي در مسابقه با استراليا را هم دارد، مي گويد؛«در آن بازي دکتر ذوالفقارنسب بعد از اينکه گل دوم را زديم از من خواست به سرعت گرم کنم. يادم هست که به من گفت استاد نه از تو مي خواهيم بازي سازي کني، نه توپ را پاس بدهي. فقط خودت را به توپ برسان و آن را از محدوده خطر دور کن، در آن 18 دقيقه به قدر 90 دقيقه دويدم.»و البته بخشي ديگر از حرف هاي استاد اسدي؛« حاجي مايلي خيلي مرد بود. من در زمان او براي دومين بار به تيم ملي دعوت شدم. دفعه اول که به تيم ملي دعوت شدم مربيان من را نمي شناختند و اصلاً نمي دانستند که من در چه پستي بازي مي کنم. حتي در يک بازي تمريني من را گذاشتند مهاجم و بعد از آن بود که از ليست خط خوردم.»البته استاداسدي اعتراض دارد به اينکه پول پاداش صعود به جام جهاني 98 را برده اند هتل المپيک ساخته اند و در جايي هم افشا کرده که جلال طالبي مربي ترسويي بوده.
نوشته شده توسط در 9:39 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1386/08/20

تماشاگر و پليس(اعتماد20/8)1493

 ترک موتور پرچم سه متري آبي را گرفته بود بالاي سرش، کيف مي کرد، بيا و ببين، با بقيه موتورها کورس گذاشته بودند. اما پليس که توي ماشين نشسته بود، خيلي خوشحال به نظر نمي رسيد. بلندگوي ماشين را روشن کرد و داد زد؛ «آقا جان، جنبه داشته باش. حالا بعد از چند هفته يه بار بردينا،»
نوشته شده توسط در 7:41 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1386/08/12

360 چوب براي يونگ!(اعتماد12/8)

 
 
علي پروين، احتمالاً اين بار حکم برکناري تئودور يونگ را به دست او خواهد داد تا خودش آستين ها را بالا بزند و استيل آذين را ارنج کند. حکم برکناري يونگ اما 360 ميليون تومان براي مسوولان اين باشگاه هزينه دارد. هرچند 360 ميليون براي هدايتي مالک استيل آذين حکم پول خرد را دارد اما قطعاً يونگ خيلي از اين موضوع خوشحال است و تنها بابت چند ماه تمرين دادن يک تيم دسته اولي پول درشتي نصيبش مي شود و مي تواند با تيم ديگري هم قرارداد ببندد. جريان وقتي جالب تر مي شود که خبرنگاران نزديک استيل آذين خبر از قرارداد 110 ميليوني آرش فرزين مي دهند. هر چند داماد علي پروين به عنوان مترجم يونگ در استيل آذين فعاليت مي کند اما شعاع اختياراتش تقريباً نامحدود است و وقتي خبرنگار تلويزيون از او مي پرسد؛ «شما در استيل آذين چه کاره ايد؟» جواب مي دهد؛ «من خدمتگزار استيل آذين هستم و هر کاري باشد انجام مي دهم،» به هر حال با جدايي قريب الوقوع يونگ، فرزين هم تمام پولش را خواهد گرفت اما اينکه از اين پس چگونه مي خواهد روي نيمکت بنشيند و چه سمتي در استيل آذين خواهد داشت، پرسشي است که پاسخ آن را علي پروين به سادگي پيدا خواهد کرد،
نوشته شده توسط در 11:42 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1386/08/09

خداحافظ(اعتماد9/8)

 
مهدي اميرپور

24 ساعت پس از تفحص 36 صفحه يي از کارخانجات خودروسازي ايران در صحن علني مجلس شوراي اسلامي، باز هم سرنوشت ناصر حجازي به يک خودروساز ديگر خورد. هشت سال پيش وقتي حجازي تيمش را براي مسابقه با سايپا به زمين فرستاد، اصلاً نمي توانست پيش بيني کند که اتفاقات بازي دست آخر به اخراج او از سرمربيگري استقلال ختم مي شود ولي اين بار ديگر خودش هم مي داند که اگر بازي با پيکان را با 3 امتياز به پايان نرساند، ديگر جايگاهي در نيمکت تيم نخواهد داشت. به هر حال وقتي علي فتح الله زاده خويي مدير استقلال به حجازي توصيه کرده؛ «حتما بازي را ببر،» و زماني که محمد علي آبادي رئيس سازمان تربيت بدني در ملاقات با فتح الله زاده پيشنهاد داده که «برويد قلعه نويي را بياوريد.» با کنار هم گذاشتن چند اتفاق ساده مي رسيم به اينکه ديگر حجازي به آخر خط رسيده. اين بار هم در به بن بست رسيدن او يک گلر نقش اول را بازي کرده. اگر هشت سال پيش اين پرويز برومند بود که در نيمه نهايي جام باشگاه هاي آسيا سه گل از داليان خورد و البته در آخرين بازي حجازي در استقلال چهار گل از سايپا دريافت کرد تا حجازي حتي پس از گذشت چند سال از توطئه او براي برکناري اش حرف بزند، اين بار نوبت به وحيد طالب لو رسيده؛ او حتي در بازي با ابومسلم گلي را از روي زاويه بسته خورد تا ديگر حجازي به اطمينان برسد که وحيد طالب لو فرشته نجات او نيست. براي همين احتمال دارد در مسابقه با پيکان اشکان نامداري را به زمين بفرستد. همانطور که حجازي هشت سال پيش وقتي فهميد پرويز برومند توي کارش مي گذارد و محمدعلي يحيوي را در دروازه گذاشت و البته بدتر ضرر ديد. يحيوي آن کسي بود که در فينال جام باشگاه هاي آسيا دو گل عجيب از جوبيلو ايواتا خورد تا حجازي در آستانه حساس ترين کاپ قهرماني زندگي اش ناکام بماند. به هر حال حجازي که چند سال پيش پس از محمد الدعايه گلر عربستاني دومين گلر برتر قرن قاره آسيا لقب گرفته بود، اين بار هم از ضعف گلرهاي تيمش ضربه مي خورد. همانطور که او زماني مي خواست مسعود قاسمي و نيما خيرانديش را به تيم ملي برساند و در اين کار ناکام ماند. به هر حال ساعت 30/15 امروز وقتي تماشاگران آبي حاضر در استاديوم آزادي در انتظار آغاز مسابقه هستند، ديگر اطمينان خواهند داشت که در صورت تساوي و باخت تيم شان در بازي با پيکان ديگر بايد با حجازي وداع کنند. هرچند که اصلاً اطمينان ندارند اگر حجازي از تيم برود، چه کسي جاي او را مي گيرد. اينکه علي گل تکين دستيار سابق مصطفي دنيزلي در پرسپوليس اين جاي خالي را پر کند يا امير قلعه نويي که ديگر تيم ملي را از دست داده يا حتي فيروز کريمي که بالاخره پس از چند سال شگفتي سازي در ليگ برتر حالا ديگر وقتش است که در يک تيم بزرگ مربيگري کند، بزرگترين ابهام روز تماشاگران استقلال است.

آنها در يازده بازي گذشته تنها دو برد را دشت کرده اند و ديگر حناي حجازي براي آنها رنگي ندارد. حتي فرافکني او بابت اينکه بايد به من هم سه سال وقت بدهند و بعد از آن من را با قلعه نويي مقايسه کنند هم ديگر نمي تواند به کمک حجازي بيايد. در آن سوي ميدان هم ساموئل دارابينيان از روز ابتدايي مسابقات ليگ برتر سايه سنگين حميد درخشان را روي سرخودش احساس کرده و پس از تعويض ابراهيم ثنايي مدير باشگاه با مصطفي کارخانه سرپرست موقت باشگاه ديگر حتي آن حاشيه امنيت سابق را هم ندارد.

او بايد اين مسابقه را ببرد و البته پيروزي آنها عليه استقلال همانقدر شگفت انگيز است که پيروزي 3-4 سايپا در بازي هشت سال پيش با استقلال. اگر حجازي در دوره گذشته مربيگري خودش در استقلال پس از گذشت دو سال به روزي رسيد که از توضيح دادن به خبرنگاران فرار مي کرد و به همه سوءظن توطئه داشت، حالا اين اتفاق پس از گذشت شش ماه براي او افتاده. به هر حال گويا چند سال خانه نشيني تنها چيزي که براي او داشته پسرفت بوده. او اصلاً با حجازي هشت سال پيش زمين تا آسمان فرق کرده. همان طور که حجازي هشت سال پيش هم به کسي که محمدان بنگلادش را در بازي با پرسپوليس به پيروزي رساند شباهت نداشت. متاسفانه گذر زمان يکي از بزرگترين اسطوره هاي فوتبال مان را از ما گرفته
نوشته شده توسط در 7:22 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1386/07/28

يازده پنالتي خراب شده!(اعتماد28/7)

 
مسابقات جام حذفي با اتفاقات جالب ديگري هم همراه بود. از اينکه 16 تيم از بازي ابتدايي جام کنار کشيدند و حتي يک تيم در توجيه کناره گيري، بازي دوستانه خودش را که همزمان بازي حذفي بود، بهانه کرد و البته سپاهان نوين به خاطر اينکه مديران سپاهان پيراهن دست دوم و استفاده شده سپاهان را به تيم دوم داده اند هم بدون انگيزه بازي کرد و مقابل صنعت مس رفسنجان باخت. اما شايد جالب ترين اتفاق برگردد به بازي توحيد روانسر کرمانشاه با صنعت گاز سرخس که در وقت قانوني بدون گل به پايان رسيد تا کار دو تيم به ضربات پنالتي کشيده شود. جالب اينجاست که هر 5 ضربه ابتدايي دو تيم در پنالتي ها گل نشد تا اينکه در ضربه ششم توحيد روانسر کرمانشاه ضربه اش را گل کرد. البته صنعت گاز سرخس ضربه ششم خودش را هم خراب کرد تا از دوازده ضربه پنالتي، يازده ضربه به هدر رفته باشد.
نوشته شده توسط در 10:33 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1386/07/17

حجازى‌ و 25 سال‌ ناکامى‌ برابر پرسپوليس...(خبرورزشی17/7)

ناصر حجازى‌ سرمربى‌ استقلال‌ که‌ يکى‌ از تاريخ‌سازان‌ فوتبال‌ ملى‌ ايران‌ بوده‌ و فدراسيون‌ بين‌المللى‌ تاريخ‌ و آمار او را به‌ عنوان‌ دومين‌ دروازه‌بان‌ برتر قرن‌ آسيا انتخاب‌ کرده‌ است، با عنوان‌ سرمربيگرى‌ تيم‌ فوتبال‌ استقلال، 4 بار به‌ مصاف‌ پرسپوليس‌ رفته‌ و در اين‌ 4 ديدار هيچگاه‌ برنده‌ نبوده‌ است.
-1 17 دى‌ ماه‌ 1361
پرسپوليس‌ يک‌ - استقلال‌ يک‌
در اين‌ ديدار، غلامرضا فتح‌آبادى‌ در دقيقه‌ 90 و بهتاش‌ فريبا در دقيقه‌ 86 گلهاى‌ 2 تيم‌ را زدند و محمد دادکان‌ از فوتبال‌ خداحافظى‌ کرد.
20 تير ماه‌ 1376
پرسپوليس‌ 3 - استقلال‌ صفر
در اين‌ ديدار، مهدى‌ مهدوى‌کيا، ادموند بزيک‌ و بهنام‌ طاهرزاده‌ 3 گل‌ پرسپوليس‌ را به‌ ثمر رساندند و فرشاد پيوس‌ هم‌ در اين‌ بازى‌ از فوتبال‌ خداحافظى‌ کرد.
-3 22 آبان‌ 1377
پرسپوليس‌ يک‌ - استقلال‌ صفر
در اين‌ ديدار، گل‌ پرسپوليس‌ را مهدى‌ هاشمى‌ نسب‌ به‌ ثمر رساند و حميد استيلى‌ و على‌ موسوى‌ از دو تيم‌ اخراج‌ شدند.
-4 20 فروردين‌ 1378
پرسپوليس‌ يک‌ - استقلال‌ يک‌
در اين‌ ديدار، گل‌ پرسپوليس‌ را مهدى‌ هاشمى‌نسب‌ و گل‌ تيم‌ فوتبال‌ استقلال‌ را فرد ملکيان‌ به‌ ثمر رساند.
نوشته شده توسط در 10:0 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1386/06/25

به كجا چنين شتابان؟(بازتاب25/6)

سايپا، استقلال تهران را شكست داد.

ـ «به كجا چنين شتابان؟» ناصر از علي پرسيد!

نوشته شده توسط در 10:35 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1386/05/30

نان و آجر(اعتماد30/5)


جناب ناصرخان ابراهيمي که به قول مبارک شان از بسياري تيم هاي ليگ پيشنهادهاي ارزنده دارند ولي به علت مشغله حاضر نيستند از لب خط ميدان هاي ملي عقب نشيني کنند، همچنان دو پا را در يک کفش کرده که شخصي به نام صفايي فراهاني را نمي شناسند، البته از آنجايي که جناب مستطاب ابراهيمي معمولاً کساني را به رسميت مي شناسند که وي را به رسميت بشناسند، بايد هم براي ترک نيمکت پربرکت تيم ملي نگران باشند. در زمانه يي که نه تيم ملي داريم نه تيمدار ملي داريم و نه ميداني و حريفي ملي تا جنابش لب خط ابراز وجود کنند و از آنجايي که تيم هاي ليگي چه از نوع برتر و چه ابتر، چه درجه يک چه دو و سه، کادرفني خويش را تا سطح تدارکاتچي محترم بسته اند، بايد هم جناب ناصرخان يک جورهايي نگران اول برج و آخر برج باشند، خب زندگي خرج دارد و آدم براي تامين هزينه هاي آن مي تواند منکر خيلي ها شود، منکر وجود آدم هايي که قرار است نان آدم را آجر کنند، کلوخ کنند، حالا ناصرخان مستطاب در پاسخ کلوخ جناب مهندس گمنام فوتبال نبايد سنگ اندازي کنند و بزنند شيشه اتاق کميته انتقالي را بشکنند، شما بوديد نمي شکستيد؟
نوشته شده توسط در 12:23 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1386/05/28

پدرورزش!!!(اعتماد28/5)1449

يادداشت مازيار ناظمي درباره اجراي جواد خياباني در شب افتتاحيه المپياد ورزشي
من نوکر توام نه بادنجان
حتماً اين داستان معروف را شنيده ايد که سلطاني بادنجان مي خورده و نوکرش در مدح بادنجان صحبت مي کرده. اين موضوع شده حکايت برخي همکاران بنده (و شايد هم خود من )که به عنوان مجري مراسم مختلف مجبورند براي خوشامد برگزارکننده حرف هايي بزنند که در شأن خودشان و رسانه نيست. هرچند پول خيلي خوبي هم مي دهند بين 300 هزار تا يک ميليون تومان و گاهي بيشتر به فراخور سازمان برگزارکننده، مثلاً يادم هست در مراسمي مجري بودم. مدير برنامه فهرستي از مقامات را نوشته بود و براي هرکدام تاکيد مي کرد که بگو از بيانات پيامبرگونه ايشان، استفاده مي کنيم يا با سخنان خود ما را به فيض اکمل برسانند. چند شب پيش داشتم افتتاحيه المپياد ايرانيان را نگاه مي کردم همکارمان جواد خياباني که تبحر خوبي در جفت و جور کردن صفات و القاب خاص دارد در هنگام دعوت از رئيس سازمان تربيت بدني گفت در خدمت پدر ورزش ايران هستيم، معتقدم مجري البته بايد خوب حرف بزند ولي گاهي هم مي تواند حرف خوب بزند.
نوشته شده توسط در 12:6 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1386/05/08

قهرمانی بدون‌ وعده‌ زانتيا و خردجمعى‌(خبرورزشی8/5) ‌

نه‌ به‌ آنها وعده‌ زانتيا داده‌ بودند، نه‌ ادعايى‌ داشتند و نه‌ سرمربى‌ تيمشان‌ با رأ‌ى‌گيرى‌ (خردجمعى‌ ) انتخاب‌ شده‌ بود. آنها آمدند و مردانه‌ مبارزه‌ کردند، از جان‌ مايه‌ گذاشتند و براى‌ موفقيت‌ تيم‌ملى‌ کشورشان‌ سرشان‌ را با شجاعت‌ جلوى‌ استوک‌ کفش‌ بازيکن‌ رقيب‌ گذاشتند تا براى‌ فتح‌ جام‌ شايسته‌ترين‌ باشند.
عراق‌ سالهاست‌ که‌ درگير جنگ‌ با تروريسم‌ داخلى‌ و خارجى‌ است، سالهاست‌ که‌ امنيت‌ از اين‌ کشور رخت‌ بر بسته‌ و سالهاست‌ شاهد برگزارى‌ ليگ‌ مستمر در اين‌ کشور نيستيم‌ و کعبه‌ آمال‌ بازيکنان‌ اين‌ تيم‌ لژيونر شدن‌ در ايران‌ و کشورهاى‌ عربى‌ است‌ اما تيمى‌ با اين‌ بضاعت‌ که‌ نسبت‌ به‌ تيم‌هاى‌ بزرگ‌ آسيا تدارک‌ لازم‌ را نديده‌ بود بازى‌ به‌ بازى‌ اوج‌ گرفت‌ و پوست‌ انداخت. سرمربى‌ عراق‌ برابر تمام‌ حريفان‌ خود برنامه‌ داشت‌ و در برابر هرگونه‌ اشتباهات‌ احتمالى‌ آن‌ را به‌ گردن‌ اين‌ و آن‌ نينداخت، بلکه‌ سعى‌ کرد آن‌ را در ديدار بعدى‌ برطرف‌ کند. کشورى‌ که‌ سالها در حال‌ جنگ‌ است‌ و از نظر اقتصادى‌ دوران‌ بدى‌ را سپرى‌ مى‌کند، فوتباليست‌هايش‌ بدون‌ آنکه‌ انتظار زيادى‌ داشته‌ باشند با هدف‌ برافراشته‌ نگه‌ داشتن‌ پرچم‌ کشورشان‌ به‌ معناى‌ واقعى‌ با جان‌ خود جام‌ قهرمانى‌ را بيمه‌ کردند و نتيجه‌ آن‌ شد که‌ ديروز در فينال‌ جام‌ چهاردهم‌ شاهدش‌ بوديم.
عراق‌ البته‌ درس‌ بزرگى‌ به‌ نامداران‌ فوتبال‌ آسيا از جمله‌ ايران‌ داد که‌ فوتبال‌ وابسته‌ به‌ نام‌هاى‌ مشهور و البته‌ بازيکنان‌ بى‌انگيزه‌ نيست‌ زيرا آنها با همين‌ تدبير ساده‌ و بدون‌ اتکا به‌ بازيکنان‌ اسمى‌شان‌ مانند صلاح‌حسن‌ و عماد رضا در اين‌ پيکارها حاضر شدند و با ارائه‌ فوتبالى‌ بانشاط‌ و شناور ثابت‌ کردند چنانچه‌ داراى‌ برنامه‌ و تدابير تاکتيکى‌ باشند مى‌توانند هر سدى‌ را بشکنند.
به‌ ياد داريم‌ وقتى‌ سه‌ سال‌ پيش‌ در بازيهاى‌ المپيک‌ آتن‌ که‌ عراق‌ توانست‌ به‌ مقام‌ شامخ‌ چهارمى‌ دست‌ يابد برخى‌ اين‌ عنوان‌ را به‌ مسائل‌ سياسى‌ ربط‌ دادند اما ديروز مشخص‌ شد از اين‌ خبرها نبود و آن‌ تيم‌ جوان‌ المپيک‌ آتن، امروز با شايستگى‌ بوسه‌ بر جام‌ قهرمانى‌ زد تا حقانيت‌ خود را به‌ اثبات‌ برساند.
«شجاعت» عنصرى‌ شناخته‌ شده‌ براى‌ عراقى‌ها بود که‌ بايد به‌ آن‌ احترام‌ گذاشت، ما حتى‌ معتقديم‌ نايب‌ قهرمان‌ جام‌ ملتها يعنى‌ عربستان‌ هم‌ عليرغم‌ آنکه‌ نتوانست‌ از پس‌ عراق‌ بربيايد اما تيم‌ قابل‌ ستايشى‌ است‌ زيرا آنها هم‌ با تيمى‌ جوان‌ وارد اين‌ پيکارها شدند و درمجموع‌ نسبت‌ به‌ تيم‌هاى‌ بزرگى‌ مثل‌ استراليا، ايران، ژاپن، کره‌جنوبي، ازبکستان‌ مقام‌ ارزشمندى‌ را کسب‌ کردند. اتفاقاً‌ بايد درآينده‌ از اين‌ دو تيم‌ عربى‌ بيشتر بشنويم
نوشته شده توسط در 10:31 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1386/05/03

مرد ناكام(ایران ورزشی3/5)

دادن دسته گل به يك ناكام بزرگ چقدر خنده دار بود، زمانى كه امير قلعه نويى با چهره اى مدعى وارد فرودگاه شد تا مورد استقبال مسؤولان فدراسيون قرار بگيرد. ناكامى قلعه نويى فقط براى خودش دردناك بود و البته زودگذر، او در فرودگاه مهرآباد مثل يك قهرمان خنده به لب داشت و طورى حرف مى زد كه گويى جام قهرمانى را به ايران آورده.
ساعاتى پس از باخت مقابل كره جنوبى بود كه او با اجراى يك نمايش در اتاق ۲۰۲ هتل پرنس، خودش را حبس كرد تا فقط غصه نرسيدن به اهداف و آرزوهاى شخصى اش را بخورد، اينكه گفته بود: «مى خواهم در فوتبال ايران حكومت كنم.» امير آنقدر باهوش است كه در كنفرانس مطبوعاتى، پس از باخت به كره تمامى تقصيرها را به گردن بگيرد ولى اين هم فقط يك نمايش بود و همه ديدند كه او چگونه موضعش را درخصوص ناكامى تيم ملى تغيير داد و در فرودگاه با سينه اى سپر شكست را توجيه كرد. دوربين هاى تلويزيونى مقابل امير قرار مى گيرند و او اينگونه حرف هايش را آغاز مى كند: «ما تنها تيمى بوديم كه بدون شكست از دور مسابقات حذف شديم و در ضربات پنالتى هم فقط شانس تعيين كننده است. من شاگردانم را ستايش مى كنم و معتقدم كه با بدشانسى حذف شديم.»
حذف از مرحله يك چهارم نهايى شاهكارى بود كه فقط از قلعه نويى سر زد ولى مثل اينكه شكست دادن مالزى و ازبكستان براى او افتخارى بزرگ محسوب مى شود. اگر اينگونه نبود، او در موضعى طلبكارانه پاسخ سؤالات خبرنگاران را نمى داد. امير مطابق سال هاى گذشته و با تكيه بر خصوصيات منحصر به فردش، با واژه «بدشانسى» ناكامى ايران را توجيه كرد تا به گمان خودش ضعف هاى فنى تيم ملى پشت پرده اى پنهان باقى بماند.
قلعه نويى در پاسخ به سؤالات خبرنگاران كه مى خواستند با مطرح كردن مسائل فنى او را به چالش بكشند، باز هم ايده روشنى نداشت و به نوعى از حرف زدن در اين مورد طفره رفت: «مقابل كره جنوبى خيلى خوب بازى كرديم ولى نمى دانم مشكل كار كجا بود كه باختيم!» امير شعور و آگاهى منتقدانش را نسبت به اطرافيانش كه متعصبانه او را به عرش مى برند يكسان فرض مى كند كه اين حرف ها را مى زند. براى قلعه نويى توجيه شكست ساده ترين راه بود و چالش نكردن خبرنگاران با سرمربى تيم ملى هم از روى عدم آگاهى آنها نبود چون امير در تقابل با انتقادها بارها چهره اى تندخو از خود نشان داده كه اين موضوع جايى براى ادامه بحث باقى نمى گذارد.
امير با اشاره به بازى ايران مقابل كره جنوبى گفت: «به عقيده كارشناسان، در تاريخ بازيهاى ايران و كره جنوبى اين بهترين بازى تيم ملى بود!» اين كارشناسان همان هايى هستند كه قلعه نويى پس از بازى مقابل چين آنها را به شدت مورد هجوم قرارداد و گفت: «كسانى كه بازى ما را نقد مى كنند تا حالا توپ را از نزديك نديده اند و اين موضوع تأسف آور است.»
سابقه نشان داده كه امير به خوبى از خودش قصه مى سازد، نگاهى به مطالب مطبوعات و برنامه هايى كه از صدا و سيما پخش شد، نشان مى دهد كه هيچ كارشناسى از نمايش تيم ملى مقابل كره جنوبى تعريف نكرد ولى قلعه نويى با خيال پردازى از قول كارشناسان گفت كه اين بهترين بازى تيم ملى درتاريخ بازيهاى ايران و كره بود.
143100.jpg
قلعه نويى آدم فراموش كارى نيست و فقط داشتن يك شخصيت مدعى باعث شد تا چنين حرف هايى از زبان او بيرون بيايد. امير خيلى خوب به ياد دارد كه تيم مايلى كهن چگونه در يك بازى تاريخى كره جنوبى را با ۶ گل مغلوب كرد و همين طور تيم برانكو كه در بازيهاى ۲۰۰۴ از كره يك مغلوب ساخت.
امير در روزهاى آينده همچنان مورد نقد قرار خواهد گرفت ولى تمامى اين انتقادها چيزى را درون او تغيير نخواهد داد. روند صحبت هايش طورى پيش خواهد رفت تا او درصد مقصر بودنش را به صفر برساند و از خودش يك قهرمان بسازد.

واكنش محمدمايلى كهن
قبل از سفر تيم ملى به مالزى، محمد مايلى  كهن با اشاره به نكاتى كاملاً فنى ديدارهاى دوستانه ايران را محك جدى به حساب نياورد. واكنش اميرقلعه نويى اما در نوع خود سؤال برانگيز بود. او در پاسخ به اظهارات مايلى كهن تأكيد كرد: «براى جواب دادن به مايلى كهن وقت ندارم!» جمله غيرمحترمانه سرمربى تيم ملى در واكنش به اظهارات فنى مايلى كهن اما با سكوت مرد منتقد روبرو شد. در چنين شرايطى خيلى ها منتظر بودند تا مايلى كهن باز هم در مقام پاسخگويى برآيد ولى او هرگز به اين مشاجره ادامه نداد و سكوت پيشه كرد؛ شايد به خاطر مصالح فوتبال ملى.
وقتى تيم ملى به سرمربيگرى قلعه نويى در جام چهاردهم نتيجه لازم را نگرفت و امير براى تحقق ادعاهايش ناكام ماند، خيلى ها منتظر بودند مايلى كهن كه پيش از اين هم مورد بى احترامى سرمربى تيم ملى قرار گرفته بود، لب به اعتراض بگشايد. به خصوص اينكه قلعه نويى در فرودگاه مهرآباد در جمله اى عجيب حتى برد ۶ - ۲ ايران مقابل كره در سال ۱۹۹۶ به سرمربيگرى مايلى كهن را با اين جمله كه ما بهترين بازى تاريخ فوتبال ايران مقابل كره را انجام داديم.» زير سؤال ببرد.
مايلى كهن كه شخصيت غيرقابل پيش بينى دارد در گفت وگوى ويژه اما كوتاه خود با ايران ورزشى، در واكنش به اظهارات قلعه نويى به ذكر همين يك جمله بسنده مى كند: «جواب اين مرد ناكام را نمى دهم، چون عادت ندارم مثل ديگران مربى ناكام را تخريب كنم.»
اين جمله مايلى كهن در قياس با جمله غيرمنطقى قلعه نويى نشان از درسى بزرگ براى ۴۴ ساله جوان دارد.
نوشته شده توسط در 9:54 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1386/05/02

پنالتیزن!(شرق2/5)

نوشته شده توسط در 12:43 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1386/04/25

رختکن!(ایران ورزشی25/4)

قلعه نويى نكات فنى را شروع مى كند: «آقاى اوساسونا، آقاى بايرن مونيخ، آقاى بولتون، آقاى لسترسيتى و آقاى هامبورگ سابق! همه بى غيرت هستيد. اگر پدر من هم توى زمين بود، ضعيف تر از شما بازى مى كرد. اين چه فوتبالى بود كه بازى كرديد. بايد خودم بيايم توى زمين و گل بزنم!»
همه منتظر واكنش لژيونرها هستند اما هيچ كس چيزى نمى گويد و همه سكوت مى كنند. قلعه نويى همچنان ادامه مى دهد: «اين نيمه ۲ تعويض داريم. على و حسين خارج مى شوند و ايمان و جواد به زمين مى آيند. نيمه دوم محكم بازى كنيد.» اين تمام توصيه هاى فنى اميرخان است.
البته على كريمى در حال و هواى ديگرى است و نشنيده كه امير قلعه نويى با واژه «آقاى بايرن مونيخ» او را مورد خطاب قرار داده است. وقتى ساير بازيكنان اين مسأله را به كريمى مى گويند، اخم هايش در هم مى رود و زير لب به بازيكنان نيمكت نشين مى گويد: «حيف نشنيدم والا جوابش را مى دادم تا حرف دهانش را بفهمد!»
نوشته شده توسط در 10:48 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1386/03/05

گواهینامه!(خبرورزشی5/3)

 
استقلال‌ شانس‌ آورد که‌ در ليگ‌ تنها دو تيم‌ با نام‌ کارخانه‌هاى‌ خودروسازى‌ وجود دارد وگرنه‌ اين‌ تيم‌ حالا براى‌ رهايى‌ از کابوس‌ سقوط‌ دست‌ و پنجه‌ نرم‌ مى‌کرد نه‌ اينکه‌ آرزوى‌ قهرمانى‌ در سر داشته‌ باشد، اين‌ تيم‌ در هر دو بازى‌ رفت‌ و برگشت‌ مقابل‌ پيکان‌ و سايپا شکست‌ خورد تا صمد مرفاوى‌ نشان‌ دهد که‌ رانندگى‌ و سوارى‌ گرفتن‌ از ماشين‌سازها را نمى‌داند. آيا صمد مرفاوى‌ گواهينامه‌ دارد؟!
از شوخى‌ که‌ بگذريم، بهتر است‌ صمد مرفاوى‌ يک‌ بار ديگر بازى‌ استقلال‌ مقابل‌ پيکان‌ را تماشا کند تا به‌ اين‌ نتيجه‌ برسد که‌ اگر تيمش‌ قهرمان‌ ليگ‌ مى‌شد، به‌ نوعى‌ ظلم‌ در حق‌ قهرمانى‌ بود! يک‌ دقيقه‌ صبر کنيد! اگر قرار بود در مورد سايپا هم‌ مطلب‌ بنويسيم‌ و تا حدى‌ استقلال‌ اهواز باز هم‌ مى‌شد اين‌ جمله‌ را در مورد اين‌ دو تيم‌ هم‌ تکرار کرد.
با هزار افسوس‌ و تأ‌سف‌ در ميان‌ سه‌ تيم‌ بالاى‌ جدول‌ هيچ‌ شاخصه‌اى‌ را نمى‌بينيم‌ تا حکم‌ به‌ قهرمانى‌ يکى‌ از آنها بدهيم! همان‌ بهتر که‌ اتفاقات، جريان‌ قهرمانى‌ را مشخص‌ کند.
نوشته شده توسط در 9:48 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1386/02/10

چاقوهايي كه جاي ديگر تيز مي‌شوند!(جهان فوتبال10/2)

قهرماني ليگ داخلي كه سهل است، اگر قرار باشد استقلال با اين وضع قهرمان جام باشگاه‌هاي جهان نيز شود، ارزشش را ندارد. بي‌صاحب بودن اين تيم تنها به‌خاطر يك چيز ادامه دارد و آن هم وارد نكردن خللي در مسير قهرماني. واقعاً چه مقامي و كدام قهرماني؟ به‌خاطر چند صد گرم فلز تزيين شده و يا حضور در مسابقات آسيايي - كه تضميني براي آن، حتي در صورت قهرمان شدن استقلالي‌ها نيز وجود نخواهد داشت- ! اعتبار اين تيم كه ذره‌ذره جمع شده است، خروار خروار نيست و نابود شده و خواهد شد.
مسير به‌گونه‌اي پيش مي‌رود كه از اين تيم بزرگ، تنها يك نام باقي بماند و بس. مگر اين همه قهرماني كه استقلال كسب كرده است، چه عزت و شرفي براي اين تيم رقم زده كه اگر اين اتفاق نيفتد، تمام آن آبرو از بين برود؟ اگر قرار بود كه استقلال و پرسپوليس به‌خاطر جام‌هاي‌شان، در دل مردم جا باز كنند و براي خود تاريخي را رقم بزنند كه خيلي زودتر از اينها بايد در اين دو باشگاه تخته مي‌شد. چرا كه در چنين مقطع چند ساله، آنها از رسيدن به رتبه‌هاي نخست ايران بازماندند اما ذره‌اي از اعتبار و غرور سرخابي كم نشد.
كجا به‌خاطر داريد كه در سر تمرين اين دو تيم، ديگري مشت حواله ديگري كند و او هم با ناسزا جواب او را بدهد؟ در كجاي تاريخ پر‌افتخار استقلال، ثبت شده كه سرمربي تيم، پيراهن تيم مقابل را در رختكن و در جلوي چشمان شاگردانش - كه چشم‌شان بر روي سرمربي تيم است و از او الگوبرداري مي‌كنند - پاره‌پاره كند؟ آخر اين چه وضعي است كه يك مربي خارجي كه دوره كارش در استقلال به 6 ماه نيز نمي‌رسد، اين‌چنين ابتدا اين تيم را تحقير مي‌كند و سپس به‌خاطر پاس نشدن چك چند صد هزار يورويي‌اش - كه چند ساعت و چند روز ديرتر به دستش رسيد - بر سر كل مجموعه اين تيم، با تمام وجود منت مي‌گذارد؟!
دشنه‌هايي كه در اين چند روزه بر سر تمرينات اين تيم از غلاف خارج شده است، سر و صورت چه كساني را هدف گرفته؟ باور كنيد، اين تيغ‌ها، خواسته يا ناخواسته، سينه اعتبار و آبرويي را نشانه گرفتند كه نه ما، نه آنها و نه رئيس‌هاي محترم‌شان براي اين تيم رقم زده‌ايم، بلكه حاصل سال‌ها پاكي و نجابت مجموعه تيم است.
مطمئن باشيد كه جاي ديگري اين چاقوها در حال تيز شدن است. بد‌بختي و آوارگي به حدي رسيده است كه همه‌كاره اين روزهاي استقلال نيز، از تيزي آنها مصون نمي‌ماند. هر‌چقدر مديريت سرخابي، از لحاظ مالي و اداري مشكل بود؛ حالا بايد مشكل تامين را نيز به آنها افزود. شايد از اين پس، هر‌كدام از مديران استقلال بايد با زره و كلاه خود جابه‌جا شوند تا بتوانند به كارهاي باشگاه رسيدگي كنند!
اگر همين الان اين تيم را به بيمارستان برسانيم، دير است! خوره‌اي كه به جان تيم افتاده، خون زيادي را خورده است. باور كنيد كه اگر از اكثر بازيكنان استقلال، درباره وضعيت كنوني تيم‌شان سوِال بپرسيد، حاضر هستند كه حتي قهرماني را نيز از دست بدهند اما از اين گرداب بي‌صاحب بودن رها شوند.
اگر اين تيم، مدير پيدا كند، نه تنها شانسش براي قهرماني كم نخواهد شد؛‌ بلكه ساماني نيز خواهد گرفت و چه بسا خيلي ساده‌تر جاده قهرماني را طي كند.كيومرث هاشمي در مصاحبه‌اي پس از آن ضيافت شام معروف، معرفي هيات مديره و طبعاً مدير‌عامل جديد استقلال را تنها منوط به يك شرط دانست، <وقوع شرايط ويژه> و اينك آن شرايط ويژه، چه بسا ويژه‌تر! از آن نيز فرا رسيده است. لطفاً تا هنوز نفس مي‌كشد، كاري كنيد!

نوشته شده توسط در 3:22 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1386/01/21

تمرين زير دست دنيزلي يا مرفاوي(جهان فوتبال21/1)1391

همه چيز از تابستان 79 شروع شد. آنجايي كه عابديني و محلوجي هفتاد درصد از سهام پرسپوليس را به حوزه هنري واگذار كردند. از آن روزها تقريباً هفت سال مي‌گذرد. در گذر اين هفت سال اما پرسپوليس شش مديرعامل را به خود ديده است! از قرار هر سال يك نفر!‌
مديرعامل را بدون مطالعه انتخاب مي‌كنند، بدون آنكه <وقت كافي> را در اختيار <انتخاب> خود بگذارند با همان <مطالعه‌اي> كه انتخاب شد با همان <مطالعه> هم عذرش را مي‌خواهند. اين چرخه معيوب، اين دور و تسلسل اشتباه، هنوز هم ادامه دارد. بعد از آن‌كه آقايان بزرگوار، دوستان <شوراي شهري> مدت خدمت‌شان در شوراي شهر به اتمام مي‌رسد به هيات مديره پرسپوليس مي‌پيوندند. روزنامه‌ها شلوغش مي‌كنند، هجمه تبليغاتي شروع مي‌شود كه بعله، انصاري‌فرد و دنيزلي مي‌روند و كاشاني و استيلي مي‌آيند. دوستان بزرگوار، مصاحبه مي‌كنند كه <مربي ايراني> را بهتر از مربي خارجي مي‌دانند. از جناب مهندس علي‌آبادي سوِالي داريم: اين دو عزيز، وجودشان منشاكدام خدمات خواهد بود؟ ايشان براي پيشبرد كدام اهداف عاليه، براي رسيدن به كدام <منظور> به پرسپوليس اضافه شدند؟ اين آقايان <تازه‌وارد> ايده‌هاي‌شان در امتداد ايده قديمي‌هاست يا در تضاد با آنها؟ اينها همه سوِالاتي است كه جواب‌هاي‌شان آينده پرسپوليس را رقم مي‌زند اما امروز در روزنامه‌ها خوانديم كه دو عضو جديد هيا‡ت مديره براي انتخاب شهرداري تهران كانديد خواهند شد. اگر صحت و سقم اين خبر تاييد شود، حق نداريم به عنوان هوادار پرسپوليس از آقاي علي‌آبادي بپرسيم؛ چرا؟ اگر اين حرف به واقعيت پيوست و جامه عمل گرفت... انصاري‌فرد تنهاست و اين را همه مي‌دانيم.‌
هر روز نامه‌اي از فيفا مي‌رسد كه اگر <پول> ندهيد، محروم مي‌شويد. اخطاريه مي‌آيد كه به دسته اول مي‌رويد. هشدار مي‌رسد كه حق فعاليت بين‌المللي نداريد.‌
انصاري‌فرد مديرعامل <فوتبال> پرسپوليس است اما بدهي فوتسال را بايد بپردازد، به جودوكار بدهكار است، كشتي‌گيرها تهديد به خودسوزي مي‌كنند، واليباليست‌ها هم كه هستند. در يك سال گذشته، عمر او مقابل طلبكاركان گذشت با ديالوگ‌هايي چون:
تو بميري... به خاطر هواداران... اين تن بميره... فردا.! مگر غير  از اين است؟ صبح به صبح طلبكار تازه‌اي با چك برگشتي، در كنار درب اتاق مديرعامل انتظار ورود <ممدحسن> را مي‌كشد.
آيا اين <شرايط> را بايد مديريت كرد؟ يك نفر را انتخاب كنيم، مديرعاملي را بياوريم بدهكاري مديران قبلي را براي او بفرستيم، بدون آن‌كه از حمايت كافي برخوردارش كنيم، بدون آن‌كه رديف بودجه داشته باشد با اين همه بدهكاري، تيمي را هم در اختيار او قرار بدهيم كه حداقل سالي سه ميليارد تومان براي ادامه حيات نياز دارد؟ در جايي كه نه <كپي‌رايت> وجود دارد و نه پرداخت <حق> پخش تلويزيوني؟ ما حق نداريم چشم‌مان را بر روي واقعيت ببنديم. البته كه انصاري‌فرد هم دچار اشتباهاتي بعضاً گران شده است اما بياييم همه جوانب را در نظر بگيريم. هنوز كه هنوز است پرسپوليس زمين تمرين ندارد، هنوز كه هنوز است مسوِولان ورزشگاه كارگران به علت بدهي پرسپوليس، درب ورودي را به روي بازيكنان و مربيان مي‌بندند. باز هم مي‌پرسيم: <دوستان شوراي شهري> براي مرتفع كردن كدام يك از اين خروار مشكلات به پرسپوليس اضافه شدند؟
پرسپوليس، قهرمان ليگ نمي‌شود اما <گل خالي>هايي را كه معدنچي از دست داد از تمام گل‌هاي زده تيم صدرنشين بيشتر است. پرسپوليس، قهرمان ليگ نمي‌شود اما در مقابل صدرنشين ليگ طي بازي رفت و برگشت بيست موقعيت گلزني را از دست مي‌دهد. پرسپوليس قهرمان ليگ نمي‌شود اما در مقابل تيم‌هايي كه بالاتر از خود مي‌بيند <برتر> بوده است. ليگ امسال كاملاً استثنايي بود. تيمي كه به‌طور ميانگين در هر بازي دو موقعيت گل هم نداشتته در صدر جدول است. تيمي كه بهترين بازي گروهي‌اش را بايد با بدترين نمايش پرسپوليس مقايسه كرد. همان‌طور كه ابر و باد و مه و خورشيد و فلك و اشتباهات داوري در كار بودند تا استقلال در صدر باشد، همين  عوامل پرسپوليس را از قهرماني دور كرد. سايپا به‌طور آبونمان هر بازي يك اخراجي دارد. نوع <فوتبالي> را كه پرسپوليس امسال ارائه كرد، حداقل يك دهه است كه از هيج تيم ايراني نديده‌ايم. كدام تيم ايراني تعداد پاس‌هايش در يك بازي به سيصد و هشتاد مي‌رسد؟ كدام تيم ايراني ميانگين تعداد ضربات به توپ بازيكنانش 2/25 است.
انصاري‌فرد <بد> مهاجم گرفت. فوروارد خوب نگرفت. او مقصر است، اما وقت بركناري‌اش رسيده است؟ دنيزلي قهرمان نشد، آيا اين موضوع <دليل> خوبي براي اخراج اوست؟ او تيمي را در اختيار گرفت كه خودش نبسته بود. او تيمي را در اختيار گرفت كه فرصت كافي براي <آماده‌سازي> قبل از شروع ليگ را نداشت. او با تيمي شروع كرد كه فقط دو مدافع مركزي داشت: باقري و حاجي‌زاده. تيمي را در دست گرفت كه مهاجمانش: قويدل، رضاييان و فاطمي بودند. دنيزلي حداقل در 10 بازي از ليگ به طور ميانگين 5-6 بازيكنش را نداشت. در پرسپوليس، آشوبي، نوري، الونگ و حتي نيكبخت هم به عنوان <مدافع وسط> بازي كردند. با تمام اين اوصاف و با تمام اين كمبودها، پرسپوليس تيمي است كه تماشاگران بيشتري براي ديدن <فوتبالش> به ورزشگاه مي‌آيند. بازي رفت مقابل پاس، با آن‌كه تعطيلي چهار روزه بود، با آن‌كه هوا نامساعد بود اما تقريباً صدهزار نفر در ورزشگاه حضور داشتند. اجازه بدهيد به گونه ديگري از دنيزلي حمايت كنيم. بهترين وتا‡ثيرگذارترين بازيكن اوساسونا چه در لاليگا و چه در جام جهاني <جواد نكونام> است. اولين بازيكن ايراني است كه در لاليگا بازي مي‌كند. نكونام در مصاحبه‌هايش در اولين روزهاي حضورش در اسپانيا موفقيتش را مرهون <دانسته‌ها>ي دنيزلي دانست و گفت حالا تاثير او را در اينجا بيشتر حس مي‌كنم. او موفقيت خود را بيشتر از آن‌كه از جلالي و فركي و شاهرخي بداند از تاثير آموزه‌هاي دنيزلي مي‌داند. اين حرف را اين طوري هم مي‌شود بيان كرد. بر فرض مثال اگر استقلال قهرمان ليگ شود و پرسپوليس بدون جام بماند، به نظر شما <حسين كاظمي>، <سياوش اكبرپور> و ديگر بازيكنان استقلال براي فصل بعد دوست دارند زير نظر <صمد> كار كنند يا ترجيح مي‌دهند <شاگرد> دنيزلي باشند؟ مصاحبه سه روزپيش كعبي را خوانديد كه گفته بود آرزوي هر فوتباليستي است كه با دنيزلي كار كند. گيرم استقلال با مرفاوي قهرمان شود اما اين قهرماني چقدر به تيم ملي در جام ملت‌ها كمك مي‌كند؟ به اين معني كه حسين كاظمي نسبت به سال گذشته چقدر پيشرفت داشته است؟ صادقي، قرباني و اكبرپور در سيكل تمرين  بازي تيم مرفاوي چقدر رو به جلو حركت كرده‌اند؟ اما در آن طرف نيكبخت دوباره <متولد> شده است. <فوتبال> معدنچي چقدر پيشرفت كرده؟ - در زمان آري‌هان او هشت تا شوت زد همگي رفت تو گل، فوتبالش را مي‌گويم  نوري تا هنگامي كه به اجبار به دفاع تبعيد نشده بود يك شماره 6 كامل بود. آشوبي هافبك آينده‌داري مي‌شود. اسدي نوع ديگري بازي مي‌كند و... پرسپوليس با دنيزلي چه براي هوادارانش و چه براي بازيكنان ديگر تيم‌ها <جذاب‌ترين> تيم است. گزاف‌گويي نيست اگر بگوييم: بازيكناني مثل، نصرتي، قرباني، مبعلي، كاظميان و... براي حضور در پرسپوليس <دنيزلي> ثانيه‌شماري مي‌كنند. پرسپوليس چه به جام برسد و چه بي‌جام بماند، دنيزلي بايد و بايد بماند. اگر قلعه‌نويي <بدون برنامه> سه سال وقت مي‌گيرد، پس چرا ما نبايد به دنيزلي اعتماد كنيم تا مزدش را بگيريم.  درست است كه دنيزلي <زيادي> مي‌خندد، مثل قلعه‌نويي شلوغش نمي‌كند، همانند صمد داور را تحت تاثير قرار نمي‌دهد و <عربده> نمي‌كشد اما مي‌شود او را <تفهيم> كرد. مي‌شود اين وظايف را به <كمك ايراني> به سرپرست هم محول كرد. اگر با دنيزلي قرارداد دوساله‌اي منعقد كنند و تربيت‌بدني هم كمك كند، مي‌توان به قهرماني در آسيا اميدوار بود.
مي‌توان به ترانسفر سه <نكونام> جديد اميدوار بود. آقاي انصاري‌فرد، آري‌هان، دايي را براي <پرستيژ> تيمش از شما طلب كرد، اما شما فاطمي را آورديد. شايد اين اشتباه، قهرماني را از پرسپوليس گرفته باشد، اما ماهي را هر وقت از آب بگيريد <تازه> است. قهرماني <صمد>ها چيزي به فوتبال ما اضافه نمي‌كند. ما ده نفر مثل دنيزلي مي‌خواهيم. آقاي علي‌آبادي، بگذاريد زوج انصاري‌فرد  دنيزلي باقي بماند، همانگونه كه بارسا به ريكارد، ليورپول به بنيتس و اينتر به مانچو فرصت داد، به دنيزلي هم فرصت بدهيم.

نوشته شده توسط در 10:32 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1385/12/14

حرفهاى‌ شرم‌آور!(خبرورزشی14/12)1365

دستى‌ لابلاى‌ موهاى‌ بلندش‌ مى‌کشد و باز هم‌ تکرار مى‌کند: من‌ رفتم‌ از او عذرخواهى‌ کنم‌ اما او به‌ خانواده‌ و ناموس‌ من‌ فحش‌ داد. هم‌ با سر به‌ صورتم‌ کوبيد و هم‌ دشنامم‌ داد. وقتى‌ کمى‌ آرام‌تر مى‌شود از او سئوال‌ مى‌پرسيم.
داستان‌ بعد از بازى‌ چه‌ بود. کامل‌ بگو؟
بازى‌ که‌ تمام‌ شد با خودم‌ گفتم‌ هر چه‌ باشد على‌ آقا بزرگتر ماست، الگوى‌ نوجوانى‌ ما بوده‌ هميشه‌ آرزو داشتيم‌ کنار او باشيم، حالا اگر حرکت‌ زشتى‌ هم‌ انجام‌ داده‌ و با سر به‌ صورتم‌ کوبيده‌ اشکال‌ ندارد، فداى‌ سر تمام‌ افتخاراتى‌ که‌ براى‌ فوتبال‌ ايران‌ خلق‌ کرده، رفتم‌ و گفتم: على‌ آقا اگر تقصير من‌ بود عذر مى‌خواهم، اما نگذاشت‌ جمله‌ام‌ تمام‌ شود. به‌ من‌ گفت‌ فلان‌ فلان‌ شده‌ رشتى‌ و دو حرف‌ شرم‌آور به‌ خانواده‌ من‌ زد.
و تو چه‌ جوابى‌ دادي؟
30 ثانيه‌ بهت‌ زده، فقط‌ دور شدن‌ او را نگاه‌ کردم‌ و پشت‌ سرش‌ ديدم‌ که‌ همه‌ آرزويهاى‌ على‌ دايى‌ شدن‌ در وجود من‌ فروريخته، اگر آخر على‌ دايى‌ اين‌ است، حاضرم‌ بميرم‌ و مثل‌ على‌ دايى‌ نشوم.
قبل‌ از بازى‌ مگر اتفاقى‌ افتاده‌ بود؟
به‌ خدا نه، قبل‌ از بازى‌ پيش‌ رفتم‌ و گفتم: سلام‌ على‌ آقا خوبي؟ و او جوابم‌ را داد.
اما ظاهراً‌ يارگيرى‌ تو هم‌ با دايى‌ زياد مهربانانه‌ نبود؟
يعنى‌ بايد صورت‌ او را در يارگيرى‌ مى‌بوسيدم؟ به‌ من‌ گفته‌ بودند او را مهار کنم‌ و من‌ اين‌ کار را کردم. نکند انتظار داشتند به‌ جاى‌ فوتبال‌ بنشينيم‌ و شطرنج‌ بازى‌ کنيم!
آن‌ يک‌ بار که‌ پيراهنش‌ را کشيدى‌ چطور؟
به‌ هر حال‌ وظيفة‌ من‌ يارگيرى‌ و برهم‌ زدن‌ تمرکز او بود. کشيدن‌ پيراهن‌ او در جريان‌ بازى‌ نبود و مانع‌ حرکتش‌ نشد و جريمه‌ شخصى‌ داشت‌ اما اگر اين‌ کار، کارت‌ قرمز داشته‌ باشد حرکت‌ على‌ آقا 5 کارت‌ قرمز داشت‌
حالا چه‌ حرفى‌ براى‌ دايى‌ داري؟
دوستش‌ دارم، مثل‌ هميشه‌ اما هنوز باورم‌ نمى‌شود اينگونه‌ به‌ خانواده‌ من‌ فحش‌ داده‌ باشد. سال‌ 82، افتخار آن‌ را داشتم‌ که‌ همبازى‌ على‌ آقا در پرسپوليس‌ باشم‌ آن‌ وقت‌ها او فحش‌ نمى‌داد. اميدواريم‌ على‌آقا در مربيگري، فقط‌ به‌ علمش‌ اضافه‌ کند نه‌ به‌ دامنه‌ لغات‌ رکيک! ضمن‌ آنکه‌ من‌ مازندرانى‌ هستم‌ اما على‌آقا با رشتى‌ خواندن‌ من، به‌ مردم‌ خوب‌ گيلان‌ هم‌ فحاشى‌ کرد
نوشته شده توسط در 11:0 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1385/12/14

فداحسين (اعتماد14/12)

هيات مديره پرسپوليس با يک تغيير ديگر روبه رو شد. فداحسين مالکي پس از اينکه از رياست ستاد مبارزه با مواد مخدر برکنار شد جايگاه خود در هيات مديره پرسپوليس را نيز از دست داد و حسن بيادي جانشين او شد. ديروز محمد علي آبادي در حکمي حسن بيادي نايب رئيس شوراي اسلامي تهران را به عضويت هيات مديره باشگاه پرسپوليس درآورد. در اين حکم آمده است؛ «با توجه به امر خطير ورزش و اهميت ويژه آن در سلامتي جامعه اسلامي و نقش موثر آن در وحدت ملي، به موجب اين ابلاغ به عنوان عضو هيات مديره باشگاه پيروزي منصوب مي شويد. اميد است با تجاربي که در زمينه مسائل فرهنگي و ورزشي داريد با اتکال به خداوند متعال در انجام وظايف محوله توفيق کامل حاصل کنيد.» با توجه به اينکه چند روز پيش هم حبيب کاشاني چنين حکمي دريافت کرده بود با اضافه شدن اين دو تازه وارد هيات مديره پرسپوليس ترکيب جديدي پيدا کرد. بدين ترتيب از اين به بعد علي سعيدلو، محمدحسن نژادفلاح، محمدحسن انصاري فرد، حسن بيادي و حبيب کاشاني اعضاي هيات مديره پرسپوليس خواهند بود. به وجود آمدن اين تغييرات باعث شده که شايعاتي در مورد تغيير مديرعامل پرسپوليس نيز به گوش برسد. به هر حال به نظر مي رسد اين دو عضو جديد طرز تفکر خودشان را دارند و احتمال دارد بين آنها و سه عضو ديگر به ويژه محمدحسن انصاري فرد اختلاف نظرهايي به وجود بيايد. گويا حبيب کاشاني تاکيد دارد که حميد استيلي به کادر فني پرسپوليس بازگردد و اين مورد اولين چالش بين گروه قديمي و گروه جديد خواهد بود. اگر قرار باشد دامنه اين اختلافات گسترش پيدا کند آن وقت است که بايد شاهد تغييرات جديدي در سيستم مديريت پرسپوليس باشيم. با اين حال تمامي اعضاي هيات مديره پرسپوليس وجود هرگونه اختلافي را در بين اعضا تکذيب مي کنند و عنوان مي کنند که آرامش در اين تيم برقرار است.
نوشته شده توسط در 10:45 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/12/12

توقف برق با بلندگوى دستى(ایران ورزشی12/12)

قرن ارتباطات و ابتكارات مدرن در هزاره سوم
 
123828.jpg
تاريخ: ۱۱/۱۲/۸۵
ساعت: ۱۴
ورزشگاه: شهرك نفت اهواز
استقلال اهواز (صفر)
برق شيراز (صفر)
نوشته شده توسط در 3:15 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/12/02

کرنر گیری به عنف!!!

ببخشید این جدیدترین روش گرفتن کرنر زوری
نوشته شده توسط در 1:47 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/11/25

اين است امير قلعه نويي(جهان فوتبال25/11)1335

آنچه دوشنبه شب در برنامه تلويزيوني 90 پيش روي مخاطبان ميليوني قرار گرفت، شايد يادآور همان روايت ليوان نيمه پري باشد كه بايد در آن درست نگريست. مي‌خواهم از قطرات ته ليوان آغاز كنم و براي <محمد مايلي‌كهن> بنويسم. مردي كه دوشنبه شب در اوج متانت و شكيبايي آماج جملاتي قرار گرفت كه جز خجلت و عرق بر پيشاني، دستاوردي براي فوتبال نداشت.با محمد مايلي‌كهن آغاز مي‌كنم و براي اين شروع يادي مي‌كنم از دكلمه رويايي<پرويز پرستويي> در آلبوم<ناصريا> از مرحوم ناصر عبدالهي:
يادم باشد حرفي نزنم كه به كسي بربخورد
نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد
راهي نروم كه بيراه باشد
خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را ...
يادم باشد كه روز و روزگار خوش است
همه چيز روبه راه و بر وفق مراد است و خوب!
تنها... تنها... دل ما دل نيست...آره!
و اميدواريم<محمد مايلي‌كهن> پس از هجوم نامتعارف و سنگين <امير قلعه‌نويي> در رسانه‌اي ملي، پس از اين پيرو آنچه بر زبان پرويز پرستويي رانده شد نباشد. اميدواريم محمد مايلي‌كهن كه نشان داد به لحاظ غناي فرهنگي و آداب ذاتي‌اش، لحن و آرايش جملات خود را براساس شيوه گفتار مخاطب خود  آرايش   نمي‌كند پس از اين هم در همان نقش هميشگي به عنوان منصف‌ترين منتقد و عادل‌ترين همراه بشناسيم.(سرآغاز نقد مشاجره‌اي كه برنامه زنده تلويزيوني 90 را از شخصيت ساكت دوشنبه شب آغاز كردم تا يادآور يك جمله مايلي‌كهن شوم) مردي كه براي دفاع از عقايد خود ادعا كرد پيش از اين مردانگي‌اش را به اثبات رسانده و البته نه فقط به خاطر اين ادعاي مايلي‌كهن، نه فقط به دليل داشته‌ها و نداشته‌هاي فني‌اش، نه فقط براساس نقاط روشن و تاريك كارنامه‌اش در يك دهه گذشته و البته نه فقط به خاطر سكوتي كه مقابل حمله هجوآلود امير قلعه‌نويي پيشه كرد، كه براساس آنچه در رفتار او به عنوان يك بازيكن و سپس مربي ديده‌ايم، اين گفته‌اش را مي‌پذيريم. روزي كه مايلي‌كهن به عنوان مربي تيم ملي ايران و پس از پيروزي تاريخي 17 بر صفر دوان دوان به سوي مربي بوليويايي تيم ملي مالديو رفت و او را در آغوش كشيد، همان روز كه به مردانش دستور داد پس از گلزني مقابل مالديو به سمت دروازه حريف حمله نكنيد  و توپ را به مركز زمين ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در 9:49 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/11/25

«کل‌يوم» (خبرورزشی25/11)

محمد مايلى‌کهن‌ سرمربى‌ سابق‌ تيم‌ملى‌ فوتبال‌ کشورمان‌ در برنامه‌ 90 ناگهان‌ با يک‌ قلعه‌نوعى‌ خشمگين‌ مواجه‌ شد که‌ خشم‌ او تا حدود بسيارى‌ بر روى‌ رعايت‌ حريم‌ اخلاق‌ و آداب‌ کسوت‌ در فوتبال‌ و برخى‌ از لغات‌ به‌ کار برده‌ شده‌ توسط‌ او اثر گذاشت
قلعه‌نوعى‌ روزگارى‌ شاگرد شما در تيم‌ملى‌ بوده، از دست‌ او و حرفهايش‌ دلگير نشديد!
هيچ‌وقت‌ دنبال‌ اين‌ حرف‌ها نبوده‌ و نيستم. همين‌ حالا هم‌ ايشان‌ من‌ را در خلوت‌ ببيند، به‌ جان‌ بچه‌هايم‌ مى‌آيد و شانه‌هايم‌ را ماچ‌ مى‌کند. اينکه‌ شما در خلوت‌ شانه‌ من‌ را ماچ‌ کنى‌ و در انظار عمومي، آنگونه‌ بى‌ادبانه‌ صحبت‌ کنى‌ باز هم‌ به‌ حريم‌ شخصيت‌ آدم‌ برمى‌گردد
در مورد کلمه‌ «کل‌يوم» قلعه‌نوعى‌ بگوييد، منظور قلعه‌نوعى‌ از اين‌ کلمه‌ چه‌ بود؟
اين‌ به‌ مسائل‌ خصوصى‌ و سواد و آگاهى‌هاى‌ يک‌ آدم‌ برمى‌گردد و من‌ به‌ دنبال‌ اين‌ نيستم‌ که‌ با گرفتن‌ نقطه‌ ضعف‌ يک‌ آدم‌ کوچکش‌ کنم
نوشته شده توسط در 8:46 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/11/07

سفرنامه شوم چيرو به کهکيلويه (اعتماد7/11)

خيلي بايد وزير بدشانسي باشي که دليل استيضاح ات اين جمله يکي از روزنامه هاي ورزشي باشد؛ «بلاژويچ اگر بداند خداداد عزيزي در تهران است، مسيرش را به سمت کهکيلويه و بويراحمد تغيير خواهد داد.» خدايي چند درصد مي شود احتمال داد که يک روزنامه نگار ورزشي آدم را به اين دردسر بيندازد که نماينده کهکيلويه تا اين حد عصباني شود؛ «وزير را به مجلس احضار خواهيم کرد تا پاسخگوي اين مطلب توهين آميز باشد. مديرکل فرهنگ و ارشاد اسلامي کهکيلويه و بويراحمد هم بايد از تمامي اهرم هاي خود در اعتراض به اين موضوع استفاده کند و اگر لازم باشد بايد تا استعفاي خود هم پيش برود.» اين آخري به نظر من هم درست است، البته موضوع خطرناکي است، يک موقع ما هم در فهرست سياه قرار مي گيريم و... سر آدم توي لاک خودش باشد بهتر است؛ «مردم کهکيلويه شريف ترين، شجاع ترين و بي نظيرترين مردم اين مرز و بوم هستند که نبايد با آنها به چنين نگاهي نگريست.»
نوشته شده توسط در 2:39 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1385/11/02

پابرهنه!(ایران ورزشی2/11)

حسن رستگار سرپرست مقاومت بسيج هم از صحبت هاى اميرقلعه نويى مبنى بر باخت تيمش به بازيكنانى كه كفش نداشته اند بسيار عصبانى است. رستگار كه خود را جانباز جنگ تحميلى معرفى مى كند مى گويد: ما با توكل به خدا وارد زمين مى شويم. براى ما مهم ترين چيز بازى جوانمردانه است. براى قلعه نويى متأسفم. او سرمربى تيم ملى است و فرد كوچكى نيست كه به راحتى هر حرفى را بزند. رستگار ادامه مى دهد: همين پابرهنه ها بودند كه مقابل تهاجم صداميان مقاومت كردند و انقلاب را حفظ كردند. حرف هاى قلعه نويى برخلاف صحبت امام است كه مى گفت پابرهنه ها ايران را حفظ كردند. چرا بايد قلعه نويى كه واقعاً من به عنوان يك مربى بزرگ او را قبول دارم چنين صحبتى آن هم درباره تيم مقاومت بسيج انجام دهد. او به صحبت مرفاوى مبنى بر شانسى بردن مقاومت نيز اشاره مى كند و مى گويد: همه ديدند كه تيم ما ۹۰ دقيقه فوتبال جوانمردانه بازى كرد. خدا را شكر بازى به طور زنده پخش مى شد. حالا چون استقلال يك پنالتى خراب كرده دليل نمى شود كه مقاومت شانسى برده است. بازيكنان ما با غيرت و با انگيزه شايسته پيروزى بودند. با شدت گرفتن اعتراض مسؤولان مقاومت بسيج فارس به صحبت هاى اخير سرمربى تيم ملى و رايزنى آنها با مسؤولان رده بالاى سازمان تربيت بدنى شنيده مى شود مسؤولان سازمان قول داده اند در سريع ترين زمان ممكن امير قلعه نويى را احضار كنند و دليل اين نوع صحبت از سوى او را جويا شوند. يك منبع آگاه در اين باره به ما مى گويد: احترام همه شهروندان ايران يك امر واجب و ضرورى است. هيچ فردى نمى تواند براى توجيه خود فرد ديگرى را تخريب كند. از اين رو بايد به قلعه نويى توصيه شود كه مراقب صحبت هاى خود باشد. براى ما همه افراد يكسان هستند.
نوشته شده توسط در 8:59 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/11/01

بی غذایی!(خبرورزشی1/11)

 
محمد نوازى‌ بازيکن‌ باتجربه‌ استقلالى‌ها در ديدار مقابل‌ مقاومت‌ بسيج‌ فارس‌ با بدشانسى‌ ضربه‌ پنالتى‌ را به‌ ديرک‌ دروازه‌ حريف‌ کوبيد تا آه‌ از نهاد هواداران‌ تيم‌ استقلال‌ بلند شود. نوازى‌ در خصوص‌ اين‌ بازى‌ حرفهاى‌ جالبى‌ مطرح‌ کرد.
از نوازى‌ بعيد بود که‌ در بازى‌ حساس‌ ضربه‌ پنالتى‌ را تبديل‌ به‌ گل‌ نکند.
خودم‌ هم‌ از اين‌ بابت‌ بسيار ناراحت‌ شدم‌ و احساس‌ هواداران‌ را هم‌ به‌ خوبى‌ درک‌ مى‌کنم‌ اما در اين‌ بازى‌ تيم‌ ما در اوج‌ بدشانسى‌ بود و حتى‌ چند بار هم‌ ضرباتمان‌ به‌ تير دروازه‌ حريف‌ اصابت‌ کرد و پس‌ از اينکه‌ ضربه‌ پنالتى‌ام‌ گل‌ نشد هواداران‌ نسبت‌ به‌ من‌ بدبين‌ شدند.
به‌ نظر شما استقلال‌ چه‌ مشکلى‌ دارد که‌ به‌ اين‌ روز افتاده‌ است؟
مسئولان‌ باشگاه‌ به‌ مشکلات‌ توجه‌ نمى‌کنند و فقط‌ از تغيير مديرعامل‌ حرف‌ مى‌زنند که‌ در اين‌ ميان‌ هم‌ صمد مرفاوى‌ تنهاست‌ و بار مشکلات‌ را بر دوش‌ مى‌کشد. قبل‌ از بازى‌ مقابل‌ حريف‌ شيرازى‌ در هتلى‌ بوديم‌ که‌ به‌ خاطر بدهى‌ به‌ ما غذا نمى‌دادند و در نهايت‌ مرفاوى‌ اين‌ مشکل‌ را حل‌ کرد. او علاوه‌ بر وظايف‌ سرمربى‌ مجبور است‌ چنين‌ مشکلاتى‌ را هم‌ مرتفع‌ سازد و به‌ تنهايى‌ به‌ مصاف‌ مشکلات‌ تيم‌ برود.
اما مشکلات‌ استقلال‌ که‌ از مشکلات‌ حريف‌ دسته‌ اولى‌ بيشتر نبود.
خودمان‌ هم‌ اين‌ موضوع‌ را قبول‌ داريم‌ اما تيم‌ شيرازى‌ ميزبان‌ بود و با شرايط‌ محيطى‌ به‌ خوبى‌ آشنا بود، ضمن‌ اينکه‌ بايد قبول‌ کنيم‌ در اروپا هم‌ چنين‌ اتفاقاتى‌ مى‌افتد که‌ تيمهاى‌ بزرگ‌ بازنده‌ شوند.
نوشته شده توسط در 8:42 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/09/22

حسنین!(ایرنا22/9)

پنجمين مدال آور طلاي كاروان ورزشي ايران از بازي‌هاي اسيايي ‪ ۲۰۰۶‬دوحه گفت :كميته برگزاري رقابت‌هاي كاراته اين بازي‌ها، سعي بسياري كرد تا من ديدار پاياني را برگزار نكنم.

حسين روحاني سه شنبه شب در ديدار پاياني وزن ‪ ۶۰‬كيلوگرم با پيروزي با حريف مالزيايي خود، عنوان قهرماني رقابت‌هاي اين وزن بازي‌هاي اسيايي ‪۲۰۰۶‬ دوحه را كسب كرد.

روحاني در گفت وگو با خبرنگار ايرنا با بيان اين مطلب گفت: پس از آنكه درمرحله نيمه نهايي اين وزن حريف قطري خود را شكست دادم، قطري‌ها نام مرا كه حسين است، در فهرست رقابت‌ها حسن اعلام كردند و معتقد بودند كه من به جاي برادرم در وزن منهاي ‪ ۶۵‬كيلوگرم بايد به رقابت بپردازم .

وي افزود : با تلاش مسوولان كميته ملي المپيك و فدراسيون كاراته اين مشكل حل شد و توانستم در ديدار پاياني با پيروزي بر حريف مالزيايي خود مدال طلا را براي كشورم به ارمغان بياورم.

نوشته شده توسط در 9:48 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/09/22

شوراى‌ المپيک‌ آسيا را چه‌ به‌ اين‌ غلط‌ها؟(خبرورزشی22/9)

 
يا اباالفضل(ع)، يا حسين‌ مظلوم(ع)، يا فاطمه‌الزهرا(س) و...
اينها شعار نيست، شعور است، عشق‌ است‌ و تجلى‌ پاک‌ترين‌ رابطه‌ عشق‌ و معشوق‌ که‌ ما ايرانى‌ها را در جهان‌ امروز، باايمان‌تر از مردم‌ ديگر کشورها نشان‌ مى‌دهد.
ياد روزهاى‌ دفاع‌ مقدس‌ به‌ خير. ياد شب‌هاى‌ عمليات‌ و يا حسين‌ گويان‌هاى‌ رزمندگان‌ اسلام‌ به‌ خير. ياد آن‌ لحظه‌اى‌ که‌ امام‌ عزيز خطاب‌ به‌ ورزشکاران‌ گفتند: شما ورزشکاران‌ بايد به‌ علي(ع) اقتدا کنيد به‌ خير. ياد همه‌ خاطرات‌ شيرين‌ زيارت‌ بارگاه‌هاى‌ ملکوتى‌ امام‌ رضا(ع)، حضرت‌ علي(ع)، امام‌ حسين(ع)، حضرت‌ ابوالفضل(ع) و... به‌ خير و ياد همه‌ موفقيتها، همه‌ شفاگرفتن‌ها و همه‌ پيروزى‌هاى‌ مردم‌ غيور ايران‌ در عرصه‌هاى‌ گوناگون‌ جهانى‌ به‌ خير.
اين‌ عشق‌ به‌ ائمه‌اطهار است‌ که‌ ملت‌ ايران‌ را در پرونده‌ هسته‌اى‌ به‌ پيروزى‌ رسانده، اين‌ عشق‌ به‌ فرزندان‌ فاطمه(س) و حضرت‌ صاحب‌الزمان(عج) است‌ که‌ اين‌ مردم‌ مظلوم‌ و سخت‌کوش‌ در رويارويى‌ با همه‌ توطئه‌هاى‌ رنگارنگ‌ استکبار و صهيونيسم‌ جهانى‌ به‌ موفقيت‌ رسانده. ملت‌ بزرگ‌ شيعه‌ از سياستمدارش‌ گرفته‌ تا ورزشکارش‌ و از هنرمندش‌ گرفته‌ تا دانشمندش‌ همه‌ و همه‌ با توسل‌ به‌ امامان‌ معصوم‌ و اقتدا به‌ محضر مبارک‌ اين‌ بزرگواران، توانسته‌ پاک‌ترين‌ جلوه‌ از عشق‌ و ايمان‌ به‌ جهانيان‌ را نشان‌ دهد.
خنده‌دار است‌ که‌ حالا شوراى‌ سرسپرده‌ المپيک‌ آسيا نسبت‌ به‌ اين‌ واقعيت‌ها و درج‌ بخشى‌ از شعارهاى‌ مذهبى‌ ورزشکاران‌ شيعه‌ بر روى‌ لباس‌هاى‌ خود واکنش‌ نشان‌ مى‌دهد. اينها که‌ نه‌ عشق‌ را مى‌شناسند و نه‌ بويى‌ از ايمان‌ برده‌اند، مى‌خواهند به‌ ما هم‌ بگويند چنين‌ نباشيم‌ و چنان‌ باشيم! زهى‌ خيال‌ باطل...
ما مردم‌ ايران‌ به‌ شيعه‌بودن‌ خود افتخار مى‌کنيم‌ و مى‌دانيم‌ همه‌ فرزندان‌ ورزشکار اين‌ آب‌ و خاک‌ هم‌ چنين‌ هستند و هرگز توجهى‌ به‌ اراجيف‌ اين‌ آدم‌هاى‌ کوچک‌ و بى‌هويت‌ کشورهاى‌ کوچک‌ حوزه‌ خليج‌فارس‌ نخواهند کرد.
اينها(عرب‌ها) که‌ بارها به‌ استفاده‌ مکرر از عبارت‌ جعلى‌ خليج‌ عربى‌ سعى‌ در پيشبرد اهداف‌ خائنانه‌ خود آن‌ هم‌ به‌ نفع‌ صهيونيسم‌ داشته‌اند و هميشه‌ هم‌ ناموفق‌ بوده‌اند بايد بدانند که‌ ورزشکاران‌ ايرانى‌ نه‌ به‌ توصيه‌ آنها که‌ حتى‌ به‌ توصيه‌ ارباب‌هاى‌ قلدر و زورگويشان‌ اعتنايى‌ نخواهند کرد و همچنان‌ با ذکر شعارهاى‌ مقدس‌ يا ابوالفضل(ع)، يا حسين‌ مظلوم(ع)، يا علي(ع) و يا مهدى‌ ادرکني(عج) و... در ميادين‌ ورزشى‌ ظاهر مى‌شوند.
نوشته شده توسط در 9:12 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/09/15

قطر (جام جم15/9)

فارس: درآمد يک روز کشور قطر ، هزينه برگزاري پانزدهمين دوره بازي هاي آسيايي را تامين کرده است.
قطري ها امکانات رفاهي بسيار زيادي را در دهکده بازي ها قرار داده اند. تشکيلات عظيم آنها به حدي است که کليه ورزشکاران اعزامي ايران را متحير کرده است.
در دسترس بودن تمامي امکانات براي بيش از 12 هزار ورزشکار آسيايي دردهکده بازي ها و مجهز بودن سالن ها و ورزشگاه هاي برگزاري مسابقات ، همه مويد هزينه بالايي است که ميزبان براي برپايي هر چه بهتر اين بازي ها صرف کرده است.
به غير از بي نظمي شب افتتاحيه که مهمانان نزديک به 2 ساعت در دهکده سرگردان بودند ، ديگر بي نظمي که باعث نارضايتي حاضران شود ، اتفاق نيفتاده است. در همين راستا قطري ها اعلام کرده اند ، تمامي هزينه برگزاري اين دوره را فقط از درآمد يک روز تامين کرده اند.
نوشته شده توسط در 8:46 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/09/01

دنيزلى‌ مى‌خواست‌ 90 را شاد کند(خبرورزشی1/9)

مصطفى‌ دنيزلى‌ که‌ خودش‌ هم‌ سابقه‌ حضور در برنامه‌هاى‌ تلويزيونى‌ را دارد و يک‌ مجرى‌ موفق‌ محسوب‌ مى‌شود دوشنبه‌ شب‌ خيلى‌ سعى‌ کرد برنامه‌ فردوسى‌پور را از حالت‌ خشک‌ هميشگى‌اش‌ خارج‌ کند و در آن‌ شادى‌ به‌ وجود بياورد. اما مجرى‌ برنامة‌ 90 يا متوجه‌ منظور دنيزلى‌ نشد يا اينکه‌ ترسيد جواب‌ شوخى‌هاى‌ سرمربى‌ پرسپوليس‌ را بدهد و به‌ شادشدن‌ برنامه‌ کمک‌ کند. بنده‌ خدا دنيزلى‌ فکر مى‌کرد برنامه‌هاى‌ ورزشى‌ ايران‌ هم‌ مثل‌ برنامه‌هاى‌ مشابه‌ اروپايى‌ انعطاف‌ دارند و بايد در آن‌ گفت‌ و خنديد، در حاليکه‌ ما هنوز هم‌ تحرک‌ و شادابى‌ لازم‌ را در حول‌ و حوش‌ ورزش‌ نداريم‌ و مجرى‌هايمان‌ نيز دوست‌ ندارند به‌ سرى‌ که‌ درد نمى‌کند دستمال‌ ببندند تا رقباى‌ محترم‌ جايشان‌ را نگيرند!
نوشته شده توسط در 7:40 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/09/01

وقتى فردوسى پور هم كم بياورد!(ایران ورزشی1/9)1240

به دنبال دعوت برنامه تلويزيونى نود از مصطفى دنيزلى مربى كهنه كار و كارشناس تلويزيونى شبكه CNN Turk، وى با حضور در اين برنامه به سؤالات مختلفى درباره پرسپوليس پاسخ داد.
اما نكته آشكار و جالب اين مصاحبه تلويزيونى تمركز و مقاومت جالب توجه دنيزلى در مقابل سؤال هاى ريز و درشت و تا حدودى تحريك كننده فردوسى پور بود.
دنيزلى اولين كسى است كه توانست بدون اينكه عصبانى شود يا از كلمات توهين آميز استفاده كند، در مقابل نوع اجراى فردوسى پور مقاومت كرده و براساس قالب صحيحى از برخورد رسانه اى نه تنها كفه ترازوى برنامه را به سمت خودش سنگين كند، بلكه در نهايت حتى فردوسى پور را هم عصبى و تحريك كند.
وى كه پيش از عقد قرارداد با باشگاه پرسپوليس به عنوان سرمربى، با شبكه تركى CNN قراردادى به عنوان كارشناس ورزشى فوتبال بسته بود، در خصوص رفت و آمد خود به تركيه گفت: من براى اين ۲ ساعت همان پولى را مى گيرم كه قرار است از پرسپوليس بگيرم!
اين شاخص حرفه اى كه متأسفانه براى هيچ كس در ايران اعم از خبرنگار و حتى مجرى تلويزيونى ارزشى ندارد، يكى از اصول مهم در توانايى هاى اين پيرمرد ترك بود. از قدرت اداره موضوع برنامه توسط وى همين بس كه به صورت گسترده در مورد كافى شاپ و رستوران هاى تهران و آثار باستانى در شهرهاى تبريز و مشهد و اصفهان مدت زمان طولانى را در يك برنامه تخصصى فوتبالى صحبت كرد و سعى كرد دلمشغولى هاى شخصى خود را با ابتكار جالبى مطرح كند.
متأسفانه در سال هاى اخير به دليل رويكرد غير حرفه اى رسانه هاى كشورمان به شخصيت ها و چهره هاى ورزشى، اين طور به نظر مى رسد كه چون ما قوانين حرفه اى مانند، پرداخت رقم براى استفاده از تجربيات و نظرات كارشناسى يك مربى مشهور يا داور يا كارشناس ورزشى را مهم نمى شماريم، درباره كسانى كه از اين قانون استفاده مى كنند، مى گوييم عقل شان كم است!
دنيزلى در جاى ديگرى از اين برنامه در مورد توانايى فارسى صحبت كردن به فردوسى پور گفت: فردا، بعد از بازى بيا فارسى صحبت مى كنم!
او همچنين در مورد رفتار شاد و خنده روى خود در اين برنامه گفت: اين يك پنجم رفتار من است، مى توانيد چهار پنجم ديگر آن را از بازيكنان بپرسيد!
نوشته شده توسط در 7:37 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/09/01

۳۲ سال !!!(ایسنا1/9)

پس از گذشت ۳۲ سال و باز هم با هدايت مهدی قياسی ابومسلم موفق به شکست پاس در يک ديدار رسمی شد. به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، تيم فوتبال ابومسلم خراسان از ۳۲ سال پيش که با هدايت مهدی قياسی سرمربی آن زمان ابومسلم و فعلی اين تيم، پاس را شکست داده بود، تا روز گذشته موفق به انجام اين کار نشده بود تا اين که ديروز اين امر بار ديگر با هدايت قياسی اتفاق افتاد.

نوشته شده توسط در 7:26 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1385/08/29

مفسر...(جام جم29/8)

يک مفسر سرشناس فوتبال در چين چند ماه پس از اظهار نظر جنجالي درباره تيم ملي استراليا در ديدار جام جهاني 2006 برابر ايتاليا ، حرفه اش را از دست داد. به گزارش رويترز ، هوآنگ ژيان شيانگ 38ساله ، برابر ديدگان ميليون ها تماشاگر تلويزيوني پس از پيروزي دقيقه آخر ايتاليا با پنالتي فرانچسکو توتي هيجان زده گفت : «گل ! بازي تمام شد! ايتاليا پيروز شد! استراليا را شکست دادند! ايتالياي کبير! تولدت مبارک مالديني ! زنده باد ايتاليا! اين پيروزي از آن ايتاليا ، گروسو ، کاناوارو ، زامبروتا ، بوفون ، مالديني و هر کسي است که عاشق ايتالياست. استراليايي ها بايد به خانه بروند. البته نيازي نيست راه طولاني را بپيمايند چرا که بيشترشان در اروپا زندگي مي کنند. بدرود!» با اين که او مدتي پس از اين بازي ، از گفته هايش ابراز پشيماني کرد اما شبکه ورزشي CCTV در مرکز تلويزيون ملي چين مجبور شد او را از کار برکنار کند تا درس عبرتي باشد براي ديگر مفسران فوتبال چين.
نوشته شده توسط در 7:47 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/08/17

برده‌(اعتماد17/8)

اكبرپور در پاسخ‌ به‌ ادعاي‌ الونگ‌؛من‌ خودم‌ سياه‌ هستم‌ درگيري‌هاي‌ سياوش‌ اكبرپور و الونگ‌ در بازي‌ استقلال‌ و پرسپوليس‌ حرف‌ و حديث‌هاي‌ زيادي‌ را به‌ وجود آورد تا جايي‌ كه‌ بازيكن‌ كامروني‌ پرسپوليس‌ اعلام‌ كرد كه‌ اكبرپور با توهين‌ به‌ او از لفظ‌ برده‌ استفاده‌ كرده‌ است‌. البته‌ مهاجم‌ استقلال‌ در گفت‌وگو با خبرگزاري‌ فوتبال‌ ايران‌، اين‌ موضوع‌ را تكذيب‌ كرد و گفت‌: «به‌ هيچ‌ عنوان‌ چنين‌ حرفي‌ به‌ الونگ‌ نزدم‌.» اكبرپور در گفت‌وگو با خبرگزاري‌ فوتبال‌ ايران‌، با اشاره‌ به‌ اين‌ موضوع‌ اظهار داشت‌: اين‌ حرف‌هايي‌ كه‌ از قول‌ الونگ‌ مطرح‌ شده‌، به‌ هيچ‌ عنوان‌ صحت‌ ندارد چون‌ در فرهنگ‌ ايراني‌ها نژادپرستي‌ به‌ هيچ‌ عنوان‌ جايي‌ ندارد و تا به‌ امروز هم‌ شاهد چنين‌ مسائلي‌ در فوتبال‌ ايران‌ نبوده‌ايم‌. وي‌ در ادامه‌ اظهار داشت‌: من‌ خودم‌ سياه‌ هستم‌ و دليلي‌ ندارد به‌ الونگ‌ اين‌ حرف‌ها را بزنم‌، در ضمن‌ ما به‌ هيچ‌ عنوان‌ زبان‌ يكديگر را بلد نبوديم‌. اگر من‌ بلد بودم‌ كه‌ برده‌ به‌ زبان‌ انگليسي‌ چه‌ مي‌شود الان‌ در انگليس‌ بودم‌.
نوشته شده توسط در 11:50 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/07/26

12/10!!!(خبرورزشی26/7)

دنيزلي: تمام‌ ايران‌ ديدند پرسپوليس‌ در آزادى‌ نمى‌بازد بعد از تساوى‌ 2 بر 2 پرسپوليس‌ مقابل‌ سايپا مصطفى‌ دنيزلى‌ با بيان‌ اينکه‌ شانش‌ برنده‌ شدن‌ را به‌ رقيب‌ نداديم‌ گفت: حداقل‌ 4 موقعيت‌ مسلم‌ گلزنى‌ را از دست‌ داديم‌ و اگر با بدشانسى‌ مواجه‌ نمى‌شديم‌ برنده‌ بازى‌ بوديم. دنيزلى‌ ادامه‌ داد: اولادي، نيکبخت‌ و معدنچى‌ هنوز آماده‌ نيستند و من‌ منتظرم‌ تا آنها به‌ روزهاى‌ اوج‌ خود برسند. سرمربى‌ پرسپوليس‌ با بيان‌ اينکه‌ وقفه‌ به‌وجود آمده‌ در ليگ‌ برتر باعث‌ تأثير منفى‌ در تيم‌ پرسپوليس‌ شد، خاطر نشان‌ کرد: تمام‌ ايران‌ ديدند که‌ هيچ‌ تيمى‌ تحت‌ هيچ‌ شرايطى‌ نمى‌تواند پرسپوليس‌ را در آزادى‌ ببرد. دنيزلى‌ در پايان‌ گفت: وقتى‌ داور سوت‌ آغاز بازى‌ را زد سايپا 12 نفره‌ بود و ما 11 نفره‌ و وقتى‌ کريمى‌ اخراج‌ شد آنها 12 نفره‌ شدند و ما 10 نفره!
نوشته شده توسط در 10:14 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/07/08

پرسپوليس زلزله!(خراسان8/7)

فيروز كريمي سرمربي تيم فوتبال استقلال اهواز پس از شكست تيمش مقابل  پرسپوليس گفت: اين سنگين‌ترين شكست فصل ما بود كه بي‌ترديد اگر عملكرد درخشان ميرزاپور درون دروازه نبود ما متحمل شكست سنگين‌تري نيز مي‌شديم. وي همچنين درخصوص محسن قهرماني داور بازي گفت: وقتي من قهرماني را مي ديدم مي خواستم از ترس تا كرج بدوم. قهرماني در اين بازي خيلي عبوس و خشن بود من نمي دانم از بازيكنان استقلال چك و سفته داشت كه اين چنين بود.
نوشته شده توسط در 10:47 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/07/01

اخراج کاويانپور(جام جم1/7)

باشگاه فوتبال قيصري اسپور ترکيه ديروز اعلام کرد: رابطه اين باشگاه با حامد کاويانپور که از داروي نيروزا استفاده کرده است ، قطع مي شود.
به گزارش ايرنا ، سليمان حرما ، سرمربي تيم قيصري اسپور گفت : در آزمايش هايي که بعد از مسابقه بين قيصري اسپور با تيم گينچلر بيرليگي آنکارا به عمل آمد ، روشن شد که حامد کاويانپور بازيکن اين تيم از داروي نيروزا به نام متيل فنيت استفاده کرده است و از آنجا که باشگاه با بازيکناني که از داروي نيروزا استفاده مي کنند برخورد تند دارد ، راه خود را با کاويانپور جدا خواهد کرد. رسانه هاي ترکيه ديروز اين خبر را به عنوان اولين انفجار بمب دوپينگ در سوپر ليگ امسال اين کشور منعکس کرده اند.
نوشته شده توسط در 9:27 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1385/06/06

برگ برنده قلعه نويي (خراسان6/6)1156

تيم ملي فوتبال ايران اگرچه مقابل نيروي زميني در يك ديدار تداركاتي به سختي پيروز (1-3) شد اما درخشش مهرداد اولادي در پايان بازي نگذاشت اين پيروزي كمرنگ جلوه كند. در واقع اين مهمان ناخوانده تيم ملي، امير قلعه نويي را به فكر فرو برده است تا در انتخاب نهايي بازيكنان تيم ملي نهايت دقت را انجام دهد. اولادي جزو 25 بازيكن برگزيده تيم ملي نيست اما اينكه قلعه نويي به او اجازه داده در تمرينات تيم ملي شركت كند و همچنين يكي از بازيكنان شركت كننده در ديدار تداركاتي مقابل نيروي زميني باشد خيلي عجيب به نظر مي رسد. هر چند كه خود اولادي چنين اعتقادي ندارد و عنوان مي دارد به تيم ملي دعوت شده است. به هر شكل از شواهد اينگونه پيداست كه به احتمال فراوان مهرداد اولادي يكي از مسافران تيم ملي به كره جنوبي باشد، و اين انتخاب قطعا كره اي ها را غافلگير خواهد كرد چرا كه هر چه باشد اولادي يك مهره ناشناخته براي آنها است. البته نبايد فراموش كرد كه امير قلعه نويي در چنين تصميمات غير قابل پيش بيني تبحر خاصي دارد و بعضا نتيجه هم گرفته است خصوصا در مسابقات حساس. حتما" به ياد داريد كه در 3 فصل گذشته ليگ، در بيشتر دفعاتي كه استقلال مقابل پرسپوليس بازي داشت، امير قلعه نويي با رو كردن بازيكني گمنام، پرسپوليسي ها را غافلگير كرده است. يك نمونه آن بازي دادن به ميثم بائو بود كه همان ابتداي بازي باعث اعتراض هواداران شد اما وقتي سوت پايان بازي به صدا درآمد طور ديگري به تفكر سر مربي تيمشان نگريستند. حالا امير قلعه نويي درتيم ملي است و به نظر مي رسد او با انتخاب مهرداد اولادي قصد چنين تصميمي را دارد در واقع انتخاب اين بازيكن در شرايطي كه تيم ملي به امتياز نياز دارد هوشمندانه به نظر مي رسد. كره اي ها تقريبا از عناصر هجومي ايران شناخت كافي دارند و براي مهار آنها برنامه ريزي هم كرده اند اما اگر به يكباره اولادي وارد ميدان شود متعجب خواهند شد. شايد تصور شود اولادي جوان نبايد در چنين ديدار حساسي به ميدان برود اما اين بازيكن نشان داده هيچ گاه تحت تاثير جو تيمي كه در آن بازي مي كند قرار نمي گيرد او هميشه با يك شيوه كه همان تخريب خط دفاعي حريف در محوطه جريمه است بازي مي كند. اولادي مي تواند برگ برنده قلعه نويي مقابل كره جنوبي باشد اگر سرمربي تيم ملي وي را براي اين بازي حساس انتخاب كند.
نوشته شده توسط در 10:11 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/06/05

ُُFAIRPLAY !!(همشهری5/6)

مقامات فدراسيون فوتبال نيجريه قصد تحقيق در مورد پرونده تيمي را دارند كه در آخرين بازي رقابتهاي دسته دوم اين كشور با نتيجه 13 بر صفر حريف خود را شكست داد تا به رقابتهاي دسته اول با تفاضل گل بهتر صعود كند. اين تيم در حالي در آخرين ديدار خود 13 گل به ثمر رسانده بود كه در 14 بازي قبلي خود تنها 12 بار دروازه حريفان را گشوده بود. در اين بازي جنجالي داور سه بازيكن تيم حريف از جمله دروازه‌بان تيم را از زمين اخراج كرد.
نوشته شده توسط در 10:28 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1385/05/24

چاى‌ و تخمه‌ (خبرورزشی24/5)

خداداد: برانکو در کرواسى‌ چاى‌ و تخمه‌ مى‌فروخت! دنيزلى‌ در سياهکارى‌ استاد آرى‌هان‌ است! حرفهاى‌ خداداد عزيزى‌ عليرغم‌ تندي! داراى‌ شيرينى‌ و جذابيت‌ خاصى‌ است. خداداد که‌ پارسال‌ در اتريش‌ بود و پس‌ از 2 ماه، آدميرا واکر را ترک‌ کرد، به‌ محض‌ امضاى‌ قرارداد آرى‌هان‌ با پرسپوليس‌ پيش‌بينى‌ کرد طرفين‌ پس‌ از 4،5 ماه‌ به‌ بن‌بست‌ برسند. اکنون‌ مصطفى‌ دنيزلى‌ کانديداى‌ مربيگرى‌ پرسپوليس‌ است، همان‌ مربى‌اى‌ که‌ باعث‌ شد عزيزى‌ پس‌ از حضور 3 ساله‌ در پاس‌ قيد اين‌ تيم‌ را بزند. پس‌ بايد ديد در مورد او چه‌ نظرى‌ دارد؟ خداداد، قرعه‌ اول‌ ابومسلم‌ در ليگ‌ به‌ نام‌ پرسپوليس‌ افتاده، شما به‌ عنوان‌ رئيس‌ سازمان‌ فوتبال‌ ابومسلم‌ اين‌ بازى‌ را چگونه‌ ارزيابى‌ مى‌کني؟ هم‌ سخت‌ است‌ و هم‌ آسان. بالاخره‌ پرسپوليس‌ باتوجه‌ به‌ تغيير و تحولات‌ زياد در بازيهاى‌ اول‌ انسجام‌ لازم‌ را ندارد و اين‌ براى‌ حريفانش‌ يک‌ پوئن‌ مثبت‌ است. در عين‌ حال‌ ابومسلم‌ هم‌ بيش‌ از 10 بازيکن‌ خود را از دست‌ داده‌ و با جوانان‌ مستعد اما کم‌ تجربه‌اش‌ کار دشوارى‌ دارد. قرار است‌ مصطفى‌ دنيزلى‌ سرمربى‌ پرسپوليس‌ شود؟ (مى‌خندد) گل‌ بود و به‌ سبزه‌ آراسته‌ شد! يعنى‌ چي؟ از چاله‌ درآمدند که‌ توى‌ چاه‌ بيفتند. مگر دنيزلى‌ چه‌ ايرادى‌ دارد؟ البته‌ به‌ من‌ مربوط‌ نيست! اما نظرم‌ را مى‌گويم‌ تا اگر دوست‌ داشتند، گوش‌ کنند و دوباره‌ خودشان‌ را وارد بحران‌ و دردسر نکنند. دنيزلى‌ در سياه‌بازى‌ دستان‌ آرى‌هان‌ را از پشت‌ مى‌بندد و به‌ نوعى‌ اوستاى‌ مرد هلندى‌ محسوب‌ مى‌شود. اينها اگر مربى‌ بودند که‌ در کشور خودشان‌ تيم‌ مى‌گرفتند. متأسفانه‌ ما هم‌ راه‌ مى‌افتيم‌ دنبال‌ اسم‌ها! شما فکر کردى‌ چرا از پاس‌ رفتم‌ چون‌ تحمل‌ دنيزلى‌ را نداشتم‌ همانطور که‌ نتوانستم‌ بلازوويچ‌ را تحمل‌ کنم! بس‌ که‌ اينها «کلک‌ و دغل‌ باز» بودند اعصابم‌ خرد مى‌شد. از نظر فنى‌ به‌ درد پرسپوليس‌ نمى‌خورد؟ ببينيد خيلى‌ها از نظر فنى‌ در سطح‌ بالايى‌ قرار دارند اما فکر و ذکرشان‌ حاشيه‌ و مسايل‌ مالى‌ است. ضمن‌ اينکه‌ دنيزلى‌ اگر مثل‌ قبل‌ بود در ترکيه‌ تيم‌ مى‌گرفت‌ اما مى‌بينيد به‌ او تيم‌ نمى‌دهند. مفسر تلويزيون‌ ترکيه‌ است؟ (مى‌خندد) آره‌ روى‌ پيامهاى‌ بازرگانى‌ حرف‌ مى‌زند! از برانکو چه‌ خبر؟ اطلاعات‌ خيلى‌ موثق‌ و جالبى‌ از او به‌ دستم‌ رسيده‌ که‌ بعداً‌ مى‌گويم‌ تا کيف‌ کنيد! چي؟ بحث‌اش‌ طولانى‌ است‌ اما بايد بدانيد او تا 7،8 سال‌ قبل‌ در يکى‌ از استاديوم‌هاى‌ کرواسى‌ چاي، تخمه، قهوه، نوشيدنى‌هاي... و... مى‌فروخته‌ است! جدى‌ مى‌گويي؟ دروغم‌ چيست؟ دنبال‌ مدرک‌ مستند هستم‌ تا به‌ همه‌ ثابت‌ شود! البته‌ الان‌ مى‌گويد صاحب‌ کافى‌شاپ‌ است‌ که‌ درست‌ مى‌گويد چون‌ با اين‌ 2 ميليارد تومانى‌ که‌ از فوتبال‌ ايران‌ به‌ جيب‌ زده، بايد 5،6 رستوران‌ بزرگ‌ زده‌ باشد!
نوشته شده توسط در 12:36 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/05/22

تیم ما تیم ما همیشه قهرمانه!!!(1133)

* هفته اول 18/6/85 استقلال ـ ذوب آهن ابومسلم ـ پيروزي پاس ـ مس كرمان برق شيراز ـ راه آهن سايپا ـ فجر سپاسي سپاهان ـ ملوان پيكان ـ فولاد استقلال اهواز ـ صبا باتري * هفته دوم ذوب آهن ـ ابومسلم پيروزي ـ برق شيراز فجر سپاسي ـ پاس راه آهن ـ سپاهان فولاد ـ سايپا ملوان ـ استقلال اهواز صبا ـ پيكان مس كرمان ـ استقلال * هفته سوم مس كرمان ـ ذوب آهن سپاهان ـ پيروزي پاس ـ فولاد استقلال اهواز ـ راه آهن سايپا ـ صبا باتري پيكان ـ ملوان برق شيراز ـ ابومسلم استقلال ـ فجر سپاسي * هفته چهارم ذوب آهن ـ برق شيراز پيروزي ـ استقلال اهواز صبا باتري ـ پاس راه آهن ـ پيكان ملوان ـ سايپا سپاهان ـ ابومسلم فولاد ـ استقلال فجر سپاسي ـ مس كرمان * هفته پنجم فجر سپاسي ـ ذوب آهن پيكان ـ پيروزي پاس ـ ملوان سايپا ـ راه آهن استقلال ـ صبا باتري استقلال اهواز ـ ابومسلم مس كرمان ـ فولاد سپاهان ـ برق شيراز * هفته ششم سپاهان ـ ذوب آهن پيروزي ـ سايپا راه آهن ـ پاس ملوان ـ استقلال ابومسلم ـ پيكان صبا باتري ـ مس كرمان برق شيراز ـ استقلال اهواز فولاد ـ فجر سپاسي * هفته هفتم ذوب آهن ـ فولاد پاس ـ پيروزي استقلال ـ راه آهن سايپا ـ ابومسلم مس كرمان ـ ملوان پيكان ـ برق شيراز فجر سپاسي ـ صبا باتري استقلال اهواز ـ سپاهان * هفته هشتم استقلال اهواز ـ ذوب آهن پيروزي ـ استقلال ابومسلم ـ پاس راه آهن ـ مس كرمان برق شيراز ـ سايپا ملوان ـ فجر سپاسي سپاهان ـ پيكان صبا باتري ـ فولاد * هفته نهم ذوب آهن ـ صبا باتري مس كرمان ـ پيروزي پاس ـ برق شيراز فجر سپاسي ـ راه آهن سايپا ـ سپاهان فولاد ـ ملوان پيكان ـ استقلال اهواز استقلال ـ ابومسلم * هفته دهم پيكان ـ ذوب آهن پيروزي ـ فجر سپاسي سپاهان ـ پاس راه آهن ـ فولاد استقلال اهواز ـ سايپا ملوان ـ صبا باتري برق شيراز ـ استقلال ابومسلم ـ مس كرمان * هفته يازدهم ذوب آهن ـ ملوان فولاد ـ پيروزي پاس ـ استقلال اهواز استقلال ـ سپاهان فجر سپاسي ـ ابومسلم مس كرمان ـ برق شيراز صبا باتري ـ راه آهن سايپا ـ پيكان * هفته دوازدهم سايپا ـ ذوب آهن پيروزي ـ صبا باتري پيكان ـ پاس راه آهن ـ ملوان استقلال اهواز ـ استقلال ابومسلم ـ فولاد سپاهان ـ مس كرمان برق شيراز ـ فجر سپاسي * هفته سيزدهم ذوب آهن ـ راه آهن ملوان ـ پيروزي پاس ـ سايپا استقلال ـ پيكان صبا باتري ـ ابومسلم مس كرمان ـ استقلال اهواز فولاد ـ برق شيراز فجر سپاسي ـ سپاهان * هفته چهاردهم پاس ـ ذوب آهن پيروزي ـ راه آهن سايپا ـ استقلال اهواز ابومسلم ـ ملوان پيكان ـ مس كرمان برق شيراز ـ صبا باتري استقلال اهواز ـ فجر سپاهان ـ فولاد * هفته پانزدهم ذوب آهن ـ پيروزي استقلال ـ پاس راه آهن ـ ابومسلم مس كرمان ـ سايپا ملوان ـ برق شيراز فجر سپاسي ـ پيكان صبا باتري ـ سپاهان فولاد ـ استقلال اهواز
نوشته شده توسط در 12:15 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/05/14

ضربه‌ سر يک‌ ميليونی(خبرورزشی14/5)‌

يک‌ مؤ‌سسه‌ ثبت‌ شرکت‌ در چين، نيمرخ‌ زين‌الدين‌ زيدان‌ کاپيتان‌ وقت‌ تيم‌ فرانسه‌ در فينال‌ جام‌جهانى‌ 2006 هنگام‌ ضربه‌ زدن‌ به‌ سينه‌ ماتراتزى‌ را به‌ عنوان‌ علامت‌ تجارى‌ ثبت‌ کرد. اين‌ شرکت، اين‌ نيمرخ‌ را با هزينه‌ 250 دلار (2000 يوآن) به‌ ثبت‌ رساند و براى‌ فروش‌ آن‌ يک‌ ميليون‌ يوآن‌ مطالبه‌ کرده‌ است. رئيس‌ يک‌ شرکت‌ بازاريابى‌ رسانه‌اى‌ در چين، اين‌ علامت‌ تجارتى‌ را براى‌ استفاده‌ در صنعت‌ پوشاک، کفش، کلاه‌ و ساير محصولات‌ مصرفى‌ ثبت‌ کرده‌ است.
نوشته شده توسط در 9:34 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/04/24

چغندر طلايي» جام‌جهانى‌ براى‌ نصرتى‌ و دايي! (خبر ورزشی 24/4)

خبرگزارى‌M.A.D که‌ براى‌ مجله‌اى‌ به‌ همين‌ نام‌ در آمريکا خبر تهيه‌ مى‌کند، توسط‌ نويسندگان‌ خود در جام‌جهانى‌ تيم‌ منتخبى‌ از بازيکنان‌ که‌ نمايش‌ جالب‌ توجهى‌ نداشته‌اند انتخاب‌ کرده‌ و براى‌ اين‌ تيم‌ جامى‌ به‌ شکل‌ چغندر در نظر گرفته‌ که‌ نام‌ آن‌ را چغندر طلايى‌ نهاده‌اند. در واقع‌ اين‌ تيم‌ منتخب‌ به‌ عوض‌ جام‌جهاني، جام‌ چغندر طلايى‌ را فتح‌ کرده‌ است. اين‌ خبرگزارى‌ در پى‌ انتخاب‌ هر بازيکن‌ در پست‌ خود دليل‌ يا دلايل‌ انتخاب‌ خود را نيز درج‌ کرده‌ است: اعضاى‌ تيم‌ فاتح‌ چغندر طلايى‌ دروازه‌بان‌ يوريچ‌ (صربستان): به‌ عنوان‌ تنها دروازه‌بان‌ در جام‌جهانى‌ که‌ در يک‌ مسابقه‌ 6 گل‌ دريافت‌ کرده‌ است‌ (برابر آرژانتين). مدافع‌ راست‌ استيو چرندولو (شماره‌ 6 آمريکا) تنها مدافعى‌ که‌ از جناح‌ او 5 گل‌ دريافت‌ شد، طى‌ سه‌ مسابقه. مدافعان‌ ميانى‌ داريو سيميچ‌ (شماره‌ 7 کرواسي) تنها مدافعى‌ که‌ در يک‌ مسابقه‌ (برابر استراليا) 3 کارت‌ زرد دريافت‌ کرد و از حيث‌ تعداد خطاهاى‌ مرتکب‌ شده‌ هم‌ مقام‌ اول‌ را به‌ دست‌ آورد. حمد المنتشرى‌ (شماره‌ 4 عربستان) که‌ طى‌ 3 مسابقه‌ فقط‌ يک‌بار توانست‌ روى‌ سر حريفان‌ توپ‌ را با ضربه‌ سر دور کند. مدافع‌ چپ: محمد نصرتى‌ (شماره‌ 20 ايران) به‌عنوان‌ تنها دفاع‌ چپى‌ که‌ در تمام‌ دفعاتى‌ که‌ صاحب‌ توپ‌ شد، فقط‌ 5 درصد از پاى‌ چپ‌ استفاده‌ کرد. بازيکنان‌ ميانى‌ نوچى‌ (شماره‌ 20 تونس) هافبکى‌ که‌ 90درصد از دفعات‌ به‌ عقب‌ پاس‌ داد. رومائو (شماره‌ 15 توگو) که‌ 63درصد از دفعاتى‌ که‌ پا به‌ توپ‌ شد به‌ زمين‌ خورد. کالانگا (شماره‌ 17 آنگولا) تنها هافبکى‌ که‌ دريک‌ نيمه‌ از مسابقه‌ حتى‌ يک‌ پاس‌ هم‌ نداد! سولى‌ (شماره‌ 8 کاستاريکا) که‌ قرار بود مغز متفکر تيم‌ خود باشد اما در عرض‌ تنها هافبک‌ جام‌جهانى‌ بود که‌ پاس‌هاى‌ او هيچ‌وقت‌ خطراتى‌ را روى‌ دروازه‌ حريف‌ ايجاد نکرد. مهاجمين‌ على‌ دايى‌ (شماره‌ 10 ايران) تنها مهاجمى‌ که‌ بيشتر از 80درصد از توپ‌هاى‌ او به‌ حريف‌ رسيد و تنها بازيکن‌ بلندتر از 90/1 که‌ ضربات‌ سر او به‌ تعداد انگشتان‌ يک‌دست‌ هم‌ نرسيد. وين‌ رونى‌ (شماره‌ 9 انگلستان) يکى‌ از بى‌خطرترين‌ بازيکنان‌ در خط‌ حمله‌ که‌ گلى‌ هم‌ به‌ ثمر نرساند و با يک‌ اخراج‌ بى‌موقع‌ برابر پرتغال‌ تيمش‌ را نابود کرد. * اين‌ مطلب‌ در نشريه‌ اطلاعات‌ هفتگى‌ روز چهارشنبه‌ 21 تيرماه‌ شماره‌ 3239 درج‌ شده‌ است
نوشته شده توسط در 10:35 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/04/24

برانکو(خراسان 24/4 )

فدراسيون فوتبال در گزارشي اعلام كرده كه تاكنون 2 ميليارد تومان هزينه دستمزد و اقامت برانكو در ايران شده است وليكن يك نهاد خاص با پيگيري هاي خود و بررسي حساب بانكي برانكو دريافته كه مبالغ واريز شده به حساب برانكو يك ميليارد و 300 ميليون تومان بوده است.
نوشته شده توسط در 10:31 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1385/04/19

سرزن قهار

نوشته شده توسط در 10:37 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1385/04/19

تماشاگر توپ یا توپ تماشاگر!

نوشته شده توسط در 10:23 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/04/17

وقتی رونالدینیهو کوچک بود!!!

يك زيك زوج كه قرار بود پنج هفته ديگر با هم ازدواج كنند با پرداخت ۱۵۰ پوند بيعانه، عكاسي از اين مراسم را به صورت پيمانكاري به يك آتليه عكاسي واگذار كردند. اما متاسفانه چند روز قبل دامايك زوج كه قرار بود پنج هفته ديگر با هم ازدواج كنند با پرداخت ۱۵۰ پوند بيعانه، عكاسي از اين مراسم را به صورت پيمانكاري به يك آتليه عكاسي واگذار كردند. اما متاسفانه چند روز قبل داماد بر اثر حمله قلبي جان باخت. به همين دليل عروس خانم براي پس گرفتن بيعانه پرداخت شده به آتليه عكاسي مراجعه كرد اما صاحب آتليه اعلام كرد كه امكان برگرداندن بيعانه وجود ندارد. در عوض، اين خانم مي تواند هر زماني كه تصميم گرفت ازدواج كند مجددا عكاسي مراسم ازدواج خود را به عكاسان اين آتليه واگذار كند كه در آن صورت بيعانه مورد نظر لحاظ خواهد شد.د بر اثر حمله قلبي جان باخت. به همين دليل عروس خانم براي پس گرفتن بيعانه پرداخت شده به آتليه عكاسي مراجعه كرد اما صاحب آتليه اعلام كرد كه امكان برگرداندن بيعانه وجود ندارد. در عوض، اين خانم مي تواند هر زماني كه تصميم گرفت ازدواج كند مجددا عكاسي مراسم ازدواج خود را به عكاسان اين آتليه واگذار كند كه در آن صورت بيعانه مورد نظر لحاظ خواهد شد.وج كه قرار بود پنج هفته ديگر با هم ازدواج كنند با پرداخت ۱۵۰ پوند بيعانه، عكاسي از اين مراسم را به صورت پيمانكاري به يك آتليه عكاسي واگذار كردند. اما متاسفانه چند روز قبل داماد بر اثر حمليك زوج كه قرار بود پنج هفته ديگر با هم ازدواج كنند با پرداخت ۱۵۰ پوند بيعانه، عكاسي از اين مراسم را به صورت پيمانكاري به يك آتليه عكاسي واگذار كردند. اما متاسفانه چند روز قبل داماد بر اثر حمله قلبي جان باخت. به همين دليل عروس خانم براي پس گرفتن بيعانه پرداخت شده به آتليه عكاسي مراجعه كرد اما صاحب آتليه اعلام كرد كه امكان برگرداندن بيعانه وجود ندارد. در عوض، اين خانم مي تواند هر زماني كه تصميم گرفت ازدواج كند مجددا عكاسي مراسم ازدواج خود را به عكاسان اين آتليه واگذار كند كه در آن صورت بيعانه مورد نظر لحاظ خواهد شد.ه قلبي جان باخت. به همين دليل عروس خانم براي پس گرفتن بيعانه پرداخت شده به آتليه عكاسي مراجعه كرد اما صاحب آتليه اعلام كرد كه امكان برگرداندن بيعانه وجود ندارد. در عوض، اين خانم مي تواند هر زماني كه تصميم گرفت ازدواج كند مجددا عكاسي مراسم ازدواج خود را به عكاسان اين آتليه واگذار كند كه در آن صورت بيعانه مورد نظر لحاظ خواهد شد.
نوشته شده توسط در 1:3 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1385/04/06

هلند-پرتغال(شرق6/4)

 بهترين نماى كل اين بازى كه واقعاً و در حد روده بركننده اى همه مان را خنداند (حتى عزاگرفته هايى مثل ما كه در آن لحظه هاى پايانى، بيهوده منتظر تخريب ناگهانى بازى تخريبى پرتغال از سوى هلندى ها بوديم)، آن تصوير خارق العاده بازيكنان اخراجى دو تيم بود كه در جايگاهى مشخص، روى سكويى در كنار هم و زانو به بغل نشسته بودند و مثلاً هم باشگاهى بودن دكوى پرتغالى و فن برونكهورست هلندى، به بهانه اى براى هم صحبتى شان در آن لحظه هاى مرگ و زندگى منجر شده بود. قيافه هايشان، نگاه شان به بازى، حالت يك مشت بچه خلاف و شيطان كه از كلاس اخراج شده اند و جلوى در دفتر منتظر آمدن ناظم مدرسه اند كه تكليف شان را معلوم كند و همان هم صحبتى نه دوستانه و نه غيردوستانه، از آن حاشيه هاى ناب فوتبال بود و شكارش به دست تصويربرداران كارمندصفت و قانع و زيادى «متوسط» مسابقات، خيلى لذتبخش و برخلاف جريان تلخ بازى به نظر مى رسيد.
نوشته شده توسط در 11:16 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1385/04/06

سند بازی جوانمردانه!(همشهری6/4)

003657.jpg
در پي بازي جنجالي دو تيم پرتغال و هلند كه 16 كارت زرد و۴ كارت قرمز دربرداشت، رسانه هاي گروهي به شدت از عملكرد اخلاقي بازيكنان و كادر فني تيم پرتغال به انتقاد پرداختند. به همين دليل بعدازظهر روز گذشته تمام بازيكنان اين تيم و اعضاي كادر فني با امضاي يك طومار، پايبندي خود را به منشور اخلاقي بازي جوانمردانه فيفا اعلام كردند. اسكولاري مربي اين تيم طومار امضا شده منشور اخلاقي بازي جوانمردانه فيفا را مقابل دوربين عكاسان قرار داده است.عكس: AP/ پائولو دوآنته- 26 ژوئن 2006
نوشته شده توسط در 11:4 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1385/04/06

ازاینجا مانده و از آنجا رانده!(خبرورزشی6/4)

 
در جام‌جهانى‌ آلمان‌ پيراهن‌ شماره‌ 7 تيم‌ملى‌ به‌ فريدون‌ زندى‌ رسيد. حضور فريدون‌ در ترکيب‌ تيم‌ملى‌ باعث‌ شد ايرانى‌هاى‌ مقيم‌ آلمان‌ نيز با تب‌ و تاب‌ خاصى‌ بازى‌هاى‌ تيم‌ملى‌ را دنبال‌ کنند که‌ اين‌ موضوع‌ باعث‌ افزايش‌ تماشاگران‌ طرفدار تيم‌ملى‌ در آلمان‌ نيز شد اما حالا مسائلى‌ در تيم‌ملى‌ اتفاق‌ افتاده‌ که‌ موجبات‌ ناراحتى‌ اين‌ جوان‌ 27 ساله‌ را فراهم‌ ساخته‌ است.
فريدون‌ کجايي؟
ترکيه‌ام!
ترکيه‌ چه‌ کار مى‌کني؟
من‌ از برخورد مسئولان‌ تيم‌ملى‌ خيلى‌ ناراحت‌ شدم‌ به‌ همين‌ خاطر به‌ ترکيه‌ آمدم‌ تا کمى‌ اعصابم‌ آرام‌ شود.
چرا پيش‌ خانواده‌ات‌ نرفتى‌ مخصوصاً‌ که‌ خيلى‌ خسته‌ بودي؟
من‌ فقط‌ پدر و مادرم‌ را در فرانکفورت‌ ديدم‌ و با آنها در هتل‌ صحبت‌ کردم‌ و به‌ خانواده‌ام‌ هم‌ گفتم‌ که‌ از دست‌ ملى‌پوشان‌ ناراحتم.
چرا؟
همه‌چيز خوب‌ بود. من‌ وقتى‌ در بازى‌هاى‌ مقدماتى‌ براى‌ ايران‌ بازى‌ مى‌کردم‌ و در تهران‌ حاضر مى‌شدم‌ همه‌ از من‌ استقبال‌ مى‌کردند حتى‌ در اردوى‌ تهران‌ هم‌ برخورد خوبى‌ با من‌ داشتند اما وقتى‌ که‌ به‌ آلمان‌ رسيديم‌ نگاه‌ها تغيير کرد و همه‌ به‌ گونه‌اى‌ به‌ من‌ نگاه‌ مى‌کردند که‌ انگار من‌ از کره‌ مريخ‌ آمده‌ام.
اما اينطور نيست. واقعاً‌ اکثر ايرانى‌ها تو را دوست‌ دارند...
من‌ هم‌ ايران‌ را دوست‌ دارم‌ اما اکنون‌ هم‌ خسته‌ام‌ هم‌ ناراحت.
دليل‌ اصلى‌ ناراحتى‌ تو چيست؟
ببينيد وقتى‌ بازى‌ با آنگولا تمام‌ شد، من‌ و آرش‌ برهانى‌ براى‌ دادن‌ تست‌ دوپينگ‌ اقدام‌ کرديم. من‌ خيلى‌ خسته‌ بودم‌ و در دادن‌ آزمايش‌ کارم‌ طول‌ کشيد اما اعضاى‌ تيم‌ملى‌ بدون‌ توجه‌ به‌ من‌ به‌ اردوى‌ فردريش‌هافن‌ پرواز کردند و رفتند در حالى‌ که‌ هواپيماى‌ آنها چارتر بود و ما همگى‌ عضو يک‌ تيم‌ بوديم‌ اما آنها آنقدر صبر نکردند که‌ من‌ برگردم‌ تا به‌ اتفاق‌ پرواز کنيم.
پس‌ شما چطور به‌ محل‌ اردو رفتيد؟
من‌ با هزينه‌ خودم‌ تاکسى‌ کرايه‌ کردم‌ و به‌ همراه‌ پزشک‌ تيم‌ملى‌ در اردوى‌ فردريش‌هافن‌ حاضر شدم‌ و فقط‌ ساکم‌ را برداشتم‌ و از شدت‌ ناراحتى‌ تصميم‌ گرفتم‌ به‌ ترکيه‌ بيايم‌ و حتى‌ نزد خانواده‌ام‌ هم‌ نرفتم‌ تا ذهنم‌ باز شود!
به‌ نظر شما ضعف‌ ايران‌ چه‌ بود؟
تمام‌ بازيکنان‌ با هم‌ بد بودند. ما اصلاً‌ تيم‌ نبوديم. همه‌ با هم‌ مشکل‌ داشتند. دو نفر، دو نفر تيم‌ شده‌ بودند و با هم‌ هماهنگ‌ نبوديم. هرکس‌ مى‌خواست‌ براى‌ ديگرى‌ مشکل‌سازى‌ کند و اصلاً‌ جو خوبى‌ نداشتيم. نمى‌دانم‌ چرا يک‌مرتبه‌ جو اردو اينطور شد و همه‌ با هم‌ دشمن‌ شدند و مافيا تشکيل‌ دادند. در تيم‌هاى‌ آلمانى‌ بازيکنان‌ وقتى‌ وارد مسابقه‌ مى‌شوند همه‌چيز را فراموش‌ مى‌کنند اما در تيم‌ ايران‌ برخى‌ حتى‌ در ميدان‌ مسابقه‌ هم‌ با هم‌ رفيق‌ نبودند و...
از عملکرد خودت‌ راضى‌ هستي؟
خودتان‌ هم‌ مى‌دانيد من‌ مصدوم‌ بودم. متأسفانه‌ در محل‌ اردوى‌ ما دستگاه‌ ماساژ وجود نداشت‌ و من‌ مجبور بودم‌ به‌ نورنبرگ‌ بروم‌ و از اين‌ بابت‌ دچار مشکل‌ مى‌شدم.
آيا بازيکنى‌ با شما درگيرى‌ پيدا کرد که‌ اين‌همه‌ ناراحت‌ شده‌اي؟
نه‌ من‌ به‌ کسى‌ کارى‌ نداشتم‌ اما نگاه‌ بازيکنان‌ نسبت‌ به‌ من‌ تغيير کرده‌ بود!
اما در تهران‌ شايعه‌ شده‌ بود على‌ کريمي، معدنچى‌ را تکل‌ کرده‌ بود تا مصدوم‌ شود و شما به‌ ميدان‌ بروي...
نه‌ اينطور نبود. من‌ با معدنچى‌ اصلاً‌ مشکلى‌ نداشتم. او واقعاً‌ پسر مظلوم‌ و خيلى‌ خوبى‌ است.
به‌ نظرت‌ ايران‌ نمى‌توانست‌ از گروهش‌ صعود کند؟
ما اگر يکدل‌ و صميمى‌ مى‌شديم‌ حتى‌ مى‌توانستيم‌ در يک‌هشتم‌ نهايى‌ هم‌ حاضر شويم‌ اما افسوس‌ که...
بالاخره‌ امسال‌ به‌ کدام‌ تيم‌ مى‌پيوندي؟
من‌ چند پيشنهاد خوب‌ دارم‌ که‌ بايد بعد از چند روز در اين‌ خصوص‌ تصميم‌گيرى‌ کنم.
نوشته شده توسط در 10:51 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/03/31

آخرتحلیل!(خبرورزشی31/3)

روزنامه‌ زود دويچه‌ سايتونگ‌ طى‌ مطالبى‌ نوشت: روبات‌هاى‌ ايرانى‌ تاکتيک‌پذيرتر از بازيکنان‌ کنونى‌ اين‌ تيم‌ هستند اگر به‌ جاى‌ کريمي، مهدوى‌کيا و دايى‌ از روبات‌ها استفاده‌ مى‌شد اين‌ تيم‌ نتيجه‌ بهترى‌ کسب‌ مى‌کرد. اين‌ روزنامه‌ با اشاره‌ به‌ برگزارى‌ مسابقات‌ جهانى‌ روبات‌ها در آلمان‌ تصريح‌ کرد: تيم‌ ايران‌ در اين‌ مسابقات‌ پس‌ از آلمان، چين‌ و ژاپن‌ در رتبه‌ چهارم‌ جهان‌ قرار گرفت. روبات‌هاى‌ ايرانى‌ نشان‌ دادند قابليت‌ بالايى‌ دارند و بهتر از بازيکنان‌ ايرانى‌ مى‌توانند تاکتيک‌هاى‌ مورد نظر را پياده‌ کنند. بهتر است‌ ايران‌ در دوره‌ بعد جام‌جهانى‌ از روبات‌هاى‌ خود به‌ جاى‌ بازيکنانش‌ استفاده‌ کند.
نوشته شده توسط در 8:17 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/03/31

زنگ تفریح!(خبرورزشی31/3)

پيتر اشمايکل‌ دروازه‌بان‌ صاحب‌نام‌ و سابق‌ تيم‌ ملى‌ دانمارک‌ و تيم‌ منچستريونايتد انگليس‌ در گفتگو با شبکه‌ الجزيره‌ اسپورت‌ عنوان‌ کرد: به‌ دليل‌ نمايش‌ ضعيف‌ برخى‌ تيم‌هاى‌ آسيايي، فيفا بايد از سهميه‌ اين‌ قاره‌ کم‌ کرده‌ و سهميه‌ اروپا را افزايش‌ دهد. وى‌ اظهار داشت: برخى‌ تيم‌ها فقط‌ براى‌ تفريح‌ به‌ جام‌جهانى‌ آمده‌اند تيم‌هايى‌ مثل‌ ايران‌ و عربستان‌ نمايش‌ ضعيفى‌ را ارايه‌ کردند. اين‌ بازى‌هاى‌ ضعيف‌ بايد فيفا را متقاعد ساخته‌ باشد که‌ 5/4 سهميه‌ براى‌ آسيا بسيار زياد است. دروازه‌بان‌ عربستان‌ توان‌ مهار توپ‌هاى‌ معمولى‌ را هم‌ نداشت‌ و بازيکنان‌ اين‌ تيم‌ خود را به‌ زمين‌ مى‌زدند تا بلکه‌ پنالتى‌ نصيبشان‌ شود. اشمايکل‌ اضافه‌ کرد: جام‌جهانى‌ نبايد عرصه‌ اينگونه‌ تيم‌ها باشد، فيفا بايد اجازه‌ دهد تيم‌هايى‌ همچون‌ اروگوئه، دانمارک‌ و ترکيه‌ در جام‌جهانى‌ حضور يابند اما تيم‌هايى‌ که‌ از فوتبال‌ درجه‌ دو اروپا نيز پايين‌تر هستند نتوانند به‌ جام‌جهانى‌ بياييد اين‌ نظر شامل‌ تيم‌هايى‌ همچون‌ کاستاريکا هم‌ مى‌شود. براى‌ آسيا دو سهميه‌ کافى‌ است، هر چند معتقدم‌ فقط‌ کره‌جنوبى‌ از اين‌ قاره‌ با برنامه‌ فوتبال‌ بازى‌ مى‌کند و حتى‌ ژاپن‌ نيز با تيم‌ کره‌جنوبى‌ فاصله‌ دارد.
نوشته شده توسط در 8:16 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/03/28

خيانت ما(شرق28/3)

امير عربى ما خيانت كرده ايم. ما خيانت كرده ايم به همه آن بچه هايى كه فروردين ۸۴ به استاديوم آزادى رفته بودند و با آرزوى حضور ايران در جام جهانى تيم ملى را تا پاى جان تشويق كرده بودند و همان جا مرده بودند و آرزوهايشان را در راهروهاى ورزشگاه دفن كرده بودند و به خانه باز نگشته بودند تا ايران را در جام جهانى ببينند. ما خيانت كرده ايم به آنها و البته همه ايرانيان. ما مى دانستيم در اين فوتبال چه خبر است و به بهانه حمايت از تيم ملى ننوشتيم. مى دانستيم از مربى اى كه در مقابل ضعيف ترين تيم هاى آسيا يك گل مى زند و چهل پنجاه دقيقه دفاع مى كند، چيزى در نمى آيد، اما ننوشتيم. نوشتيم اما كم نوشتيم. اين آخرى ها همه مان بى خيال شده بوديم و عقلمان را به احساسمان فروخته بوديم. راستش اعتقاداتمان را در روياهايمان غرق كرده بوديم. مى دانستيم كه فلان بازيكن در تمرينات به بهمان بازيكن پاس نمى دهد و مى دانستيم كه هر دوى اينها بايد در جام جهانى كنار هم بازى كنند و نمى پرسيديم آخر بين دو بازيكنى كه در تمرينات به هم پاس نمى دهند، چگونه هماهنگى به وجود مى آيد. ببخشيد. از همه شما عذر مى خواهيم. مى دانيم كه پس از شكست مرثيه سرايى كردن هنر نيست. به خدا مى دانيم كه وقتى درخت مى افتد، تبرزن هم زياد مى شود. حالا چه اشكالى دارد كه ما هم يكى از آن تبرزنان باشيم؟ آخر چرا نبايد از اين همه آدم كه عاشقانه زل زده بودند به صفحه تلويزيون و دل توى دلشان نبود، بپرسيم: با چه استدلالى منتظر پيروزى ايران بوديد؟ مى خواهيم از تو بپرسيم: مگر مربى تيمت را نمى شناختى عزيزم؟ مگر نمى دانستى كه با يك آدم ترسو طرفى كه حتى از سايه اش هم مى ترسد و نامش حتى از نام بازيكنان گمنام ايران هم كوچك تر است؟ مگر به اين نرسيده بودى كه او حتى در بازى با تيم هاى باشگاهى هم على دايى را نيمكت نشين نمى كند؟ مگر بازى هاى تيم ملى را نديده بودى و نفهميده بودى او طرفدار فوتبال چرك و كثيف است و فوتبال پرشور و اشتياق ايرانى را دوست ندارد؟ واقعاً چه انتظارى داشتى؟ قرار بود با اين مربى و با اين همه بازيكن كه غرور از سرتا پايشان مى بارد چه اتفاقى بيفتد؟ ما به تو هم خيانت كرده ايم برادر. چند روزى بود كه مى ديديم فلان ستاره كه زيادى احساس جادوگرى به او دست داده در تمرينات براى اين و آن شاخ و شانه مى كشد، سينه اش را مى دهد جلو و مى گويد: «من بازيكن فلان باشگاهم.» اما ببخشيد، نمى خواستيم جو اردوى تيم ملى را به هم بزنيم و ننوشتيم. ما به رسالت خودمان خوب عمل نكرديم. مى دانستيم كه بين رئيس سازمان ورزش و رئيس فدراسيون فوتبال چه مى گذرد، اما عكس اين دو را چاپ كرده بوديم كه همديگر را بغل كرده بودند و مى خنديدند. به ما مى خنديدند. اصلاً براى چه بايد مى برديم؟ براى اين كه اين دو نفر كه مديريت و تيم ملى و روياهاى ما را فداى جنگ هاى فاميلى خود شان كرده اند بيايند جلوى دوربين ها ژست بگيرند و موفقيت ها را به نام خودشان بزنند؟ شما بگوييد: براى چه بايد مى برديم؟ مربى مان از مربى حريف بزرگ تر بود؟ بازيكنانمان از بازيكنان حريف بزرگتر بودند؟ اساس و بنيان فوتبال مان درست تر از پرتغالى ها بود؟ ليگمان از ليگ آنها پوياتر بود؟ ستاره هاى مان منش ستاره هاى آنها را داشتند؟آخر دلمان را به چه چيزى خوش كرده بوديم؟ ياد حرف آرى هان افتاده ايم كه مى گفت ارنست هاپل به ما شخصيت مى داد و به ما ياد مى داد كه با مردم چگونه برخورد كنيم. كاش حالا كه برانكو به بازيكنان ما فوتبال بازى كردن ياد نداده، لااقل به آنها ياد مى داد كه چگونه بايد رفتار كنند. اينچنين شايد وقتى آن ستاره به دليل بازى ضعيفش از زمين بيرون كشيده مى شد لگد نمى زد به ساك كناردست سرمربى. كه اين لگدى بود به تمام آرزوهاى ما. به خدا بايد خجالت بكشيم. كار آنگولا كه ما به آن مى خنديديم، به دور سوم كشيده شده و ما در همان دور دوم حذف شده ايم. حالا هم همه لابد منتظرند كه آنگولا را ببريم و دور افتخار بزنيم. راستش ما منتظر چنين بردى نيستيم. مى خواهيم آرزو كنيم كه آنگولا، ايران را ببرد. آنها زحمت كشيده اند و ما نكشيده ايم. لااقل بلدند كه بيايند و در زمين حريف حفظ توپ كنند. ما همين را هم ياد نگرفته ايم. فقط بلديم بزنيم زيرتوپ و آخرش بگوييم با اختلاف دو گل به پرتغال باخته ايم. اى كاش فوتبال بازى مى كرديم و مى باختيم. دوستان مى گويند خوب بازى كرديم. كثيف بازى كردن و زير توپ زدن و خطا كردن و وقت بازى را كشتن، خوب بازى كردن است؟ به آمار بازى نگاه كنيد، پرتغال ۱۰ موقعيت گل داشت و ما يك. چه بازى پاياپايى؟! حالا كه داريم اينها را مى نويسيم، خيلى دير شده، اما ببخشيد، ما هم مثل شما فريب خورده بوديم. شايستگى ما همين بود: بايد در دور دوم حذف مى شديم كه شديم. حالا هم با خيال راحت مى نشينيم و از جام جهانى لذت مى بريم و تيم هاى دوست داشتنى مان را تشويق مى كنيم. يكى از اين تيم هاى دوست داشتنى همين پرتغال است و اين خودش حقيقت تلخى است.
نوشته شده توسط در 1:27 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/03/21

غذاي تيمها در جام جهاني(همشهری21/3)

بسياري از تيمهاي حاضر در رقابتهاي جام جهاني اهميت خاصي براي تغذيه بازيكنان خود قائل هستند و به همين دليل براي راضي كردن بازيكنان دست به اقدامات عجيبي مي زنند. اولين تيمي كه نسبت به غذاي خود اعتراض كرد كاروان تيم ملي جمهوري چك بود به همين دليل صاحب هتل محل اقامت اين تيم بلافاصله يك آشپز از چك استخدام كرد تا اينكه رضايت بازيكنان جلب بشود. سپس نوبت به تيم ملي فوتبال مكزيك رسيد. با توجه به اينكه بازيكنان اين تيم عاشق نان ذرت مكزيكي هستند و پخت اين نان در آلمان رواج ندارد به همين دليل يك محموله نان ذرت از مكزيك براي اين تيم ارسال شد و در حال حاضر بازيكنان تيم حريف ايران در بازي امروز در روز به مقدار زيادي نان ذرت مكزيكي ميل مي كنند. اما ماجراي تيم ساحل عاج نيز در نوع خود بسيار جالب است. آنها به مادران خود سفارش كرده اند تا غذاي مورد علاقه شان را در خانه طبخ كنند كه اين غذاها هر دو روز يكبار با هواپيما به آلمان و محل اقامت اين تيم انتقال داده مي شود.
نوشته شده توسط در 8:41 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/03/21

معجزه در ساعت ۱۹‎/۳۰(شرق21/3)

محمد نورى فر: باور كنيد واقع بينى در اين ساعت ها هنر نيست. پيشگويانى كه خبر از شكست ايران مى دهند، نابغه هستند اما فقط در توليد انرژى منفى! اين نابغه ها هميشه هستند. قبل از بازى با يوگسلاوى، اسكاتلند، ايرلند و استراليا هم بودند. «اميد» تنها دشمن آنها است. همان چيزى كه امروز صبح با يك دنيا آرزو بيدارمان كرد. تا با بزرگترين شگفتى جام هجدهم دقايقى فاصله داريم. بغض كهنه ما فقط با توقف مكزيك منفجر مى شود و ايرانيان مى دانند كه شكست احتمالى امشب غم انگيز نخواهد بود. ويزاى بچه هاى ايران در آلمان ۱۵ روز نخواهد بود اگر همه حس هاى خوب دنيا امشب در خدمت ما باشند. ما فقط براى معجزه ها گريه مى كنيم. ••• مگر زمانه اى نيست كه «حقيقت» مقهور تظاهر و دروغ مى شود؟ مگر اين روزها انگشت نشانه «واقعيت» به سوى گور آرزوها نيست؟ ميان اين همه سياهى از هدايت كننده اين تلخ كامى ها براى ۹۰ دقيقه «امان» مى خواهيم. باور داريم كه درخواست بزرگى نيست. عاجزانه تعهد مى دهيم كه اين بار فراموشكار نباشيم! مى خواهيم اعتراف كنيم. همه چيز را فاش مى كنيم به اميد رخ دادن معجزه اى بزرگ. «ما فقط مى خواهيم امشب نشكنيم، همين!» ••• ما فريب خورده ايم، خداداد گولمان زد. از همان لحظه كه ديوانه وار مى دويد و وزن زمين به خاطر پرواز شادى ميليون ها ايرانى در آسمان ها سبك شده بود، وسوسه ها به سراغمان آمد. از دقيقه اى كه هاشمى طبا و يا مصطفوى به فكر به نام زدن سند صعود به جام جهانى ۹۸ بودند تا لحظه اى كه دادكان و على آبادى در آستانه بزرگترين تورنمنت فوتبال دنيا به فكر خاك كردن يكديگر بودند، غفلت را رها نكرده ايم. امشب، ساعت ۳۰/۱۹ براى سومين بار در معرض نگاه جهانيان قرار مى گيريم. براى ورود به زمين ظاهر خوشايندى داريم، حتى بهتر از جام ۹۸. مدل پيراهن ها و تيپ بازيكنان به سطح اول فوتبال دنيا شباهت بيشترى پيدا كرده و تا قبل از سوت آغاز قطعاً به استانداردهاى جهانى نزديك هستيم. اما براى نمايش ۹۰ دقيقه اى پس از سوت روزتى محتاج دعا هستيم. ••• نوشتيم كه بركنارى ايويچ با توجه به پيشرفت فنى در جام ۹۸ نياز فوتبال ما را به مربيانى مانند او نشان مى دهد اما طالبى ماندنى شد و در غيبت او پورحيدرى هم نمايان شد. نوشتيم كه بلاژويچ گزينه خوبى بود و با آدم هايى مانند او بايد ادامه داد اما همايون شاهرخى ظاهر شد. نوشتيم برانكو پس از قهرمانى در بوسان انتخاب خوبى براى سرمربيگرى تيم ملى است كه ناگهان نقض پيشنهاد ما روى نداد. به كمك جمعيت لاغرى كه در روزنامه هاى كم تيراژ و به ظاهر نوگرا درباره لزوم حضور مربيان كاردان خارجى مى نوشتند، برانكو آمد. پشت سر هم پيروز شد تا اكثريت مخالف به موافق تبديل شوند تا اينكه روزى رسيد كه نوشتيم برانكو تمام شده است! نوشتيم كه پس از صعود به مربى بهتر و نامدار نياز داريم. به دنبال اين نوشته ها همه نوشتند. همه زياده خواه شدند اما برانكو حالا در آلمان است. صميمانه اميدواريم كه در اين مورد بزرگ ترين اشتباه را مرتكب شده باشيم و مقابل موافقان برانكو مغلوب شويم. گرچه شايد ما همين حالا هم شكست خورده باشيم. در تيمى كه امروز به ميدان مى رود بسيارى از چيزها عكس نظرات بسيارى از نويسندگان همين نشريه است: «على دايى همچنان بازيكن ثابت است. دفاع ۴ نفره و خطى برانكو گرچه پر از ضعف است اما ثابت است. دستياران برانكو گرچه به قول او زيرآبش را نزدند، در حد نيمكت جام جهانى نبودند اما آنها هم با آى دى كارت مربيگرى امشب بر روى نيمكت تيم ملى مى نشينند و...» همه چيز مثل گذشته است و چيزى تغيير نكرده و كاش خوش شانسى برانكو هم ادامه داشته باشد. چقدر دلپذير خواهد بود، اگر امشب برانكو فاتحانه مشت بسته اش را به مخالفانش نشان دهد. اين را يكى از منتقدان سرسخت پروفسور مى نويسد. ••• ساعت ۲۱ روز چهارشنبه ۲۷ خرداد ،۱۳۷۷ ثانيه هايى پس از شكست يك بر صفر مقابل يوگسلاوى ۶۰ ميليون ايرانى را حسرتى بزرگ فرا گرفت. همه آنهايى كه اعتقاد داشتند ايران مقابل تيم قدرتمند اروپايى در جام جهانى ۱۹۹۸ شكست مى خورد اين جمله را تكرار مى كردند: «حيف شد، مى توانستيم يوگسلاوى را شكست دهيم.» افسوس آنها محصول نااميدى شان بود. يوگسلاوى قابل شكست بود و ما دير به خودمان آمديم. در اين ۸ سال چه بايد مى كرديم كه دوباره اين افسوس به سراغمان نيايد؟ پاسخى كوتاه در اين مورد وجود ندارد اما اگر در اين فرصت اندك مى خواهيم دچار حسرت نشويم بهتر است خوشبين باشيم. به هر حال سرنوشت ما در دست برانكو و شاگردانش است و كارى از هواداران برنمى آيد. عيار تيم ايوانكوويچ امشب مشخص مى شود. به ياد داشته باشيم با توقف مكزيك هيچ كدام از اشتباهات گذشته ما تصحيح نمى شود. اين فقط يك اتفاق خواهد بود. گرچه دوستى مى گفت: «با ضعيف ترين بازى ها توقع شكست مكزيك را داريم. حالا اگر مكزيك را ببريم ايرانى ها مى خواهند قهرمان جهان شوند؟!» نه، ما فقط توقف مكزيك را مى خواهيم.
نوشته شده توسط در 8:30 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/03/13

مقاله حماسی خبرورزشی!13/3(1035)

سفارش‌ ملت‌ به‌ ملى‌پوشان‌ سوغاتى‌ "صعود" مى‌خواهيم‌ سوغات‌ آلمان‌ هرچه‌ که‌ باشد، مهم‌ نيست. مى‌گويند "مهد" ماشين‌آلات‌ صنعتى‌ است. از انضباط‌ مردمانش‌ بسيار شنيده‌ايم‌ و از اخلاق‌ سرد و چهره‌هاى‌ جدى‌شان‌ بيشتر. ولى‌ اينها را که‌ نمى‌شود به‌ تهران‌ آورد. گرمکن‌ مارک‌ آديداس‌ هم‌ پيشکش‌ خودتان. سفارش‌ کرد و لر، آذرى‌ و فارس، عرب‌ و جنوبى‌ و بلوچ‌ و کرمانى‌ و کرمانشاهى‌ و خراسانى‌ و مازنى‌ و گيلانى‌ و... يک‌ چيز است: "صعود". ما از شما ملى‌پوشان‌ که‌ مسافر آلمان‌ 2006 هستيد، همين‌ واژه‌ را مى‌خواهيم؛ صعود. به‌ قيمت‌ جانتان‌ هم‌ که‌ بود همين‌ را بياوريد که‌ فروردين‌ 84 جان‌ داديم‌ برايتان‌ آن‌ روز که‌ امکانات‌ ايرانى‌ در برابر آنچه‌ فوتبال‌ ژاپن‌ در خود دارد، "کوچک" مى‌نمود. شما به‌ کوچه‌پس‌کوچه‌هاى‌ اين‌ کشور بدهکاريد، به‌ مردان‌ زحمتکشى‌ که‌ نخبگان‌ را دوست‌ دارند و خود به‌ قوت‌لايموت‌ راضي. به‌ مادرانى‌ که‌ هر شب، مرهم‌ روى‌ زخم‌ ناشى‌ از تکل‌ حريفان‌ مى‌گذاشتند. به‌ خواهرانى‌ که‌ شمع، روشن‌ مى‌کردند و به‌ پدران‌ و برادرانى‌ که‌ شما را "مرد" بار آوردند و مردانه‌ زيستن‌ را بهتان‌ آموزش‌ دادند. در گلستان‌ شهيدان‌ نيز، لاله‌ انتظار روييده‌ است. آنها که‌ با دست‌ خالى‌ به‌ جنگ‌ "جهاني" رفتند تا از خاک‌ پاک‌ ايران‌ تيمى‌ برويد مستحق‌ جام‌جهاني، نه‌ اين‌ جام‌ طلايى‌ که‌ صعود به‌ دور دوم‌ را مى‌خواهند و به‌ شاد کردن‌ دل‌ زنان‌ و مردانى‌ که‌ جگرگوشه‌هاى‌ خويش‌ را قربانى‌ حراست‌ و حفاظت‌ از ما ساختند راضى‌اند. مديون‌ تاريخيد اگر حماسه‌ نسازيد، مديون‌ فردوسى‌ که‌ زبان‌ پارسى‌ را از گزند بيگانه‌ مصون‌ داشت. مديون‌ کورش‌ و داريوش‌ که‌ حکومتدارى‌شان‌ در سال‌ 2006 هم‌ موضوع‌ تحقيق‌ مدعيان‌ مدرنيسم‌ است. مديون‌ بابک‌ خرم‌دين، مديون‌ ستارخان‌ و باقرخان‌ و مديون‌ دليران‌ تنگستانيد اگر خود را به‌ سبب‌ زر و سيم‌ و تاريخچه‌اى‌ که‌ در هميان‌ دو حريف‌ اصلى‌ گروه‌D است، از آنها پايين‌تر ببينيد. باران‌ چشم‌ گرفته‌ اين‌ مردم‌ بدرقه‌ راهتان‌ که‌ اشک‌ اگرچه‌ نماد اندوه‌ است، ليک‌ مى‌توان‌ آن‌ را به‌ پسوند شوق‌ بياميخت‌ و ابرهاى‌ گرفتارى‌ را پس‌ زد و خورشيد "غرور ملي" را برکشاند از پشت‌ کوههاى‌ مصيبت. به‌ شما اين‌ مأموريت‌ الهى‌ واگذار شده‌ که‌ شمشير خواستن‌ از نيام‌ برون‌ کشيد و ذکرتان‌ "ما مى‌توانيم" باشد و عزمتان‌ جزم‌ تا پرچم‌ مقدس‌ ايران‌ به‌ اهتزاز درآيد و شور ملي، شيرين‌ کام‌ شود.
نوشته شده توسط در 8:30 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1385/03/09

پروين و تيم ملى(شرق9/3)

على پروين جزء آخرين بدرقه كنندگان اعضاى تيم ملى فوتبال ايران پيش از مسافرت به آلمان خواهد بود. تيم ملى روز چهارشنبه همين هفته ميزبان بوسنى و هرزگوين خواهد بود و پس از آن به منظور حضور در جام جهانى، تهران را به مقصد آلمان ترك خواهد كرد. در همين حين براى بدرقه ملى پوشان مراسم ضيافتى برپا خواهد شد كه ظاهراً على پروين يكى از مهمانان اين مراسم است. اين خبر را نوشتيم تا به روح بلند على آقا كه روزى قرار بود مدير اين تيم باشد پى ببريد!
نوشته شده توسط در 8:54 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1385/03/08

عابد40ساله(خبرورزشی8/3)(1028)

هشتم‌ خرداد ماه‌ روز تولد اسطوره‌ بزرگ‌ فوتبال‌ ايران‌ است. اسطوره‌اى‌ به‌ نام‌ احمدرضا عابدزاده‌ که‌ فوتبال‌ ايران‌ چه‌ بخواهد و چه‌ نخواهد، نام‌ او را بايد به‌ عنوان‌ يکى‌ از 20 چهره‌ تأثيرگذار و تاريخى‌ خود و يکى‌ از دو مرد برتر درون‌ دروازه‌ تاريخ‌ فوتبال‌ خود ثبت‌ کند. احمدرضا عابدزاده‌ متولد 1345 است‌ و در شناسنامه‌اش‌ تاريخ‌ 8 خردادماه‌ ذکر شده‌ است. او روز هشتم‌ خردادماه‌ به‌ پنجمين‌ دهه‌ زندگى‌ خود وارد مى‌شود. عابدزاده‌ اولين‌ ديدار ملى‌ خود را روز 8 اسفند 1365 برابر کويت‌ برگزار کرد و آخرين‌ بار در روز 4 تيرماه‌ سال‌ 1377 در جريان‌ جام‌جهانى‌ فرانسه‌ مقابل‌ آلمان‌ پيراهن‌ تيم‌ملى‌ را برتن‌ داشت!
نوشته شده توسط در 8:47 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1385/03/08

لبخند(اعتماد8/3)

در شرايطي‌ كه‌ در فاصله‌ كمتر از دو هفته‌ تا آغاز مسابقات‌ جام‌ جهاني‌ هنوز برخي‌ تيم‌ها در حال‌ مرور حركات‌ تيمي‌ و تاكتيكي‌ خود هستند، تيم‌ ملي‌ فوتبال‌ برزيل‌ كه‌ از لحاظ‌ فني‌ آماده‌ حضور در جام‌ جهاني‌ شده‌ است‌، قصد دارد شرايطي‌ را فراهم‌ كند تا نيمكت‌نشينان‌ اين‌ تيم‌ در حين‌ بازي‌ با لبخند روي‌ نيمكت‌ حاضر باشند ! مردم‌ برزيل‌ بر اين‌ باورند كه‌ درجام‌ جهاني‌ 2002 نيمكتي‌ مملو از اخم‌ و بدعنقي‌ به‌ همراه‌ داشتند كه‌ البته‌ عمده‌ انتقادات‌ به‌ نوع‌ برخورد فيليپ‌ اسكولاري‌، سرمربي‌ اسبق‌ اين‌ تيم‌ با بازيكنان‌ مربوط‌ بود. به‌ همين‌ دليل‌ مسوولان‌ تيم‌ ملي‌ اين‌ كشور با استخدام‌ چند روانشناس‌ قصد دارند تا به‌ بازيكنان‌ نيمكت‌ نشين‌ خود لبخند را آموزش‌ دهند ! مسوولان‌ برزيلي‌ هدف‌ از انجام‌ اين‌ كار را كم‌ كردن‌ انتقادات‌ فراوان‌ نسبت‌ به‌ اخلاق‌ بازيكنان‌ فوتبال‌ اين‌ كشور عنوان‌ كرده‌اند.
نوشته شده توسط در 8:31 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1385/03/08

جام‌جهاني(اعتماد8/3)

تمام‌ 64 بازي‌ مسابقات‌ جام‌جهاني‌ فوتبال‌ 2006 آلمان‌ در گروه‌هاي‌ 8 گانه‌ بطور زنده‌ و بدون‌ تاخير روي‌ آنتن‌ شبكه‌ سه‌ سيما و ديگر شبكه‌هاي‌ سراسري‌ مي‌رود. اين‌ رقابت‌ها از نوزدهم‌ خرداد ماه‌ تا هجدهم‌ تير ماه‌ برگزار مي‌شود و تمام‌ ديدارهاي‌ مقدماتي‌ در ساعت‌هاي‌ 16 و 30 دقيقه‌، 19 و 30 دقيقه‌ و 22 و 30 دقيقه‌ پخش‌ مي‌شود. بازي‌ تيم‌ ملي‌ ايران‌ با مكزيك‌ ساعت‌ 19 و 30 دقيقه‌ يكشنبه‌، بيست‌ و يكم‌ خرداد ماه‌ روي‌ آنتن‌ مي‌رود و ديدار تيم‌ ملي‌ ايران‌ با پرتغال‌، ساعت‌ 16 و 30 دقيقه‌ شنبه‌، بيست‌ و هفتم‌ خرداد ماه‌ و رقابت‌ تيم‌ كشورمان‌ با آنگولا ساعت‌ 17 و 30 دقيقه‌ چهارشنبه‌ سي‌ و يكم‌ خرداد ماه‌ پخش‌ مي‌شود. ، در روز آغاز مسابقات‌ جام‌جهاني‌ 2006 آلمان‌، جمعه‌( نوزدهم‌ خرداد ماه‌)، ساعت‌ 19 و 30 دقيقه‌ بازي‌ آلمان‌ و كاستاريكا و ساعت‌ 22 و 30 دقيقه‌ مصاف‌ لهستان‌ و اكوادور روي‌ آنتن‌ مي‌رود. شنبه‌، (بيستم‌ خرداد ماه‌) ابتدا مسابقه‌ انگليس‌ با پاراگوئه‌، سپس‌ رقابت‌ »ترينيداد و توباگو با سوئد« و ساعت‌ 22 و 30 دقيقه‌، پيكار »آرژانتين‌ با ساحل‌ عاج‌« پخش‌ مي‌شود. يكشنبه‌ (بيست‌ و يكم‌ خرداد ماه‌)، بازي‌ »صربستان‌ و مونته‌نگرو با هلند« در ساعت‌ 16 و 30 دقيقه‌ و ديدار »آنگولا و پرتغال‌« ساعت‌ 2 2و 30 دقيقه‌ روي‌ آنتن‌ مي‌رود. دوشنبه‌، (بيست‌ ودوم‌ خرداد ماه‌) مسابقه‌ تيم‌هاي‌ ژاپن‌، چك‌ و ايتاليا با حريفانشان‌ روانه‌ آنتن‌ مي‌شود بطوري‌ كه‌ مصاف‌ »استراليا و ژاپن‌«، ديدار »امريكا با جمهوري‌ چك‌« و پيكار »ايتاليا و غنا« نيز در اين‌ روز پخش‌ مي‌شود. ديدار كره‌ جنوبي‌ و توگو، نخستين‌ بازي‌ سه‌شنبه‌ ( بيست‌ و سوم‌ خرداد ماه‌) است‌ و رقابت‌ »فرانسه‌ و سويس‌« و بازي‌ »برزيل‌ و كرواسي‌« هم‌ در اين‌ روز پخش‌ مي‌شود. چهارشنبه‌، (بيست‌ و چهارم‌ خرداد ماه‌) ديدار اسپانيا با اوكراين‌، پيكار تونس‌ با عربستان‌ و مسابقه‌ آلمان‌ با لهستان‌ پخش‌ مي‌شود. پنجشنبه‌، (بيست‌ و پنجم‌ خرداد ماه‌) مصاف‌ اكوادور و كاستاريكا، رقابت‌ »انگليس‌ و ترينيداد وتوباگو« و ديدار »سوئد و پاراگوئه‌« روي‌ آنتن‌ مي‌رود. جمعه‌، (بيست‌ وهفتم‌ خرداد ماه‌) ديدار »آرژانتين‌ با صربستان‌ و مونته‌نگرو« نخستين‌ بازي‌ است‌ كه‌ پخش‌ مي‌شود، سپس‌ رقابت‌هاي‌ »هلند با ساحل‌ عاج‌« و »مكزيك‌ با آنگولا« روي‌ آنتن‌ مي‌رود. شنبه‌، (بيست‌ و هفتم‌ خرداد ماه‌) ساعت‌ 19 و 30 دقيقه‌ پيكار جمهوري‌ چك‌ با غنا و ساعت‌ 22 و 30 دقيقه‌ مصاف‌ ايتاليا و ژاپن‌ پخش‌ مي‌شود. يكشنبه‌، (بيست‌ و هشتم‌ خرداد ماه‌) مسابقه‌ ژاپن‌ با كرواسي‌، ديدار برزيل‌ با استراليا و مصاف‌ فرانسه‌ و كره‌ جنوبي‌ روي‌ آنتن‌ مي‌رود. دوشنبه‌،( بيست‌ و نهم‌ خرداد ماه‌) ديدار توگو با سويس‌، رقابت‌ عربستان‌ با اوكراين‌ و مسابقه‌ اسپانيا با تونس‌، پخش‌ مي‌شود. از سه‌شنبه‌، (سي‌ام‌ خرداد ماه‌) با توجه‌ به‌ آغاز دور سوم‌ مسابقات‌ مقدماتي‌ و افزايش‌ حساسيت‌ بازي‌ها، ديدار تيم‌هاي‌ همگروه‌ به‌ صورت‌ همزمان‌ برگزار و روي‌ آنتن‌ مي‌رود كه‌ اين‌ رقابت‌ها در ساعت‌هاي‌ 17 و 30 دقيقه‌ و 22 و 30 دقيقه‌ برگزار مي‌شود. روز سه‌شنبه‌(30 خرداد ماه‌ )، بازي‌ اكوادور با آلمان‌ و رقابت‌ كاستاريكا با لهستان‌ از ساعت‌ 17 و 30 دقيقه‌ و پيكار پاراگوئه‌ با ترينيداد و توباگو و سوئد با انگليس‌، ساعت‌ 22 و 30 دقيقه‌ همزمان‌ روي‌ آنتن‌ شبكه‌هاي‌ سيماي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ مي‌رود. چهارشنبه‌،( سي‌ و يكم‌ خرداد) همزمان‌ با مسابقه‌ ايران‌ وآنگولا، ديدار پرتغال‌ با مكزيك‌ ساعت‌ 17 و 30 دقيقه‌ پخش‌ مي‌شود و مصاف‌ هلند با آرژانتين‌ و ساحل‌ عاج‌ با صربستان‌ و مونته‌نگرو ساعت‌ 22 و 30 دقيقه‌ پخش‌ مي‌شود. پنجشنبه‌، اول‌ تير ماه‌ ساعت‌ 17 و 30 دقيقه‌ رقابت‌ جمهوري‌ چك‌ با ايتاليا و غنا با امريكا سپس‌ در ساعت‌ 22 و 30 مسابقه‌ توگو با فرانسه‌ و سويس‌ با كره‌ جنوبي‌ روانه‌ آنتن‌ مي‌شود. از شنبه‌، (سوم‌ تير ماه‌) پخش‌ ديدارهاي‌ مرحله‌ يك‌ هشتم‌ نهايي‌ از شبكه‌ سه‌ سيما با همكاري‌ ديگر شبكه‌هاي‌ سراسري‌ آغاز مي‌شود. اين‌ ديدارها در ساعت‌هاي‌ 18 و 30 و 22 و 30 دقيقه‌ پخش‌ مي‌شوند بطوري‌ كه‌ شنبه‌، ساعت‌ 18 و 30 دقيقه‌ مسابقه‌ تيم‌ اول‌ گروه‌ ؤ با تيم‌ دوم‌ گروه‌ إ ساعت‌ 22 و 30 دقيقه‌، ديدار تيم‌ اول‌ گروه‌ ئ با تيم‌ دوم‌ گروه‌ ئ‌ پخش‌ مي‌شود. يكشنبه‌( چهارم‌ تير ماه‌)، ساعت‌ 18 و 30 دقيقه‌ بازي‌ تيم‌ اول‌ گروه‌ إ با تيم‌ دوم‌ گروه‌ ؤ و ساعت‌ 22 و 30 دقيقه‌ رقابت‌ تيم‌ اول‌ گروه‌ ئ‌ با تيم‌ دوم‌ گروه‌ ئ روي‌ آنتن‌ مي‌رود. دوشنبه‌ ( پنجم‌ تير ماه‌)، ساعت‌ 18 و 30 دقيقه‌ ديدارتيم‌ اول‌ گروه‌ | با تيم‌ دوم‌ گروه‌ ب‌ و ساعت‌ 22 و 30 دقيقه‌ مسابقه‌ تيم‌ اول‌ گروه‌ ب‌ با تيم‌ دوم‌ گروه‌ | و ساعت‌ 22 و 30 دقيقه‌ رقابت‌ تيم‌ اول‌ گروه‌ پ‌ با تيم‌ دوم‌ گروه‌ پ پخش‌ مي‌شود. جمعه‌ و شنبه‌، (نهم‌ و دهم‌ تيرماه‌)، مسابقات‌ مرحله‌ يك‌ چهارم‌ نهايي‌ در ساعت‌هاي‌ 18 و 30 دقيقه‌ و 22 و 30 دقيقه‌ روي‌ آنتن‌ مي‌رود. بطوري‌ كه‌ جمعه‌، مصاف‌ برندگان‌ مسابقات‌ سوم‌ تير ماه‌، سپس‌ مسابقه‌ برندگان‌ رقابت‌هاي‌ برگزار شده‌ در پنجم‌ تير ماه‌ روي‌ آنتن‌ مي‌رود. شنبه‌ (9 تيرماه‌) نيز ديدار برندگان‌ مسابقات‌ چهارم‌ خرداد ماه‌ در ساعت‌ 18 و 30 دقيقه‌ و ديدار برندگان‌ رقابتهاي‌ ششم‌ تير ماه‌، ساعت‌ 22 و 30 دقيقه‌ پخش‌ مي‌شود. سه‌شنبه‌ و چهارشنبه‌، (سيزدهم‌ و چهاردهم‌ تير ماه‌)،مسابقات‌ نيمه‌ نهايي‌ جام‌جهاني‌ فوتبال‌ در ساعت‌ 22 و 30 دقيقه‌ روانه‌ آنتن‌ مي‌شود. سه‌شنبه‌ (13خرداد ماه‌ )، بازي‌ برندگان‌ ديدارهاي‌ نهم‌ تير ماه‌ و چهارشنبه‌ مسابقه‌ برندگان‌ رقابت‌هاي‌ دهم‌ تير ماه‌ پخش‌ مي‌شود. شنبه‌، هفدهم‌ تير ماه‌، مسابقه‌ رده‌بندي‌ بين‌ بازندگان‌ رقابت‌هاي‌ مرحله‌ نيمه‌ نهايي‌ روي‌ آنتن‌ مي‌رود و ساعت‌ 21 و 30 دقيقه‌ يكشنبه‌، هجدهم‌ تير ماه‌، ديدار پاياني‌ بين‌ برندگان‌ مسابقات‌ مرحله‌ نيمه‌ نهايي‌ پخش‌ مي‌شود. به‌ گزارش‌ ايسنا، در گروه‌ ؤ مسابقات‌ جام‌جهاني‌ فوتبال‌ تيم‌هاي‌ آلمان‌، كاستاريكا، لهستان‌ و اكوادورأ در گروه‌ إ تيم‌هاي‌ انگليس‌، پاراگوئه‌، ترينيداد و توباگو و سوئدأ در گروه‌ ئ تيم‌هاي‌ آرژانتين‌، ساحل‌ عاج‌، صربستان‌ و مونته‌نگرو و هلندأ در گروه‌ ئ‌ مكزيك‌، ايران‌، آنگولا و پرتغال‌ حضور دارند. گروه‌ | را تيم‌هاي‌ ايتاليا، غنا، امريكا و جمهوري‌ چك‌ و گروه‌ ب‌ را تيم‌هاي‌ برزيل‌، كرواسي‌، استراليا و ژاپن‌ و گروه‌ پ را تيم‌هاي‌ فرانسه‌، سويس‌، كره‌ جنوبي‌ و توگو و گروه‌ پ‌ را تيم‌هاي‌ اسپانيا، اوكراين‌، تونس‌ و عربستان‌ شامل‌ مي‌شود. رسانه‌ ملي‌ با خريد حق‌ پخش‌ بازي‌ها، تمام‌ 64 بازي‌ را از تلويزيون‌ به‌ صورت‌ همزمان‌ بر روي‌ آنتن‌ مي‌برد. در اين‌ راستا شبكه‌ سه‌ سيما 90 درصد مسابقات‌ فوتبال‌ جام‌جهاني‌ را پخش‌ و 10 درصد مسابقات‌ كه‌ اغلب‌ پخش‌ همزمان‌ دارند از شبكه‌هاي‌ ديگر سيما پخش‌ مي‌شود. بر اساس‌ گزارش‌ ايسنا، شوراي‌ سياستگذاري‌ ورزش‌ صداوسيما به‌ رياست‌ پورمحمدي‌ به‌ آخرين‌ تصميم‌ها براي‌ پخش‌ بازي‌هاي‌ جام‌جهاني‌ و جلب‌ مخاطبان‌ ميليوني‌ به‌ رسانه‌ ملي‌ رسيده‌اند كه‌ شبكه‌هاي‌ مختلف‌ سيماي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ علاوه‌ بر پخش‌ كامل‌ و مستقيم‌ بازي‌ها، در ساعات‌ پاياني‌ شب‌ خلاصه‌ بازي‌ها را به‌ همراه‌ بحث‌ كارشناسي‌ بر روي‌ آنتن‌ خواهند برد.
نوشته شده توسط در 8:28 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/03/06

پاتريك وي‌يرا (جام جم6/3)

پليس فرانسه در جستجوي كساني است كه با استفاده از گاز ، پاتريك وي‌يرا ، بازيكن سرشناس تيم ملي فرانسه و تيم يوونتوس ايتاليا را بيهوش و به خانه‌اش دستبرد زدند. دانشمندان اداره پليس گفتند دزدان با پمپ كردن گاز در سيستم تهويه ويلاي وي‌يرا در ريويراي فرانسه او و اعضاي خانواده‌اش را در خواب كردند و دست به سرقت زدند. دزدان جواهرات موجود در خانه وي‌يرا را برداشتند و با خودرو مرسدس بنز او فرار كردند. خودرو ، ساعاتي بعد در شهر نيس پيدا شد. پليس گفت مطمئن نيست كه دزدان مي‌دانسته‌اند به خانه چه كسي دستبرد زده‌اند. وي‌يرا 9 فصل در آرسنال بازي كرد و تابستان گذشته به يوونتوس پيوست. او 84 بار در تيم ملي فرانسه بازي كرده و در جام جهاني آلمان هم عضو تيم ملي فرانسه است.
نوشته شده توسط در 8:37 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/02/30

جام جهانی2006(ایران ورزشی30/2)

هجدهمين دوره رقابت هاى جام جهانى فوتبال از روز جمعه نوزدهم خرداد در مونيخ آلمان آغاز مى شود.هجدهمين دوره مسابقات جام جهانى فوتبال طى روزهاى نوزدهم خرداد لغايت هجدهم تير در شهرهاى مختلف آلمان برگزار مى شود كه برنامه كامل و زمان برگزارى ۶۴ ديدار در اين جام به شرح زير است: جمعه ۱۹ خرداد ۱- گروه يك: آلمان- كاستاريكا (مونيخ) ساعت ۳۰:۲۰ ۲- گروه يك: لهستان- اكوادور (گلزن كرشن) ساعت ۳۰:۲۳ شنبه ۲۰ خرداد ۳- گروه دو: انگليس- پاراگوئه (فرانكفورت ) ساعت ۳۰:۱۷ ۴- گروه دو: ترينيداد توباگو- سوئد (دورتموند) ساعت ۳۰:۲۰ ۵- گروه سه:آرژانتين - ساحل عاج (هامبورگ) ساعت ۳۰:۲۳ يكشنبه ۲۱ خرداد ۶- گروه سه: صربستان و مونته نگرو - هلند (لايپزيك) ساعت ۳۰:۱۷ ۷- گروه چهار: مكزيك - ايران (نورنبرگ) ساعت ۳۰:۲۰ ۸- گروه چهار: آنگولا- پرتغال (كلن) ساعت ۳۰:۲۳ دوشنبه ۲۲ خرداد ۹- گروه پنج: ايتاليا- غنا (هانوفر) ساعت ۳۰:۱۷ ۱۰- گروه پنج: امريكا - چك (گلزن كرشن) ساعت ۳۰:۲۰ ۱۱- گروه شش: برزيل - كرواسى (برلين) ساعت ۳۰:۲۳ سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۲- گروه شش: استراليا- ژاپن (كايزرسلاترن) ساعت ۳۰:۱۷ ۱۳- گروه هفت: فرانسه - سوييس (اشتوتگارت) ساعت ۳۰:۲۰ ۱۴- گروه هفت: كره جنوبى - توگو (فرانكفورت) ساعت ۳۰:۲۳ چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۵- گروه هشت: اسپانيا - اوكراين (لايپزيك) ساعت ۳۰:۱۷ ۱۶- گروه هشت: تونس - عربستان (مونيخ) ساعت۳۰:۲۰ ۱۷- گروه يك - آلمان - لهستان (دورتموند) ساعت ۳۰:۲۳ پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۸- گروه يك: اكوادور - كاستاريكا (هامبورگ) ساعت ۳۰:۱۷ ۱۹- گروه دو: انگليس - ترينيدادوتوباگو (نورنبرگ) ساعت ۳۰:۲۰ ۲۰- گروه دو: سوئد - پاراگوئه (برلين) ساعت ۳۰:۲۳ جمعه ۲۶ خرداد ۲۱- گروه سه آرژانتين - صربستان و مونته نگرو (گلزن كرشن) ساعت ۳۰:۱۷ ۲۲- گروه سه: هلند - ساحل عاج (اشتوتگارت) ساعت ۳۰:۲۰ ۲۳- گروه چهار: مكزيك -آنگولا (هانوفر) ساعت ۳۰:۲۳ شنبه ۲۷ خرداد ۲۴- گروه چهار:پرتغال - ايران (فرانكفورت) ساعت ۳۰:۱۷ ۲۵- گروه پنج: ايتاليا،« امريكا ( كايزرسلاترن) ساعت ۳۰:۲۰ ۲۶- گروه پنج: جمهورى چك - غنا (كلن) ساعت ۳۰:۲۳ يكشنبه ۲۸ خرداد ۲۷- گروه شش: برزيل - استراليا (مونيخ) ساعت ۳۰:۱۷ ۲۸-گروه شش: ژاپن - كرواسى (نورنبرگ) ساعت ۳۰:۲۰ ۲۹- گروه هفت: فرانسه- كره جنوبى (لايپزيك) ساعت ۳۰:۲۳ دوشنبه ۲۹ خرداد ۳۰- گروه هفت توگو- سوييس (دورتموند) ساعت ۳۰:۱۷ ۳۱- گروه هشت: اسپانيا - تونس (اشتوتگارت) ساعت ۳۰:۲۰ ۳۲- گروه هشت: عربستان - اوكراين (هامبورگ) ساعت ۳۰:۲۳ سه شنبه ۳۰ خرداد ۳۳- گروه يك: اكوادور - آلمان (برلين) ساعت ۳۰:۱۸ ۳۴- گروه يك: لهستان - كاستاريكا (هانوفر) ساعت ۳۰:۱۸ ۳۵- گروه دو: سوئد- انگليس (كلن) ساعت ۳۰:۲۳ ۳۶- گروه دو: پاراگوئه - ترينيداد توباگو (كايزرسلاترن) ساعت ۳۰:۲۳ چهارشنبه ۳۱ خرداد ۳۷- گروه سه: هلند - آرژانتين (فرانكفورت) ساعت ۳۰:۱۸ ۳۸- گروه سه: ساحل عاج - صربستان و مونته نگرو (مونيخ) ساعت ۳۰:۱۸ ۳۹- گروه چهار: پرتغال - مكزيك (گلزن كرشن) ساعت ۳۰:۲۳ ۴۰ - گروه چهار: ايران - آنگولا (لايپزيك) ساعت ۳۰:۲۳ پنجشنبه يكم تير ۴۱- گروه پنج: ايتاليا - چك (هامبورگ) ساعت ۳۰:۱۸ ۴۲- گروه پنج: غنا - امريكا (نورنبرگ) ساعت ۳۰:۱۸ ۴۳- گروه شش: برزيل - ژاپن (دورتموند) ساعت ۳۰:۲۳ ۴۴- گروه شش: كرواسى - استراليا (اشتوتگارت) ساعت ۳۰:۲۳ جمعه۲ تير ۴۵- گروه هفت: توگو - فرانسه (كلن) ساعت ۳۰:۱۸ ۴۶- گروه هفت: سوييس - كره جنوبى (هانوفر) ساعت ۳۰:۱۸ ۴۷- گروه هشت: عربستان - اسپانيا (كايزرسلاترن) ساعت ۳۰:۲۳ ۴۸ - گروه هشت: اوكراين- تونس (برلين) ساعت ۳۰:۲۳ شنبه ۳ تير ۴۹ - اول گروه يك - دوم گروه دو (مونيخ) ساعت ۳۰:۱۹ ۵۰- اول گروه سه: دوم گروه چهار (لايپزيك) ساعت ۳۰:۲۳ يكشنبه۴ تير ۵۱- اول گروه دو - دوم گروه يك (اشتوتگارت) ساعت ۳۰:۱۸ ۵۲- اول گروه چهار- دوم گروه سه (نورنبرگ) ساعت ۳۰:۲۳ دوشنبه ۵ تير ۵۳- اول گروه پنج: دوم گروه شش (كايزرسلاترن) ساعت ۳۰:۱۹ ۵۴- اول گروه هفت- دوم گروه هشت (كلن ) ساعت ۳۰:۲۳ سه شنبه ۶ تير ۵۵- اول گروه شش: دوم گروه پنج (دورتموند) ساعت ۳۰:۱۹ ۵۶- اول گروه هشت: دوم گروه هفت (هانوفر) ساعت ۳۰:۲۳ جمعه ۹ تير ۵۷- برنده بازى ۴۹ - برنده بازى ۵۰ (برلين) ساعت ۳۰:۱۹ ۵۸- برنده بازى ۵۳- برنده بازى ۵۴ (هامبورگ) ساعت ۳۰:۲۳ شنبه۱۰ تير ۵۹- برنده بازى ۵۱- برنده بازى ۵۲ (گلزن كرشن) ساعت ۳۰:۱۹ ۶۰- برنده بازى ۵۵- برنده بازى ۵۶ (فرانكفورت) ساعت ۳۰:۲۳ سه شنبه ۱۳ تير ۶۱- برنده بازى ۵۷- برنده بازى ۵۸ (دورتموند) ساعت ۳۰:۲۳ چهارشنبه۱۴ تير ۶۲- برنده بازى ۵۹- برنده بازى ۶۰ -(مونيخ )ساعت ۳۰:۲۳ شنبه ۱۷ تير ۶۳-بازنده بازى ۶۱- بازنده بازى ۶۲- (اشتوتگارت) ساعت ۳۰:۲۳ فينال يكشنبه ۱۸ تير ۶۴-برنده بازى ۶۱ - برنده بازى ۶۲ (برلين) ساعت ۳۰:۲۳
نوشته شده توسط در 10:47 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/02/30

جام جهانی(BBC)

در 17 دوره گذشته جام جهانی فوتبال که از سال 1930 آغاز شد و در 15 کشور مختلف برگزار شده، در مجموع 644 مسابقه انجام و 1916 گل رد و بدل شده است. در مجموع 69 عضو فدراسيون جهانی فوتبال، فيفا، در اين بازيها حضور داشتند که تعدادی از آنها نتواسته اند بيش از يک بار در اين مسابقات حضور داشته باشند. پر افتخارترين تيم: برزيل با کسب 5 عنوان قهرمانی در سالهای 1958، 1962، 1970، 1994 و 2002 پرافتخارترين است. پس از آن آلمان و ايتاليا هر کدام به سه عنوان قهرمانی در رده دوم قرار دارند. ناکام ترين فيناليست: آلمان که در فينال جامهای 1966، 1982، 1986 و 2002 نايب قهرمان شد. بيشترين تعداد حضور در جام جهانی: برزيل که در هر 18 دوره جام جهانی حضور داشته است. آلمان و ايتاليا هر کدام با حضور در 15 دوره در رده دوم قرار دارند. بيشترين گل زده يک تيم: برزيل با 191 گل زده در 87 مسابقه کمترين گل زده يک تيم: زئير (جمهوری دموکراتيک کنگو فعلی) هند شرقی هلند ( اندونزی فعلی)، کانادا، استراليا، چين و يونان بدون گل زده. بهترين خط حمله: مجارستان با 87 گل زده در 32 بازی. ( متوسط 2.7 در هر بازی) بدترين خط دفاع: زئير و هايئتی با 14 گل خورده در 3 بازی (متوسط 4.7 در هر بازی) بالاترين تفاضل گل: برزيل 109+ پائين ترين تفاضل: مکزيک 36ــ بهترين گلزن: ژوست فانتين فرانسوی که در جام 1958، 13 گل به ثمر رساند. اين عنوان به گرد مولر آلمانی نيز می تواند داده شود که با 14 گل زده، در دو جام 1970 (10 گل) و 1974 بيشترين گل را به ثمر رسانده است. بهترين گلزن در يک بازی: اوگ سالنکو ار روسيه که در بازی مقابل کامرون در مرحله مقدماتی جام 1994 5 گل از 6 گل تيمش را به ثمر رساند. اوزه بيو از پرتغال (جام 1966) و اميليو بوتراگوئنو از اسپانيا (جام 1986) هر کدام با 4 گل زده در يک مسابقه در رده دوم قرار دارند. در 17 دوره گذشته جام جهانی بيش از 1900 گل رد و بدل شده است پر گل ترين جام: 1998 فرانسه - 171 گل در 64 مسابقه. کم گل ترين جام: 1930 اوروگوئه و 1934ايتاليا - 70 گل در 18 و 17 مسابقه. متوسط بيشترين تعداد گل: 5.38 گل در هر بازی در جام سوئيس 1954 متوسط کمترين تعداد گل: 2.21 در هر بازی در جام ايتاليا 1990 پرگل ترين بازی: 12 گل. ديدار دو تيم اتريش و سوئيس در جام 1954 سوئيس که با نتيجه 7 بر 5 به سود اتريش خاتمه يافت. بيشترين اختلاف گل: 9 گل. ديدار يوگسلاوی و زئير (جمهوری دکومراتيک کنگو) 9 بر صفر به سود يوگسلاوی در جام 1974 و ديدار مجارستان و السالوادور در جام 1982 که با نتيجه 10 بر يک به سود مجارستان تمام شد. پرگل ترين مسابقه فينال: ديدار دو تيم برزيل و سوئد در جام 1958 که با نتيجه 5 بر 2 به سود برزيل پايان يافت. کم گل ترين مسابقه فينال: ديدار تيمهای برزيل و ايتاليا در جام 1994 که در پايان وقت قانونی و وقت اضافی بدون گل پايان يافت. نتيجه اين بازی در ضربات پنالتی 3 بر 2 به سود برزيل بود. سريعترين گل: گل هاکان شوکور، مهاجم ترکيه به کره جنوبی در جريان ديدار رده بندی جام 2002. اين گل در ثانيه يازدهم بازی به ثمر رسيد. بيشترين تعداد تيمها در بازيهای انتخابی: 194 تيم عضو فيفا برای ورود به جام آلمان 2006 در مرحله انتخابی حضور داشتند. بيشترين کارت قرمز: 22 اخراجی در جام 1998 فرانسه کمترين کارت قرمز: 1970 مکزيک که هيچ بازيکنی اخراج نشد. پرافتخارترين مربی: ويتوريو پوتسو، مربی تيم ملی ايتاليا که دوبار در سالهای 1934 و 1938 ايتاليا را به قهرمانی رساند.
نوشته شده توسط در 10:25 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر