تبليغاتX
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم...

دوشنبه 1385/10/25

این کیست این این کیست این .....!(بازتاب25/10)

 
نوشته شده توسط در 9:19 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1385/10/25

آب مرگی!(جام جم25/10)

 زني كه در يك مسابقه راديويي آب خوري شركت كرد بر اثر زياده روي در مصرف آب درگذشت.
يه گزارش اسوشيتدپرس ، در اين مسابقه هر كس بيشتر آب بخورد بدون اين كه به توالت برود برنده خواهد شد.
جنيفر استرنج 28 ساله روز جمعه ساعاتي پس از شركت در اين مسابقه در خانه اش در حومه رانكوكوردوا مرد. به برنده مسابقه يك سيستم بازي ویديويي (مشابه پلی استیشن 3) داده مي شد.
لاراديوس يكي از همكاران جنيفر گفت: او پس از مسابقه گفت به علت سردرد شديد به خانه مي رود. او داشت گريه مي كرد كاري كه تا حالا از او نديده بوديم. هنوز معلوم نيست جنيفر چه مقدار آب خورده بود. تحقيقات اوليه نشان مي دهد علت مرگ او مصرف زياد آب «مسموميت از آب» بوده است.
معاون صاحب ايستگاه راديويي برگزار كننده مسابقه گفت از شنيدن اين خبر متحير شده است. در اين مسابقه به شركت كنندگان در ابتدا بطري هاي هشت اونسي آب داده مي شود تا هر 15 دقيقه بنوشند.
جيمز يبارا شركت كننده ديگر گفت بطري هاي كوچك آب بود و ما فكر كرديم مسابقه آساني است. برگزاركنندگان گفتند اگر فكر مي كنيد نمي توانيد ادامه بدهيد سلامت خود را به خطر نيندازيد.
يبارا پس از خوردن 5 بطري آب از مسابقه كنار رفت. ديگر مثانه من تحمل نداشت.
يبارا گفت با او حرف مي زدم چون زن خوبي بود. او درباره خانواده و سه بچه اش با من حرف زد و گفت به خاطر بچه ها در اين مسابقه شركت كرده است.
نوشته شده توسط در 9:5 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1385/10/25

111 بار شکايت از زن همسايه (اعتماد25/10)

زن جواني که از سال ها پيش با همسايه خود اختلاف دارد رکورد شکايت هاي قضايي در ايران را شکست.

به گزارش خبرنگار ما اين زن جوان که معصومه نام دارد سه روز پيش به دادسراي سعادت آباد مراجعه و براي يکصد و يازدهمين بار عليه پيرزن همسايه اش شکايت کرد.

معصومه که اين بار پرونده اش به شعبه 8 بازپرسي ارجاع شده است در طرح شکايت خود گفت؛ از سال ها قبل با زن مسني در يک آپارتمان همسايه هستم و هميشه با هم بر سر پارکينگ اختلاف داريم. او خودرويش را در پارکينگ خانه من پارک مي کند و من با مشکل مواجه مي شوم.

آن اوايل چند بار به او در اين باره تذکر دادم اما زماني که وي حاضر نشد دست از اين رفتار ناپسندش بردارد مجبور شدم عليه او شکايت کنم.

اين زن افزود؛ پس از طرح اولين شکايت همسايه ها به سراغ من آمدند و گفتند زن همسايه مسن است و من بايد به احترامش از او اعلام گذشت کنم.

پس از آنکه همسايه ها وساطت کردند قبول کردم از شکايتم صرف نظر کنم اما باز هم مشکل ما حل نشد و همچنان پيرزن همسايه از پارکينگ من استفاده مي کرد. براي همين پس از مدتي به ناچار بار ديگر عليه او شکايت و اين بار هم با وساطت همسايه ها اعلام رضايت کردم.

معصومه ادامه داد؛ بعد از اين ماجرا اختلافات من و اين زن مسن افزايش يافت و ما هر چند روز يک بار با هم درگير مي شديم و او با خودخواهي همچنان از پارکينگ من استفاده مي کرد. من در طول اين چند سال که با وي همسايه هستم تاکنون 100 بار عليه او اعلام شکايت کرده ام.

من هر بار که شکايت مي کنم تصميم مي گيرم موضوع را تا آخر پيگيري کنم و يک بار براي هميشه به اين غائله خاتمه دهم اما پيرزن همسايه که به شکايت هاي من عادت کرده سر وقت به دادسرا احضار مي شود، به سراغ بقيه همسايه ها مي رود و از آنها مي خواهد با من صحبت و رضايتم را جلب کنند. به همين خاطر تا به حال هيچ کدام از شکايت هايم به نتيجه نرسيده و تمام اهالي ساختمان از اختلافات من و زن همسايه باخبر هستند و آنها نيز چند بار از وي خواسته اند از پارکينگ من استفاده نکند اما اين زن به حرف هيچ کسي اهميتي نمي دهد.

معصومه در ادامه شکايت خود گفت؛ اختلافات ما ادامه داشت تا اينکه ديروز باز هم بر سر همان مساله به مشاجره با هم پرداختيم و در جريان بگو مگو ناگهان زن همسايه به من حمله ور شد و مرا به باد کتک گرفت و مجروحم کرد. براي همين تصميم گرفتم براي يکصد و يازدهمين بار عليه او شکايت کنم. اين بار به هيچ وجه حاضر به گذشت نيستم چون او نه تنها از پارکينگ من استفاده کرده بلکه مرا کتک زده است.

بازپرس شعبه 8 دادسراي سعادت آباد پس از شنيدن اظهارات اين زن با تشکيل پرونده تازه يي معصومه را به پزشکي قانوني معرفي کرد تا ميزان جراحت وي مشخص شود.

همچنين پيرزن متهم به دستور بازپرس پرونده براي اداي توضيحات به دادسرا احضار شد.
نوشته شده توسط در 8:49 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1385/10/25

آینه چون نقش تو بنمود راست....!

نوشته شده توسط در 8:41 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1385/10/25

مهرورزی!

نوشته شده توسط در 8:40 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/10/24

concentration!(بازتاب24/10)

يك مرتاض هندي در الله‌آباد هند در حال تمركز

نوشته شده توسط در 8:55 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/10/24

عربستان کجایی؟!!!(بازتاب24/10)

در مناطقي از تبت كه بسيار سردسير است، شتر وجود دارد.

تصويري از شتر مادرمرده كه لب و لوچه‌ش يخ زده است

نوشته شده توسط در 8:53 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/10/24

آموزش ماچ اساسی!(بازتاب24/10)

نوشته شده توسط در 8:51 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1385/10/19

جن بينی در کما!(ایران19/10)

 آرزوى يك پسر نوجوان براى ديدن جن او را به كما فرو برد. اين پسر با خوردن قرص اكس مى خواست هر طور شده به اين آرزو برسد.
به گزارش خبرنگار ما صبح روز سه شنبه ۱۲ دى ماه سال جارى زن جوانى با مراجعه به كلانترى ۱۳۱ شهررى با ارائه شكايتى اعلام كرد دو جوان شرور با خوراندن قرص هاى شادى آور پسرم را مسموم كرده اند.وى در ادامه به مأموران گفت: روز قبل دو جوان شرور كه از دوستان پسرم هستند او را به بهانه اى به چلوكبابى بردند و شب با ريختن قرص هاى اكستازى داخل نوشابه پسرم را مجبور كردند تا آن را بخورد.وى ادامه داد: پسرم در حالى كه حالت تهوع داشت به خانه آمد و از من سؤال كرد آيا ما مى توانيم جن ها را ببينيم. من هم به او گفتم كه اين امر غيرممكن است ولى او گفت شب قبل دوستانش براى اين كه او را به آرزويش برسانند مقدار زيادى قرص به او خورانده اند. پس از گفتن اين جملات پسرم به كما رفت كه بلافاصله او را به بيمارستان منتقل كردم و هم اكنون نيز در بخش مراقبت هاى ويژه بسترى است. با اعلام شكايت به دستور بازپرس دانشور از شعبه هفتم دادسرا، مأموران رديابى هاى خود را براى دستگيرى دو جوان شرور آغاز كردند.
نوشته شده توسط در 10:29 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/10/17

سر به سر سرمربی گذاشتن!!!(1300)

نوشته شده توسط در 8:58 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/10/17

زير تيغ(کیهان17/10)

يك تراژدي ايراني نقد مجموعه تلويزيوني «زير تيغ»

آرش فهيم
نمايش پيش پرده (آنونس) مجموعه تلويزيوني زير تيغ، اين گمان را ايجاد كرد كه با برنامه اي كم مخاطب طرف هستيم. حتي تيراژ آغازين آن كه حاكي از غم و سياهي بود، حاصل نوعي بيم و اميد بود. اميد از اينكه مجموعه اي متين و فاخر به نمايش درآمده است و بيم از اينكه كسي پاي آن ننشيند و چون خلاف عادت آمده است، بي مشتري بماند؛ زيرا مد روز چيز ديگري است. غالب مجموعه هاي تلويزيوني كه در سال هاي اخير به نمايش درآمده اند، ذائقه بينندگان را به تصاويري كليشه اي كه معمولا از يك سري الگوهاي ثابت پيروي مي كنند، خو داده اند.
اگرچه تلويزيون در ايران، به دليل ريشه داشتن در ارزش هاي مردمي، هيچ گاه از مسير حقيقي خودش منحرف نمي شود، اما واقعيت اين است كه رسانه ملي، در عرصه سريال سازي، باعث نزول سطح سليقه مردم شده است. مجموعه هايي كش دار كه معمولا از نظر ساختار و فيلمنامه دچار اشكالات مشهودي هستند. بخش زياد و يا تمام زمان اكثر اين برنامه ها در ميان خانواده ها و اقشار بالاي اجتماعي مي گذرد. آدم هايي كه هر دم يك شكل لباس مي پوشند و سر سفره هاي رنگين مي نشينند، ماشين هاي گران قيمت دارند و خانه هايشان چندصدمتر است. بررسي اين مجموعه ها اين نتيجه را نشان مي دهد كه سير روايي به طور غالب يكي است. آشنايي يك دختر و پسر جوان، موانعي كه سر راه آن ها قرار مي گيرد و درنهايت، وصال، شايد كمي پس و پيش وجود داشته باشد، يا جزئيات متفاوت باشد، اما در كل جز اين نيست.
اما «زير تيغ» اين الگوها را به هم زده است. سازندگان آن گويي با آنچه بيشتر مردم، از يك مجموعه تلويزيوني انتظار دارند، بيگانه هستند. ولي، چگونه است كه اين مجموعه مي تواند در جذب مخاطب موفق باشد؟ نظرسنجي ها نشان مي دهند كه زير تيغ، اين روزها، يكي از پربيننده ترين برنامه هاي صدا و سيماست و شواهد نيز نشانگر اين مسئله است كه مخاطبان از اين سريال راضي هستند.
علت اين توفيق را، اتفاقا مي بايست همين متفاوت بودن و كليشه شكني دانست. وجود بازيگران مطرح و توانمند هم اگر چه موثر است، اما دليل اصلي نيست. چون پيش از اين برخي مجموعه ها نيز از حضور نقش آفرينان معروف استفاده كرده اند و نتوانسته اند به اهداف خود برسند.
روايت زير تيغ، حكايت مردم عادي كوچه و بازار است. آنان كه روزگارشان با دلخوشي هايي، نه از جنس از ما بهتران مي گذرد. مردمي ساده كه ظاهر و باطنشان يكي است. جوانان آن، عين جوانان جامعه خودمان هستند. خانه هايي كلنگي و فضاهايي كه عمدتا بر محور زندگي اقشار فرودست جامعه شكل گرفته است.
زير تيغ، يك رئال تلخ و سياه است. حتي سير دراماتيك و داستاني نيز در اينجا مغاير با ديگر سريال هاست. تعليق، متكي بر كشاكش دروني يك مرد است كه ميان حقيقت و آنچه كه «من» او مي خواهد مانده است. اين التهاب و سرگشتگي است كه به مجموعه آهنگ بخشيده و آن را جلو مي برد. ساير اجزاء و عناصر مجموعه نيز با آن هماهنگ هستند. گريم شخصيت هاي فيلم بسيار باورپذير و طبيعي است. موسيقي نيز، با جريان فيلم همراه است، همان طور كه ميزان سن ها، گونه سخن گفتن، ديالوگ ها و رفتار آدم هايي كه مي بينيم، همه در كنار هم يك پيكره واحد را ساخته اند. گرچه به اعتقاد برخي، زيرتيغ بيش از حد غمناك است و ممكن است اثري منفي بر مردم بگذارد. اما اين وضعيت اقتضاي درام است. سريال قرار است، به «وجدان» در فرهنگ ايراني، بپردازد. به طبع، چنين هدفي از اين رهگذر عبور مي كند.
نكته جالب اين است، كه محمدرضا هنرمند، كارگردان اين اثر، در اصل يك كمدي ساز است. او را با فيلم هاي سينمايي چون مرد عوضي، موميايي 3، عزيزم من كوك نيستم و مجموعه هاي تلويزيوني كاكتوس كه همگي در قالب طنز كار شده اند مي شناسيم. اما اين هنرمند، نشان داد كه بيشتر با نرم افزار اندوه وارد است اثر خلق كند. نگارنده فيلمنامه اي فيلم نشده نيز از وي خوانده كه در آن نشانه هايي از اين توانايي ديده مي شود.
اما، ضعف هايي بر «زير تيغ» وارد است كه مي توان آن ها را ناشي از گرايش بيشتر كارگردان بر سينما و عدم رعايت برخي اسلوب هاي كار تلويزيوني دانست. سينما، تئاتر و تلويزيون، هر چند هر سه نمايشي هستند، اما اصول و روش هايي كاملا متمايز و خاص خود دارند. مثلا برخي ويژگي هايي كه خاص مجموعه تلويزيوني هستند كاربرد بيشترنماي نزديك (كلوز آپ)، تكرار صحنه ها، قابل فهم بودن مضامين و پيام ها و وجود داستان هاي فرعي دانست. اشكال اصلي روايت زير تيغ متمركز بودن روي محمود (پرويز پرستويي) و نبود هيچ گونه قصه فرعي است. اين نكته باعث شده كه ماجراها كند پيش بروند. مثلا چند قسمت فقط بحث عروسي و رفت وآمدهاي آن است يا چند قسمت به عزاداري و تشييع جنازه محدود شده است. اين مسئله در سينما يك امر طبيعي و مثبت است. اما در مجموعه اي كه قرار است 26 قسمت 50 دقيقه اي ميهمان خانواده ها شود، يك نياز است. اين درحالي است كه فيلم چنين گنجايشي را داراست. مثلا مي شد بيشتر به خسرو و زندگي وي، به عنوان نماينده كارگران از كار بي كار شده جامعه بپردازد. يا عمو قدرت همچنين. اين كار به غني شدن محتواي كار هم مي افزود و يكنواختي كه گاه به كسالت مي انجامد را از بين مي برد. همين طور غلبه غم و غصه بر آن را كاهش مي داد. عدم رعايت اين نكته همچنين باعث شد كه فيلم در پاره اي نقاط غيرمنطقي و غلط آميز جلوه كند. مثلا صحنه درگيري كاظم (آتيلا پسياني) با محمود و رخ دادن قتل. چطور اين امكان وجود دارد، كه دو دوست قديمي كه آن همه به يكديگر اعتماد داشتند، اين گونه تهمت ناروا به هم بزنند و به اين سادگي يكي، آن ديگري را از بين ببرد؟ به خصوص اينكه اين دو مرد پدران عروس و داماد بودند و قرار بود فرداي آن روز با هم فاميل شوند! اين اتفاق در همان حال كه چندان عقلاني به نظر نمي رسد شوك عظيمي بر مخاطب وارد كرد و باعث جريحه دار شدن روح او گرديد. غمبار بودن يك اثر هنري كه بر پايه تراژدي است، امري طبيعي است. اما وارد كردن شوك رواني بر مخاطب باعث بروز مشكلات اجتماعي و رواني مي گردد.
نكته ديگر اين مجموعه انتخاب پرويز پرستويي براي ايفاي چنين نقشي است. اگرچه او توانايي هاي خاصي دارد و در قسمت هاي نخستين نيز توانست به خوبي حالات روحي و رواني چنين شخصيتي را به نمايش درآورد. اما هر قسمت كه جلوتر آمديم، همان حالات تكرار شد. دليل اين مشكل در اين است كه پرستويي بيشتر بازيگري است با قابليت ايفاي نقش هاي معترض و تندخو. درحالي كه در اين سريال جاي يك انسان درون گرا كه دچار يك كشمكش باطني شده است را بازي مي كند. گاه حركات او يادآور نقش هايي است كه در فيلم هاي پيشينش بازي كرده. مثلا طاهره گفتن او فاطمه گفتن در آژانس شيشه اي و راحله گفتنش در به نام پدر را در ذهن تداعي مي كند.
اين گونه عوامل است كه منجر به پايين آمدن كيفيت فيلم شده است و اثرگذاري مثبت آن را كاهش داده است. اما «زير تيغ» با تمام شاخصه هاي مثبت و منفي اش، مي تواند شروع يك دوره جديد در «سيماي» كشورمان باشد. يك تجربه آغازين، در وادي بازگشت مجموعه هاي تلويزيوني به متن اجتماع و زندگي مردم كوچه و بازار. مردمي كه اگر بتوان حقيقت زندگي آن ها را به خوبي به تصوير كشيد و درد دل ها و دل خوشي هايشان را بازسازي كرد، هيچ گاه به سوي تصاوير كاذب و فريبنده آنتن هاي بيگانه نخواهند رفت. اين يك راه طولاني است و زير تيغ هنرمند، آغاز اين راه است.

 
نوشته شده توسط در 8:50 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/10/17

استقبال(بازتاب17/10)

آقاي احمدي‌نژاد همچنان در خوزستان است و مورد استقبال شديد قرار مي‌گيرد.

ـ يكي منو از اين استقبال شديد نجات بده!

نوشته شده توسط در 8:38 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/10/17

زنم قبلاً مرد بوده است(اعتماد17/10)

مردي در واکنش به درخواست مهريه از سوي همسرش عليه او شکايت کرد و گفت زنش قبلاً مرد بوده است. به گزارش خبرنگار ما چندي پيش زن جواني به نام مينا به دادگاه خانواده شماره يک مراجعه کرد و مهريه 4 ميليون توماني اش را به اجرا گذاشت.
پس از طرح شکايت از سوي مينا شوهرش به دادگاه احضار شد و وقتي در برابر قاضي شعبه 242 قرار گرفت اظهارات تازه يي را مطرح کرد و گفت همسرش پيش از ازدواج مرد بوده است.
 اين مرد که فرهاد نام دارد در اظهارات خود گفت؛ من 4 سال پيش با مينا ازدواج کردم اما پس از مدتي متوجه شدم همسرم يک دوجنسي است که پيشتر مرد بوده و حتي اسمش هوشنگ بوده اما پيش از ازدواج عمل تغيير جنسيت انجام داده و نام خود را نيز به مينا تغيير داده است. وي افزود؛ به رغم عمل تغيير جنسيت همسرم هنوز از نظر جسمي مشکلاتي دارد و چهره و ظاهرش مردانه است ولي من طي اين چهار سال سعي کردم با اين قضيه کنار بيايم و وقتي مونا از من شکايت کرد و مهريه اش را اجرا گذاشت من درباره ازدواج مان تحقيق کردم و متوجه شدم اصولاً عقد نکاح من با همسرم باطل است.
 پس از اظهارات اين مرد مينا در پاسخ گفت؛ من يک بيمار دوجنسي بودم اما بيشتر تمايلات زنانه داشتم براي همين عمل تغيير جنسيت انجام دادم و زن شدم. اين عمل 4سال پيش انجام شد و پس از آنکه امکان ازدواج پيدا کردم به عقد فرهاد درآمدم. ما در اين چهار سال مشکل خاصي با هم نداشتيم و در کنار هم زندگي مي کرديم اما چندي پيش با فرهاد مشکل پيدا کردم و تصميم گرفتم مهريه ام را به اجرا بگذارم. اکنون نيز حاضر هستم با فرهاد زندگي کنم و به هيچ وجه قصد طلاق ندارم و تنها خواسته ام دريافت مهريه است.
بنابراين گزارش قاضي شعبه 242 دادگاه خانواده پس از شنيدن اظهارات دوطرف پرونده را به شعبه ديگري ارجاع داد و هم اکنون بررسي ها در اين رابطه ادامه دارد.
 
نوشته شده توسط در 8:31 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/10/16

اقوام...!(جام جم 16/10)1296

 اقوام زنی که با یک دانشجوی پاکستانی ازدواج کرده بود ، گوش ها و بینی شوهر او را بریدند و با تبر ساق پاهایش را شکستند زیرا مرد بیچاره ظاهرا بدون اجازه بزرگترهای قبیله دختر با او ازدواج کرده بود.
محمد اقبال به خبرگزاری آسوشیتدپرس ، گفت: حدود 30 مرد از اقوام همسرش به خانه روستایی مادر او حمله کردند تا به خاطر بی آبرویی ناشی از ازدواج او با دخترشان از او انتقام بگیرند.
اقبال گفت: آنان که خنجر و تبر داشتند فریاد می زدند تو با این کار ، آبروی خانواده ما را به لجن کشیدی.
اقبال 22 ساله گفت: مهاجمان دیوانه گوش های برادرش را هم بریدند و به پای مادرش گلوله زدند.
منظور احمد افسر ، پلیس شهر مولتان - که 3 قربانی در بیمارستانی در آن تحت مداوا هستند - گفت: 7 نفر از عوامل این جنایت در روستای عنایت پور در استان پنجاب ، دستگیر شدند و پلیس در تعقیب 22 نفر دیگر از آنان است.
شهنار بی بی 19 ساله ، همسر اقبال ، هنگام حمله در خانه او نبود. شهناز از 2 ماه پیش که اقوام او در حمله به خانه اقبال انگشتان دست ها او را شکستند در شهر دیگری زندگی می کند.
اقبال که گوش ها و بینی او با عمل جراحی تقریبا به حالت اول برگشته ، گفت: سال گذشته با رضایت طرفین و به خاطر علاقه به یکدیگر بطور قانونی و شرعی ازدواج کردند و مرتکب خلافی نشده اند.
اقبال که از باغ پدر شهناز میوه می خرید و می فروخت با او آشنا شد و ازدواج کردند.
خانواده شهناز که از طبقه بالاتر و مالک هستند با این ازدواج مخالف بودند و چند روز پس از عروسی از اقبال به اتهام دزدیدن دخترشان شکایت کردند اما پس از ارائه مدارک قانونی زن و شوهر ، اقبال آزاد شد.
این زوج یک دختر 3 ماهه به نام شایسته دارند. معلوم نیست با داشتن اینهمه گرفتاری و چنین اقوام احمقی که وقت داشته اند ، بچه دار شوند.
نوشته شده توسط در 10:11 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/10/16

«شهيد» صدام حسين !(بازتاب16/10)

فكر مي كنيد اين تابوت نمادين براي «شهيد» صدام حسين قهرمان را مردم چه سرزميني دارند تشييع مي كنند؟

راهنمايي: چند هفته پيش بهشان 250 ميليون دلار كمك كرديم!

نوشته شده توسط در 10:5 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/10/16

پت و مت(بازتاب16/10)

«پت رابرتسون» مبلغ مسيحي ارادتمند به رئيس‌جمهور آمريكا كه مدعي است با خدا صحبت مي‌كند، در تازه‌ترين پيشگويي خود گفته است كه در سال جاري ميلادي يك حمله تروريستي وحشتناك در آمريكا انجام خواهد گرفت كه بر اثر آن شمار زيادي از آمريكايي‌ها كشته خواهند شد.
اين نوع پيشگويي‌ها كاملا همسو با سياست‌هاي تبليغي نومحافظه‌كاران آمريكا است.

به گزارش ايرنا، رابرتسون كه پيشگويي او روز چهارشنبه در شماري از رسانه‌هاي آمريكايي منتشر شد، تصريح كرد كه اين حمله معلوم نيست حتما هسته‌اي باشد.
او ادامه داد: خداوند نگفت كه حمله هسته‌اي است، ولي من فكر مي‌كنم كه چيزي شبيه به آن باشد.

اين پيشگوي مسيحي گفت: در مناجات اخير خود، خدا به او گفته كه ميليون‌ها نفر تحت تاثير اين حمله قرار مي‌گيرند و حمله پس از سپتامبر انجام مي‌گيرد. خداوند به من گفته كه دوستي آمريكا با اسرائيل قلابي است و منجر به خودكشي اسرائيل مي‌شود.

سال گذشته نيز رابرتسون گفت كه سكته مغزي آريل شارون مجازات خداوند در حق او بوده است.
پيشگويي‌هاي سالانه رابرتسون مرسوم شده و او هر سال اين كار را انجام مي‌دهد. در سال ‪ ۲۰۰۴‬او پيش‌بيني كرد كه بوش به راحتي انتخابات را برنده مي‌شود.

در سال ‪ ،۲۰۰۵‬او پيش‌بيني كرد كه طرح اصلاح بيمه‌هاي اجتماعي تصويب مي‌شود و بوش قضات محافظه‌كار را در دادگاه فدرال منصوب مي‌كند. البته طرح بيمه‌هاي اجتماعي رئيس جمهور آمريكا با مخالفت گسترده روبرو شد.

رابرتسون گفت: سابقه پيش‌بيني‌هاي من نسبتا خوب است البته گاهي اوقات اشتباه مي‌شود.
وي در ماه مي نيز گفته بود توفان و احتمالا سونامي سواحل آمريكا را در سال ‪ ۲۰۰۶‬تخريب مي‌كند. وي با وجود اين حقيقت كه سونامي در آمريكا رخ نداد، مي‌گويد توفان‌ها و باران‌هاي شديد در نيوانگلند نشان از پيش‌بيني او است.


نوشته شده توسط در 10:3 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/10/16

رییس!(بازتاب16/10)

صحن علني مجلس

حداد: انگار نه انگار كه اينجا رئيس ماييم ها!


نوشته شده توسط در 10:1 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/10/16

پليس زن !

همايش پليس زن و امنيت عمومي برگزار شد.

نوشته شده توسط در 9:50 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/10/16

مشي مشايي!(بازتاب16/10)

ماجراي دعواي رحيم مشايي با افروغ و ابوطالب بر سر CD جديد دارد بالا مي‌گيرد و طرفين همديگر را تهديد كرده‌اند.

آقاي مشايي در حال نمايش دادن نقشه‌اي كه براي تنبيه بعضي‌ها كشيده!


نوشته شده توسط در 9:45 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/10/16

غذا!!(جام جم 16/10)

images/20070105/Hung.jpg
 
 تحقیقات نشان داده است طی دوره های روزه داری و گرسنه ماندن مجموعه ای از وقایع در مغز انسان رخ می دهد که اطمینان می دهند در شرایط کم بودن غذا ، فرد گرسنه می ماند.
به گزارش ساینس دیلی محققان می گویند هورمون تیروئید در مغز انسان باافزایش پروتئین UCP2 ارتباط دارد که واکنش زنجیره ای را به راه می اندازد که نهایتا نورون های مروبط به حس گرسنگی را تحریک می کند.
این محققان با بررسی موشهایی که 24 ساعت در شرایط بی غذایی نگه داشته شده بودند دریافتند در این مدت همراه با افزایش فعالیت UCP2 ، آنزیمی که تولید هورمون تیروئید راتحریک می کند نیز افزایش می یابد.
در این مطالعه پروتئین و اثراتش بر فعالیت نورون ها مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد نورون ها اینگونه می آموزند که غذا کم شده است و این امر باعث می شود به محض فراهم شدن غذا آمادگی برای خوردن را ایجاد کنند.
نوشته شده توسط در 9:30 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/10/13

آبجی نیگر دار پیاده شیم!(بازتاب13/10)


نخستين راننده زن اتوبوس از صبح امروز در مسير ميادين امام حسين (ع) ـ انقلاب مشغول به کار شد.

به گزارش خبرگزاري مهر، مديرعامل شرکت واحد اتوبوسراني تهران و حومه هدف از اجراي اين طرح را گسترش استفاده از حمل و نقل عمومي، سهولت در رفت و آمد و امنيت اجتماعي بانوان عنوان کرد.

محمد احمدي بافنده گفت: اتوبوسي که اين راننده زن شرکت واحد در آن به کار گرفته شده، صرفا مختص بانوان بوده و در قالب بخش خصوصي فعاليت مي‌کند.

وي افزود: کرايه اين اتوبوس ويژه بانوان با راننده زن 1000 ريال بوده و در خط ميدان امام حسين (ع) ـ ميدان انقلاب تردد مي‌کند.

نوشته شده توسط در 3:40 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/10/06

ساعي (بازتاب6/10)

هادي ساعي در جلسه شوراي شهر تهران حضور يافت.

ساعي [با خودش]: بدبختي رو ببين... بعد يه عمر كار شرافتمندانه با «پا»، حالا مجبوريم از «دست»مون استفاده كنيم!

نوشته شده توسط در 8:22 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1385/10/04

هيأت رئيسه مجلس(بازتاب4/10)

حداد: يه راست مي‌ري اون مؤسسه ترميم مويي كه آدرسشو دادم...

نوشته شده توسط در 8:13 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/10/03

نيكي و بدي

لئوناردو داوينچی موقع كشيدن تابلو "شام آخر" دچار مشكل بزرگی شد: می بايست "نيكی" را به شكل عيسی" و "بدی" را به شكل "يهودا" يكي از ياران عيسی كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند، تصوير می كرد.كار را نيمه تمام رها كرد تا مدل هي آرمانی اش را پيدا كند.

 

روزی دريك مراسم همسرايی, تصوير كامل مسيح را در چهره يكي از جوانان همسرا يافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره اش اتودها و طرح هايی برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود ؛ اما داوينچي هنوز بري يهودا مدل مناسبی پيدا نكرده بود.

 

كاردينال مسئول كليسا كم كم به او فشار می آورد كه نقاشي ديواری را زودتر تمام كند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شكسته و ژنده پوش مستی را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا كليسا بياورند , چون ديگر فرصتي بري طرح برداشتن از او نداشت. گدا را كه درست نمی فهميد چه خبر است به كليسا آوردند، دستياران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوينچی از خطوط بي تقوايی، گناه و خودپرستی كه به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری كرد.

 

وقتي كارش تمام شد گدا، كه ديگر مستی كمي از سرش پريده بود، چشمهايش را باز كرد و نقاشی پيش رويش را ديد، و با آميزه ای از شگفتی و اندوه گفت: "من اين تابلو را قبلاً ديده ام!" داوينچی شگفت زده پرسيد: كی؟! گدا گفت: سه سال قبل، پيش از آنكه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي كه در يك گروه همسرايی آواز می خواندم , زندگی پراز روًيايی داشتم، هنرمندی از من دعوت كرد تا مدل نقاشی چهره عيسی بشوم!

 

"مي توان گفت: نيكی و بدی يك چهره دارند ؛ همه چيز به اين بسته است كه هر كدام كی سر راه انسان قرار بگيرند."

-پائولو كوئيلو

نوشته شده توسط در 12:47 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/10/03

زانتيا بازی!!!(بازتاب3/10)

سازمان خدمات پس از فروش شرکت خودروسازي سايپا ، يک دوره آشنايي با خودروي زانتيا براي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي گذاشت.

به گزارش مهر، اداره امور منابع انساني واحد آموزش و ارزشيابي مجلس، با صدور اطلاعيه اي از نمايندگان مجلس خواست در اين کلاس آموزشي که به صورت رايگان و به مدت يک روز در واحد نقليه اين نهاد برگزار مي شود، شرکت نمايند.

هدف از برگزاري اين دوره آموزشي تعميم فرهنگ استفاده صحيح از خودرو عنوان شده است!


نوشته شده توسط در 12:29 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/10/03

نامزدي اشتراكي(بازتاب)1284


اصولا جوگير شدن چيز خوبي ا‌ست؛ به خصوص اگر در دولت نهم باشد. علي‌آبادي، رئيس سازمان تربيت بدني و جهانگرد ورزشي مشهور، پس از بازگشت كاروان ورزشي از دوحه اعلام كرد كه درصدد است ايران را به همراه يك كشور ديگر، براي ميزباني المپيك آسيايي نامزد كند. ما ضمن خوشحالي زياد از اين نامزدي اشتراكي، اميدواريم كه اولا اين فرمايشات به سرنوشت  فرمايشاتي نظير ورود زنان به ورزشگاه‌ها دچار نشوند و ثانيا اين كشوري كه قرار است با ما نامزد شود، شرايط اين كار را داشته باشد. بعضي از شرايط به اين شرحند:
• اين كشور بايد آنقدر به ما نزديك باشد و آنقدر رفت و آمد به آنجا راحت باشد كه وقتي صبح در ايران مسابقات مردان يك رشته برگزار مي‌شود و ظهر در آن كشور، مسابقات زنان در همان رشته برگزار مي‌شود، كادر مربي‌گري و هيأت همراهشان بتوانند سر موقع به آنجا برسند و باز بعد از ظهر برگردند همين جا!
• اين كشور بايد خيلي دمش گرم باشد؛ يعني در طول تاريخ نه با ما جنگ كرده باشد، نه هيچ كدام از مسئولانش عليه مسئولان ما حرفي زده باشند، نه گروه‌هاي برانداز آنجا پايگاه داشته باشند، نه روابطش با امريكا و اسرائيل خوب باشد، نه هيچ كدام از مطبوعاتش حتي يك مقاله در نقد سياست‌ خارجي ما نوشته باشند... (در صورتي كه در هر مرحله‌اي مشخص شود كه حتي يكي از اين شرايط برقرار نبوده، سر و كار سازمان با سايت «بازتاب» خواهد بود!)
• اين كشور بايد در مساله سرنوشت‌ساز و بسيار حياتي «پرونده هسته‌اي» طرف ما و شعار «انرژي هسته‌اي حق مسلم اوناست» ورد زبان مردم و مقامات آن باشد و از همه مهمتر آنكه اين كشور بايد آنقدر جذاب و ديدني باشد كه آقاي علي‌آبادي رغبت كند كه دو ـ سه هفته اي آنجا ميهمان باشد و آب‌و هوايي عوض كند.

 

نوشته شده توسط در 8:19 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/10/03

ناصر عبداللهي(بازتاب3/10)

چند سال پيش، بحث اجراي كنسرت‌هاي پاپ در كشور چندان جاي خود را باز نكرده بود و بيشتر آنها با واكنش‌هايي روبه‌رو مي‌شد؛ از جمله كنسرت‌هايي كه حاشيه‌هاي آن پررنگ‌تر از متن شد، كنسرت مرحوم ناصر عبداللهي در كرج بود.

در حين برگزاري اين كنسرت و پس از يكي از اجراها، فرصتي پيش آمد تا چند لحظه‌اي كنار آن مرحوم نشسته و به گفت‌وگو بپردازيم. البته قرار نبود متن اين گفت‌وگو به صورت مصاحبه منتشر شود، ولي گذشت زمان و شرايط، ما را مجاب كرد تا بخشي از آن را منتشر كنيم.
هنگامي كه از عبداللهي پرسيديم چرا براي فرهنگ‌سازي اين سبك از موسيقي، به ارايه كاست روي نمي‌آوريد، گفت: اين سبك موسيقي، جاي خود را باز مي‌كند و چندان نيازي به تلاش براي فرهنگ‌سازي نيست، ولي آنچه مهم است اين كه اين نوع موسيقي، پاسخگوي خواسته فرهنگ و تمدن ايراني و اسلامي اين آب و خاك باشد.

او همچنين در پاسخ به اين كه آيا موسيقي پاپ با فرهنگ مذهبي ايران در تضاد است، توضيح داد: از هر وسيله‌اي مي‌توان خوب يا بد استفاده كرد. مثلا خود من نيت كرده‌ام در هر كاستي، حتما يك آهنگ براي ائمه معصومين اجرا كنم كه الحمدلله تا كنون موفق بودم. دعا كنيد پس از اين هم بتوانم ادامه دهم.

پرسيدم: از اجراي كنسرت‌هايت، خاطره خوب و شنيدني هم داري؟ او پاسخ داد: اجراي كنسرت در يكي از كشورهاي آسياي شرقي (خاطرم نيست كدام كشور را گفت) به همراه جمع ايراني بود كه به دليل تبليغات بسيار، جمع زيادي از خارجي‌ها نيز در آن حضور داشتند و من سرود «فاطمه بنت نبي(ص)» را اجرا كردم.

هنگامي كه مراسم تمام شد، يك خانم خارجي، خود را به من رساند و از يك ايراني خواست تا از من بپرسد، اين سرود چه بود و براي كه بود. اين خانم گفت: چون با وجود اين‌كه چيزي از محتواي شعر متوجه نشدم، ولي به شدت تحت تأثير قرار گرفته و در حين اجراي آن گريه كردم.


نوشته شده توسط در 8:3 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/10/03

موتور عروس(ایران3/10)

 اقدام كم نظير يك عروس و داماد براى ازدواج باعث شد كه همه ميهمانان حاضر در عروسى با ديدن آن ها شگفت زده شوند.
اين عروس و داماد در اين اقدام به جاى سوارشدن به ماشين عروس با موتورگل زده در جمع ميهمانان حاضر شدند.
269013.jpg
كاظم قمى نژاد (داماد جوان) به همراه پريسا نوروزى (عروس جوان) در تصميم گيرى پنهانى خود هيجان زده به مراسم عروسى شان پاى گذاشتند. افرادى كه شب هنگام در حال عبور از خيابان بودند، با ديدن موتوسيكلت گل زده اى كه پسرى جوان در لباس دامادى و دخترى جوان در لباس عروس روى آن نشسته بودند، حيرت زده شدند.داماد جوان در حالى كه لبخند به لب دارد درمورد اين كه چطور شد تصميم به اين كار گرفتند، گفت: من مدتى آتش نشان بودم و در حال حاضر هم در يكى از ايستگاه هاى امداد نجات آتش نشانى مشغول هستم. غريق نجاتى و غواصى كارهايى است كه همواره هيجان را در من و زندگى من زنده نگه داشته است.
وى افزود: زمانى كه با همسرم آشنا و متوجه شدم كه او هم مثل من مربى شنا و كاراته كار و عاشق هيجان است، تصميم گرفتيم كه آغاز زندگى مشتركمان نيز پر از هيجان و عارى از تكلفات دست وپاگيرى باشد كه اكثر جوانان اين روزها درگير آن هستند.عروس جوان مى گويد: همسرم خاطرات زيادى از موتوسيكلت اش داشت، به همين علت به فكرمان رسيد كه به جاى تزئين ماشين عروس از وسيله نقليه اى كه او داشت، به جاى ماشين عروس استفاده كنيم.
وى اضافه كرد: قرار ما اين بود كه به هيچ وجه در اين مورد با كسى حرفى نزنيم ولى من و او از خانواده هايمان خواستيم كه به هيچ عنوان تا لحظه اى كه ما وارد سالن عروسى نشديم، ما را همراهى نكنند.داماد جوان در پاسخ به اين سؤال كه آيا با واكنش هاى اعضاى خانواده مواجه نشديد مى گويد: ناراحت شدند، ولى وقتى گفتم ما مى خواهيم متفاوت عمل كنيم، ديگر حرفى نزدند و تنها گفتند نبايد رسم و رسومات را عوض مى كرديم.اين عروس و داماد از لحظه اى كه وارد سالن عروسى شدند، به خوشى ياد مى كنند.داماد مى گويد: وقتى با موتور وارد حياط باغ شديم همه حيرت زده نگاهمان  كردند ولى هيچ كس اعتراضى نكرد و يكى از اقوام گفت ما داريم فيلم مى بينيم يا واقعيت دارد.
وى ادامه مى دهد: پس از پايان مراسم بود كه سوار موتورمان كه پشت آن را گل زده بوديم شديم تا به محل زندگى مان برويم. در اتوبان و خيابان همه با ديدن ما بوق زده و مى گفتند موتورى عروسى ات مبارك.
داماد ادامه مى دهد: براى مردم، خيلى جالب بود و من از اين كه اين هيجان و شادى را به مردمى كه با ديدن ما بوق مى زدند و اظهار شادى مى كردند، داده بودم، خوشحال بودم.وى مى افزايد: بعد از آن، ما با بستن دو ساك كوچك براى ماه عسل سوار موتوسيكلت مان شده، راهى شمال شديم.
نوشته شده توسط در 7:33 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/10/02

آخر...(بازتاب2/10)

يكي از نمايندگان اسبق مجلس شوراي اسلامي در پيام تبريكي كه در يكي از روزنامه‌هاي صبح به چاپ رسيده، با استفاده از تعابیری سرشار از مدح و تمجيد، هاشمي رفسنجاني را مورد خطاب قرار داده و اورا شایسته رياست مجلس خبرگان آينده دانسته است.

تصوير و متن اين آگهي در ادامه مي‌آيد:

نوشته شده توسط در 12:29 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/10/02

شيخ شتردوست!(بازتاب2/10)

شيخ «سالم ‌العالي ‌الصباح» رئيس سپاه ملي كويت و بزرگ خاندان آل صباح مبلغ يك ميليون دينار كويتي (حدود ‪ ۳/۴‬ميليون دلار) از دارايي شخصي خود براي ايجاد بيمارستاني براي شترها، اختصاص داد.

به گزارش ايرنا، روابط عمومي سپاه ملي كويت روز پنجشنبه ضمن اعلام اين مطلب افزود: اين مبلغ به منظور ايجاد بيمارستاني مجهز به جديدترين تجهيزات براي درمان و مراقبت از شترها اختصاص يافته است.
العالي همچنين شترداران كويت را به تشكيل اتحاديه‌اي به‌منظور اجراي طرح ايجاد بيمارستان مخصوص شترها دعوت كرد.

به‌گفته روابط عمومي سپاه ملي كويت، اين اقدام به منظور تشويق شترداران در جهت حفظ سنت پدران و اجداد خود كه علاقه وافري به اين حيوان بسيار مفيد داشتند، صورت مي‌گيرد.

در جامعه كويت همچون ديگر جوامع كشورهاي عرب حوزه خليج فارس، شترها در ميان چارپايان از جايگاه بسيار ويژه‌اي برخوردار هستند.

نوشته شده توسط در 12:28 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/10/02

آخرین سفر صفرمراد!!!(بازتاب)


تلويزيون دولتي ترکمنستان اعلام کرده است، نيازاف که 66 سال داشت، بامدادپنجشنبه 30 آذر (21 دسامبر)، در اثر حمله قلبي درگذشت.

به گزارش «بي.بي.سي»، «قربان قلي بردي محمداف»، معاون نخست وزير، به عنوان کفيل رياست جمهوري ترکمنستان منصوب شده است.
مراسم تدفين رئيس‌جمهوري ترکمنستان روز 24 دسامبر در شهر عشق آباد، پايتخت اين کشور برگزار مي‌شود.

نيازاف که از چندين سال قبل دچار ناراحتي قلبي بود، به طور رسمي به ترکمن باشي يا پدر ترکمن‌ها شهرت داشت. خود وي گفته بود که به دليل ناراحتي قلبي، دارو مصرف مي‌کند.
نيازاف از زمان اتحاد جماهير شوروي سابق اداره امور ترکمنستان را که کشوري با منابع غني گاز است، بر عهده داشت. وي در سال 1985 رهبر حزب کمونيست ترکمنستان شد.

«صفرمراد نيازاف» در سال 1991 به عنوان اولين رئيس‌جمهور ترکمنستان مستقل انتخاب شد. در سال 1999 نهاد عالي قانونگذاري ترکمنستان، نيازاف را رئيس‌جمهور مادام‌العمر اين کشور کرد.
وي در ترکمنستان داراي نوعي کيش شخصيت بود و بسياري از شهرها و فرودگاه‌ها به نام اوست.

نيازاف آخرين بار دو هفته قبل هنگام افتتاح پارکي که نام وي بر آن گذاشته شد، در ميان جمع حضور يافت.
صفر مراد نيازاف، که رئيس جمهور يکي از فقيرترين جمهوري‌هاي آسيانه ميانه بود، خصوصيت‌هاي فردي و رفتار مخصوص به خود را داشت مثلا ريش گذاشتن را قدغن و کتابخانه‌ها را در سراسر ترکمنستان تعطيل کرد.

تغيير نام ماه‌هاي سال و روزهاي هفته نيز از جمله اقدامات عجيب و غريب نيازاف بود. وي ماه‌هاي سال را به اسامي قهرمانان ملي و اعضاي خانواده اش، از جمله مادر خود، نامگذاري کرد.
مدتي قبل وي يک طريقه غير معمول براي پخش پيام‌هاي خود پيدا کرد که عبارت بود از فرستادن نوشته‌هايش به فضا.

بخش اول کتاب روحنامه نوشته صفرمراد نيازاف بايک موشک روسي از پايگاه فضايي بايکانور قزاقستان به فضا فرستاده شد.
در محفظه‌اي در داخل موشک، که اين کتاب در آن قرار داده شده بود يک پرچم ترکمستان و يک نشان رياست جمهوري نيز ديده مي‌شد.

پرتاب اين موشک چند روز پس از آن بود که نيازاف فرماني را امضا کرد که به موجب آن پخش موسيقي ضبط شده در مراسم عمومي و جشن‌ها از جمله در عروسي و نيز در تلويزيون قدغن مي‌شد.
نيازاف گفته بود که براي دفاع از فرهنگ اصيل از جمله سنت‌هاي موسيقي و آواز ملت ترکمن در برابر «نفوذهاي منفي» اين تصميم لازم بوده است.

نوشته شده توسط در 8:41 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •