سه شنبه 1387/04/25
رئيسجمهور سنگال(تابناک)1587

سه شنبه 1387/04/25
سلامي متفاوت به محضر حضرتعلي(ع)(تابناک4/25)
سلام بر عباي پر وصله ات که سبب شرافت شيعه اند.
سلام بر دست هاي پينه بسته ات که بوسه گاه ملائک مقرّب خداست......
سلام بر بازوان تنومند ت وقتي خيبر را از جاي برکندي.
سلام بر تو وقتي که در حلقه کوچک دستان کودکي يتيم جاي مي گرفتي !
سلام بر دستان يداللّهي ات وقتي در خندق،" عمر بن عبدود" را به خاک افکندي و بر سينه او نشستي .
سلام بر تو وقتي براي دلخوشي طفلي بي سرپرست ،مرکب او شدي و او را بر دوش خود نشاندي !
سلام بر تو وقتي در "ليلة المبيت" در بستر محمد(ص) خوابيدي و به استقبال مرگ رفتي و مرگ از ابهت تو گريخت.
سلام بر تو وقتي ريسمان به گردن به مسجدت مي بردند و تو براي رضاي خدا خاموش بودي!
سلام بر تو وقتي از هيبت ذواالفقارت دشمنان دونت برهنه شدند تا در پناه سپر حيا يت حياتشان محفوظ بماند.
سلام بر تو وقتي همسرت را پيش چشمانت سيلي زدند و ذوالفقارت براي حفظ دين محمد(ص) در غلاف بود !
سلام بر تو وقتي در مشرق دستان پيامبر خدا در غدير بوسعت عالم طلوع کردي
سلام بر تو وقتي استخوان در گلو و خار در چشم يک ربع قرن آفتا ب خانه ات بودي !
سلام بر تو وقتي اوّلين گرويده به دين محمد (ص) بودي
سلام بر تو وقتي چهارمين خليفه بعد از محمد(ص) شدي !
سلام بر تو وقتي چشم فتنه را در آوردي در حاليکه هيچ کس ديگري قادر بر آن نبود
سلام بر تو وقتي در کوچه هاي کوفه توشه نان و خرما بر دوش طعام درماندگان را شبانه قسمت مي کردي !
سلام بر تو وقتي داماد رسول خدا شدي
سلام بر تو وقتي نگين انگشتري حضرت خاتم (ص) را شبانه در خاک تيره پوشاندي !
سلام بر تو وقتي که جهان اسلام در چمبره حکومت عدالت پرورت بود
سلام بر تو و قتي در دادگاه اسلامي کنار مرد مسيحي نشستي و قاضي رأي بر ضد ّ تو داد وتو بي هيچ مقاومتي به حکم او تن در دادي !
سلام بر تو وقتي خزانه دار اموال جهان اسلام بودي
سلام بر تو وقتي که آهن گداخته در دست برادر نيازمند ت عقيل گذاشتي تا بسوي بيت المال دراز نشود !
سلام بر تو وقتي که مشعل عدالت را بر افروختي
سلام بر تو وقتي شمع بيت المال را خاموش کردي !
سلام بر آه
سلا بر چاه
سلام بر نان جو
سلام بر نمک
سلام بر فدک........
يا مجمع الاضداد
سلام بر تو روزي که در کعبه، زاده شدي و روزي که در محراب، زندگي فاني را وداع گفتي و روزي که "قسيم النّار والجنة" خواهي بود.
از مکه نسيمي به سماوات وزيده است
از کعبه خمي مي به خرابات رسيده است
مقصود دعا روح مناجات رسيده است
از عرش خدا عين عبارات رسيده است
جز دست علي کيست نگهدار ضعيفان؟
نويسنده:دكتر مخبر دزفولي
سه شنبه 1387/04/25
من مست و جهان سرمست(کیهان4/25)
عقل در چرايي چنين تكريمي سرگردان است. «به خدا سوگند علي بن ابيطالب عليه السلام تا روزي كه از اين دنيا رفت مال حرامي نخورد و هيچ گاه بر سر دوراهي كه هر دو خوشنودي خدا باشد، قرار نگرفت مگر اينكه پرزحمت ترين آنها را برگزيد و هر حادثه مهمي كه براي پيامبر خدا(ص) پيش مي آمد به خاطر اطمينان از او كمك مي گرفت و در ميان اين امت هيچ كس نتوانست همانند علي راه پيامبر را بي كم و كاست طي كند. و با اين همه تلاش و كوشش همواره چون بيمناكان كار مي كرد، چشمي به بهشت و چشم ديگر بر آتش داشت. از سويي اميدوار پاداش بهشت و از سويي ديگر هراسناك از كيفر آتش بود» (امام صادق عليه السلام)
تو مولاي متقياني كه درباره شان گفتي «ارادتهم الدنيا و لم يريدوها و اسرتهم ففدوا انفسهم منها. دنيا اراده آنها را كرد و آنان هرگز اراده دنيا را نكردند. به اسارتشان گرفت، پس جانهاشان را براي آزادي از اين اسارت فديه دادند و فدا كردند». و مگر نه اين كه پيامبر اعظم(ص) فرمود «پروردگار عالم بر من وحي كرد و مرا مأمور ساخت كه علي را اميرالمؤمنين بخوانم. پس قبل و بعد از او كسي به اين عنوان خوانده نشد». و نيز «اگر تمام هفت آسمان و زمين در يك كفه ترازو قرار بگيرند و ايمان علي در كفه ديگر، ايمان او سنگيني مي كند».
بگو، بگو رسول خدا! فراوان از فضايل ممتاز علي گفته و تشنگي را صدچندان ساخته اي. پس از آن همه تكريم و تجليل، جرعه اي در ساغر مومنان ريخته اي كه مستي آن تا قيام قيامت باقي است «سوگند به خدايي كه جان من در دست قدرت اوست، اگر نبود اين كه گروهي از امت من تو را مثل نصارا كه عيسي را به اشتباه به خدايي گرفتند، غلو كنند، درباره فضايل و مناقب تو سخناني مي گفتم كه تمام مسلمانان خاك زيرپاي تو را توتياي چشم خود سازند». بيخود نبود در آغوش علي چشم از جهان بستي و به رضوان خدا پيوستي؛ كه او اولين لبيك را به دعوت تو گفت و از آن پس بارها غم از سيماي مباركت زدود و شادي افزود.
و تو اي علي! اي تنيده در حق، اي تار و پود حقيقت كه حق به دور تو مي گردد هر جا كه بگردي! اي بصيرت هميشه كه فرمودي همواره بصيرتم با من است! اي فديه خداوندي براي نجات بشر! اي سينه پر راز و درد! اي پدر مهربان امت! مي دانيم راهي براي رها شدن جز فديه دادن و فدا شدن نيست. تو ما را انتخاب كن براي چنان زاده شدن و آزاد شدني، براي آزاده شدن.
سلام خدا بر تو روزي كه چشم به دنيا گشودي و ناگشوده، چشم از او ستاندي كه تا قيام قيامت شيداي فتوت و آزادگي تو باشد.
«من و علي پدران امتيم»...، رسول خدا(ص) فرمود....و هزار و چند صد سال بعد، در پي انقلابي كه خاستگاه آن اسلام ناب محمدي(ص) بود، سالروز ميلاد علي(ع) « روز پدر» نام گرفت.... ولادت مولود كعبه و روز پدر مبارك باد.
دوشنبه 1387/04/17
اوج رفاقت!(تابناک)

یکشنبه 1387/04/16
دايی(اعتماد4/16)
دومين
دوره آموزشي مربيگري حرفه يي فوتبال AFC روز گذشته با حضور 23 مربي از
ايران، بحرين و کويت در محل هتل المپيک تهران آغاز شد. اريش روته مولر
مدير فني فدراسيون فوتبال آلمان از سوي کنفدراسيون فوتبال آسيا به عنوان
مدرس اين دوره مشغول تدريس است. نکته جالب توجه اين کلاس به محمد مايلي
کهن باز مي گشت که حاضر نشده بود با مارک توليدي « دايي» روي پيراهنش در
اين کلاس شرکت کند. اين در حالي بود که ساير شرکت کنندگان روي پيراهن خود
مارک توليدي «دايي» را داشتند اما روي پيراهن مايلي کهن اين مارک ديده نمي
شد. محمد مايلي کهن و علي دايي مدت هاست به خاطر برخي مسائل با يکديگر
اختلاف نظر دارند که حتي کارشان به دادگاه نيز کشيده شده است. |
|
|
چهارشنبه 1387/04/12
نرم افزار تقلبياب(تابناک)

چهارشنبه 1387/04/12
حال شما خوب است؟ ( سيامك رحماني-اعتمادملی12/4)
دیروز خبررسيد كه فيروز كريمي نميتواند در باشگاه استقلال اهواز مربيگري كند. هيچكس دليلي براي اين خاتمه همكاري- آن هم در حالي كه هنوز كار شروع نشده بود- ارائه نميكند. مسوولان باشگاه اهوازي از توضيح دادن طفره ميروند و كدهايي ميدهند كه نظر همه را به سمت سازمان تربيتبدني برميگرداند؛ حالا همه به ياد برنامه مثلث شيشهاي افتادهاند و صراحت لهجه فيروزكريمي را دليل بركنارياش عنوان ميكنند. فيروزكريمي در آن برنامه گفت، عليآبادي مدير خوبي است اما براي شهرداري! همان وقت هم خيليها پيشبيني كردند كه اين حرف براي فيروزخان خوشيمن نخواهد بود.
عجيب است كه پيشبينيها درست
از آب درآمد. مثل آن باري كه ايمان مبعلي روي پاي علي دايي تكل خشن رفت و
ما در يك روزنامه ورزشي برايش تيتر زديم: <خدا به او رحم كند!> از
آن به بعد مبعلي هم ديگر به تيم ملي دعوت نشد، مثل شيث رضايي كه همه
ميدانستند بعد از درگيري با دايي در ميدان، ديگر به تيم ملي نميآيد و
ديگر نيامد. عجيب است كه اين پيشگوييها همه درست از آب در ميآيد؛ همه هم
بيدليل. اين بار هم ماجرا البته ربطي به نظر آقاي عليآبادي ندارد و تا
جايي كه شنيدهايم سخنگوي سازمان هم گفتهاند آقاي رئيس خودش را داخل اين
ماجراها نميكند. البته آقاي عليآبادي در زمان تعليق فدراسيون فوتبال هيچ
ابايي نداشتند از اينكه بگويند زير بار اعمال فشار فيفا نميروند و فوتبال
بايد زير بليت دولت بماند. اگرچه ما همان موقع هم ترديد نداشتيم كه اين
دولتي بودن فوتبال فقط براي حفظ ظاهر بود و هيچكس قصد <دخالت>
نداشت، يعني حتي زماني كه تمام استاديوم، انصاريفرد را تشويق ميكردند و
كاشاني به جايش منصوب شد هم كسي ظن دخالت دولت را نبرد. خدا را شكر كه
حالا هم آقاي عليآبادي ميگويند اين نظر رئيسجمهور بوده كه كاشاني
بيايد و سازمان ورزش به عنوان ابواب جمعي دولت فقط به وظيفهاش عمل كرده
است. خدا را شكر كه اين وسط دخالتي صورت نگرفته، همانطور كه وقتي عدهاي
ميگويند به باشگاهها دستور داده شده از آوردن مربي خارجي صرفنظر كنند
همه ما آن را فقط مصلحتسنجياي ميدانيم به نفع ورزش. كيست كه فكرش دنبال
دخالت و سليقه و اين حرفها برود؟ در انتخابات فدراسيون فوتبال، همه اعضاي
مجمع رايهايي را كه به نفع رقيب آقاي عليآبادي بود پس گرفتند تا اعلام
كنند تنها از ايشان به عنوان نامزد برتر حمايت ميكنند؛ آيا جز اين بود كه
كمي با خودشان خلوت كرده بودند و به نتايج تازهاي رسيده بودند؟ آيا كسي
شك دارد كه علي دايي از ابتدا سرمربي مورد نظر تيم ملي بوده و بدون هيچ
اعمال نظر و سليقهاي حكماش اعلام شده؟ آيا كسي بدگمان است؟ هرگز. اين
بار هم همين است. فيروز كريمي در تيم استقلال اهواز سرمربي نخواهد بود و
اين هيچ ارتباطي به هيچ چيز ندارد. اگر مسوولان باشگاه نميخواهند حرفي
در اينباره بزنند، مشكل خودشان است و نبايد فكر بد كرد.
سه شنبه 1387/04/04
بقيع(اعتمادملی4/4)
در قبرستان بقيع كسي نام و
نشان ندارد. مردهها دفن ميشوند و سه، چهار ماه بعد دوباره در همان قبر
كس ديگري به خواب ابدي ميرود. وقتي كسي وارد بقيع ميشود زمان برايش
ميايستد و وارد تاريخ ميشود. احاديث زيادي درباره بقيع نقل شده است.
پيامبر(ص) ميفرمايند: سرزمين بقيع نخستين مكاني است كه در روز قيامت
شكافته ميشود و مدفونين آن سر از خاك بيرون ميآورند و پس از آن زمين مكه
است، اما آنچه ما از مدفونين در بقيع ميدانيم افراد شاخصي هستند كه در
داستانهاي ديني ما آمده است. علاوه بر چهار امام(ع)، عباس عموي پيامبر و
قبر فاطمه بنت اسد مادر عليابنابيطالب(ع) در بقيع افراد زيادي در آن دفن
شدهاند كه گاهي از لحاظ تاريخي و گاه از لحاظ خويشاوندي نسبت به پيامبر
جالب است.
قبور اين افراد در قبرستان
بقيع است: قبر پسر پيامبر(ص) ابراهيم، قبور همسران آن حضرت، قبر صفيه و
عاتكه، عمههاي پيامبر(ص)، قبر حليمه سعديه مادر رضاعي آن حضرت، قبر عقيل
برادر حضرت علي(ع) و عبداللهبن جعفر همسر زينب كبري(س)، قبر امالبنين
مادر حضرت ابوالفضل(ع.) از ميان صحابه و ياران پيامبر نيز كساني در بقيع
آرميدهاند كه در تاريخ اسلام بارها به نامهايشان برخوردهايم. مانند
مقدادبنالاسود، مالك بن حارث، مالك اشتر نخعي، زيدبن حارثه (پسرخوانده
پيامبر)، جابر ابنعبدالله انصاري.
امامزادگاني نيز در اين خاك
هستند مانند محمد حنفيه فرزند علي(ع)، حسن مثني و جعفر و زيد فرزندان امام
حسن مجتبي(ع)، چهار تن از فرزندان امام سجاد(ع)، ابراهيم، عبدالله، زينب و
امسلمه فرزندان امام صادق(ع) و فرزندان حضرت ابوالفضل(ع.)
من نميدانم قبر چند نفر از
اين افراد در بقيع مشخص است. آنچه ميدانيم علاوه بر قبر چهار امام(ع) و
قبر عباس عموي پيامبر، قبر مادر حضرت علي(ع) و مادر حضرت ابوالفضل(ع)
معلوم است. براي زنان كه فقط حدودي ميدانند كه مثلا ضلع شمالغرب قبر
حضرت امالبنين(س) است و يا از دور چهار سنگ ميبينيد كه آن را هم بايد به
زور تشخيص دهيد كه آنها قبر امامانمان است. سمهودي در <وفاءالوفاء>
از مالك روايت كرده كه: در اين قبرستان 10هزار نفر از صحابه گرامي و اكابر
اسلام مدفونند ليكن قبور تعدادي از آنها مخفي و برخي ديگر هم كه معلوم
بوده به مرور زمان نشانههاي آن از بين رفته و متاسفانه بسياري از آنها را
هم در اين قرن اخير از ميان بردهاند.
آنچه در تاريخ آمده اين است
كه تا 60 سال پيش قبر امامان(ع) داراي بارگاه بوده و در فضايي در داخل
بقيع، اما جدا از بقيه قبور قرار داشته است. ميرزا محمدحسين فراهاني در
سفرنامهاش اينگونه مينويسد: <اول چهار نفر از ائمه اثنيعشر(ع) است
كه در بقعه بزرگي كه به صورت هشت ضلعي ساخته شده و اندرون و گنبد آن
سفيدكاري است. ويژگي بعدي داشتن محراب است. حرم ائمه بقيع مانند ساير
حرمها داراي ضريح، روپوش، چلچراغ، شمعدان و فرش بوده است.> ابنجبير
مينويسد: <قبرشان بزرگ و از سطح زمين بلندتر و داراي ضريحي از چوب است
كه بديعترين و زيباترين نمونهها است از نظر فن و هنر.> محمد لبيب
مصري كه در سال 1327 هجري قمري به مدينه سفر كرده، مينويسد: <در آنجا
گنبدي معروف به <قبهالبين> قرار دارد كه حجرهاي در آن وجود دارد و
در ميان آن گودالي است كه ادعا ميكنند جايگاه افتادن دندان پيامبر است و
ضريح امام حسن(ع) در داخل قبهاي است كه از فلز ساخته شده و خطوط فارسي بر
آن نقش بسته است، به گمانم از آثار شيعيان عجم باشد.>
اما آنچه الان مانده فقط
چهار سنگ كوچك ايستاده است كه نشان ميدهد اينجا چهار نفر آرميدهاند.
قبور ائمه بقيع در هشتم شوال سال 1343 هجري قمري ويران شد.
سوالي كه درباره آرميدگان
بقيع وجود دارد اين است كه آيا بعد از دفن آنان آهك يا اسيدي روي آنان
پاشيده ميشود تا زودتر تجزيه شوند تا دو، سه ماه بعد بتوان كس ديگري را
در آن به خاك سپرد؟ يكي از همسفران من ميگفت كه اينطور نيست، زيرا بارها
در زمان دفن در قبرستان حضور داشته و ديده است كه چيزي ريخته نميشود. او
ميگفت تحقيق كرده و فهميده كه خاك بقيع اين خاصيت را دارد كه مردگان در
آن زود تجزيه ميشوند و از بين ميروند. آناني كه خاك بقيع را از نزديك
ديدهاند ميگويند خاك بقيع درشت است و حالت اسفنجي دارد و نوع خاصي است.


دومين
دوره آموزشي مربيگري حرفه يي فوتبال AFC روز گذشته با حضور 23 مربي از
ايران، بحرين و کويت در محل هتل المپيک تهران آغاز شد. اريش روته مولر
مدير فني فدراسيون فوتبال آلمان از سوي کنفدراسيون فوتبال آسيا به عنوان
مدرس اين دوره مشغول تدريس است. نکته جالب توجه اين کلاس به محمد مايلي
کهن باز مي گشت که حاضر نشده بود با مارک توليدي « دايي» روي پيراهنش در
اين کلاس شرکت کند. اين در حالي بود که ساير شرکت کنندگان روي پيراهن خود
مارک توليدي «دايي» را داشتند اما روي پيراهن مايلي کهن اين مارک ديده نمي
شد. محمد مايلي کهن و علي دايي مدت هاست به خاطر برخي مسائل با يکديگر
اختلاف نظر دارند که حتي کارشان به دادگاه نيز کشيده شده است.