دوشنبه 1387/01/26
ای ول ای ول...(اعتماد26/1)
|
وقتي
سرداور فيليپيني تورنمنت بين المللي شطرنج امارات فهميد که تلفن همراه
شطرنج باز ايراني خاموش نيست و البته هر چند ثانيه يک بار براي او پيام
کوتاه مي آيد، شک کرد که احتمالاً کاسه يي زير نيم کاسه باشد. البته شک او
با بالا رفتن حجم پيام هاي کوتاه ارسالي به تلفن همراه به يقين تبديل شد
تا اينکه بالاخره سرداور فيليپيني مانع از پايان مسابقه شد. او پس از
گرفتن تلفن همراه يکي از شطرنج بازان ايراني فهميد که کسي از سالن مسابقات
بهترين حرکت را براي او اس ام اس کرده تا شطرنج باز ايراني بتواند به
راحتي رقيبان خود را شکست دهد. البته پس از اينکه داستان به «کاستو
آباندو» نايب رئيس کنفدراسيون شطرنج آسيا کشيد، ديگر فاش شد فردي که براي
اين بازيکن ايراني حرکات بازي را اس ام اس مي زد کسي نبود جز ع.ر .
بلافاصله پس از اين اتفاقات ع.ر که حتي عنوان نايب قهرماني شطرنج در سال
هاي گذشته را داشت همراه م. س. ن مادام العمر از شرکت در تورنمنت بين
المللي شطرنج امارات محروم شدند. هر چند که جرم اين دو شطرنج باز ايراني
سنگين تر از چيزي است که تنها محروميت از شرکت در يک تورنمنت را در پيش
داشته باشد. گويا سبک تقلب اين دو شطرنج باز به گونه يي بوده که ع.ر در
گوشه يي از سالن در جريان تک تک حرکات مسابقه دوستش بوده و با کامپيوتر
شخصي خودش با آناليز مسابقه، بهترين حرکت ممکن را براي بازيکن ايراني
(م.س.ن) اس ام اس مي فرستاده. البته اين سياست آنها در سه بازي گذشته به
دو پيروزي مقابل استادان بزرگ روسيه و چک منجر شد و در جدول مسابقات در
جايگاه خوبي بود. به هر حال، اين براي اولين بار نيست که اين فرد با تقلب
در مسابقات شطرنج به دنبال موفقيت است. او در جشنواره شطرنج تهران در سال
گذشته هم به خاطر تقلب از تورنمنت اخراج شده بود. او در آن تورنمنت مچ
بندي را روي دستش داشت که بالاخره پس از شک سرداور، بازي قطع شد تا مچ بند
بازرسي شود. اما او با داد و فرياد در سالن مسابقات مانع از اين اتفاق شد
و دست آخر فهميدند که او مچ بند را از دستش باز کرده و با کمک دوستش از
سالن بيرون فرستاده. به هر حال فرضيه داوران در آن مسابقات برمي گشت به
اينکه مچ بند به کامپيوتري در سالن مسابقات متصل بوده تا کامپيوتر پس از
آناليز تمام احتمالات، بهترين حرکت ممکن را روي مچ بند حک مي کند. اين
شطرنج باز پس از اين تقلب براي مدت يک سال از حضور در مسابقات شطرنج محروم
شده بود ولي پس از گذراندن دوران محروميت باز هم اتفاقي در سبک تقلب هاي
او به وجود نيامد و حالا تقلب او در مسابقات امارات باعث سرافکندگي جامعه
شطرنج ايران شده. |
|
|
سه شنبه 1387/01/20
عكس حجله اي(کیهان1/20)
ساعت 10 صبح روز سه شنبه 1372.1.18 جمع شديم توي روايت فتح، به همراه
پرويز و يوسف وسايل را آماده كرديم و چيديم داخل ماشين، بچه ها يكي يكي
سرمي رسيدند.
احمد كوچكي، محمد جوانبخت، احمد شفيعي ها، آقا حشمت و
بالاخره سعيد قاسمي. سعيد يكي را با خودش آورده بود كه قبلا نديده بوديمش،
برعكس خود سعيد، خيلي خجالتي بود، سعيد رو كرد به ما و گفت: بچه ها! آقا
سعيد يزدان پرست از هم كلاسي هاي دانشگاه و از قديمي هاي كردستان. بعد دو
گروه شديم،گروه اول بعد از ناهار، سوار بر دو تا ماشين شدند و حركت كردند،
ما هم بايد با پرواز ساعت ده و نيم شب خودمان را به اهواز مي رسانديم.
قرارمان با گروه اول قبل از ظهر روز بعد سه راهي كرخه بود. عقربه ساعت
فرودگاه مهرآباد، نه شب را نشان مي داد. همه آمده بودند بجز يوسف صابري كه
منتظرش بوديم. آقا مرتضي با اصغر بختياري با هم صحبت مي كردند. هرازگاهي
آقا مرتضي براي بچه هايي كه از كنارش رد مي شدند شكلك درمي آورد و گاه لپ
بعضي از بچه ها را مي كشيد و مي خنديد. يوسف كه رسيد همگي سوار هواپيما
شديم. آقا مرتضي و قاسم روي صندلي جلويي ما كنار هم نشستند قبل از اينكه
سر مهمان دار بخواهد حرف هاي تكراري اش را بگويد، آقا مرتضي سرش را از لاي
صندلي چرخاند و رو به ما گفت: نازنازي ها سلام و شروع کرد خندیدن درست مثل بچه ها
ادامه مطلب
یکشنبه 1387/01/11
شمس تبریزی
گفت: پدرش اهل بود. فاضل بود.
گفت: من از پدرش نمیپرسم. از وی میپرسم.
گفت: پدرش سخت اهل دل بود!!
گفت: میشنوی چه میگويم؟
گفت: تو نمیشنوی! من میشنوم. کر نيستم. میدانم چه میپرسی.
یکشنبه 1387/01/11
تبلیغ !!!

محمد نعیم
نظافت داخل ساختمان، راهرو، راه پله خدمات مجالس و عروسی، فرش شویی و باغبانی...
همراه با تلفن همراه و آدرس... و صد البته عکس پرسنلی ....




