ما زنده به آنیم که آرام نگیریم...
چهارشنبه 1386/10/26
...علمدار نيامد(کیهان25/10)
گفتند: ساير شهداء را اگر در كربلا يك جا زيارت مي كنند، وجود مبارك قمر بني هاشم را سه جا زيارت مي كنند، سه تا مزار دارد.
وقتي حضرت وارد شريعه فرات شد؛ مي دانيد بخش وسيعي از دجله در شمال شرقي كربلا مي ريزد كه اين به نام همان آب فرات است كه آب فراواني است. عبور از اين آب براي هر كسي مقدور نيست. يك شيب ملايمي دارد در جاهاي مشخص، كه آن شيب ملايم را مي گويند: «شريعه». شرعه يعني جاي رفت و آمد و ورود.
اينجا چند صد تيرانداز حاضر بودند. عمرسعد اينها را وكيل كرده كه اينجا پاس بدهند مبادا اهل بيت«ع» از اين مقطع آب بگيرند! يك منظور ديگر هم داشت اين گماشتن تيرانداز؛ اينكه كسي هم از راه آب خودش را به حسين نرساند.
وجود مبارك قمر بني هاشم با آن شهامت و سلحشوري كه داشت، اينها را كنار زد. چون شريعه فرات، اوايلش عمقي ندارد. تا ركاب اسب كمي بالاتر را آب گرفت كه دستان مبارك حضرت به آب رسيد. اينجا وجود مباركش گفت: آخر ما آمديم درس مردانگي و فتوت و صفا و وفا بدهيم. بچه هاي حسين تشنه باشند، برادرم تشنه باشد، من خودم آب بخورم؟
خوب تشنه رفت و تشنه برگشت. وقتي از شريعه فرات بيرون آمد، بعد از گذشت يك مقداري دست راست حضرت قطع شد. حضرت علم را با دست چپ گرفت. چون علمدار اگر خداي ناكرده علم از دستش بيفتد، نشان سقوط آن لشكر است. با دست چپ گرفت؛ اينجا كه دست راست حضرت افتاد، اينجا يك جائي است كه براي او كتيبه درست كرند و زيارتگاه شد.يك قدري جلوتر رفت، بخشي از دست چپ حضرت قطع شد. آنجا هم يك زيارتگاهي و كتيبه اي و... اينجا بود كه ام البنين تعجب كرد؛ گفت: به من گفتند در كربلا پسر تو مشك را به دندان گرفت. دستان پسرم چه شد؟اينجا بود كه مشك را به دندان گرفت، با بقيه دو دست اين علم را نگه داشت.رسيد به جايي كه تير به مشك آمده و... آب دارد مي ريزد. وجود مبارك حضرت نه آبي دارد كه به خيام برساند، نه دستي دارد كه دوباره برگردد! در اين حال، حالا عمود بود، تير بود، سنگ بود؛ بالأخره آنقدر بر پيكر مطهر حضرت آسيب وارد كردند كه حضرت نتوانست تحمل كند.
اينجا بود كه سالار شهيدان، حسين بن علي بن ابيطالب«ع» را به برادر صدا زد. گفت: يا اخا! ادر ك اخا. وجود مبارك حسين بن علي بن ابيطالب«ع» وقتي كه آمد كنار بدن مطهر قمر بني هاشم، فرمود: الان ا نكسر ظهر ي و قلًّت ح يلت ي(3). الان كمرم شكست؛ چون من مي خواستم تا آخرين لحظه با شهامت بجنگيم. وقتي پرچمدار و علمدار شربت شهادت مي نوشد؛ آن جنگ، جنگ شكست خورده است.
اين بدن مطهر را نتوانست به خيام دارالحرب حمل كند. حالا مصلحت در اين بود كه قمر بني هاشم بارگاه جداگانه اي داشته باشد؛ وگرنه وقتي شب سيزدهم وجود مبارك امام زين العابدين«ع» آمد، همه شهداء را آوردند كنار بدن مطهر سالار شهيدان. زين العابدين دستور نداد بدن عباس بن علي را بياورند كنار بدن مطهر امام حسين«ع». فرمود: كاري به بدن عمويم نداشته باشيد! او بايد قبرش جدا، بارگاهش جدا، جلال و شكوهش جدا باشد.
امام سجاد«ع» دو كار ويژه در كربلا انجام داد. يكي درباره خود ابي عبدالله بود كه فرمود: بني اسد! شما دست به اين بدن مطهر نزنيد. بدن معصوم است، بدن حجت خداست؛ اين بدن با بدنهاي ديگر فرق دارد، من خودم شخصاً اين بدن را بايد دفن كنم. همين كار را نسبت به بدن مطهر قمر بني هاشم كرد.
خوب مي دانيد؛ دفن يك جنازه براي يك نفر كار آساني نيست. اگر به امام سجاد«ع» عرض مي كردند: شما تنها چگونه اين بدن را دفن مي كنيد، مي فرمود: انّ معي من يعينني. با من كساني هستند كه من را كمك مي كنند...
¤ تلفيقي از سخنراني آيت الله جوادي آملي در خطبه دوم نمازجمعه قم، 12 دي ۱۳۶۸ و حسينيه ارشاد آمل، 7 بهمن ۱۳۵۸.
وقتي حضرت وارد شريعه فرات شد؛ مي دانيد بخش وسيعي از دجله در شمال شرقي كربلا مي ريزد كه اين به نام همان آب فرات است كه آب فراواني است. عبور از اين آب براي هر كسي مقدور نيست. يك شيب ملايمي دارد در جاهاي مشخص، كه آن شيب ملايم را مي گويند: «شريعه». شرعه يعني جاي رفت و آمد و ورود.
اينجا چند صد تيرانداز حاضر بودند. عمرسعد اينها را وكيل كرده كه اينجا پاس بدهند مبادا اهل بيت«ع» از اين مقطع آب بگيرند! يك منظور ديگر هم داشت اين گماشتن تيرانداز؛ اينكه كسي هم از راه آب خودش را به حسين نرساند.
وجود مبارك قمر بني هاشم با آن شهامت و سلحشوري كه داشت، اينها را كنار زد. چون شريعه فرات، اوايلش عمقي ندارد. تا ركاب اسب كمي بالاتر را آب گرفت كه دستان مبارك حضرت به آب رسيد. اينجا وجود مباركش گفت: آخر ما آمديم درس مردانگي و فتوت و صفا و وفا بدهيم. بچه هاي حسين تشنه باشند، برادرم تشنه باشد، من خودم آب بخورم؟
خوب تشنه رفت و تشنه برگشت. وقتي از شريعه فرات بيرون آمد، بعد از گذشت يك مقداري دست راست حضرت قطع شد. حضرت علم را با دست چپ گرفت. چون علمدار اگر خداي ناكرده علم از دستش بيفتد، نشان سقوط آن لشكر است. با دست چپ گرفت؛ اينجا كه دست راست حضرت افتاد، اينجا يك جائي است كه براي او كتيبه درست كرند و زيارتگاه شد.يك قدري جلوتر رفت، بخشي از دست چپ حضرت قطع شد. آنجا هم يك زيارتگاهي و كتيبه اي و... اينجا بود كه ام البنين تعجب كرد؛ گفت: به من گفتند در كربلا پسر تو مشك را به دندان گرفت. دستان پسرم چه شد؟اينجا بود كه مشك را به دندان گرفت، با بقيه دو دست اين علم را نگه داشت.رسيد به جايي كه تير به مشك آمده و... آب دارد مي ريزد. وجود مبارك حضرت نه آبي دارد كه به خيام برساند، نه دستي دارد كه دوباره برگردد! در اين حال، حالا عمود بود، تير بود، سنگ بود؛ بالأخره آنقدر بر پيكر مطهر حضرت آسيب وارد كردند كه حضرت نتوانست تحمل كند.
اينجا بود كه سالار شهيدان، حسين بن علي بن ابيطالب«ع» را به برادر صدا زد. گفت: يا اخا! ادر ك اخا. وجود مبارك حسين بن علي بن ابيطالب«ع» وقتي كه آمد كنار بدن مطهر قمر بني هاشم، فرمود: الان ا نكسر ظهر ي و قلًّت ح يلت ي(3). الان كمرم شكست؛ چون من مي خواستم تا آخرين لحظه با شهامت بجنگيم. وقتي پرچمدار و علمدار شربت شهادت مي نوشد؛ آن جنگ، جنگ شكست خورده است.
اين بدن مطهر را نتوانست به خيام دارالحرب حمل كند. حالا مصلحت در اين بود كه قمر بني هاشم بارگاه جداگانه اي داشته باشد؛ وگرنه وقتي شب سيزدهم وجود مبارك امام زين العابدين«ع» آمد، همه شهداء را آوردند كنار بدن مطهر سالار شهيدان. زين العابدين دستور نداد بدن عباس بن علي را بياورند كنار بدن مطهر امام حسين«ع». فرمود: كاري به بدن عمويم نداشته باشيد! او بايد قبرش جدا، بارگاهش جدا، جلال و شكوهش جدا باشد.
امام سجاد«ع» دو كار ويژه در كربلا انجام داد. يكي درباره خود ابي عبدالله بود كه فرمود: بني اسد! شما دست به اين بدن مطهر نزنيد. بدن معصوم است، بدن حجت خداست؛ اين بدن با بدنهاي ديگر فرق دارد، من خودم شخصاً اين بدن را بايد دفن كنم. همين كار را نسبت به بدن مطهر قمر بني هاشم كرد.
خوب مي دانيد؛ دفن يك جنازه براي يك نفر كار آساني نيست. اگر به امام سجاد«ع» عرض مي كردند: شما تنها چگونه اين بدن را دفن مي كنيد، مي فرمود: انّ معي من يعينني. با من كساني هستند كه من را كمك مي كنند...
¤ تلفيقي از سخنراني آيت الله جوادي آملي در خطبه دوم نمازجمعه قم، 12 دي ۱۳۶۸ و حسينيه ارشاد آمل، 7 بهمن ۱۳۵۸.
نوشته شده توسط
در 10:30 قبل از ظهر | لینک ثابت
•
سه شنبه 1386/10/25
دستچرانی!(جام جم25/10)
يك مرد استراليايي كه دست خود را از پنجره اتومبيل خارج كرد تا براي دو دختر جوان دست تكان دهد، در اثر برخورد شديد يك وسيله نقليه ديگر دچار نقص عضو شد.
اين مرد 20 ساله، مسافر يك وانت در شهر بونبوري در غرب استراليا بود كه دچار اين سانحه شد.
در لحظه حادثه به محض آنكه اين مرد دست خود را از پنجره خارج كرد راننده به دست راست چرخيد و دست مرد با برخورد يك وسيله نقليه ديگر كه از كنار اتومبيل آنها به سرعت ميگذشت، تقريبا از بدنش جدا شد.
پزشكان معتقدند كه او بايد قطع عضو شود.
اين مرد 20 ساله، مسافر يك وانت در شهر بونبوري در غرب استراليا بود كه دچار اين سانحه شد.
در لحظه حادثه به محض آنكه اين مرد دست خود را از پنجره خارج كرد راننده به دست راست چرخيد و دست مرد با برخورد يك وسيله نقليه ديگر كه از كنار اتومبيل آنها به سرعت ميگذشت، تقريبا از بدنش جدا شد.
پزشكان معتقدند كه او بايد قطع عضو شود.
نوشته شده توسط
در 1:38 بعد از ظهر | لینک ثابت
•
دوشنبه 1386/10/24
مرغ 7جان!(جام جم24/10)
مرغ يخ زده اي پس از آن كه از فريزر بيرون آورده شد، شروع به راه رفتن كرد.
به گزارش پايگاه اينترنتي الرايه، گن شوگين، مرد چيني گفت مرغ را داخل فريزر گذاشتيم و پس از دو روز وقتي بيرونش آورديم هنوز زنده بود.
وي افزود: يكي از نزديكانم اين مرغ را بال و پا بسته در يك پلاستيك به ما داد و من هم به گمان اين كه كشته شده، فورا داخل فريزر گذاشتم.
شوگين اضافه كرد: وقتي بعد از دو روز در فريزر را باز كردم و صداي ناله مرغ را شنيدم ، دلم ريش ريش شد.
اين مرغ در حال حاضر سرحال شده و اتاق شوگين را روي سرش خراب كرده است.
به گزارش پايگاه اينترنتي الرايه، گن شوگين، مرد چيني گفت مرغ را داخل فريزر گذاشتيم و پس از دو روز وقتي بيرونش آورديم هنوز زنده بود.
وي افزود: يكي از نزديكانم اين مرغ را بال و پا بسته در يك پلاستيك به ما داد و من هم به گمان اين كه كشته شده، فورا داخل فريزر گذاشتم.
شوگين اضافه كرد: وقتي بعد از دو روز در فريزر را باز كردم و صداي ناله مرغ را شنيدم ، دلم ريش ريش شد.
اين مرغ در حال حاضر سرحال شده و اتاق شوگين را روي سرش خراب كرده است.
نوشته شده توسط
در 10:1 قبل از ظهر | لینک ثابت
•
یکشنبه 1386/10/23
shut up!(تابناک23/10)
در يك رخداد كاملا غيرمنتظره رايس در منزل اولمرت از بوش خواست دهانش را ببند. روزنامه «وطن» ـ چاپ ايالات متحده آمريكا ـ به نقل از روزنامه صهيونيستي «يديعوت احارانوت» نوشت: در منزل ايهود اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستي، ماجراي جالبي پيش آمد كه رسوايي ديگري براي مقامات آمريكايي رقم زد. بوش كه براي صرف شام در ميهماني اولمرت بود، به همراه ديگر مقامات سياسي آمريكا و برخي از اعضاي كابينه صهيونيستي اولمرت به دليل زياده روي در خوردن شراب، به يك باره سياستهاي اسرائيل را به باد انتقاد گرفت و از عملكرد داخلي مقامات اسرائيل انتقاد كرد. اعضاي كابينه اولمرت از اين انتقادهاي صريح بوش به شدت شگفت زده شدند. مسئولان آمريكايي حاضر در اين ضيافت، از بوش مست احساس شرمندگي كردند، به نحوي كه رايس وزير امور خارجه آمريكا بلافاصله با مشاهده شدت يافتن لحن انتقادهاي بوش، سريعا دستنوشتهاي را به بوش داد و بلافاصله پس از اينكه بوش كاغذ را دريافت كرد سكوت سنگيني بر سالن شام حكمفرما شد. بوش كه شراب زيادي خورده بود، با صداي بلند شروع به خواندن دستنوشته رايس كرد و گفت: اين دختره نوشته «خفه شو و دهانت را ببند.»بوش با لحني اين مطلب را خواند كه تمام حاضران به بوش و رايس خنديدند. رايس پس از اين ماجرا ديگر در نشستهاي غير رسمي و جلسات بوش با اسرائيليها حاضر نشد.
نوشته شده توسط
در 11:30 قبل از ظهر | لینک ثابت
•
یکشنبه 1386/10/23
کاربی تعطیلی!(کیهان23/10)
به گفته مدير عامل سازمان بهشت زهرا، آمار مرگ و مير تهران همه ساله در زمستان افزايش مي يابد، اما امسال افزايش را بيشتر از سال هاي گذشته شاهد بوديم كه حتي در تاريخ بهشت زهرا بي سابقه بوده است.
وي برف و يخبندان در قطعات بهشت زهرا را از جمله مشكلات در دفن متوفيان بيان كرد و گفت: با توجه به اين كه امكان برف روبي در قطعات به خاطر وجود قبور وجود ندارد، به همين دليل دفن متوفياني كه به عنوان مثال از ساليان قبل و حتي از 20 سال گذشته قبر خريداري كرده اند، دشوار است. به طوري كه بايد قبر خريداري شده را از برف و يخ زدگي پاك كرده و سپس متوفي، دفن شود كه اين امر مشكلاتي را در پي دارد.
رضاييان يادآور شد: تنها جايي كه هيچ وقت تعطيلي بردار نيست، بهشت زهراست و حتي در سه روز گذشته كاركنان اين سازمان به خاطر افزايش مرگ ومير بيشتر از قبل مشغول به كار بوده اند.
وي برف و يخبندان در قطعات بهشت زهرا را از جمله مشكلات در دفن متوفيان بيان كرد و گفت: با توجه به اين كه امكان برف روبي در قطعات به خاطر وجود قبور وجود ندارد، به همين دليل دفن متوفياني كه به عنوان مثال از ساليان قبل و حتي از 20 سال گذشته قبر خريداري كرده اند، دشوار است. به طوري كه بايد قبر خريداري شده را از برف و يخ زدگي پاك كرده و سپس متوفي، دفن شود كه اين امر مشكلاتي را در پي دارد.
رضاييان يادآور شد: تنها جايي كه هيچ وقت تعطيلي بردار نيست، بهشت زهراست و حتي در سه روز گذشته كاركنان اين سازمان به خاطر افزايش مرگ ومير بيشتر از قبل مشغول به كار بوده اند.
نوشته شده توسط
در 9:26 قبل از ظهر | لینک ثابت
•
شنبه 1386/10/22
ثبتنام (تابناک22/10)
توكلي: به اصرار حداد كانديدا ميشوم.

حداد به توكلي: اي ناقلا، منو باش ميخواستم بگم، تو گفتي بيام ثبتنام كنم....
نوشته شده توسط
در 2:59 بعد از ظهر | لینک ثابت
•
شنبه 1386/10/22
قدرت الله !!!(اعتماد22/10)
فرزندان مردي که 39 بار ازدواج کرده است براي اثبات نسب با مشکلي عجيب مواجه شده اند. به گزارش خبرنگار ما چندي پيش جوان 19 ساله يي به نام کامران با مراجعه به دادگاه خانواده شماره دو دادخواستي را مبني بر اثبات نسب با پدرش ارائه داد و به قاضي اقدم - رئيس شعبه 261 - گفت؛ من به تازگي صاحب فرزند شده ام اما زماني که براي صدور شناسنامه او به ثبت احوال مراجعه کردم گفتند از آنجا که شناسنامه خودم مخدوش است نمي توانند براي فرزندم شناسنامه صادر کنند. ماجرا از اين قرار است که پدرم همسران زيادي داشت و بسياري از اين زنان به صورت صيغه يي به عقد پدرم درآمده بودند و نام پدرم در شناسنامه من و تعدادي از خواهران و برادران ناتني ام به ثبت رسيده است، از سويي پدرم سال ها قبل فوت شده و اکنون من هيچ راهي براي معرفي پدرم ندارم. پس از اظهارات کامران قاضي دادگاه از وي خواست براي اثبات ادعايش مبني بر اينکه فرزند مردي متوفي به نام قدرت الله است چهار شاهد به دادگاه معرفي کند. جوان 19 ساله نيز پس از گذشت چند روز چهار برادر خودش را به عنوان شاهد به دادگاه معرفي کرد و يکي از اين برادران که اکنون 70 سال دارد در توضيح اين ماجراي عجيب گفت؛ ظاهراً من بزرگترين پسر قدرت الله هستم، او که راننده کاميون بود هميشه در سفر به سر مي برد و مجبور بود ايام طولاني را در شهرهاي مختلف اقامت داشته باشد به همين خاطر نيز بارها ازدواج کرده است. من دقيقاً نمي دانم پدرم چند بار ازدواج کرده و همسران او در کدام شهرها ساکن هستند اما آن طور که خودش به ما گفته 39 زن را به عقد خودش در آورده است و تقريباً از همه اين زن ها صاحب فرزند شده است. مرد 70 ساله ادامه داد؛ پدرم هيچ گاه مشخصات و نشاني همسرانش را به من و مادرم که زن اصلي او بود نداد، به همين خاطر پس از فوت وي ما نتوانستيم آنها را شناسايي کنيم و اکنون نيز نمي دانم چند خواهر و برادر دارم اما کامران برادر ناتني من است و ما مادر او را به اين خاطر که ساکن تهران بود به خوبي مي شناسيم. پس از شهادت مرد 70 ساله و سه برادر ديگرش قاضي اقدم، کامران را براي انجام آزمايش DNA به پزشکي قانوني معرفي کرد و متخصصان با بررسي نمونه ها اعلام کردند ادعاي اين جوان مبني بر وجود نسبت پدر و فرزندي ميان او و قدرت الله صحت دارد. به اين ترتيب رئيس شعبه 261 طي حکمي دستور داد تا نام مرد متوفي به عنوان پدر در شناسنامه کامران ثبت شود تا او بتواند براي نوه قدرت الله نيز شناسنامه دريافت کند. اين در حالي است که چند شکايت مشابه نيز در مراجع قضايي چند شهرستان مطرح است و تحقيقات در اين خصوص همچنان ادامه دارد.
نوشته شده توسط
در 2:27 بعد از ظهر | لینک ثابت
•
شنبه 1386/10/22
بغدادبرفی(جام جم آنلاين22/10)
پايتخت عراق، صبح روز جمعه براي نخستين بار پس از گذشت يك سده، شاهد بارش شديد برف و سفيدپوش شدن اكثر نقاط شهر بغداد بود. به گزارش شبكه خبري الجزيره، براساس اعلام سازمان هواشناسي عراق، برخورد دو جبهه جوي، يكي سرد و خشك و دومي گرم و نسبتا مرطوب، موجب بارش برف در اغلب مناطق شهر بغداد شد. به گفته سازمان هواشناسي عراق، درجه حرارت طي ديشب و صبح امروز در شهرهاي متعدد اين كشور به زير صفر كاهش پيدا كرد. «داود شاكر»، مديرعامل اين سازمان درباره بارش امروز برف در بغداد، تصريح كرد: براساس گواهي بزرگان و ريش سفيدان شهر بغداد، از حدود يك قرن پيش تاكنون، چنين پديده جوي اتفاق نيفتاده و ثبت نشده است. يكي از شهروندان عراقي به نام «حسن زهار» (60 ساله) در اين باره، گفت: اين نخستين باري است كه بارش برف را ميبينيم، قبلا سرما را شاهد بوديم اما برف را هرگز يادم نميآيد ديده باشيم. |
نوشته شده توسط
در 2:17 بعد از ظهر | لینک ثابت
•
سه شنبه 1386/10/11
طلاق عربی!(جام جم11/10)
| ||
| مرد عربستاني به دليل پيدا كردن شماره تلفن يك جوان در كيف دستي همسرش، همسر خود را به وسيله بلندگو طلاق داد. به گزارش پايگاه اينترنتي لها آنلاين، روزنامه عربستاني الرياض روز دوشنبه نوشت اين زن به هيچ وجه انتظار نداشت همسرش او را در يك مركز تجاري و در برابر بيش از صد نفر با بلندگو طلاق دهد. ماجرا به آنجا برمي گردد كه اين زن و شوهر عربستاني پس از مراجعه به يكي از مراكز لباس ، مرد براي خريد لباس به بخش مردان مي رود و زن به بخش زنان، در همين هنگام جواني براي آشنايي با زن، شماره تلفن همراهش را به وي مي دهد. زن، شماره را مي گيرد و داخل كيفش مي گذارد اما غافل از اين موضوع است كه همسرش شاهد اين صحنه است. مرد عربستاني به سرعت خود را به زنش مي رساند و از او مي خواهد كه كيفش را ببيند. زن امتناع مي كند. مرد اصرار مي كند تا بالاخره برگه شماره تلفن را پيدا مي كند. مرد عصباني به محض ديدن شماره تلفن به طرف ميكروفون موجود در سالن مي دود و صدايش را بلند مي كند: ايهاالناس! مشتريان اين مركز گوش كنيد! من شما را به شهادت مي گيرم كه من پسر فلاني ، همسرم را همين جا سه طلاقه مي كنم. مرد پس از اين اقدام، به طرف خودرويش مي شتابد و زن و فرزندان را سرگردان در فروشگاه جا مي گذارد. |
نوشته شده توسط
در 10:1 قبل از ظهر | لینک ثابت
•
سه شنبه 1386/10/11
حسن!!!(ایران ورزشی11/10)
|
اگر ديروز ايران ورزشى را ديده باشيد احتمالا پوستر صفحه ۱۱ را هم ديده ايد. پوستر ديروز روزنامه ما، كسى نبود غير از دروازه بان اول تيم ملى ايران، حسن رودباريان، احترام بگذاريد! اين علامت مخصوص امپراتور قطبى است… ببخشيد ياد كارتون ميتى كومان افتاديم. چه مى كرد زونبه در بعضى از صحنه ها! يادش بخير. حسن رودباريان ديروز ياد و خاطره گل سيدجلال حسينى به تيم ملى خودمان را طور ديگرى زنده كرد. گرچه شايد در آن صحنه هم مقصر بود و نبود، اما در صحنه اعجاب انگيز و خارق العاده و واتو واتوى ديروز، حسن خان رودباريان هم خواست جا خالى بدهد، هم خواست ندهد پس بين اين دو حالت، در برزخ با دست يك سيلى محكم به گوش توپ زد تا گل اول سپاهان به نام نصرتى و به كام پاپى و سپاهان رقم بالايى بخورد. ما كه مانده ايم درد واعظى را درمان كنيم يا به حال رودباريان غصه بخوريم. حالا خدا را شكر كه وحيد طالب لو در بازى ذوب آهن، استقلال كمى درخشيد تا دلمان هم كمى خوش باشد. راستى ميرزاپور يادم رفت كه او هم در بازى با بحرين مقدماتى جام جهانى ۲۰۰۲ يك گل جا خالى خورد. راستى ميرزاپور هم در ليست تيم است ها! حواستان باشد.
نوشته شده توسط
در 9:23 قبل از ظهر | لینک ثابت
•
یکشنبه 1386/10/09
مارادونا(تابناک9/10)
مارادونا هم كه هي ابراز علاقه فراواني براي سفر به ايران از خودش بروز ميده!

كمال همنشين اثر كرد، يعني همين! كنار چاوز نشست هوس كرد بياد ايران.
نوشته شده توسط
در 11:19 قبل از ظهر | لینک ثابت
•
سه شنبه 1386/10/04
زمستان پرسپوليس(اعتماد4/10)
|
|
|
فرزاد حبيب اللهي 1- راحت ترين و سريع ترين واکنش به افتضاح در همدان مي تواند اين باشد؛ «زمستان پرسپوليس از راه رسيد». زمستاني که سوز برف آن صبح شنبه استخوان ها را سوزانده بود، قطبي و مرزبان از خجالت هم درآمدند و «درون ستيزي» پرسپوليس را به رخ کشيدند. اينکه حميد استيلي پس از دعواي قطبي و مرزبان، به مربي بدنساز پرسپوليس اشتباهاتش در استفاده از چند فحش را يادآوري کرد، بحران «درون ستيزي» در پرسپوليس را نشان مي دهد. اپوزيسيون افشين قطبي دور از او نيست، در فاصله چند سانتيمتري اش مي نشيند و اگر تا عصر ديروز تفاوت ها، تناقض ها و اختلاف ها در کادر فني پرسپوليس خاموش مانده بود، تنها به دليل موفقيت در زمين و قدرت نمايي روي اسکوربورد بود. 2- اعتراض فرزند مشروع شکست است اما عکس العمل بازيکنان پرسپوليس به برتري حريف، مشکلات رواني تيمي را نشان مي دهد که 20 بازي را بدون شکست پشت سر گذاشته بود و با صدرنشيني در ليگ برتر، بر خيلي از امراض و مشکلات خود سرپوش گذاشته بود. پرسپوليسي ها خطا مي کنند، کارت قرمز مي گيرند، براي داور کف مي زنند، از زمين بيرون مي روند، به بطري آب و تابلوي تبليغاتي لگد مي زنند و تمام اين واکنش ها مقابل تناقض احساسات روي نيمکت هيچ ارزش و اهميتي ندارد؛ تناقضي که از تضاد اخم غليظ افشين قطبي و چهره حميد استيلي بيرون مي زند و دل هر کسي را مي زند. 3- خيلي طبيعي باختند اما مي خواستند هر طور شده باخت را «غيرطبيعي» جلوه بدهند، اين نه از سر فراست و هوش که از بي فرهنگي مطلق در مواجهه با «روز بد» است. پرسپوليس هنوز همراه سپاهان بهترين تيم فصل جاري فوتبال ايران است، اما واکنش پرسپوليس به شکست و 4 کارت قرمز، ضعف جامعه معترض و بحران زده فوتبال را نشان مي دهد. 4- ساده ترين و راحت ترين واکنش به افتضاح تيم قطبي مي تواند اين باشد؛ «زمستان پرسپوليس هم از راه رسيد، ديگر دوران حکومت اين تيم به پايان رسيده است». زمستان پرسپوليس که از راه رسيده و خيلي چيزها را هم خراب کرده اما تفاوت تيم هاي بزرگ و متوسط و کوچک، در «قدرت بازگشت» است. پرسپوليس از ديروز ديدني تر شد چون در هيئت تازه يي ديده شد؛ بازنده. و اکنون همه کنجکاو تماشاي قدرت بازگشت تيمي هستند که يک سرمربي برتري جو دارد و البته درون ستيزي وحشتناک اثبات شده يي. حالا افشين قطبي است و اپوزيسيون و تلخي شکست و تيمي که اگر زود به خودش نيايد و برنگردد به خودش، همه چيز را از دست خواهد داد. آن وقت يک نفر ابروهايش گره مي خورد و از فرط عصبانيت فرياد مي کشد و ديگري لبخند مي زند؛ لبخندي از سر آرامش که بوي «کودتا» مي دهد؛ کودتايي که عطر آن از همان روزهاي ابتدايي فصل در اردوي پرسپوليس پيچيده بود و اکنون به اوج رسيده است؛ «آقاجان، ما در ايران اين فحش را اين جوري مي دهيم نه آن طور که تو گفتي.» |
نوشته شده توسط
در 9:48 قبل از ظهر | لینک ثابت
•
سه شنبه 1386/10/04
گاوقطبی!(جامجم آنلاين4/10)
يك گاو جوان نژاد هايلند كه تا گردن در برف سنگين كه در ناحيه كارونبريج در اسكاتلند باريده، فرو رفته
نوشته شده توسط
در 9:41 قبل از ظهر | لینک ثابت
•
دوشنبه 1386/10/03
کفش(جام جم آنلاين)
تصوير يك كفش غول آسا كه براي جلب باديدكنندگان در نمايشگاه مد و پوشاك 2007 شهر هانوي ، پايتخت ويتنام گذاشته شده است.
نوشته شده توسط
در 10:25 قبل از ظهر | لینک ثابت
•
دوشنبه 1386/10/03
موداری!(جام جم آنلاين)
زن 59 ساله اوكرايني ، پس از 45 سال موهايش را كوتاه كرد. به گزارش پايگاه اينترنتي الرايه، داركا جاكيموشك پس از آن كه به آرزويش مبني بر رسيدن موهاي سرش به قوزك پايش رسيد ، به آرايشگاهي در نيويورك رفت و موهايش را كوتاه كرد. داركا از آرايشگر خواهش كرد پس از كوتاه كردن موهايش، آن ها را در صندوقچه طلايي كه به همراه برده بود ، بريزد. داركا پس از خروج از آرايشگاه گفت: حالا احساس مي كنم چقدر وزنم كم شده است. اين زن اوكرايني از دهه شصت ميلادي به كسي اجازه نداده بود موهايش را كوتاه كند. |
نوشته شده توسط
در 10:23 قبل از ظهر | لینک ثابت
•
شنبه 1386/10/01
شوک!(جام جم1/10)
يك معلم دبيرستاني در هند به دليل تنبيه دانشآموزان بيادب با شوك الكتريكي دستگير شد.
به گزارش ايسنا، اين معلم فيزيك 22 تن از شاگردان نوجوانش را در مدرسهاي در استان غربي «ماهاراشترا» شوك برقي خفيف داده است.
اين معلم از سيمهاي سخت متصل به مجراهاي آزمايشگاه علوم براي شوك استفاده ميكرده است.
او پس از اعلام شكايتهاي دانشآموزان و والدين به پليس دستگير شد.
تاكنون هيچيك از دانشآموزان از اين موضوع آسيب جدي نديدهاند و به گفته مدير مدرسه، همه آنها در كلاسها شركت ميكنند.
در صورت محاكمه، اين معلم به دو سال حبس محكوم خواهد شد.
به گزارش ايسنا، اين معلم فيزيك 22 تن از شاگردان نوجوانش را در مدرسهاي در استان غربي «ماهاراشترا» شوك برقي خفيف داده است.
اين معلم از سيمهاي سخت متصل به مجراهاي آزمايشگاه علوم براي شوك استفاده ميكرده است.
او پس از اعلام شكايتهاي دانشآموزان و والدين به پليس دستگير شد.
تاكنون هيچيك از دانشآموزان از اين موضوع آسيب جدي نديدهاند و به گفته مدير مدرسه، همه آنها در كلاسها شركت ميكنند.
در صورت محاكمه، اين معلم به دو سال حبس محكوم خواهد شد.

نوشته شده توسط
در 9:36 قبل از ظهر | لینک ثابت
•

پايتخت عراق، صبح روز جمعه براي نخستين بار پس از گذشت يك سده، شاهد بارش شديد برف و سفيدپوش شدن اكثر نقاط شهر بغداد بود.

زن 59 ساله اوكرايني ، پس از 45 سال موهايش را كوتاه كرد. 
