تبليغاتX
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم...

چهارشنبه 1387/03/29

کلاس مختلط!


نوشته شده توسط در 10:13 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/03/29

عشق در دل ماند و یار از دست رفت....

china3-1.jpg

  اين عکس ه در زلزله اخير چين گرفته شده است و مردی پيکر بيجان همسرش را که در زلزله جانش را از دست داده برای خاکسپاری به گورستان می برد.
نوشته شده توسط در 10:12 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/03/13

شرح درد...(خبرگزاري فارس)

2 خانواده زير چادر در يك اتوبان، اينجا تهران است

 اگر از كنار اتوبان صياد شيرازي عبور كرديد، كناره‌هاي آن را با دقت ببينيد، جايي كه 2 چادر رنگ و رو رفته و كهنه در دو طرف خيابان علم شده است، زير هر يك از اين چادرها خانواده‌اي 4 نفره زندگي مي‌كند، يكي 50 روز و ديگري يك‌ سال.

به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، كنار اتوبان صياد رو به شمال بالاتر از ميدان سبلان، در دو سوي بزرگراه دو چادر برپاست، سمت راست محمد با زن و دو بچه 50 روز است كه پس از جواب شدن از سوي صاحبخانه در چادر ساكن شده است، كمي آن طرف‌تر آن سوي خيابان محمود زير چادر كهنه سبز رنگش اطراق كرده است پسرش را به بهزيستي سپرده و با زن و دختر 11 ساله‌اش روز را به شب و شب را به صبح مي‌رساند.
محمود حميدوند 41 سال دارد اما صورت تكيده و دندان‌هاي شكسته‌اش پيرتر نشانش مي‌دهد، صدايش گرفته است، مي‌گويد: بچه همين خيابان سبلان هستم، 3 ماه است كه اينجا با خانواده‌ام زير چادر زندگي مي‌كنيم، البته بيش از يك سال است كه در به دريم و جا‌به‌جا مي‌شويم، تابستان‌ها كنار خيابان زير چادر زندگي مي‌كنيم و زمستان‌ها هر چند شب خانه يكي مي‌رويم.
محمود خودش را كارگر ساده ساختمان معرفي مي‌كند و اضافه مي‌كند: پسر 10 ساله‌ام را از زور نداري به بهزيستي سپرده‌ام، 2 سال است كه پسرم در بهزيستي است، دخترم هم تا چند وقت پيش خانه مادرزنم بود اما الآن مادرزنم هم چون مستاجر است دچار مشكل شده است و مجبورم او را هم پيش خودم اينجا به چادر بياورم.
وي ادامه مي‌دهد: از خيلي‌ها تقاضاي كمك كرده‌ام، كميته امداد رفتم، ‌گفتند اگر زنت طلاق بگيرد ماهي 25 هزار تومان به او مستمري مي‌دهيم، خيلي دويديم اما نتيجه نداد، هر چي داشتيم در اين مدت بردند، حتي شناسنامه‌هايمان را هم بردند. نرفتم كلانتري و ثبت احوال دنبال شناسنامه، پول مي‌خواهد و من ندارم.
وي مي‌گويد: در تمام 41 سال زندگي‌ام حتي100 هزار تومان هم وام نگرفته‌ام، حالا هم اگر وام بخواهيم ضامن معتبر و هزار جور سند و مدرك مي‌خواهد كه من ندارم، اين جور وام‌ها مگر براي امثال من نيست، من از كسي توقع ندارم، طلبكار كسي نيستم، خودم زمين خورده‌ام و بايد بلند شوم اما اگر به من وام بدهند، حاضرم كار كنم و پس بدهم.
محمود در ادامه مي‌گويد: مشكل من نداري است، آخرين جايي كه در خانه زندگي كردم، بهارستان بود، آن قدر هزينه زندگي بالا بود كه نتوانستم ادامه دهم، قبض برق و آب 60 هزار تومان آمده بود‌ اما من فقط يك لامپ و يك تلويزيون سياه و سفيد داشتم، يك شير آب هم بود كه چند خانواده از آن استفاده مي‌كرديم، 60 هزار تومان پول زيادي بود.
وي اضافه مي‌كند: دزدي كه نمي‌توانم بكنم، يعني مي‌توانم اما آيا درست است، اينجا هم در اين 3 ماهي كه زندگي مي‌كنم، فقط يك‌بار مأمور شهرداري آمد و اسم و مشخصات ما را نوشت و رفت، 15 روز پيش هم يك خانم از شهرداري آمد و گفت نگران نباشيد حل مي‌شود‌ اما خبري نشد.
آن طرف خيابان محمد با زن و 2 فرزندش زندگي مي‌كند، «محمد . الف»، مي‌گويد: بچه همين تهران هستم، خيابان سبلان نزديك موتور آب زندگي مي‌كرديم، 50 روز پيش صاحبخانه، خانه‌اش را خواست و تخليه كرديم بعد از آن ديگر نتوانستم خانه‌اي بگيرم، هر جا مي‌روم، مي‌گويند 2 ميليون ماهي 150 هزار تومان، من هم ندارم، الآن كه ديگر هيچي ندارم، مجبورم بيايم اينجا در چادر زندگي كنم.
او نيز خود را كارگر ساده ساختمان معرفي مي‌كند و ادامه مي‌دهد: همه اسباب زندگي‌ام را شهرداري برد، حتي كفش زنم را هم بردند، پسرم كلاس دوم راهنمايي است، دخترم هم مدرسه مي‌رود، مجبورم اينجا كنار زنم بمانم كه تنها نباشد، كار نمي‌توانم بكنم. درآمدي ندارم.
محمد مي‌گويد: هر چه تلاش كرديم ديگر شهرداري اسباب زندگي‌ام را پس نداد و الآن همه دارايي ما همين‌هايي است كه زير چادر مي‌بينيد، من هيچي ندارم، به مسئولان بگوئيد، مجبوريم، هيچ كس نمي‌خواهد با آبرويش ‌بازي‌ كند يا اين وضع زندگي ناموسش باشد‌. چرا كسي كمكمان نمي‌کند.
نوشته شده توسط در 10:53 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/03/13

بانک ملت بانک شما

نوشته شده توسط در 8:51 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/03/01

مورچه(1575)

نوشته شده توسط در 8:36 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/03/01

وقتي آقاي ساكت شلوغ مي‌كند!(اعتمادملی1/3)

صحبت‌هاي مديرعامل باشگاه سپاهان بعد از پايان ليگ برتر و از دست رفتن قهرماني اين تيم، تصورات مثبتي كه در مورد اين باشگاه اصفهاني به‌وجود آمده را زير سوال مي‌برد. باشگاه سپاهان طي چند سال اخير پيشرفت قابل توجهي داشته و از يك باشگاه معمولي به يك باشگاه مطرح و قابل احترام در فوتبال ايران تبديل شده است. اين پيشرفت به‌طور حتم نتيجه عملكرد مثبت كادر مديريتي باشگاه است كه قطعا با برنامه‌ريزي اصولي به‌دست آمده اما حرف‌هاي محمدرضا ساكت در مطبوعات و تلويزيون اين ذهنيت را ايجاد مي‌كند كه نگاه مجموعه مديريتي باشگاه سپاهان به فوتبال، صرفا نگاه نتيجه‌گراست و مسائل مهم ديگر اهميت چنداني ندارد.

1-‌مديرعامل باشگاه سپاهان به توجه بيش از حد رسانه‌ها به تيم‌هاي پرسپوليس و استقلا‌ل اشاره مي‌كند و آن را امتيازي عنوان مي‌كند كه تيم‌هايي مثل سپاهان از آن بي‌بهره‌اند. ايشان اما به جنبه منفي اين قضيه توجهي نشان نمي‌دهند. آنجا كه هيچ اقدامي از سوي مديران، مربيان، بازيكنان و ساير اعضاي اين دو باشگاه از نگاه رسانه‌ها مخفي نمي‌ماند و كوچك‌ترين مشكلي تبديل به يك بحران عظيم حاشيه‌اي مي‌شود.

2-‌در اينكه پرسپوليس و استقلا‌ل در تمام نقاط ايران تماشاگر دارند و بسياري از بازي‌هاي‌شان را با حمايت تماشاگران و در خانه خود انجام مي‌دهند شكي نيست. اين يكي از مشكلا‌ت فوتبال ايران است كه بعضي از بازي‌هاي پايتخت تحت هر شرايطي بايد در ورزشگاه آزادي برگزار شود و دو تيم بزرگ ايران از اين امتياز استفاده مي‌كنند اما امتيازاتي كه باشگاه‌هايي مثل سپاهان و ساير باشگاه‌هاي متمول دارند را هم نبايد ناديده گرفت. در باشگاه‌هايي مثل سپاهان به‌دليل منابع مالي زيادي كه به آنها تزريق مي‌شود هيچ‌وقت چك يك بازيكن به تاخير نمي‌افتد و يا هيچ مشكلي براي فراهم كردن زمين تمرين و ساير امكانات به‌وجود نمي‌آيد. مديران پرسپوليس و استقلا‌ل هميشه اين دغدغه را دارند كه به‌نحوي بدهكاري‌هاي باشگاه را رفع كنند و صداي بازيكنان و ساير طلبكاران را بيندازند اما باشگاه‌هايي مثل سپاهان مي‌توانند براي چند سال آينده خود به راحتي برنامه‌ريزي كنند. اين باشگاه در چند سال اخير بهترين بازيكنان ايران را با بالا‌ترين قيمت خريداري كرده و در حال حاضر به اندازه دو تيم، بازيكن خوب و آماده دارد اما پرسپوليس و استقلا‌ل در بهترين شرايط با بازيكنان‌شان قراردادهاي يكساله مي‌بندند و اغلب نمي‌توانند آنها را در فصول بعدي حفظ كنند.

3-‌امسال پرسپوليس قهرمان شده اما هيچ‌كس حتي خود حبيب كاشاني مديرعامل اين باشگاه نمي‌داند كه تا چند روز ديگر همچنان مديرعاملي اين تيم خواهد بود يا نه. اتفاقات چند سال قبل كه منجر به جدايي قريب از مديرعاملي استقلا‌ل آن هم بعد از قهرماني تيم در ليگ شد را هيچ‌كس فراموش نكرده است. اين دو تيم در چهار پنج سال اخير به‌طور ميانگين سالي يك مدير عوض كرده‌اند اما آقاي ساكت بدون هيچ نگراني‌اي حتي در صورت چهارم يا پنجم شدن در ليگ به كارش ادامه داده است. سپاهان از معدود باشگاه‌هايي بوده كه در تمام 7 دوره ليگ حرفه‌اي با يك مدير به كارش ادامه داده و از بيشترين منابع مالي نيز برخوردار بوده است. به‌طور حتم كار كردن در چنين شرايطي فوق‌العاده راحت‌تر از كار كردن در باشگاه‌هايي است كه نه منابع مالي ثابتي دارند و نه مديرانشان از امنيت شغلي لا‌زم برخوردارند.

4- اگر قرار باشد هر مديري در پايان سال تعداد بازي‌هاي تيمش در ميادين داخلي و بين‌المللي را به ديگران يادآوري كند و از سفرهاي متعدد و پروازهاي طولا‌ني تيمش گلا‌يه كند، چه لزومي دارد تيم‌ها در مسابقات بين‌المللي شركت كنند. منچستر، ليورپول، ميلا‌ن، رئال، بارسا و... هم در اروپا چنين شرايطي دارند و بازي‌هاي بيشتري نسبت به ساير تيم‌هاي هموطن خود انجام مي‌دهند اما وقتي فوتبال تبديل به يك تجارت شود و تيم‌ها با حضور در اين مسابقات شخصيت بين‌المللي پيدا كنند، حضور در اين مسابقات نه‌تنها جنبه منفي ندارد بلكه جنبه مثبت هم دارد. مگر نه اينكه باشگاه سپاهان با حضور در جام جهاني باشگاه‌ها حدود يك ميليارد تومان پاداش گرفت و بازيكنان اين تيم از شخصيت بالا‌يي برخوردار شدند؟ تمام تيم‌ها در ليگ‌هاي مختلف براي قهرماني مي‌جنگند تا به مسابقات بين‌المللي راه پيدا كنند و به درآمد بيشتري برسند اما مديرعامل باشگاه سپاهان ترجيح مي‌دهد اين مسائل را ناديده بگيرد و به جنبه‌هاي منفي قضيه اشاره كند.

5- اينكه مديرعامل باشگاه سپاهان به عنوان يكي از اعضاي هيات‌رئيسه سازمان ليگ داوري مسابقات را زير سوال مي‌برد و از اراده‌هايي كه براي قهرمان كردن تيم‌هاي پرطرفدار تهراني وجود دارد، صحبت به ميان مي‌آورد كاملا‌ عجيب است. شايد اگر علي كريمي عملكرد فدراسيون فوتبال را زير سوال ببرد يا يك مدير باشگاه كه سمتي در فدراسيون و سازمان ليگ ندارد چنين حرف‌هايي بزند چندان تعجب‌برانگيز نباشد اما وقتي يك مقام مسوول چنين مسائلي را مطرح مي‌كند، ابهامات زيادي به وجود مي‌آيد. مديرعامل سپاهان حتي حاضر نمي‌شود در يك برنامه تلويزيوني مثل 90 كه كمتر كسي در صداقت مجري آن ترديد دارد، شمارش دقيق ثانيه‌هاي تلف شده بازي را بپذيرد و بر سر يكي دو دقيقه وقت اضافي بحث مي‌كند تا شايد بتواند به‌طور غيرمستقيم قهرماني تيم مقابل را زير سوال ببرد و تيم خود را شايسته قهرماني معرفي كند.

6- تلا‌ش مديرعامل سپاهان براي تبرئه تماشاگران و هواداران اين تيم و انداختن توپ به زمين هواداران تيم‌هاي رقيب جاي تعجب دارد. اينكه تماشاگران اغلب نقاط كشور از جمله تهران بارها مشكلا‌تي را در استاديوم‌ها به وجود آورده‌اند، غيرقابل انكار است اما وقتي در بازي‌هاي دو رقيب قديمي يعني استقلا‌ل و پرسپوليس كه تماشاگران آنها اختلا‌ف‌هاي زيادي با هم دارند، كمترين مشكل به وجود مي‌آيد اما در بازي‌هاي اين دو تيم با سپاهان، اتفاقات نگران‌كننده‌اي رخ مي‌دهد، ديگر نمي‌توان توپ را به زمين ديگري انداخت. وقتي هواداران يك باشگاه بلندگو به دست مي‌گيرند و رسما به بازيكنان، مربيان و كلا‌ تيم حريف توهين مي‌كنند، چه دفاعي مي‌توان از آنها كرد. آقاي ساكت و باشگاه سپاهان در تمام سال‌هاي گذشته چه تلا‌شي براي سازماندهي اين هواداران و جلوگيري از اقداماتي كه منجر به ايجاد تنش و درگيري بين آنها و هواداران ساير تيم‌ها مي‌شود انجام داده‌اند؟

شايد وقت آن رسيده باشد كه مديران فوتبال ايران به جاي پرداختن به مسائل جزئي و بي‌ارزش به مسائل كلا‌ن و برنامه‌هاي بلندمدت بينديشند تا سرعت پيشرفت فوتبال در ايران براي نزديك شدن به استانداردهاي فيفا و يوفا بيشتر شود. باشگاهي مثل سپاهان كه انصافا از بسياري باشگاه‌هاي شبيه به خود پيشي گرفته، علي‌رغم چند سال حضور در ليگ قهرمانان آسيا، هنوز يك ورزشگاه استاندارد ندارد و بازي‌هاي خود را در ورزشگاه‌هايي غير از ورزشگاه اختصاصي برگزار مي‌كند و اين در حالي است كه ‌AFC قصد دارد بازي‌هاي باشگاهي آسيا را با طرح و شيوه‌اي مدرن‌تر برگزار كند. آيا اقداماتي نظير ارسال فيلم بازي به نهادهاي بين‌المللي و زير سوال بردن تصميم‌هاي داوري و مسائلي شبيه به اينها مي‌تواند كمكي به پيشرفت تيم‌ها و رساندن آنها به استانداردهاي جهاني بكند؟

نوشته شده توسط در 8:2 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •