سه شنبه 1386/05/30
نان و آجر(اعتماد30/5)
جناب ناصرخان ابراهيمي که به قول مبارک شان از بسياري تيم هاي ليگ پيشنهادهاي ارزنده دارند ولي به علت مشغله حاضر نيستند از لب خط ميدان هاي ملي عقب نشيني کنند، همچنان دو پا را در يک کفش کرده که شخصي به نام صفايي فراهاني را نمي شناسند، البته از آنجايي که جناب مستطاب ابراهيمي معمولاً کساني را به رسميت مي شناسند که وي را به رسميت بشناسند، بايد هم براي ترک نيمکت پربرکت تيم ملي نگران باشند. در زمانه يي که نه تيم ملي داريم نه تيمدار ملي داريم و نه ميداني و حريفي ملي تا جنابش لب خط ابراز وجود کنند و از آنجايي که تيم هاي ليگي چه از نوع برتر و چه ابتر، چه درجه يک چه دو و سه، کادرفني خويش را تا سطح تدارکاتچي محترم بسته اند، بايد هم جناب ناصرخان يک جورهايي نگران اول برج و آخر برج باشند، خب زندگي خرج دارد و آدم براي تامين هزينه هاي آن مي تواند منکر خيلي ها شود، منکر وجود آدم هايي که قرار است نان آدم را آجر کنند، کلوخ کنند، حالا ناصرخان مستطاب در پاسخ کلوخ جناب مهندس گمنام فوتبال نبايد سنگ اندازي کنند و بزنند شيشه اتاق کميته انتقالي را بشکنند، شما بوديد نمي شکستيد؟
سه شنبه 1386/05/30
دزدگیر(جامجم آنلاين30/5)
تصوير جالب مالكان 2 دوچرخه كه از شدت احتياط كه مبادا دوچرخههايشان در شهر سن ليزيه فرانسه به سرقت روند ، انواع قفلهاي ايمني را استفاده كردهاند.
سه شنبه 1386/05/30
بهرام که گور میگرفتی...(جامجم آنلاين30/5)
گورخر پارك وحش شهر شاتورو فرانسه از ديدن موجود ديگري كه بدنش مانند او راهراه است، حيرت كرده است.
یکشنبه 1386/05/28
فوت بال زنان!!!

صد رحمت به فوتبال مردان!
یکشنبه 1386/05/28
پدرورزش!!!(اعتماد28/5)1449
| يادداشت مازيار ناظمي درباره اجراي جواد خياباني در شب افتتاحيه المپياد ورزشي |
|
|
حتماً اين داستان معروف را شنيده ايد که سلطاني بادنجان مي خورده و نوکرش در مدح بادنجان صحبت مي کرده. اين موضوع شده حکايت برخي همکاران بنده (و شايد هم خود من )که به عنوان مجري مراسم مختلف مجبورند براي خوشامد برگزارکننده حرف هايي بزنند که در شأن خودشان و رسانه نيست. هرچند پول خيلي خوبي هم مي دهند بين 300 هزار تا يک ميليون تومان و گاهي بيشتر به فراخور سازمان برگزارکننده، مثلاً يادم هست در مراسمي مجري بودم. مدير برنامه فهرستي از مقامات را نوشته بود و براي هرکدام تاکيد مي کرد که بگو از بيانات پيامبرگونه ايشان، استفاده مي کنيم يا با سخنان خود ما را به فيض اکمل برسانند. چند شب پيش داشتم افتتاحيه المپياد ايرانيان را نگاه مي کردم همکارمان جواد خياباني که تبحر خوبي در جفت و جور کردن صفات و القاب خاص دارد در هنگام دعوت از رئيس سازمان تربيت بدني گفت در خدمت پدر ورزش ايران هستيم، معتقدم مجري البته بايد خوب حرف بزند ولي گاهي هم مي تواند حرف خوب بزند. |
یکشنبه 1386/05/28
حنابندون!(جامجم آنلاين28/5)
دست يك نوعروس هندي كه براساس سنت در مراسم عروسياش در شهر دهلينو به طرز بديعي با حنا تزيين شده است.
شنبه 1386/05/27
گوگوری مگوری!(جامجم آنلاين27/5)
برلين: يك نگهبان باغ وحش برلين در حالي كه گريگور اسب آبي دهان بزرگش را باز كرده به او موز ميدهد ، شايد با اين كار مي خواهد دندانهاي گريگور را بشمارد.
یکشنبه 1386/05/14
تيتيكاكا!(جام جم آنلاین14/5)
يك زن سرخپوست قوم آيمارا براي جمعآوري گله گوسفندانش در مراتع حاشيه درياچه تيتيكاكا در ارتفاع 3800 متري كوههاي آند در پرو به راه افتاده است.
دوشنبه 1386/05/08
ورود ممنوع(جامجم آنلاين 8/5)
آژن: تصوير جالب شاخههاي يك درخت كه با رشد طبيعي خود مقابل در اين منزل در شهر آژن فرانسه روييدهاند و ورود به آن را ممنوع كردهاند.
دوشنبه 1386/05/08
ميمون سبيلو(جامجم آنلاين 8/5)
سان فرانسيسكو: 2 بچه ميمون 49 روزه نژاد تامارين امپراتور روي پشت مادرشان كه سبيلهاي آويخته جالبي دارد در باغوحش شهر سان فرانسيسكو ايالت كاليفرنيا نشستهاند.
دوشنبه 1386/05/08
قهرمانی بدون وعده زانتيا و خردجمعى(خبرورزشی8/5)
|
چهارشنبه 1386/05/03
مرد ناكام(ایران ورزشی3/5)
ساعاتى پس از باخت مقابل كره جنوبى بود كه او با اجراى يك نمايش در اتاق ۲۰۲ هتل پرنس، خودش را حبس كرد تا فقط غصه نرسيدن به اهداف و آرزوهاى شخصى اش را بخورد، اينكه گفته بود: «مى خواهم در فوتبال ايران حكومت كنم.» امير آنقدر باهوش است كه در كنفرانس مطبوعاتى، پس از باخت به كره تمامى تقصيرها را به گردن بگيرد ولى اين هم فقط يك نمايش بود و همه ديدند كه او چگونه موضعش را درخصوص ناكامى تيم ملى تغيير داد و در فرودگاه با سينه اى سپر شكست را توجيه كرد. دوربين هاى تلويزيونى مقابل امير قرار مى گيرند و او اينگونه حرف هايش را آغاز مى كند: «ما تنها تيمى بوديم كه بدون شكست از دور مسابقات حذف شديم و در ضربات پنالتى هم فقط شانس تعيين كننده است. من شاگردانم را ستايش مى كنم و معتقدم كه با بدشانسى حذف شديم.»
حذف از مرحله يك چهارم نهايى شاهكارى بود كه فقط از قلعه نويى سر زد ولى مثل اينكه شكست دادن مالزى و ازبكستان براى او افتخارى بزرگ محسوب مى شود. اگر اينگونه نبود، او در موضعى طلبكارانه پاسخ سؤالات خبرنگاران را نمى داد. امير مطابق سال هاى گذشته و با تكيه بر خصوصيات منحصر به فردش، با واژه «بدشانسى» ناكامى ايران را توجيه كرد تا به گمان خودش ضعف هاى فنى تيم ملى پشت پرده اى پنهان باقى بماند.
قلعه نويى در پاسخ به سؤالات خبرنگاران كه مى خواستند با مطرح كردن مسائل فنى او را به چالش بكشند، باز هم ايده روشنى نداشت و به نوعى از حرف زدن در اين مورد طفره رفت: «مقابل كره جنوبى خيلى خوب بازى كرديم ولى نمى دانم مشكل كار كجا بود كه باختيم!» امير شعور و آگاهى منتقدانش را نسبت به اطرافيانش كه متعصبانه او را به عرش مى برند يكسان فرض مى كند كه اين حرف ها را مى زند. براى قلعه نويى توجيه شكست ساده ترين راه بود و چالش نكردن خبرنگاران با سرمربى تيم ملى هم از روى عدم آگاهى آنها نبود چون امير در تقابل با انتقادها بارها چهره اى تندخو از خود نشان داده كه اين موضوع جايى براى ادامه بحث باقى نمى گذارد.
امير با اشاره به بازى ايران مقابل كره جنوبى گفت: «به عقيده كارشناسان، در تاريخ بازيهاى ايران و كره جنوبى اين بهترين بازى تيم ملى بود!» اين كارشناسان همان هايى هستند كه قلعه نويى پس از بازى مقابل چين آنها را به شدت مورد هجوم قرارداد و گفت: «كسانى كه بازى ما را نقد مى كنند تا حالا توپ را از نزديك نديده اند و اين موضوع تأسف آور است.»
سابقه نشان داده كه امير به خوبى از خودش قصه مى سازد، نگاهى به مطالب مطبوعات و برنامه هايى كه از صدا و سيما پخش شد، نشان مى دهد كه هيچ كارشناسى از نمايش تيم ملى مقابل كره جنوبى تعريف نكرد ولى قلعه نويى با خيال پردازى از قول كارشناسان گفت كه اين بهترين بازى تيم ملى درتاريخ بازيهاى ايران و كره بود.
|
امير در روزهاى آينده همچنان مورد نقد قرار خواهد گرفت ولى تمامى اين انتقادها چيزى را درون او تغيير نخواهد داد. روند صحبت هايش طورى پيش خواهد رفت تا او درصد مقصر بودنش را به صفر برساند و از خودش يك قهرمان بسازد.
واكنش محمدمايلى كهن
قبل از سفر تيم ملى به مالزى، محمد مايلى كهن با اشاره به نكاتى كاملاً فنى ديدارهاى دوستانه ايران را محك جدى به حساب نياورد. واكنش اميرقلعه نويى اما در نوع خود سؤال برانگيز بود. او در پاسخ به اظهارات مايلى كهن تأكيد كرد: «براى جواب دادن به مايلى كهن وقت ندارم!» جمله غيرمحترمانه سرمربى تيم ملى در واكنش به اظهارات فنى مايلى كهن اما با سكوت مرد منتقد روبرو شد. در چنين شرايطى خيلى ها منتظر بودند تا مايلى كهن باز هم در مقام پاسخگويى برآيد ولى او هرگز به اين مشاجره ادامه نداد و سكوت پيشه كرد؛ شايد به خاطر مصالح فوتبال ملى.
وقتى تيم ملى به سرمربيگرى قلعه نويى در جام چهاردهم نتيجه لازم را نگرفت و امير براى تحقق ادعاهايش ناكام ماند، خيلى ها منتظر بودند مايلى كهن كه پيش از اين هم مورد بى احترامى سرمربى تيم ملى قرار گرفته بود، لب به اعتراض بگشايد. به خصوص اينكه قلعه نويى در فرودگاه مهرآباد در جمله اى عجيب حتى برد ۶ - ۲ ايران مقابل كره در سال ۱۹۹۶ به سرمربيگرى مايلى كهن را با اين جمله كه ما بهترين بازى تاريخ فوتبال ايران مقابل كره را انجام داديم.» زير سؤال ببرد.
مايلى كهن كه شخصيت غيرقابل پيش بينى دارد در گفت وگوى ويژه اما كوتاه خود با ايران ورزشى، در واكنش به اظهارات قلعه نويى به ذكر همين يك جمله بسنده مى كند: «جواب اين مرد ناكام را نمى دهم، چون عادت ندارم مثل ديگران مربى ناكام را تخريب كنم.»
اين جمله مايلى كهن در قياس با جمله غيرمنطقى قلعه نويى نشان از درسى بزرگ براى ۴۴ ساله جوان دارد.
سه شنبه 1386/05/02
مادر=مادربزرگ!(بازتاب2/5)1441
يک زن آمريکايي رحم خود را به منظور تولد نوههايش در اختيار دخترش که مبتلا به سرطان رحم بود، گذاشت.
به گزارش خبرگزاري مهر، «آن استاپلر» 59 ساله در ماه دسامبر گذشته دو نوه خود به نامهاي «ايتاي» و «مايا» را به دنيا آورد.
دختر اين زن که کارين چامسکي نام دارد، در سال 2005 هنگامي که تنها 25 سال داشت، مجبور شد رحم خود را به دليل سرطان رحم خارج کند.
از آن زمان اين زن جوان و شوهرش در بين افراد فاميل به عنوان گزينه مناسبي گشتند تا بتواند براي بچهدار شدن رحم خود را در اختيار اين زن قرار دهد.
در اين بررسي مادر اين دختر حاضر شد رحم خود را به عنوان رحم جايگزين براي قراردادن سلولهاي تخم اين زوج که به روش «آي.وي.اف» (بارداري در شيشه) آماده شده بودند، در اختيار دخترش قرار دهد.
در اين خصوص استاپلر هنگامي که 57 سال داشت، اظهار داشت: من پيشنهاد دادم که اگر ميشود خودم براي حمل نوه ام داوطلب شوم.
بر اساس گزارش «ساينس ديلي»، پزشکان در ابتدا با اين مسئله که يک زن مسن بالاي 55 سال وظيفه نگهداري از جنين را به عهده بگيرد، مخالف بودند. اما قلب سالم، فشار خون طبيعي و وضعيت سلامت استاپلر باعث شد که وي نيز به عنوان يکي از گزينههاي انتخابي درنظر گرفته شود.
بنابراين تخمک دختر اين زن با اسپرم شوهرش در شيشه لقاح داده شد و سرانجام اول دسامبر گذشته و شش هفته زودتر از موعد دوقلوهاي خانواده چامسکي به روش سزارين متولد شدند.


حتماً اين داستان معروف را شنيده ايد که سلطاني بادنجان مي خورده و نوکرش در مدح بادنجان صحبت مي کرده. اين موضوع شده حکايت برخي همکاران بنده (و شايد هم خود من )که به عنوان مجري مراسم مختلف مجبورند براي خوشامد برگزارکننده حرف هايي بزنند که در شأن خودشان و رسانه نيست. هرچند پول خيلي خوبي هم مي دهند بين 300 هزار تا يک ميليون تومان و گاهي بيشتر به فراخور سازمان برگزارکننده، مثلاً يادم هست در مراسمي مجري بودم. مدير برنامه فهرستي از مقامات را نوشته بود و براي هرکدام تاکيد مي کرد که بگو از بيانات پيامبرگونه ايشان، استفاده مي کنيم يا با سخنان خود ما را به فيض اکمل برسانند. چند شب پيش داشتم افتتاحيه المپياد ايرانيان را نگاه مي کردم همکارمان جواد خياباني که تبحر خوبي در جفت و جور کردن صفات و القاب خاص دارد در هنگام دعوت از رئيس سازمان تربيت بدني گفت در خدمت پدر ورزش ايران هستيم، معتقدم مجري البته بايد خوب حرف بزند ولي گاهي هم مي تواند حرف خوب بزند.

