تبليغاتX
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم...

دوشنبه 1387/07/29

چاره يي نيست(اعتماد7/29)



اميرحسين ناصري
کنار خيابان ايستاده يي و منتظر تاکسي هستي. دو جوان سوار بر اتومبيلي کنار پايت مي ايستند، مسيرت را مي پرسند و تو با مکث (که کسي مثلاً با بي ام و مدل 2008 مسافرکشي نمي کند) مقصدت را مي گويي؛ «بپر بالا،» هاج و واج مي ماني اما به سمت در عقب مي روي، دستت را که به سمت دستگيره در مي بري... پا روي پدال گاز مي گذارد و مي رود، در همين حين صداي قهقهه يي را از داخل اتومبيل مي شنوي. راستي تفاوت ما با کسي که اين گونه دست مي اندازندش چيست،وقتي که افشين قطبي مي گويد؛ «شما خبرنگارها آنقدر گفتيد که همه را توهم برداشته که دفاع پرسپوليس مشکل دارد.» وقتي هفته پيش براي بار اول در مصاحبه مطبوعاتي اش اين جمله را گفت، همه تصورشان اين بود که احتمالاً به خاطر تسلط نداشتن اش بر زبان فارسي به انگليسي فکر کرده و در برگردان به فارسي اشتباه کرده. گذشت تا او ديروز دوباره اين جمله را به يک خبرنگار، وقتي آماده مي شد وارد جلسه با مصطفوي شود، تکرار کرد. اين جمله يعني کسي در فوتبال نمي فهمد که دفاع پرسپوليس مشکل دارد، هيچ مربي نقطه ضعف پرسپوليس را نديده است. آناليزورهاي فوتبال ايران درکي از نقطه ضعف ندارند و حتماً در دو هفته اخير کسي متوجه نشده است که پرسپوليس در دو بازي هفت گل خورده است و اين خبرنگاران بوده اند که به همه توهم داده اند که پرسپوليس در دفاع ضعف دارد. وقتي قطبي اين گونه اظهارنظر مي کند بايد تفکر غلط اول را اصلاح کرد که او برگردان انگليسي به فارسي اش ايراد دارد. در واقع بسياري از حرکات عجيب قطبي در چند هفته گذشته هيچ ارتباطي به اين مساله ندارد، اما يک اصلاح ديگر نيز نياز است. قطبي اگر معتقد است دفاع پرسپوليس مشکل ندارد و اين بحران ساخته ذهن توهم زاي خبرنگاران است يا بايد به آنچه 70 ميليون نفر مي بينند و تحليل مي کنند و مربيان ديگر تيم هاي ليگ برتري از همين توهم به پرسپوليس ضربه مي زنند شک کرد يا به ذهن افشين قطبي که مدام از يک نقطه ضربه مي خورد و مدعي است نخورده. خب يک راه سوم نيز هست. بنشيني و با خود فکر کني که نکند دستت انداخته و چند لحظه بعد به حماقت و سادگي ات مي خندد. براي اينکه از عقده دست انداخته شدن خلاص شوي، فکرت را منحرف کن. او تو را، من را و همه ما را دست انداخته تا ثابت کند آدم باهوشي است، مثل آوردن مارکو دستيار برزيلي اش که بيش از سه هفته به خاطر مرگ پدرش در برزيل ماند يا به خاطر ندادن خانه اش يا دي کارمو که مهاجم درجه 2 ايراني را بهتر از او که 470 هزار دلار گرفته مي بيني. سعي مي کني به موضوع ديگري فکر کني تا حداقل از عذاب دست انداختن قطبي خلاص شوي. چه بايد بگويي؟ دفاع پرسپوليس مشکلي ندارد، مارکو آدم احساساتي است پس مي تواند تا چهلم پدرش در برزيل بماند و دي کارمو همان مهاجم رويايي ماست که قرار است جاي خليلي را با اين بازي پر کند. سعي مي کني صداي خنده را نشنوي، چاره چيست؟
نوشته شده توسط در 10:42 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/07/24

شوخی دستی!(تابناک7/24)

ميهمانان خاتمي علاوه بر احمدي‌نژاد با شهردار تهران هم ديدار كردند.

قاليباف: ببين رومانو جان، خودت شوخي اينجوري رو شروع كردي ها! بعدا گله نكن.
نوشته شده توسط در 1:52 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1387/07/20

سرباز! (اعتمادملی7/20)

 سيامک رحماني

علي كريمي تنها با دو هفته درخشش در ليگ برتر ايران به تيم ملي دعوت شد. در حالي كه همه از مشكلا‌ت علي دايي با او مطلعند و مي‌دانند كه چرا پيش از اين در فهرست دعوت‌شدگان به تيم ملي نامي از او نبود و چرا حالا‌ كه با گل‌هايش مورد حمايت هواداران پرسپوليس قرار دارد، به اردوي ملي دعوت مي‌شود. پس عجيب نيست كه كريمي به اين دعوت پاسخ رد مي‌دهد و نارضايتي‌اش را از بي‌توجهي‌هاي گذشته علني مي‌كند. عده‌اي بر اين باورند كه كريمي در اين وضعيت دشوار، كه تيم ملي براي صعود به جام‌جهاني نياز به تمامي نيروهايش دارد، بايد كوتاه بيايد و به تيم ملي برگردد. عده‌اي نيز گمان مي‌كنند با توجه به بي‌محلي‌هاي گذشته، بايد حرف كريمي را فهميد و به او حق داد كه از تيم ملي كنار بكشد.
 

اگرچه همه تاييد مي‌كنند كه شماره 8 طلا‌يي پرسپوليس با اين كيفيتي كه در بازي‌هاي اخير از او ديده‌ايم مي‌تواند در لحظات حساس ديدارهاي ملي و در بازي مقابل كره‌شمالي گره‌گشاي كار باشد و به داد علي دايي و ما برسد اما نكته در اين ميان، نه آمدن يا نيامدن كريمي، بلكه برخوردي است كه با قهر او و امثال او مي‌شود. متاسفانه در ساعت‌هاي گذشته، جمله‌اي كه در پاسخ به كناره‌گيري كريمي، از مسوولا‌ن شنيديم جاي تامل بسيار داشت؛ اينكه كريمي بايد نسبت به سرنوشت تيم ملي احساس مسووليت كند و مثل يك سرباز در خدمت تيم ملي باشد. چنين توصيه و اندرزي پربيراه نبود اگر نمي‌ديديم آنچه را كه در سال‌هاي اخير پيرامون تيم ملي ديده‌ايم و همچنان مي‌بينيم. بله همه بازيكنان بايد همچون سرباز در خدمت تيم ملي باشند اما سوال اين است كه اين حكم تنها براي بازيكنان صادق است و شامل حال ديگران نمي‌شود؟ سوال اين است كه آقاي علي دايي سرمربي محترم تيم ملي نبايد مثل يك سرباز - تو بگو سردار- در خدمت تيم ملي باشد؟ تيم ملي امروز اسپانسر ندارد و به جاي آن بايد پيراهني با مارك دايي به تن كند و هزينه‌اش را بپردازد؛ آيا چنين رفتاري با تيم ملي مسوولا‌نه و از سر دلسوزي است؟ اينكه تيم ملي فوتسال نيز بايد چنين لباسي را مي‌پوشيد و به خاطر آن دچار مشكل مي‌شد، اين شائبه را به وجود نمي‌آورد كه كسي يا كساني به جاي در نظر گرفتن مصالح ملي به منافع شخصي خود مي‌انديشند؟ سرمربي تيم ملي در تمام ماه‌هاي حضورش در تيم ملي نشان داده است كه تسويه‌حساب‌هاي شخصي را فراموش نكرده است؛ به مناسبات خود ارج بسياري مي‌گذارد و حتي اينها را بر سرنوشت تيم ملي فوتبال ارجح مي‌داند؛ اين نكته را مي‌شود از بازيكناني كه به تيم ملي دعوت نشدند - و خيلي‌هايشان همچنان دعوت نمي‌شوند- فهميد و از سايپايي‌ها كه جاي ثابتي در فهرست ملي‌پوشان داشتند. در اين‌باره علي دايي حتي معتقد بود كه در حق بچه‌هاي سايپا اجحاف مي‌شود و اين تيم بايد 7 بازيكن در تيم ملي داشته باشد. براي پي‌بردن به درستي ادعاي سرمربي تيم ملي و عضو هيات‌مديره باشگاه سايپا، نگاهي به بازي‌هاي اين تيم، نتايج و رتبه‌اش در ليگ كفايت مي‌كند اما در همه اين احوال ما نشنيده‌ايم يكي از آقايان به علي دايي تذكر بدهد كه مسوولا‌نه رفتار كند و مثل سرباز در خدمت تيم ملي باشد. علي دايي پيش از اين نيز فرمان به تعطيلي مسابقات باشگاهي داد و برخي از مديران در كنار او قرار گرفتند و در جواب معترضان گفتند كه همه بايد در خدمت تيم ملي باشيم و به موفقيت اين تيم اولويت بدهيم. در آن روزها هيچ كس خاطرات گذشته را مرور نكرد و روزهايي را كه علي دايي در منصب يك مربي باشگاهي براي تيم ملي تره خرد نمي‌كرد را به ياد نياورد؛ زماني را كه تيم سايپا با مربي‌اش علي دايي همزمان با تيم ملي در اردوي كيش به‌سر مي‌برد و قرار بود تيم قلعه‌نويي مهم‌ترين بازي دوستانه سال‌هاي اخيرش را در برابر تيم ملي مالي انجام دهد. در آن روزها جناب آقاي سجادي، مسوول ورزش كيش (كه امروز مديرعامل سايپا و همكار آقاي دايي هستند) از دايي خواست تا با تعويق يا جابه‌جا كردن يكي از تمرينات تيمش از ورزشگاه اصلي كيش، به تيم ملي اجازه بازي مقابل مالي را بدهد. آقاي دايي در آن هنگام با اين پاسخ كه من مسوول تيم خودم هستم و تيم ملي به من مربوط نيست، قدمي در مقابل تيم ملي كوتاه نيامد. بازي ايران مقابل مالي به دليل شرايط نامساعد زمين پس از تمرين سايپا انجام نشد. روزها گذشت تا دايي به نيمكت تيم ملي برسد و همگان را به خاطر حمايت نكردن از تيم ملي به باد انتقاد بگيرد. ماجراي كيش كه يادتان نرفته آقاي دايي؟ ما حتي نشنيده‌ايم كسي از اساتيد، مديران فدراسيون فوتبال را خطاب قرار دهد و آنها را به خاطر ناتواني‌شان در استخدام يك سرمربي بزرگ براي تيم ملي و برگزاري مسابقات تداركاتي مناسب به رفتاري مسوولا‌نه دعوت كند. يادمان نرفته است كه رئيس سازمان ورزش ايران فوتبال ملي را تا پاي تعليق برد چرا كه دلش نمي‌خواست كسي چون صفايي‌فراهاني را در كميته فني فدراسيون ببيند و دلش مي‌خواست رياست فدراسيون را مال خود كند و... اما نديديم هيچ يك از كساني را كه امروز براي تيم ملي دلسوزي مي‌كنند و از علي كريمي مي‌خواهند سرباز باشد، تذكري به رئيس سازمان بدهند. ‌ تفاوتي نمي‌كند. علي كريمي شايد به درخواست‌ها پاسخ بدهد و برگردد، شايد هم پاها را در يك كفش كند و نيايد اما لا‌زم است بزرگواران اندرزگو كمي با خود بينديشند كه آيا از خودگذشتگي و حميت ملي براي همه واجب است يا تنها مي‌شود بر سر يك بازيكن فوتبال فرياد كشيد كه سرباز باشد.

نوشته شده توسط در 9:50 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/07/17

دلنوشته ای برای آن حریم افلاکی(تابناک7/17)

حامد علي اكبرزاده، از بينندگان «تابناك»، در پيامي آورده است: غريبانه بايد گريست براي مظلوميتي كه در تاريخ رسوب و گلوي عاشقان را لبريز از بغض غربت كرده است. هرچند ظلم و ستم بر بدن‌ها و اجساد شما اسطوره‌هاي پاكي نيز تعدي بر بيوتي جسماني است كه خداوند اراده كرده است، نام و آوازه‌اش از مجراي آن در جهان طنين‌انداز شود و به واقع ظلم بر خداست، اما دشمنتان با تخريب حريم مدفن مقدس جسم دنيايي شما، تنها بر خاندان تقدس و پاكي ظلم روا نداشته، بلكه بر پيشاني حقيقت مهر مظلوميت كوبيده است.

خاك بقيع، سرمه چشمان شيفتگان حقيقت است؛ هرچند در خود بنايي و مناره‌اي و گنبدي جاي نداده و طوطياي ديدگان جوياي معرفت است و هرچند بوي غربتش حلقوم پر از درد را مي‌فشارد. دشمنتان ندانست و نمي‌خواست بداند كه معارف و محبت شما از جنس سنگ و چوب نيست كه با شكستن و سوزاندن نابود شود و نديد كه چگونه ريزش مناره‌ها، نام‌هاي زيبايتان را پرآوازه‌تر كرد و هر چه اين اسماء احسناي الهي پرآوازه‌تر، كام دوستانتان شيرين‌تر، چرا كه خود به ما آموختيد بگوييم: «فما احلي اسمائكم».

آنان‌كه قبور ائمه هدايت و رستگاري را ويران كردند، پيش از همه چيز، راه‌هاي منتهي به سرزمين معرفت را از بين بردند و جهالتشان را در اعماق قلب‌هاي تاريكشان، آنجا كه نور راه نمي‌يابد، موميايي كردند، تا جهلشان بماند و بماند و بماند.

آنكه بي‌حرمتي كرد، ندانست كه تيشه بر ريشه خود مي‌زند و نتوانست باور كند كه ريشه شجره طيبه، عندالله ثابت است و هرگز نمي‌خشكد و شاخسارش هر روز بيش از پيش شكوفا مي‌شود و ميوه‌هاي شيرين و حياتبخش ايمان را به بار مي‌نشاند. دشمنتان بنياد خود كند، چرا كه نمي‌دانست شما بر او حتي از پدر و مادر نيز مهربانتريد و پرده عصمت خود دريد، زيرا درنمي‌يافت كه آبرو و عصمت از شما سرچشمه مي‌گيرد.

درد بزرگ شما نيكان و مناديان حقيقت، جهالت و واپسماندگي بشر از معرفت و نور بود و آنان كه اراده كردند، نور الهي را خاموش كنند، آيا ندانستند كه قرآن به ذلت و شكستشان وعده داده است.
مظلوميت شما چشم افق را پر مي‌كند، چرا كه ائمه كفر هنوز امت محمد (ص) را فريب مي‌دهند و ستاره‌هاي آسمان هدايت و انسانيت پس از قرن‌ها مهجورند و غريب... .

غربت واژه غريبي است براي توصيف اين همه تنهايي، اين همه مظلوميت، اين همه ... و هتك حرمت واژه عجيبي است در برابر آن همه ظلم، آن همه ناسپاسي، آن همه جهالت، آن همه... .
چشم‌هاي ما براي از بين رفتن خشت و گل و سنگ و آهن اين همه باراني نمي‌شود، ديدگان ما مي‌بارند از آن روي كه فرصت‌هاي خداوند براي اصلاح و تعالي بشريت پيوسته از بين مي‌رود و حقيقت، با وسوسه‌هاي شيطاني باز هم در پس پرده غفلت، زير لاله‌هاي نفسانيت بشر و جرم‌هاي سياه دل آدميزاد پنهان مي‌ماند.

غربت يعني انسان نيازمند هدايت با تمام وجود به ائمه هدي (ع) كينه بورزد، غربت يعني تمام سال‌هاي حيات دنيوي حسن بن علي (ع) علي بن حسين (ع)، محمدبن علي (ع) و جعفربن محمد (ع)، غربت يعني يك عمر مجاهدت براي هدايت و سعادت بشريت جاهل و در آخر جنازه بهشتي خود را نشانه تيرهاي شيطاني جهل و كينه و دشمني ديدن، يعني زهر تلخ از جام جاهلان متنسك نوشيدن، يعني سبط اكبر پيامبر (ص)، يعني محتبي (ع).

غربت يعني دعا و سجده بر درگاه ربوبي براي سعادت مردم و در آخر اسير انديشه‌هاي ناپاك همين مردم شدن، غربت يعني گريختن از اقيانوس‌هاي علم و معرفت و دانايي و جراحتي عميق در جهان محور عالم بر جاي نهادن. غربت يعني قرن‌ها كينه، جهل، ناداني، غربت يعني دلبستگي به اين عالم خاكي، چهار مزار خاكي، غربت يعني بقيع و...

امروز اين غربت، اين مظلوميت از پس قرن‌ها به اين نقطه از تاريخ رسيده است و انسان غافل و محبوس دنياي تاريك هواهاي نفساني همچنان در پي گسترش ابعاد اين ظلم تاريخي است.
اي كاش مي‌شد كاري كرد؛ اي كاش مي‌‌شد اين غربت را به تاريخ سپرد و جهالت را ريشه‌كن كرد؛ اي كاش مي‌شد به تاريكي‌ها و ظلمات و خودخواهي و عصيان، نور الهي تاباند؛ اي كاش مي‌شد اين آفتاب پشت ابرهاي سياه غفلت را به دل‌هاي فرزندان آدم نشان داد؛ اي كاش مي‌شد بقيع را دوباره و بهتر از هميشه آباد كرد و اي كاش مي‌شد از اين همه غربت اهل بيت (ع) اندكي كاست...
نوشته شده توسط در 12:41 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/07/17

تقصير ما نيست ! (کیهان7/17 )

شخصي كه بارها به سخنان بي پايه و اساس و پرت وپلاگويي هاي يكي از اهالي محل انتقاد و اعتراض كرده بود در سفر به حج و هنگام طواف كعبه، خطاب به خدا گفت؛ پرورگارا، از انتقادها و اعتراض هايي كه به فلاني كرده ام توبه مي كنم و قول مي دهم كه ديگر درباره او چيزي نگويم. در همين حال شخصي از پشت دست روي شانه او گذاشت و پرسيد؛ قبله كدام طرف است؟! شخص مزبور وقتي به سمت سؤال كننده برگشت متوجه شد كه همان آدم پرت وپلاگوي محله شان است، بي آنكه جواب او را بدهد رو به آسمان كرد و گفت؛ خدايا، مي بيني كه من تقصيري ندارم! خودش زمينه را فراهم مي كند!
آقاي رحيم مشايي معاون رياست محترم جمهوري و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كه چندي قبل با اظهارنظر غيرمسئولانه و ضد ارزشي خود درباره دوستي مردم ايران با غاصبان و آدمكشان صهيونيست، اعتراض هاي فراواني را در ميان ملت هاي مسلمان و انقلابي در داخل و خارج كشور برانگيخته بود و نهايتاً نيز با دخالت رهبر معظم انقلاب و ضمن تقبيح اظهارات وي از سوي معظم له، اعتراض ها فروكش كرده و غائله خاتمه يافت، اخيراً در جشنواره برترين هاي صنعت گردشگري و در حالي كه دعوت شدگان در انتظار شنيدن راه كارهاي توسعه اين صنعت و عبور از مشكلات پيش روي بودند، سخنان سخيف ديگري بر زبان آورده است كه نه فقط هيچ ربطي به موضوع جشنواره نداشته بلكه تأسف آور، تعجب برانگيز و بسيار مشكوك و مرموز به نظر مي رسد.
مشايي در بخشي از سخنان خود گفته است: «ملائكه مرتب در عرصه كشور در حال پرواز هستند... پس اين همه قدرت، شجاعت و جسارت از كجا مي آيد؟ و اين همه قلب هاي استوار و محكم چه طور شكل مي گيرد؟ براي همان فرياد، شعر، ترانه و سرود فرشتگان است... من اعتقاد دارم كه كمك به صنعت گردشگري مثل نماز و روزه مي ماند... من معتقدم حضور كورش در ايران اتفاقي نيست و يكي از سرمايه گذاري هاي خداوند است...»!
در وجود، حضور و تردد ملائكه نه فقط در ايران كه در همه جاي جهان كمترين ترديدي نيست ولي سؤال اين است كه اولاً؛ حتي اگر مقصود وي بيان يك واقعيت باشد،اين سخنان چه ربطي به صنعت گردشگري دارد و ثانياً؛ مگر آقاي مشايي -نستجيربالله- از پيامبران، امامان و يا اولياءالله است كه تردد فرشتگان را مي بيند! سرود آنها را مي شنود! و...؟! به يقين، آقاي مشايي پيامبر و امام نيست، هست؟! ممكن است گفته شود كه ايشان از «اولياءالله» است، آنهم از جمله اولياء الهي كه به خاطر رفعت مقام معنوي و رسيدن به مراتب والا و بالاي عرفاني، حضور و تردد فرشتگان را مي بيند و سرود آنان را مي شنود!! و... كه به قول بزرگان بايد گفت؛ آنان كه مي بينند نمي گويند و آنها كه ادعا مي كنند، ژاژ مي خايند و ياوه مي سرايند... البته از جناب مشايي بعيد نيست كه ادعا كند فرشتگان را مي بيند!! و براي اثبات ادعاي خود از ديگران بخواهد مانند ايشان به بالاترين درجات معنوي و اولياء الهي برسند تا خود ببينند و سخن وي را تاييد كنند!! از كسي پرسيدند وسط زمين كجاست؟ جواب داد همين جا كه من ايستاده ام. قبول نداري، متر كن!...
و اما درباره اظهارات اينگونه آقاي مشايي كه مانند اعتماد آقاي رئيس جمهور به ايشان، تمامي ندارد! نكته درخور توجه ديگري نيز در ميان است. و آن، اين كه از كجا معلوم آقاي مشايي خداي نخواسته، هرچند ناآگاهانه و ناخواسته درپي ايجاد خدشه در باورهاي انقلابي و اسلامي نباشد؟! اين احتمال جدي تر از آن است كه ناديده گرفته شود.
حسين شريعتمداري

 
 
نوشته شده توسط در 10:22 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/07/17

ملایکه(روزآنلاین7/17)

car_2008_08octb.jpg

 

نوشته شده توسط در 8:58 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/07/16

نقاره(تابناک7/16)

احمد اقوام 63 سال است كه هر صبحگاه و هر شامگاه ؛ در طلوع و غروب خورشيد ، بر فراز نقارخانه حضرت رفته و آئين نقاره زني را با شكوه هرچه تمامتر به همراه تني چند از فرزندان و برادران ، امير محمد ، محمدرضا ، ابراهيم ، و رسول و ديگر خادمان اجرا مي كند او اين افتخار را از پدر و جد خود به ارث گرفته و بر اين شرافت برخود مي بالد
از اين خادم مهربان پرسيدم ؛ نجواي نقاره با زائرين چيست و او عاشقانه جواب داد :
سلطان دنيا و عقبا رضا
امام رضا
غريب رضا
مولا مولا
رضا جان
رضا جان
دور دوران رضاست
اي دادرس بيچارگان
اي دادرس درماندگان
فرياد از بيچارگي
فرياد از درماندگي
... چشمان اشك آلود او به من اجازه پرسشي ديگر را نداد.
نوشته شده توسط در 12:29 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/07/16

سرمایه‌گذاری خداوند در ایران‌زمین(سایت مردمک7/16)

اسفندیار رحیم‌مشایی، معاون رییس‌جمهور در سخنان اخیر خود توسعه‌ گردشگری را مانند نماز و روزه دانست و گفت که خداوند در ایران‌زمین سرمایه‌گذاری کرده است.

رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گفت: «گردشگری بزرگ‌ترین عبادتی است كه انسان‌ها را در دنیا به یكدیگر نزدیك می‌كند و سرانجام انسان‌ها در دنیا، نزدیكی و تعمیق روابط است.

ایرانی‌ها به‌دلیل مرام، منطق و مكتب بزرگ و شكوهمندی كه دارند، در این حوزه پیشگام خواهند بود. من اگر مزایا و بركات گردشگری نبود، یك لحظه در این حوزه نمی‌ماندم.»

رحیم مشایی که یکی از جنجالی‌ترین چهره‌های ماه‌های اخیر بوده است، در نخستین جشنواره‌ برترین‌های صنعت گردشگری گفت: «ملائكه مرتب در عرصه‌ كشور درحال پرواز هستند. شجاعت‌ها، نترسی‌ها و اراده‌ مصمم مردم برای دریافت حقوق واقعی خودشان از بركات وجود این ملائكه است.

این امر ثابت می‌كند كه توفیق‌های به‌دست آمده در عرصه‌ گردشگری به ریاست یا فعالیت معاونان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بازنمی‌گردد، بلكه تحقق این امر وعده‌ خداوند است.»

همچنین مشایی در سخنان اخیر خود به ایران باستان اشاره کرد و گفت: پیدایش كوروش كبیر در ایران و قدرت و اقتدار او، سرمایه‌گذاری و موهبتی الهی برای این سرزمین بوده است.
نوشته شده توسط در 9:36 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1387/07/14

فیلترینگ و باقی قضایا...!!!

مشترک بی ادب

خجالت بکش ! به مامانت بگم؟!؟ !

نوشته شده توسط در 10:30 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1387/07/14

قلعه ی نو!!!(از وبلاگ ها)

دو چهره شرم آور از امیر قلعه نویی در دقیقه( ۰ و ۹۰ ) در داربی ۶۵

 

 

امیر قلعه نویی سرمربی تیم استقلال روز گذشته دو چهره متفاوت و شرم آور از خودش نشان داد و به همگان ثابت کرد که انسان ناسپاس و جوگیری هست چرا که دیروز همانطور که در عکس بالا می بینید قبل از شروع بازی افشین قطبی با یک لوح از وی قدر دانی کرد (خودم هنوز نمی دانم قطبی با چه نیت و فکری برای این آدم معلوم الحال این کار را کرد که البته باشگاه پرسپولیس باید جوابگو باشد) و سرمربی آبی پوشان هم در پایان بازی در اثر فشار بازی و گل زیبا و حرفه ای علی کریمی با عنوان کردن این جمله که  " افشین قطبی کسی نیست که درباره من حرف بزند " در قبال این حرف قطبی که گفته بود استقلال در نیمه دوم بیشتر دقایق در لاک دفاعی بود، قدردانی جالب توجه ای از کار افشین قطبی در آغاز مسابقه انجام داد.که اگر غیر از این می بود باید از رفتار این آدم متعجب می شدیم. 

اماای  کاش لااقل حاشیه ها و رفتار دور از شان سرمربی تیمی همچون استقلال به همین جا ختم می شد و به این دل خوش می کردیم که ظرفیت امیر قلعه نویی تحت فشار بازی همین قدر است اما این یک خیال باطل بود چرا که این مربی که تیمش در کل 45 دقیقه نیمه دوم با دفاع کردن از یک گل، که در فوتبال هیچ ضمانتی برای حفظ آن نیست در همین آرزو بود که در برابر فشار تیم پرسپولیس دوام بیاورد و با شکوهی جالب توجه در پشت میز کنفرانس حاضر شود و با عقده گشایی خودش و نه تیمش را با گفتن جمله کلیشه ای همیشگی " خدا را شاکرم " به عرش برساند.اما یک اشتباه از بازیکن تعویضی استقلال که مامور مهار مستقیم علی کریمی بود که آنهم در فوتبال اجتناب ناپذیر است کافی بود تا این آدم از عرش به چمن ورزشگاه آزادی در آخرین دقایق سقوط کند ( آن را گاز بگیرد !! ) و همانطور که در عکس دوم می بینید بدون توجه به شخصیت بازیکن خودش و احترام به هوادارانی که در ورزشگاه حاضر بودند فقط و فقط برای ارضای روانی و خودخواهی خودش حاضر شد این گونه بازیکن تیمش را در حضور همگان تحقیر کند. 

آقای قلعه نویی شما اگر جای اوتمار هیتسفیلد در بازی رویایی 1999 در فینال جام باشگاههای اروپا بین بایرن مونیخ - منچستر  بودید که در کمتر از دو دقیقه بعد از دقیقه 90 قهرمانی را از دست داد بودید چه می کردید. 

نه !! شما حتی لیاقت مقایسه شدن را هم در این سطح ندارید.شما را باید با آن دسته از نامربیانی مقایسه کرد که فهم و درک درستی از آموزگار بودن ندارند و فقط به فکر تمایلات شخصی خودشان هستند نه احترام به شخصیت دیگران

نوشته شده توسط در 10:29 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1387/07/13

بازرگاني!(تابناک7/13)

مسئول بازرگاني تهران: اجناس نه تنها گران نشده، بلكه ارزان هم شده!

ـ گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست، آنچه البته به جايي نرسد فرياد گراني ماست!
نوشته شده توسط در 1:7 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1387/07/06

شكار(گفت و شنود کیهان7/6)

گفت: چند گروه مدعي اصلاحات كه عبدالله نوري را براي رياست جمهوري نامزد كرده بودند، نظر خود را پس گرفتند.
گفتم: از اولش هم معلوم بود كه دارند بازي مي كنند و نامزد اصلي اونا عبدالله نوري نيست.
گفت: عضو مركزيت كارگزاران گفته است بايد اين اتفاق مي افتاد تا نام عبدالله نوري براي يك بار مطرح شود و بعد هم براي هميشه اين پرونده بسته شود!
گفتم: پس چرا اين بنده خدا را وجه المصالحه قرار داده و شخصيت او را به بازي گرفته اند؟!
گفت: اولا كه اصلاحات موردنظر آنها غير از همين دوز و كلك ها چيز ديگري نيست و ثانياً وقتي خوب فكر كرده اند متوجه شده اند كه آمدن و نيامدن او فرقي ندارد و ثالثاً...
گفتم: براي كريمخان زند يك باز شكاري هديه آورده بودند، كريمخان پرسيد هنر اين پرنده چيست؟ جواب دادند؛ روزي دو تا كبوتر شكار مي كند، كريمخان پرسيد؛ غذايش چيست؟گفتند؛ روزي دو تا كبوتر. كريمخان با عصبانيت گفت ؛ پس به چه درد ما مي خورد؟ ولش كنيد برود تا خودش شكار كند و خودش هم بخورد و جاي بقيه را هم تنگ نكند.
نوشته شده توسط در 10:39 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1387/07/06

زورخانه زنان(سایت امروز)

دبير کل فدراسيون بين المللي ورزش هاي زورخانه يي اعلام کرد براي به رسميت شناخته شدن اين ورزش توسط کميته بين المللي المپيک بايد ايران از اين پس به زنان خارجي ورزش هاي زورخانه يي و پهلواني آموزش دهد. به گزارش بازنويس دبيرکل فدراسيون بين المللي ورزش هاي زورخانه يي گفت ناچاريم به زنان خارجي ورزش هاي زورخانه يي و پهلواني را آموزش بدهيم. سيد امير حسيني گفته است زماني که فدراسيوني بين المللي مي خواهد فعاليت خود را جهاني بکند بايد مطابق فعاليت هاي بين المللي اقدام کند. وي توضيح داد براي اينکه کميته بين المللي المپيک (اي او سي) فعاليت هاي ما را به رسميت بشناسد بايد به اصلي با مضامين نداشتن تبعيض نژادي، جنسي، مذهبي و مبارزه با دوپينگ پايبند باشيم و آن را رعايت کنيم. وي گفته است به عنوان فدراسيون بين المللي مجبور به رعايت اين اصول هستيم و قطعاً اين مباحث را متناسب با فرهنگ ايراني و شئون اسلامي پيگيري مي کنيم.
نوشته شده توسط در 10:28 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •