یکشنبه 1385/02/31
برلين: راننده يك خودرو در آلمان كه براي پر كردن باك بنزين وسيله نقليه اش به پمپ بنزين مراجعه كرده بود يكي از دوستانش را به عنوان بيعانه در اتاق مدير جايگاه به امانت گذاشت. با توجه به اينكه راننده پول كافي براي پرداخت هزينه بنزين نداشت تصميم گرفت دوستش را به عنوان بيعانه در جايگاه رها كند تا اين كه چند دقيقه بعد پول بياورد. اما اين راننده به پمپ بنزين برنگشت و به همين دليل مدير پمپ بنزين پس از دو ساعت پليس را خبر كرد و دوست راننده متخلف توسط پليس دستگير شد.
نوشته شده توسط
در 11:0 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
یکشنبه 1385/02/31
حق تعالي فرعون را چهارصد سال عمر و ملك و پادشاهي و كامروايي داد. جمله حجاب بود كه او را از حضرت حق دور مي داشت. يك روزش بي مرادي و دردسر نداد تا مبادا كه حق را ياد آرد. گفت: تو به مراد خود مشغول مي باش و ما را ياد مكن.
فيه مافيه - مولوي
نوشته شده توسط
در 10:57 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
یکشنبه 1385/02/31
فردا خبر داد: کتاب «احمدينژاد، معجزه هزاره سوم» به قلم فاطمه رجبي همسر غلامحسين الهام رئيس دفتر رئيسجمهور در روزهاي آينده وارد بازار کتاب خواهد شد.
نوشته شده توسط
در 8:30 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
شنبه 1385/02/30
هجدهمين دوره رقابت هاى جام جهانى فوتبال از روز جمعه نوزدهم خرداد در مونيخ آلمان آغاز مى شود.هجدهمين دوره مسابقات جام جهانى فوتبال طى روزهاى نوزدهم خرداد لغايت هجدهم تير در شهرهاى مختلف آلمان برگزار مى شود كه برنامه كامل و زمان برگزارى ۶۴ ديدار در اين جام به شرح زير است:
جمعه ۱۹ خرداد
۱- گروه يك: آلمان- كاستاريكا (مونيخ) ساعت ۳۰:۲۰
۲- گروه يك: لهستان- اكوادور (گلزن كرشن) ساعت ۳۰:۲۳
شنبه ۲۰ خرداد
۳- گروه دو: انگليس- پاراگوئه (فرانكفورت ) ساعت ۳۰:۱۷
۴- گروه دو: ترينيداد توباگو- سوئد (دورتموند) ساعت ۳۰:۲۰
۵- گروه سه:آرژانتين - ساحل عاج (هامبورگ) ساعت ۳۰:۲۳
يكشنبه ۲۱ خرداد
۶- گروه سه: صربستان و مونته نگرو - هلند (لايپزيك) ساعت ۳۰:۱۷
۷- گروه چهار: مكزيك - ايران (نورنبرگ) ساعت ۳۰:۲۰
۸- گروه چهار: آنگولا- پرتغال (كلن) ساعت ۳۰:۲۳
دوشنبه ۲۲ خرداد
۹- گروه پنج: ايتاليا- غنا (هانوفر) ساعت ۳۰:۱۷
۱۰- گروه پنج: امريكا - چك (گلزن كرشن) ساعت ۳۰:۲۰
۱۱- گروه شش: برزيل - كرواسى (برلين) ساعت ۳۰:۲۳
سه شنبه ۲۳ خرداد
۱۲- گروه شش: استراليا- ژاپن (كايزرسلاترن) ساعت ۳۰:۱۷
۱۳- گروه هفت: فرانسه - سوييس (اشتوتگارت) ساعت ۳۰:۲۰
۱۴- گروه هفت: كره جنوبى - توگو (فرانكفورت) ساعت ۳۰:۲۳
چهارشنبه ۲۴ خرداد
۱۵- گروه هشت: اسپانيا - اوكراين (لايپزيك) ساعت ۳۰:۱۷
۱۶- گروه هشت: تونس - عربستان (مونيخ) ساعت۳۰:۲۰
۱۷- گروه يك - آلمان - لهستان (دورتموند) ساعت ۳۰:۲۳
پنجشنبه ۲۵ خرداد
۱۸- گروه يك: اكوادور - كاستاريكا (هامبورگ) ساعت ۳۰:۱۷
۱۹- گروه دو: انگليس - ترينيدادوتوباگو (نورنبرگ) ساعت ۳۰:۲۰
۲۰- گروه دو: سوئد - پاراگوئه (برلين) ساعت ۳۰:۲۳
جمعه ۲۶ خرداد
۲۱- گروه سه آرژانتين - صربستان و مونته نگرو (گلزن كرشن) ساعت ۳۰:۱۷
۲۲- گروه سه: هلند - ساحل عاج (اشتوتگارت) ساعت ۳۰:۲۰
۲۳- گروه چهار: مكزيك -آنگولا (هانوفر) ساعت ۳۰:۲۳
شنبه ۲۷ خرداد
۲۴- گروه چهار:پرتغال - ايران (فرانكفورت) ساعت ۳۰:۱۷
۲۵- گروه پنج: ايتاليا،« امريكا
( كايزرسلاترن) ساعت ۳۰:۲۰
۲۶- گروه پنج: جمهورى چك - غنا (كلن) ساعت ۳۰:۲۳
يكشنبه ۲۸ خرداد
۲۷- گروه شش: برزيل - استراليا (مونيخ) ساعت ۳۰:۱۷
۲۸-گروه شش: ژاپن - كرواسى (نورنبرگ) ساعت ۳۰:۲۰
۲۹- گروه هفت: فرانسه- كره جنوبى (لايپزيك) ساعت ۳۰:۲۳
دوشنبه ۲۹ خرداد
۳۰- گروه هفت توگو- سوييس (دورتموند) ساعت ۳۰:۱۷
۳۱- گروه هشت: اسپانيا - تونس (اشتوتگارت) ساعت ۳۰:۲۰
۳۲- گروه هشت: عربستان - اوكراين (هامبورگ) ساعت ۳۰:۲۳
سه شنبه ۳۰ خرداد
۳۳- گروه يك: اكوادور - آلمان (برلين) ساعت ۳۰:۱۸
۳۴- گروه يك: لهستان - كاستاريكا (هانوفر) ساعت ۳۰:۱۸
۳۵- گروه دو: سوئد- انگليس (كلن) ساعت ۳۰:۲۳
۳۶- گروه دو: پاراگوئه - ترينيداد توباگو (كايزرسلاترن) ساعت ۳۰:۲۳
چهارشنبه ۳۱ خرداد
۳۷- گروه سه: هلند - آرژانتين (فرانكفورت) ساعت ۳۰:۱۸
۳۸- گروه سه: ساحل عاج - صربستان و مونته نگرو (مونيخ) ساعت ۳۰:۱۸
۳۹- گروه چهار: پرتغال - مكزيك (گلزن كرشن) ساعت ۳۰:۲۳
۴۰ - گروه چهار: ايران - آنگولا (لايپزيك) ساعت ۳۰:۲۳
پنجشنبه يكم تير
۴۱- گروه پنج: ايتاليا - چك (هامبورگ) ساعت ۳۰:۱۸
۴۲- گروه پنج: غنا - امريكا (نورنبرگ) ساعت ۳۰:۱۸
۴۳- گروه شش: برزيل - ژاپن (دورتموند) ساعت ۳۰:۲۳
۴۴- گروه شش: كرواسى - استراليا (اشتوتگارت) ساعت ۳۰:۲۳
جمعه۲ تير
۴۵- گروه هفت: توگو - فرانسه (كلن) ساعت ۳۰:۱۸
۴۶- گروه هفت: سوييس - كره جنوبى (هانوفر) ساعت ۳۰:۱۸
۴۷- گروه هشت: عربستان - اسپانيا (كايزرسلاترن) ساعت ۳۰:۲۳
۴۸ - گروه هشت: اوكراين- تونس (برلين) ساعت ۳۰:۲۳
شنبه ۳ تير
۴۹ - اول گروه يك - دوم گروه دو (مونيخ) ساعت ۳۰:۱۹
۵۰- اول گروه سه: دوم گروه چهار (لايپزيك) ساعت ۳۰:۲۳
يكشنبه۴ تير
۵۱- اول گروه دو - دوم گروه يك (اشتوتگارت) ساعت ۳۰:۱۸
۵۲- اول گروه چهار- دوم گروه سه (نورنبرگ) ساعت ۳۰:۲۳
دوشنبه ۵ تير
۵۳- اول گروه پنج: دوم گروه شش (كايزرسلاترن) ساعت ۳۰:۱۹
۵۴- اول گروه هفت- دوم گروه هشت (كلن ) ساعت ۳۰:۲۳
سه شنبه ۶ تير
۵۵- اول گروه شش: دوم گروه پنج (دورتموند) ساعت ۳۰:۱۹
۵۶- اول گروه هشت: دوم گروه هفت (هانوفر) ساعت ۳۰:۲۳
جمعه ۹ تير
۵۷- برنده بازى ۴۹ - برنده بازى ۵۰ (برلين) ساعت ۳۰:۱۹
۵۸- برنده بازى ۵۳- برنده بازى ۵۴ (هامبورگ) ساعت ۳۰:۲۳
شنبه۱۰ تير
۵۹- برنده بازى ۵۱- برنده بازى ۵۲ (گلزن كرشن) ساعت ۳۰:۱۹
۶۰- برنده بازى ۵۵- برنده بازى ۵۶ (فرانكفورت) ساعت ۳۰:۲۳
سه شنبه ۱۳ تير
۶۱- برنده بازى ۵۷- برنده بازى ۵۸ (دورتموند) ساعت ۳۰:۲۳
چهارشنبه۱۴ تير
۶۲- برنده بازى ۵۹- برنده بازى ۶۰ -(مونيخ )ساعت ۳۰:۲۳
شنبه ۱۷ تير
۶۳-بازنده بازى ۶۱- بازنده بازى ۶۲- (اشتوتگارت) ساعت ۳۰:۲۳
فينال
يكشنبه ۱۸ تير
۶۴-برنده بازى ۶۱ - برنده بازى ۶۲ (برلين) ساعت ۳۰:۲۳
نوشته شده توسط
در 10:47 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
شنبه 1385/02/30
در 17 دوره گذشته جام جهانی فوتبال که از سال 1930 آغاز شد و در 15 کشور مختلف برگزار شده، در مجموع 644 مسابقه انجام و 1916 گل رد و بدل شده است.
در مجموع 69 عضو فدراسيون جهانی فوتبال، فيفا، در اين بازيها حضور داشتند که تعدادی از آنها نتواسته اند بيش از يک بار در اين مسابقات حضور داشته باشند.
پر افتخارترين تيم: برزيل با کسب 5 عنوان قهرمانی در سالهای 1958، 1962، 1970، 1994 و 2002 پرافتخارترين است. پس از آن آلمان و ايتاليا هر کدام به سه عنوان قهرمانی در رده دوم قرار دارند.
ناکام ترين فيناليست: آلمان که در فينال جامهای 1966، 1982، 1986 و 2002 نايب قهرمان شد.
بيشترين تعداد حضور در جام جهانی: برزيل که در هر 18 دوره جام جهانی حضور داشته است. آلمان و ايتاليا هر کدام با حضور در 15 دوره در رده دوم قرار دارند.
بيشترين گل زده يک تيم: برزيل با 191 گل زده در 87 مسابقه
کمترين گل زده يک تيم: زئير (جمهوری دموکراتيک کنگو فعلی) هند شرقی هلند ( اندونزی فعلی)، کانادا، استراليا، چين و يونان بدون گل زده.
بهترين خط حمله: مجارستان با 87 گل زده در 32 بازی. ( متوسط 2.7 در هر بازی)
بدترين خط دفاع: زئير و هايئتی با 14 گل خورده در 3 بازی (متوسط 4.7 در هر بازی)
بالاترين تفاضل گل: برزيل 109+
پائين ترين تفاضل: مکزيک 36ــ
بهترين گلزن: ژوست فانتين فرانسوی که در جام 1958، 13 گل به ثمر رساند. اين عنوان به گرد مولر آلمانی نيز می تواند داده شود که با 14 گل زده، در دو جام 1970 (10 گل) و 1974 بيشترين گل را به ثمر رسانده است.
بهترين گلزن در يک بازی: اوگ سالنکو ار روسيه که در بازی مقابل کامرون در مرحله مقدماتی جام 1994 5 گل از 6 گل تيمش را به ثمر رساند. اوزه بيو از پرتغال (جام 1966) و اميليو بوتراگوئنو از اسپانيا (جام 1986) هر کدام با 4 گل زده در يک مسابقه در رده دوم قرار دارند.
در 17 دوره گذشته جام جهانی بيش از 1900 گل رد و بدل شده است
پر گل ترين جام: 1998 فرانسه - 171 گل در 64 مسابقه.
کم گل ترين جام: 1930 اوروگوئه و 1934ايتاليا - 70 گل در 18 و 17 مسابقه.
متوسط بيشترين تعداد گل: 5.38 گل در هر بازی در جام سوئيس 1954
متوسط کمترين تعداد گل: 2.21 در هر بازی در جام ايتاليا 1990
پرگل ترين بازی: 12 گل. ديدار دو تيم اتريش و سوئيس در جام 1954 سوئيس که با نتيجه 7 بر 5 به سود اتريش خاتمه يافت.
بيشترين اختلاف گل: 9 گل. ديدار يوگسلاوی و زئير (جمهوری دکومراتيک کنگو) 9 بر صفر به سود يوگسلاوی در جام 1974 و ديدار مجارستان و السالوادور در جام 1982 که با نتيجه 10 بر يک به سود مجارستان تمام شد.
پرگل ترين مسابقه فينال: ديدار دو تيم برزيل و سوئد در جام 1958 که با نتيجه 5 بر 2 به سود برزيل پايان يافت.
کم گل ترين مسابقه فينال: ديدار تيمهای برزيل و ايتاليا در جام 1994 که در پايان وقت قانونی و وقت اضافی بدون گل پايان يافت. نتيجه اين بازی در ضربات پنالتی 3 بر 2 به سود برزيل بود.
سريعترين گل: گل هاکان شوکور، مهاجم ترکيه به کره جنوبی در جريان ديدار رده بندی جام 2002. اين گل در ثانيه يازدهم بازی به ثمر رسيد.
بيشترين تعداد تيمها در بازيهای انتخابی: 194 تيم عضو فيفا برای ورود به جام آلمان 2006 در مرحله انتخابی حضور داشتند.
بيشترين کارت قرمز: 22 اخراجی در جام 1998 فرانسه
کمترين کارت قرمز: 1970 مکزيک که هيچ بازيکنی اخراج نشد.
پرافتخارترين مربی: ويتوريو پوتسو، مربی تيم ملی ايتاليا که دوبار در سالهای 1934 و 1938 ايتاليا را به قهرمانی رساند.
نوشته شده توسط
در 10:25 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
شنبه 1385/02/30
عسل خام از شهد گلها ساخته مى شود. اين در حالى است كه امروزه بيشتر عسلها گرم و پاكسازى شده اند و ارزش غذايى و شيرينى آنها، گرفته شده است. عسل، غذايى انرژى زا است كه داراى تمام مواد معدنى لازم و انواع ويتامينها، آمينو اسيد ها و آنزيمها و ديگر مواد حياتى است.
عسل عارى از هرگونه باكترى است و به ندرت فاسد مى شود و علاوه بر گلوكز و فروكتوز داراى تمام تركيبات B و ويتامينهاى C,D,E,A و مواد معدنى مثل منيزيم، سولفور، فسفر، آهن، كلسيم، كلر، پتاسيم، يد، سديم، مس و منگنز است. علاوه بر تمام اينها عسل داراى فاكتورهاى ضد باكترى و ضد ميكروب است.
عسل خام و تصفيه نشده داراى خواص بيشتر و مفيد ترى است و منبع غذايى قابلى محسوب مى شود.عسل داراى كيفيت ضد عفونى كنندگى نيز هست.
مزاياى عسل عبارتند از:
۱) مطالعات نشان مى دهد، عسل باعث بهبودى بيمارى برونشيت مزمن، آسم، مشكلات سينوسى و انواع آلرژى ها مى شود.
۲) عسل براى مبارزه با افسردگى، خستگى، بى خوابى، اختلالات عصبى، نگهدارى ادرارى، درد شكم، سردرد و افزايش فشار خون مفيد بوده و تجويز مى شود.
۳) عسل باعث زيبايى و پاكيزه كردن پوست شده و بسيارى از اختلالات پوستى را نيز درمان مى كند.
۴) عسل درمان و بهبود زخمها را تسريع مى كند.
۵) عسل هضم بسيارى از غذاها را آسان و سريع مى كند.
۶) عسل داراى خاصيت ملين، مسكن، ضد سم و ضد عفونى كننده است.
نوشته شده توسط
در 8:7 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
چهارشنبه 1385/02/27
شبكه جهاني بي بي سي به جاي گفت وگو با ميهمان يكي از برنامه هاي زنده تلويزيوني، با فرد ديگري كه براي استخدام آمده بود مصاحبه كرد.
به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي، «گاي گوما» كه در انتظار موعد مصاحبه كاري خود بود اشتباهاً به استوديو ضبط راهنمايي شد و مجري برنامه زنده كه تصور مي كرد با كارشناس فناوري اطلاعات روبه روست، از گوما درباره ظرايف تجارت موسيقي در اينترنت سؤال كرد. گوما هم تلاش كرد به تمام سؤالات مجري به دقت پاسخ دهد تا در مصاحبه قبول شود!
بعد از سومين سؤال، مجري متوجه اضطراب ميهمانش شد و موضوع را به دبير خبر اطلاع داد. بالاخره دست اندركاران بي بي سي متوجه شدند كه «گاي گوما» را با «گاي كيوني» كارشناس اشتباه گرفته و راهي استوديو كرده اند. كيوني هم در سالن انتظار نشسته بوده است.
نوشته شده توسط
در 2:52 بعد از ظهر |
لینک ثابت
•
چهارشنبه 1385/02/27
به گزارش خبرگزاري فرانسه ، پليس اسرائيل گفت يك دندانپزشك خشمگين پس از جر و بحث با يك بيمار در مطبش با چكش به جان او افتاد و دندانهايش را خرد كرد!
مشتري از دندانپزشك خواسته بود عكسهاي راديوگرافي دندانهاي پسر دوستش را به او بدهد اما دندانپزشك خودداري كرد و گفت بايد هر مريضي شخصا راديوگرافي دندانهايش را بگيرد.
خلاصه جر و بحث بالا گرفت و كار به يقه و يقه كشي رسيد و دندانپزشك 49 ساله يك چكش بزرگ را برداشت و به جان دندانهاي مشتري ياوهگو افتاد و دندانهايش را خرد كرد!
مشتري بيدندان اكنون ناگزير است براي ترميم دندانها و احتمالا گذاشتن دندان مصنوعي نزد يك دندانپزشك برود كه خونسردتر باشد!
دندانپزشك چكش كار اكنون در بازداشت به سر ميبرد!
نوشته شده توسط
در 2:48 بعد از ظهر |
لینک ثابت
•
سه شنبه 1385/02/26
يك سايت خصوصي آمريكايي كه فروشگاهي آنلاين است به تازگي تي شرت هاي مردانه و زنانه اي را با عكس احمدي نژاد توليد كرده كه در وسط آن جمله «ما همه خواهيم مرد» نوشته شده است؛ we are all gonna die بوي جنگ را به مشام كاسب حرفه اي رسانده و خواسته آن را فراگير كند، علاوه بر تي شرت، محصولات ديگري چون كلاه، كيف، تقويم، ليوان، ساعت ديواري و... را نيز توليد كرده است. بابا كاسب!
اين شركت هنوز برنامه خود را براي جام جهاني، پاسخ نامه بوش، انرژي هسته اي و ساير برنامه هاي احمدي نژاد اعلام نكرده است ولي با اين حال پول خوبي به جيب زده است.
نوشته شده توسط
در 10:16 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
سه شنبه 1385/02/26
ايران ضعيف ترين تيم گروه D : لوييز فيليپه اسكولاري ملقب به "فيل بزرگ" اخيرا طي مصاحبه اي با تلويزيون پرتغال از كريمي، مهدوي كيا و دايي به عنوان بهترين هاي ايران و از تيم فوتبال ايران به عنوان ضعيف ترين تيم گروه D رقابت هاي جام جهاني 2006 نام برده است.
نوشته شده توسط
در 9:45 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
سه شنبه 1385/02/26
يك مادر عصباني چيني لبان پسر 10 سالهاش را تنها براي تنبيه وي دوخت.
سايت اينترنتي"سوهو " چين روزدوشنبه گزارش كرد اين مادر چيني ميخواسته است به اين شكل پسرش را تنبيه كند تا ديگر بدون اجازه او پول برندارد.
اين اتفاق زماني افتاد كهاين پسر 10 ساله چهار "يوان" (حدود 4000 ريال) بدون اجازه از كيف مادرش پول برداشت.
"يوئه يوئه" پسر 10 ساله در استان "ليائو نينگ" در شمال شرق چين زندگي مي كند و مادرش پس از پي بردن از ماجرا، با نخوسوزن لبان پسر رابه يكديگر دوخت.
اين پسر اكنون در بيمارستان بستري است و پزشكان در حال مداواي وي مي باشند.
نوشته شده توسط
در 9:37 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
سه شنبه 1385/02/26
برانكو ايوانكويچ " سرمربي تيم ملي فوتبال ايران دوشنبه شب اسامي ۲۳بازيكن اين تيم را براي شركت در مرحله نهايي مسابقات فوتبال جام جهاني فوتبال ۲۰۰۶آلمان اعلام كرد.
اسامي ملي پوشان كشورمان در پيكارهاي فوق بشرح زير است:
ابراهيم ميرزاپور، حسن رودباريان، وحيد طالبپور، مهدي مهدويكيا، سهراب بختياريزاده، يحيي گلمحمدي، رحمان رضايي، علي كريمي، جواد نكونام فريدون زندي، وحيد هاشميان، علي دايي، رسول خطيبي، حسين كعبي، مهرداد معدنچي، رضا عنايتي، جواد كاظميان، محمد نصرتي، آندرانيك تيموريان، آرش برهاني، ستار زارع، مسعود شجاعي و اميرحسين صادقي.
همچنين مهدي واعظي، هادي شكوري، محرم نويد كيا، ميثم منيعي و مهدي رجب زاده ۵بازيكني هستند كه از اين تيم خط خوردند.
نوشته شده توسط
در 8:20 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
یکشنبه 1385/02/24
ماساژ پيش از سرقت
توكيو: يك سارق كره اي در ژاپن پيش از سرقت از يك منزل به مدت سه ساعت شانه هاي صاحبخانه را ماساژ داد. اين سارق ۲۹ ساله به قصد سرقت پول نقد و كارت عابر بانك صاحبخانه وارد منزل وي شد اما او قبل از ترك منزل به مدت سه ساعت شانه هاي صاحبخانه را ماساژ داد. سارق در توجيه اين اقدام خود گفت: صاحبخانه بسيار مضطرب به نظر مي رسيد به همين دليل شانه هايش را ماساژ دادم تا اينكه آرام شود.
دستگيري زن كلاهبردار
لس آنجلس: يك خانم ۳۵ ساله در آمريكا كه سابقه طولاني در شكايت كردن از نهادهاي خدمات شهري دارد به جرم كلاهبرداري توسط پليس دستگير شد. اين خانم چند سال قبل مدعي شد كه در جريان يك سانحه رانندگي دچار معلوليت شده است به همين دليل براي حركت كردن در خيابان از ويلچر استفاده مي كرد. اما اين پايان ماجرا نبود چون وي در فواصل زماني كوتاه به دادگاه مراجعه مي كرد و مدعي مي شد به دليل وجود نداشتن امكانات رفاهي ويژه معلولان در خيابانها دچار حادثه شده و به همين دليل مسئولان شهر بايد به وي غرامت بپردازند. اما دو روز قبل اين خانم در حال دويدن مشاهده شد و به همين دليل پليس وي را به اتهام تظاهر به معلوليت و كلاهبرداري از مسئولان شهري دستگير كرد.
عطر با رايحه پنير
منچستر: كشور انگليس صاحب يك نوع پنير مخصوص است كه اين پنير همواره در ورق هاي آبي رنگ بسته بندي مي شود. با آنكه اين پنير يكي از نمادهاي كشور انگليس به شمار مي آيد اما بسياري از مردم اين كشور از بوي آن گله مند هستند. آنها معتقدند كه بوي اين پنير كاملا مانند بوي جوراب داخل كفش است. اما اخيراً يك شركت عطرسازي اقدام به توليد نوعي عطر با رايحه همين پنير كرده كه علاقمندان قادرند اين عطر را از طريق اينترنت خريداري بكنند.
مشكلات بهداشت دندان در انگليس
لندن: نتايج يك تحقيق در انگليس حاكي از آن است كه بيش از ۶۰ درصد شهروندان اين كشور براي بيرون آوردن مواد غذايي از لابه لاي دندانهايشان از وسايلي چون پيچ گوشتي، گوشواره و يا قيچي استفاده مي كنند.همچنين ۲۳ درصد مردم هرگز به مواد غذايي موجود لابه لاي دندانهايشان اهميتي نمي دهند و اينچنين احتمال پوسيدگي دندانها افزايش مي يابد.
سه تصادف در شهر
برلين: يك جوان ۲۲ ساله در آلمان كه طي دو ساعت سه بار در شهر تصادف كرده بود توسط اهالي همين شهر دستگير و تحويل پليس شد. اين جوان كه با اسكوتر خود با سرعت سرسام آور در شهر مشغول حركت بود سه سانحه با خسارت بسيار بالا به وجود آورد و جالب اينكه هر بار بدون اينكه خسارت خرابي هاي به وجود آمده را جبران كند پا به فرار گذاشت. سرانجام اهالي اين شهر كوچك وارد عمل شدند و وي را دستگير كردند.
ركورد شكني در آبهاي يخ زده
اسلو: يك مرد ماجراجوي انگليسي ركورد شنا كردن در آبهاي يخ زده را شكست. وي در آبهاي يخ زده يك درياچه در نروژ به طول ۲/۱ كيلومتر شنا كرد. البته وي قبلا در سال ۲۰۰۳ طول يك كيلومتري يك درياچه يخ زده را شنا كرده بود اما اين بار اين مسافت را طي ۲۳ دقيقه و ۵۰ ثانيه طي كرد و ركورد قبلي خود را بهبود بخشيد. وي گفت پس از ۱۵ دقيقه شنا كردن احساس كرد كه ديگر دستها و پاهايش به بدن متصل نيست.
نوشته شده توسط
در 11:45 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
یکشنبه 1385/02/24
متن زير را مرتضي آويني نوشته است. براي فيلمي كه درباره مجروح شيميايي نابينا شمس جهان آرا است. جهان آرا در خانه جانبازان در شهر كلن آلمان است و فيلم به حرف ها و درد دل هاي او و سايرجانبازان مي پردازد. اما فيلم درهمان سال 68 ازسوي مسوولين وقت بنياد شهيد براي پخش تلويزيوني نامناسب تشخيص داده مي شود و در تمام اين سال ها سرنوشتي بهتر از حضور در آرشيو نداشته است.
اهل بصيرت را با شهر كوران چه كار؟ ماه ها ازپايان جنگ و بسته شدن باب جهاد في سبيل الله گذشته است و براي بسياري جنگ ديگر جزء خاطره اي دور از يك دوران سپري شده هيچ نيست. اما براي آن كه قسمتي ازوجود خويش را درجنگ نهاده است چگونه پايان يابد؟ براي آن كه چشم هايش را در جنگ نهاده است دستش را، پايش را، دست هايش، را پاهايش را، و چه بسا چشم ها ودست ها و پاهايش را درجنگ نهاده است، چگونه ممكن است كه جنگ پايان يابد ؟
براي او جنگ خاطره اي دوراز يك دوران سپري شده نيست... باب جهاد را خداوند برمن و تو بسته است، اما براي او همچنان مفتوح است؛ چرا كه چشمانش ديگربازنگشته اند.
دلاوري ديگر پاهايش را نثارمجد و عظمت اسلام كرده است واگر چه در داربقاء، آن جا كه من و تو را پاي رفتن نيست، او پاهايش را درنزدخداوند خواهد يافت؛ اما اين جا دارفناست و آنچه فاني شدني است بازنمي گردد... و او هم در انتظار معجزه نيست و رضاي خويش را در رضايت خداوند مي داند. اگر چه جوان است وهنوز ازدواج نكرده است، اما براي او جنگ تراژدي نامطلوبي ازيك دوران غم بارنيست خورشيد حيات بخشي است كه هنوز درآسمان سينه اش روشن است. شيطان مي خواست كه با قدرت سلاح برجهان حكومت يابد ومومنين با گوشت و پوست و رگ و استخوان در برابرش ايستادند. بمب ها و موشك هايش را به جان خريدند ودرفضايي آكنده ازبخارات مرگ بار شيميايي از استقلال و شرف و عزت خويش دفاع كردند... و هرگز در برابر عمل خويش مزدي نخواستند. اما اكنون كه علي الظاهر جنگ خاتمه يافته است، آيا بايد درفراموش كده ها و غفلت كده هاي اذهان من و تودرهياهوي شهر گم شوند و… شايد جنگ خاتمه يافته باشد، اما مبارزه هرگز پايان نخواهد يافت وزنهاراين غفلتي كه من و تو را در خود گرفته است، ظلمات قيامت است. آن گاه كه آسمان انفطار يابد و ستارگان پراكنده شوند، آن گاه كه درياها شكافته شوند وانسان ها سر از قبرها بردارند، خواهند دانست كه چه پيش فرستاده اند و چه واپس نهاده اند.
يا ايها الانسان چيست؟ آنچه تو را فريفته و بر آفريدگارت غره داشته است؟ آفريدگاري كه تو را آفريده است واستوار داشته؛ براين صورت پرداخته است. اما حاشاوكلا كه شما روز جزا را تكذيب مي كنيد، حال آن كه او برشما نگهباناني گماشته است؛ كراما كاتبين. مي دانند كه چه مي كنيد. ابرار درنعيم اند و فجاردرجحيم... ابرار در بهشت اند و بدكاران دردوزخي كه روز جزا به آن وارد خواهند شد .. و حتي لحظه اي ازآن غياب نخواهند يافت. و تو چه مي داني كه روزجزا چيست؟ و باز، تو چه مي داني كه روزجزا چيست؟ آن روز كه كسي را برديگري اختياري نيست و فرمان هر چه هست، خاص خداست. اهل بصيرت را با شهر كوران چه كار؟ او را چشم ظاهر نيست وآنان را چشم باطن وازميان توخود بگو كه كدام يك كورند؟ صم بكم عمي فهم لا يعقلون... چشم بگشا وببين كه چگونه آخرالزمان سررسيده است و گفته هاي پيامبر(ص) درحجه الوداع تعبيريافته ... وفساد برو بحررا پركرده است! برادرم ! چشم بگشا و ببين كه ازكجا مي گذري! اي شمس جهان آرا؛ تو كجا واين بيغوله تاريك كجا؟ و چگونه اين تمثيل دردناك فراهم آمده است، تو كجا واين بازار مكاره شيطان كجا؟
و مگر نه اين كه آن بخارات شيميايي جهنمي كه چشم تورا بازگرفته اند دركارخانه هاي همين شهر و شهرهايي چنين / شهرهاي آلمان وديگركشورهاي غربي / ساخته مي شوند؟ شمس جهان آرا به ميهماني موش هاي كور آمده است و آنان درنمي يابند واصلا چگونه دريابند وقتي كه چشمان باطن شان كور است وهيچ چيز را جز خود و اهواء رنگارنگ خود نمي بينند؟
اگرنه جانبازي كه چشمان ظاهرش را اسلحه مرگباري كوركرده است كه دركارخانه هاي اينان ساخته مي شود. حجتي است كه خداوند برآنان تمام كرده است. كجاست وجدان بيداري كه چشم بدين عبرت بازكند؟ جانبازي كه چشمان خود را درراه اقامه عدل باخته است واستقرار احكام خدا برزمين ... اما اين سخنان آن همه ازاين ديارمرگ زده وساكنانش دوراست كه كسي بيدار نمي شود: وما انت بسميع من في القبور؟ مردگان خفته درقبرستان اهواء نفس، اسيران سياه چال هاي شهوات ساكنان ديار ظلمت جاودانه اند. منجي بشر و بشيرعشق را آري، بسيجي جانباز را درشهر كوران باورنخواهند كرد. اگر نه آنان را مي گفتم كه شفاي كوردلي خويش را از تو بخواهند؛ از تو كه حدقه چشمانت خالي است اما چشمان باطنت سرشاراز شهود هفت آسمان وزمين است...
اي منجي بشر، بشيرعشق بسيجي !تو كجا و اين جا كجا؟ اين غربي ترين مغرب حقيقت برگستره سياره رنج ...اين جايي كه خفتگانش را جز نهيب مرگ چيزي بيدار نخواهد كرد... جز مرگ و صوراسرافيل! آن گاه كه آسمان انفطاريابد و ستارگان پراكنده شوند. آن گاه كه درياها شكافته شوند و انسان ها سر ازقبرها بردارند ، خواهند دانست كه چه پيش فرستاده اند وچه واپس نهاده اند... يا ايهاالانسان! چيست آنچه تورا فريفته است و برپروردگارت غره داشته است؟ وتو چه مي داني كه روز جزا چيست ؟ آن روز كه كسي را برديگري اختياري نيست و فرمان هر چه هست خاص خداست. اهل بصيرت را با شهر كوران چه كار؟
بشير عشق در شهر كوران
كارگردان : نادرطالب زاده
فيلمبردار: صادق ميانجي
صدابردار : مجيد مصدق
نويسنده و گوينده متن :
شهيد سيد مرتضي آويني
تهيه شده در سال 1368كلن ، آلمان
خانه جانبازان
زمان فيلم : 30 دقيقه
نوشته شده توسط
در 11:39 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
یکشنبه 1385/02/24
تام كروز براي تبليغ فيلم تازه اش، «مأموريت غيرممكن 3» با هليكوپتر، ماشين آتش نشاني، موتورسيكلت و قايق تندرو در گوشه و كنار شهر نيويورك ظاهر شده است.
اين ستاره مشهور سينما براي حضور در اولين نمايش فيلمش در اين شهر از وسايل نقليه غيرمتعارف استفاده كرد تا حول و حوش فيلمش سروصدايي ايجاد كند.
او كه توسط طرفداران، عكاسان و گروه فيلمبرداري تعقيب مي شد همچنين از اتومبيل پرسرعت و مترو براي رفت و آمد خود استفاده كرد.تازه ترين بخش از ماجراهاي مجموعه سينمايي مأموريت غيرممكن هفته گذشته بر روي پرده سينماهاي دنيا رفته است.در منطقه منهتن نيويورك يك ماشين آتش نشاني تام كروز را بالا برد تا سوار هليكوپتر شده و به محل نمايش فيلمش برود.كمتر از يك ساعت بعد، او سوار بر موتورسيكلت به سمت سالن نمايش ديگري كه فيلم را نمايش مي داد، حركت كرد. تبليغاتچي هاي فيلم سعي كردند مسير رفت و آمد تام كروز را مخفي نگه دارند تا هيجان بيشتري در بين طرفداران و عكاسان ايجاد كنند كه براي ديدن او دنبالش به راه مي افتادند. به رغم تولد دخترش در 18 آوريل گذشته، تام كروز براي تبليغ اين فيلم به دور دنيا سفر كرده است. جي جي آبرامس
(JJ Abrams) سازنده اين فيلم، خالق مجموعه تلويزيوني موفق گمشدگان (lost) است.كروز تاكنون به رم، پاريس و لندن سفركرده و روز پنجشنبه نيز براي اولين نمايش فيلمش به لس آنجلس رفت.فيليپ سيمور هافمن برنده اسكار بهترين بازيگر مرد نيز در فيلم مأموريت غيرممكن3 بازي كرده است.
نوشته شده توسط
در 10:54 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
یکشنبه 1385/02/24
از مزاياي جستجو در موتورهاي جستجوگر، پيدا کردن سايتهاي اينترنتي مختلف درباره موضوع مورد نظر کاربر است. اما گاهي اوقات مشکلاتي براي استفاده از اين سايتها هم وجود دارد.
مثلا زبان استفاده شده براي نوشتن سايت مي تواند يکي از اين مشکلات باشد. فرض کنيد سايتي را پيدا کرده ايد و مطمئن هم هستيد که مطالب مورد نظر شما در آن وجود دارد.
اما اين سايت به زبان ژاپني يا يوناني و يا هر زباني که شما با آن آشنايي نداريد ، نوشته شده است. حال چگونه مي خواهيد از آن استفاده کنيد. اولين راه که به ذهنتان خواهد آمد ، استفاده از لغتنامه آن زبان است که البته کار را بسيار کند و مشکل خواهد کرد. اما راه ديگري هم وجود دارد که ياهو آن را ارائه کرده است. ياهو به تازگي يک سايت اينترنتي جديد راه اندازي کرده است که کاربران مي توانند آدرس URL هر سايتي را در آن وارد کرده و پس از انتخاب زبان جديد در آن ، ترجمه مطالب آن سايت را در اختيار داشته باشند. اين سرويس آنلاين و رايگان از طريق فناوري Babel Fish در اختيار کاربران قرار گرفته است.
فناوري Babel Fish ، يکي از فنآوريهاي پيشرفته در زمينه ترجمه آنلاين است و در طي هشت سال اخير حرف اول را در شبکه اينترنت زده است. اين فناوري در ابتدا توسط موتور جستجوي آلتاويستا طراحي شد و در سال 2003 ، شرکت ياهو امتياز کامل آن را خريداري کرد. سرويس Babel Fish قابليت ترجمه 38 جفت زبان معتبر دنيا به يکديگر را دارد که از آن جمله مي توان به انگليسي به کره اي ، فرانسوي به آلماني و يوناني به انگليسي اشاره نمود. با وجود اينکه زمان زيادي از ارائه سرويس جديد ياهو نمي گذرد ، اما در بين کاربران اينترنتي طرفداران زيادي پيدا کرده است. شما هم مي توانيد براي استفاده از آن ابه آدرس babelfish.yahoo.com مراجعه کنيد.
نوشته شده توسط
در 10:47 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
یکشنبه 1385/02/24
عادل فردوسى پور
براى ما ايرانى ها كه تنها راه ارتباطى مان با جهان فوتبال در دهه ۸۰ و اوايل دهه ۹۰ ديدن رقابت هاى جام جهانى بود، اين مسابقات جايگاه ويژه اى دارد.اين بازى ها قسمت عمده اى از خاطرات فوتبالى مان را تشكيل مى دهد. فرصت طلبى روسى در ۸۲ جادوى مارادونا در ،۸۶ اقتدار ماتيوس در ۹۰ و اشك هاى باجو و بارزى در ۹۴ هميشه در جلوى چشمانمان است و در واقع با وجودمان عجين شده.آن صحنه هاى خاطره انگيز هيچ گاه برايمان كهنه نشده است. به دنبال يك عكس كوچك نه چندان باكيفيت از مارادونا، پلاتينى، كولمانس و ماتيوس مى گشتيم تا در فاصله چهار ساله دو جام، حافظه فوتبالى مان را زنده نگه داريم. در اين مقطع يك ماهه به قول بابى رابسون ما با فوتبال مى خوابيم. فوتبال مى خوريم و در يك كلام با فوتبال زندگى مى كنيم.ما با جام جهانى زندگى مى كنيم. چه در سال ۹۸ كه پس از پيروزى بر آمريكا به خيابان ها رفتيم و پس از شكست مقابل آلمان افسوس خورديم كه چرا جاه طلب نبوديم و چه در ۲۰۰۲ كه له شدن عربستان را در جشنواره فوتبال تماشا كرديم و حسرت خورديم و حالا هم در روياهاى خود به اين فكر مى كنيم كه پس از مهار رونالدو و فيگو و امثالهم در دور بعد با هلند روبه رو شويم بهتر است يا آرژانتين!اين افسون فوتبال است كه ما را در روياها غرق مى كند و به اوج و حضيض مى برد. آرى اين جادوى فوتبال است كه براى يك ماه ما را به دنياى ديگر مى برد، دنيايى فارغ از دغدغه هاى هميشگى!
نوشته شده توسط
در 8:55 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
یکشنبه 1385/02/24
ما روي حضور يا عدم شرکت رسول خطيبي ملي پوش سپاهان هيچ حساسيتي نداريم و مقابل پرسپوليس براي اين بازيکن جايگزين خواهيم داشت.
محمد رضا ساکت مديرعامل باشگاه سپاهان ضمن بيان مطلب فوق گفت: ما حساسيت خاصي روي محل برگزاري اين ديدارنداريم و هرکجا اعلام شود بازي ميکنيم و مطمئنا" پرسپوليس روز سختي مقابل سپاهان خواهد داشت. وي ادامه داد: ما حاضريم در ميدان ونک تهران نيز مقابل پرسپوليس به ميدان برويم.
نوشته شده توسط
در 8:33 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
شنبه 1385/02/23
1. فداها ابوها: روزي جمعي از شيعيان وارد مدينه ميشوند و تعدادي پرسش از خاندان امامت داشتند. اما امام موسي بن جعفر و امام رضا (ع) تشريف نداشتند. مسافران غمگين قصد بازگشت داشتند که حضرت معصومه(س) که هنوز به سن بلوغ هم نرسيده بود، پاسخ پرسشهاي آنان را مينويسد. شيعيان در حال ترک مدينه با امام کاظم (ع) روبرو شده و شرح ماجرا را بازگو ميکنند و دستخط حضرت معصومه(س) را نشان پدر ميدهند. امام بسيار مسرور گشته و ميفرمايد: فداها ابوها
2. فضيلت زيارت: حضرت معصومه(س) امامزاده اي است که زيارتنامه اش از ناحيه معصوم صادر شده است. زيارتنامهاي که هم اکنون خوانده ميشود همان زيارتنامه مشهوري است که امام رضا (ع) به سعد بن سعد آموخت. امام صادق و امام رضا و امام جواد(ع) در احاديث مختلفي زيارت حضرت معصومه(س) را مساوي با روزي شدن بهشت ميدانند.
3. شفيعه: حضرت فاطمه معصومه(س) بعد از حضرت فاطمه زهرا(س) دومين زني است که نص اهل بيت (ع) داراي مقام شفاعت است. امام صادق (ع) ميفرمايد : زني از فرزندان من در قم از دنيا ميرود که نامش فاطمه است و به شفاعت او، همه شيعيان وارد بهشت ميشوند.
نوشته شده توسط
در 2:3 بعد از ظهر |
لینک ثابت
•
شنبه 1385/02/23
سايت فردا مدعي شد: يک منبع مطلع اعلام کرد: گروهي از محافظان محمود احمدينژاد رئيسجمهوري در اعتراض به شرايط سخت کاري خود، استعفا کردهاند. به گفته وي، در دوره جديد ميزان مزاياي شغلي محافظان رئيسجمهور کاهش يافته اما کار آنها به شدت افزايش يافته است. اين در حالي است که حتي گفته ميشود، بيتوجهي رئيسجمهور به رعايت موارد حفاظتي در حدي است که وي در تعطيلات نوروز بدون محافظ به همراه خانواده سوار بر خودروي شخصياش به منزل برادرش در شهرک شهيد محلاتي رفته است.
نوشته شده توسط
در 9:56 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
شنبه 1385/02/23
زني ايتاليايي كه براي فروش لوازم آرايش «معجزهآساي» خود در تلويزيونهاي ايتاليا معروف است به علت ادعاهاي دروغ درباره محصولات خود به 10 سال زندان محكوم شد.
به گزارش بيبيسي، دادگاهي در ميلان به وانا مارچي دستور داد 2.8 ميليون دلار به كساني كه دروغهاي او را باور كردهاند ، بپردازد.
دوست پسر و دختر او هم كه به ترتيب به 10 سال و 4 سال زندان محكوم شدند بايد در پرداخت اين پول سهيم باشند.
وكيل مارچي و استفانيا نوبيل ، دختر او ، گفت: تقاضاي فرجام خواهد كرد. اين دو قبلا در پرونده كلاهبرداري ديگري به 2.5 سال زندان محكوم شده بودند.
او در دهه 1990 از فروش وسايل آرايشي توليدي خود دست برداشت و به دروغ ادعاي ورشكستگي كرد كه به علت آن تحت تعقيب قرار گرفت.
سروكله وي چند سال بعد بار ديگر براي تبليغ فروش بليتهاي بختآزمايي، در تلويزيونهاي ايتاليا پيدا شد.
گفته شده است وي در فاصله سالهاي 1996 و 2001 از فروش شمارههاي بختآزمايي 42.2 ميليون دلار سود برد.
نوشته شده توسط
در 9:53 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
چهارشنبه 1385/02/20
به بركت گسترش فرهنگ سرمايهداري در كره جنوبي، قيافه پدران و مادران كرهاي آنقدر براي فرزندانشان مهم شده كه تلاش ميكنند به بهانه روز مادر و پدر هم كه شده، چهره پدران و مادران خود را تغيير دهند.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب» به نقل از «رويترز»، مردم كره جنوبي به طور سنتي، معمولا از گل و پول براي هديه دادن به والدينشان استفاده ميكردند، اما هماكنون عده بسياري از بچهها با دادن كوپنهاي جراحي پلاستيك به والدينشان، اين كار را انجام ميدهند. رسانههاي محلي اين كشور، بيشترين سفارشات هداياي سال گذشته را بررسي كرده و به اين نتيجه رسيدند كه جراحيهاي پلاستيك و به ويژه كاشت مو، بيشترين هداياي روز والدين بودهاند.
كلينيكهاي جراحي زيبايي در سئول ميگويند: آنان هفتهها به شدت درگير نوبتهايي بودهاند كه بچهها براي والدينشان گرفته بودند.
استفاده از جراحي براي بهبود سيماي يك نفر در كره جنوبي، امري معمول است و كمتر به كساني كه تحت اين اعمال مثل جراحي زيبايي پلكها و شكل دادن به بيني و... قرار گرفتهاند، به ديد بدي نگاه ميشود. هديه فارغالتحصيلي بسياري از فرزندان نيز پرداخت هزينه جراحي زيبايي از سوي والدين است كه به ويژه در سالهاي اخير بسيار رايج شده است.
تعداد نوبتهاي پزشكي كه فرزندان براي مادرشان ميگيرند، نسبت به پنج سال پيش 50 درصد افزايش يافته است.
نوشته شده توسط
در 10:35 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
چهارشنبه 1385/02/20
نيويورك: ديويد بلين ماجراجوي مشهور آمريكايي در ثبت يك ركورد جديد ناكام ماند. وي قصد داشت بيش از ۸ دقيقه و ۵۸ ثانيه بدون نفس كشيدن زير آب بماند كه موفق به انجام چنين كاري نشد. براي اينكه وي به اين ركورد دست يابد پاهاي خود را با زنجير به كف يك گوي مملو از آب بسته بود اما پس از گذشت ۷ دقيقه و ۸ ثانيه ناگهان بدنش سياه شد و به همين دليل دو غواص بلافاصله به داخل گوي شيرجه زدند و زنجيرهاي وي را آزاد كردند. او هم اكنون تحت مراقبت هاي پزشكي قرار دارد.
نوشته شده توسط
در 10:0 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
چهارشنبه 1385/02/20
لندن: يك ماهي آكواريومي باعث تخريب منزل يك شهروند در لندن شد. داستان از اين قرار بود كه اين ماهي آكواريومي با يكي ديگر از ماهي هاي داخل اين مخزن درگير شد كه بر اثر آن مقداري آب از داخل آكواريوم بيرون ريخت و آب روي يك سه راهي برق پاشيده شد. بر اثر تماس آب با برق، اتصالي رخ داد و تمام مبل هاي موجود در منزل طعمه حريق شد. خوشبختانه پيش از تخريب كامل منزل، صاحب آن به همراه دو فرزندش از اين مكان خارج شدند.
نوشته شده توسط
در 9:58 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
چهارشنبه 1385/02/20
بايزيد گفت: به صحرا شدم عشق باريده بود و زمين تر شده ، چنانكه پاي به برف فرو شود به عشق فرو مي شد.
تذكرة الاوليا ء _ عطار نيشابوري
نوشته شده توسط
در 9:55 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
چهارشنبه 1385/02/20
دخترى جوان كه تسليم نيت شيطانى پسرجوانى شده بود، او را به خانه شان كشاند تا برادرش به انتقامجويى مرگبارى دست بزند.اين ادعاهاى خواهر و برادر كه با طراحى جنايتى هولناك، پسرى را كشته اند از سوى قضات دادگاه كيفرى استان تهران تحت بررسى قرار خواهد گرفت.بنا به اين گزارش؛ اسفندماه سال ،۸۳ مردى در مراجعه به پليس قلعه حسن خان ادعا كرد پسرش از روز ۱۹ اسفندماه سال ۸۳ خانه شان را ترك كرده و ديگر برنگشته است.وقتى تيم تحقيق به بررسى هاى گسترده اى براى يافتن ردپايى از اين پسر پرداخت در اقدامات مخابراتى به دخترى رسيدند كه با جوان ناپديد شده آشنا بود.
اين دختر وقتى از سوى كارآگاهان بازجويى شد، ادعا كرد قربانى مدت ها پيش با تهديد چاقو او را ربوده است و پس از تعرض بارها با تماس هاى تلفنى مزاحم وى شده است تا اينكه آخرين بار با گرفتن يك ميليون تومان پول به تركيه رفته و تعهد داده ديگر سراغ وى برنگردد.در حالى كه دختر جوان از سرنوشت پسر جوان اظهار بى اطلاعى مى كرد، تيم تحقيق ردپاى وى در چگونگى ناپديد شدن پسر را به دست آوردند تا اينكه دختر جوان وادار به اعترافات تكان دهنده اى شد.وى گفت: يك بار از سوى اين پسر به وى تعرض شده و از آن پس تحت فشار بوده و قربانى اصرار داشته او را به تركيه ببرد اما وقتى دچار بيمارى افسردگى و اضطراب شده برادرش با پى بردن به سرگذشت تلخ او، خواسته تا در تماس تلفنى وى را به خانه بكشاند.وقتى برادر دختر جوان، نيز بازداشت شد با تأييد اين ادعاها گفت: «بايد تاوان ناموس ما را مى داد براى انتقامگيرى پسر جوان را به خانه كشانديم و او را با ضربات چوب و چاقو كشتم، سپس جسدش را داخل پلاستيك سياهرنگ زباله جاسازى كردم و با انتقال به خيابان ۳۰ مترى داخل جدول انداختم.»با اين اعترافات، تيم تحقيق با توجه به اينكه بررسى ها نشان داد جسد قربانى روز ۲۱ اسفندماه _ دو روز بعد از ناپديد شدن _ از جوى آب بيرون كشيده شده، خواهر و برادر را عاملان اين جنايت شناخت.
بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، پرونده اين جنايت در اختيار قاضى عزيزمحمدى و چهارقاضى مستشار شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران قرار گرفته است.
نوشته شده توسط
در 8:57 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
چهارشنبه 1385/02/20
هرچه به زمان نمايش فيلم «رمز داوينچى» در جشنواره كن نزديك مى شويم اعتراض هاى مسيحيان نسبت به فيلم هم گسترش مى يابد. كاردينال «فرانسيس آرنيزه» يكى از نامزدهاى مقام پاپ در سال گذشته در بيانيه اخير خود عليه فيلم رمز داوينچى مسيحيان را به واكنش در برابر اين فيلم فراخواند. اين كاردينال از مسيحيان خواست عليه فيلم و كتاب كه به مقدسات مسيحيان و كليسا توهين كرده است اقامه دعوى كنند.«آرنيزه» كاردينال نيجريه اى و از رقباى سال گذشته پاپ بنديكت شانزدهم اين بيانيه را فيلمى مستند با نام «رمز داوينچى، نيرنگى زيركانه» ايراد كرده است. اين فيلم به كارگردانى «ماريوبياستى» فيلمساز رمى براى آژانس «رم ريپورتز» آژانس فيلم كاتوليك ساخته شده است.بيانيه كاردينال «آرنيزه» تنها ۱۰ روز پس از فراخوانى كاردينالى ديگر از واتيكان به تحريم «رمز داوينچى» منتشر شده است.پدر كاتتالامسا نيز معتقد است اين فيلم تنها تلاشى براى به دست آوردن پول است و در اين ميان آنچه به فروش گذاشته مى شود حضرت مسيح(ع) است.او كه در مراسم جمعه مقدس صحبت مى كرد تمامى تلاشش را به كار گرفت تا از اشاره مستقيم به كتاب و فيلم پرهيز كند اما از آن به عنوان اثرى ياد كرد كه دربرگيرنده ايده جديدى است و ادعا مى كند حضرت مسيح به صليب كشيده نشده و جان خود را از دست نداده بلكه همراه با مريم مجدليه گريخته و صاحب فرزندى شده است.البته اين اشاره با آنچه در كتاب آمده تفاوت دارد، اما نكته جالب اين است كه هر دو كاردينال در اظهارات خود بر اين نكته تاكيد كرده اند كه اگر اين توهين به يكى ديگر از اديان شده بود طرفداران آن هرگز ساكت نمى نشستند.در اين ميان اظهارنظر تام هنكس هنرپيشه اسكارى سينما كه در فيلم «رمز داوينچى» نيز ايفاى نقش كرد جالب است.او معتقد است كشيش ها به جاى اينكه فيلم «رمز داوينچى» را تبديل به يك اثر جنجالى كنند، مى توانند از اين فيلم به عنوان عاملى براى افزايش تعداد شركت كنندگان در مراسم مذهبى استفاده كنند. تام هنكس در اين باره مى گويد: به نظر من نمايش اين اثر مى تواند به نفع كليساها باشد چرا كه بابى را براى گفت وگوى بيشتر فراهم مى كند. اگر كليسا اعلام كند كه روز چهارشنبه مى خواهد در مورد يك مسئله دينى صحبت كند شايد تعداد اندكى از مردم در مراسم حاضر شوند اما اگر كليسا اعلام كند مى خواهد فيلم «رمز داوينچى» و صحت و سقم اين اثر را بررسى كند بى ترديد تعداد بيشترى از مردم شركت خواهند كرد.در اين ميان دامنه اعتراض ها گسترده شده و تا آسيا نيز گسترش پيدا كرده است. انجمن مسيحيان كره (CCK) نيز در تلاش براى توقيف نمايش اين فيلم به اعتراض برخاست اما موفقيت چندانى به دست نياورد چرا كه استوديو سونى پيكچرز كه توزيع فيلم را برعهده دارد موافقت دولت كره را براى نمايش اين اثر جلب كرده است.«رمز داوينچى» با بودجه ۱۰۰ ميليون دلارى ساخته شده و تام هنكس، آدرى تاتو و ژان رنو از هنرپيشگان اين اثر هستند.«دن براون» نويسنده كتاب «رمز داوينچى» چندى پيش از طرف دو نويسنده به دادگاه كشيده شده بود اما اين دو نتوانستند ادعاى خود را به اثبات برسانند و براى همين دن براون تبرئه شد.او بعد از دادگاه اعلام كرده بود كه مى خواهد تمام درها را به روى خودش ببندد و به دور از جنجال به كتاب آينده اش فكر كند اما ظاهراً جنجال نمى خواهد دست از سر او بردارد.
نوشته شده توسط
در 8:52 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
چهارشنبه 1385/02/20
سايت رقابت هاى جام جهانى اقدام به انتشار شعارهاى تيم هاى حاضر در اين مسابقات به شرح ذيل كرد:
• گروه A:
آلمان: «ما فوتبال هستيم»
اكوادور: «اكوادور زندگى ام، فوتبال تعصبم، جام هدفم»
لهستان: «سفيد و قرمز، خطرناك و دلير»
كاستاريكا: «تيم ما ارتش ماست و توپ اسلحه مان. به آلمان مى رويم و با تمام وجود خواهيم جنگيد»
• گروه B:
انگلستان: «يك ملت، يك جام، يازده شير»
پاراگوئه: «از قلب آمريكا ... اين روحيه گوارايى است»
ترينيداد و توباگو: «اين هم دلاوران سوكا، روحيه جنگندگى كارائيبى ها»
سوئد: «بجنگ! روحيه ات را نشان بده! بيا! همه شما را حمايت مى كنند»
• گروه C:
آرژانتين: «برخيز! آرژانتين در راه است.»
ساحل عاج: «فيل ها بجنبيد! به روش خود جام را ببريد»
صربستان و مونته نگرو: «تنها به عشق بازى»
هلند: «نارنجى ها در راه طلايى شدن»
• گروه D:
مكزيك: «هيجان آزتك در سراسر جهان»
ايران: «ستارگان پارس»
آنگولا: «آنگولا در راه است، تيم ما، ملت ماست»
پرتغال: «با پرچمى كنار پنجره و ملتى در ميدان، پرتغال پيروز است»
• گروه E:
ايتاليا: «آبى افتخار ما، ايتاليا در قلب ماست»
غنا: «ستارگان سياه برويد، ستارگان جهان ما»
ايالات متحده: «با هم بازى مى كنيم و با هم مى بريم»
جمهورى چك: «ايمان و داشتن قدرت يك شير، آرزوى ما براى پيروزى و هودارانمان است»
• گروه F:
برزيل: «وسيله اى كه يكصد و هشتاد ميليون قلب برزيلى آن را كنترل مى كند»
كرواسى: «با آتشى در وجودمان، پيش به سوى مرحله نهايى»
استراليا: «فوتباليست هاى استراليا، پيش به سوى افتخار»
ژاپن: «روحيه سامورايى تان را نشان دهيد»
• گروه G:
فرانسه: «آزادى، برابرى، ژول ريمه»
سوئيس: «،۲۰۰۶ ساعت سوئيس است»
كره جنوبى: «كره، متحد، اسطوره تمام نشدنى»
توگو: «انگيزه براى پيروزى و تشنگى براى موفقيت»
• گروه H:
اسپانيا: «اسپانيا، يك كشور، يك هدف»
اوكراين: «با حمايت ما، اوكراين نمى تواند موفق نشود!»
تونس: «عقاب هاى كارتاژ، بالاتر و قدرتمندتر از هميشه»
عربستان سعودى: «شاهين هاى سبز نمى توانند متوقف شوند»
نوشته شده توسط
در 8:36 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
چهارشنبه 1385/02/20
ليليان گرترود آسپوند، آخرين بازمانده كشتي تايتانيك در 99 سالگي جان سپرد. به گزارش ايسكانيوز، ليليان كه طي آخرين روزهاي عمرش در شرز بري زندگي ميكرد هنگام غرق تايتانيك فقط پنج سال داشت.
بر اثر اين حادثه، دريا قربانگاه پدر و سه برابر ليليان شد و مادرش كه هرگز نتوانست فاجعه را فراموش كند در پنجاه و دومين سالگرد غرق شدن تايتانيك، به شوهر و پسرانش پيوست. آخرين بازمانده كشتي تايتانيك كه تمامي حوادث آن روز شوم را جزء به جزء براي خبرنگاران تعريف كرده بود سرانجام روز يكشنبه در 99 سالگي به خواب ابدي رفت. تايتانيك سال 1912 ميلادي در آبهاي تايتانيك آتلانتيك شمالي به دنبال برخورد با كوه يخ غرق شد و يك فاجعه مرگبار تاريخي لقب گرفت.
نوشته شده توسط
در 8:32 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
چهارشنبه 1385/02/20
بهترين خاطره اي كه «بوش كوچك» از همه اين پنج سال خرابكاري اش در صدر دم و دستگاه دولتي آمريكا يادش مانده، گرفتن يك ماهي 5/3 كيلويي از آب بوده است!رئيس جمهور آمريكا البته اين خاطره «غيرمنتظره» را در گپي با روزنامه «بيلد» آلمان تعريف كرده كه از او در مورد بهترين و بدترين لحظات رياست جمهوري اش سؤال كرده است. اما خوب، در مورد سؤال دوم جوابش قابل پيش بيني تر بوده... چون كه بدترين لحظه سال هاي پشت سرش را ماجراي وحشتناك 11 سپتامبر 2001 بيان كرده است. ولي در مورد بهترينش شك نداشته و صيد اين ماهي 5/3 كيلويي كه از درياچه مزرعه اش گرفته، هنوز هم او را كلي ذوق زده مي كند.
نوشته شده توسط
در 8:29 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
سه شنبه 1385/02/19
يكي از مقامات حزب حاكم تركيه كه در مراسم گراميداشت كمال آتاتورك بنيانگذار تركيه نوين مشغول جويدن آدامس يود بازداشت شد.
به گزارش فارس بنا بر اعلام خبرگزاري آناتولي، ويسل داجي رئيس دفتر حزب عدالت و توسعه در شهر فاتسا در حاشيه درياي سياه، در مراسم اهداي تاج گل به يكي از بناهاي يادبود آتاتورك شركت كرد ولي چون در حين برگزاري اين مراسم مشغول جويدن آدامس بود، بازداشت شد.
دالجي يك داروساز 38 ساله است و دو فرزند دارد.
وي اعلام كرده، چون ميخواسته بوي بد سير از دهانش برود مشغول جويدن آدامس بوده است. هنوز مشخص نشده است چه مجازاتي در انتظار وي است.
اين مراسم همزمان با روز تاسيس جمهوري تركيه برگزار شد.
نوشته شده توسط
در 3:11 بعد از ظهر |
لینک ثابت
•
دوشنبه 1385/02/18
چون درختي در صميم سرد و بي ابر زمستانی
هر چه برگم بود و بارم بود
هر چه از فر بلوغ گرم تابستان و ميراث بهارم بود
هر چه ياد و يادگارم بود
ريخته ست
چون درختي در زمستانم
بي كه پندارد بهاري بود و خواهد بود
ديگر اكنون هيچ مرغ پير يا كوري
در چنين عرياني انبوهم آيا لانه خواهد بست ؟
ديگر آيا زخمه هاي هيچ پيرايش
با اميد روزهاي سبز آينده
خواهدم اين سوي و آن سو خست ؟
چون درختي اندر اقصاي زمستانم
ريخته ديري ست
هر چه بودم ياد و بودم
. . .
مهدی اخوان ثالث
نوشته شده توسط
در 11:13 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
دوشنبه 1385/02/18
در گرمابه شدم و آبي بود، فراگذاشتم. جواني چون ماه از گوشه گرمابه آواز داد كه: تا چند آب بر ظاهرپيمايي؟ يك راه آب به باطن فروگذار.
*تذكره الاوليا- عطار نيشابوري
نوشته شده توسط
در 10:7 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
دوشنبه 1385/02/18
مانيل: مادران شيرده در فيليپين ركورد شير دادن همزمان به كودكان را شكستند. در اين ركورد شكني ۳۷۳۸ مادر همراه با كودكان خود در يك مكان مشخص گرد هم آمدند و به صورت همزمان و به مدت يك دقيقه به فرزندانشان شير دادند. ركورد قبلي متعلق به كاليفرنيا با ۱۱۳۵ مادر شيرده بود.
فيلادلفيا: يك مادر در آمريكا به معتاد كردن فرزند ۱۳ ساله اش اعتراف كرد. از دو سال قبل وي پسر خود را ملزم كرده بود بلافاصله پس از ورود به منزل تكاليف مدرسه را انجام دهد. پاداش پسر بچه براي انجام تكاليف مدرسه اش استفاده از مواد مخدر همراه با مادر بود. در واقع هر زمان كه تكاليف مدرسه اين پسربچه به پايان مي رسيد همراه با مادر ماري جوآنا مي كشيد.
نوشته شده توسط
در 10:6 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
دوشنبه 1385/02/18
قديمى ها مى گفتند هر چيزى جايگاه خود را دارد و خارج از آن رده يا جايگاه، تناقض ها با محيط اولين چيزى است كه توى چشم مى زند. داستان ما و تيم هاى كوچك شهرستانى هم چنين چيزى است. وقتى در انگلستان يك تيم دسته سومى تا مراحل بالاى جام حذفى پيش مى آيد ساختار كلاسيك فوتبال جزيره و تيم دارى حرفه اى نخستين چيزى است كه به چشم مى آيد، اما در ايران بايد دست به دعا باشيم، همه چيز جورى پيش رود كه شگفتى پيش نيايد. يك تيم شگفتى ساز مى تواند فقر مطلق اين فوتبال را به رخ بكشد. يك «تراژدى شهرستانى» را...
بازى «پرسپوليس- نوژن» يك مدل نمونه اى از آن چيزى است كه مى توان روى آن نام «تراژدى شهرستانى» گذاشت. اتفاقاتى كه فقط در فوتبال ما رخ مى دهد. بگذاريد نمونه اى مثال بزنم تا قضيه كمى روشن شود...
•••
اينكه اصلاً چرا بايد تيمى مثل نوژن با يك زمينى خاكى در حد زمين هاى محلات تهران در مرحله نيمه نهايى وظيفه ميزبانى را به عهده گيرد خود محل سئوال است، با اين حال به جاى نگاه به اين بديهيات فقط سعى مى كنيم خودمان را با شرايط وفق دهيم. در اواخر بازى صحنه اى بود كه دوربين از روى جمعيت جمع شده روى تراس و پنجره به زمين بازى مى رسيد. نكته بامزه اين بود كه مامور امنيتى روى ديواره تخريب شده از بازى پيشين پرسپوليس ايستاده بود و تماشاگران آپارتمان هاى مجاور را زير نظر داشت. داستان خود ديواره هم بامزه بود. اينكه سكوهاى فروريخته هنوز هيچ جايگزينى ندارند و يك طرف ورزشگاه به حياط همسايه ختم مى شود. اين وفق دادن، در قرار گرفتن تبليغات زاويه دار كنار زمين هم به چشم مى آمد. تبليغاتى كه از هيچ سمتى قابليت خوانده شدن نداشت و تنها براساس يك عادت پشت دروازه چيده شده بود. گرد و خاكى را كه از هر شوت به هوا برمى خاست و گچى كه بايد بين هر توقف در نيمه بازى تجديد مى شد تا خط ها مشخص شود نشان مى داد كه اين ورزشگاه به هيچ عنوان توانايى ميزبانى يك ديدار صد و چهل، پنجاه دقيقه اى را كه از تلويزيون به طور مستقيم پخش مى شود، ندارد.
داستان گزارشگران شهرستانى در تراژدى ما داستان تازه اى نيست. درحالى كه گزارشگران تهرانى از طرفداران تيم هاى شهر خود منع مى شوند، در اين سال ها هميشه گزارشگران شهرستانى با طرفدارى بى حد از تيم هاى شهرستان-فرصتى كه در پخش زنده سالانه شايد دو بار در مواجهه با استقلال و پرسپوليس نصيب شان مى شود- تفاوت ها را به رخ مى كشند. نكته بامزه در بازى روز گذشته دو گزارشگرى بود كه اين فرصت را كاملاً به شكل مساوى بين خود تقسيم مى كردند و بى طرفى يكى از آنها شكل گزارش هميشگى گزارشگر آشناى مازندرانى را به رخ مى كشيد. نشانه ها اما روتر از اين اشاره ها است. نشانه هايى كه مى گفت نوژن حتى در حد رسيدن به جايى كه حالا در آن ايستاده بود نيست. فاصله ۱۰ دقيقه اى از پايان وقت قانونى بازى تا دقيقه ۱۰۰ يعنى وقتى كه نوژن گل مساوى را زد، نشانه هاى كامل اين اتفاق است. جايى كه پس از خوردن گل نوژنى ها به نشانه اعتراض قصد ترك زمين كردند، زمانى كه از حذف خود در لحظات آخر مطمئن شده بودند سعى كردند ۱۲ نفره بازى كنند اتفاقى كه تقريباً در هيچ جا جز فوتبال ايران امكان رخ دادنش وجود ندارد. اينكه محسن تركى سر هر دوى اين اتفاقات مى توانست بازى را تمام كند و در آن شرايط و جو چنين كارى نكرد، يك نكته ديگر از اتفاقاتى است كه در سارى رخ داد. اين مسئله هم گفتن ندارد كه چيزى به نام ضريب امنيت براى داور يا بازيكنان تيم ميهمان در چنين بازى هايى محلى از اعراب ندارد و همان پنالتى دقيقه ۸۹ هم خودش يك ريسك بزرگ محسوب مى شد.
اين داستان ادامه دارد. داستان تكرارى فوتبال ما و «تراژدى شهرستانى».چيزهايى كه نكته به نكته اش را مى دانيم اما از آن گريزى نيست. پيدا كردن همين مدل هاى نمونه اى هم كار سختى نيست براى نوشتن يك مطلب مشابه، زمان زيادى نبايد صبر كرد.
نوشته شده توسط
در 9:54 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
دوشنبه 1385/02/18
نوژن مازندران ۲ - پرسپوليس ۲
معدنچى (۸۹ ، ۴۱) براى پرسپوليس؛ محسن پورحاجى (۴۵+3) و كريم مهدى زاده (۹۰+8) براى نوژن.
پرسپوليس در ضربات پنالتى ۷-۶ برنده شد.
بازى نوژن- پرسپوليس در شرايطى به پايان رسيد كه اگر «حسن خطير» دروازه بان نوژن روى پنالتى آخر كه توسط داود سيدعباسى نواخته شد به جهت مخالف پريده بود، ضيافت پنالتى ها ادامه دار بود، اما شوت محكم سيدعباسى پس از برخورد به تير دروازه به بدن خطير خورد و باعث صعود پرسپوليس به فينال جام حذفى شد. پيش از اين محمد محمدى با دفع دو پنالتى حريف كه بعد از تساوى دو تيم در پنج ضربه اول به ضربات اضافه كشيده بود، فرصت برد را نصيب پرسپوليس كرد. دروازه بانى كه در طول بازى روى هر دو گل نوژن مقصر بود و عامل اصلى كشيده شدن بازى به وقت اضافى و ضربات پنالتى.
گلزن: مهرزاد معدنچى با دو گل، يك شوت سر ضرب فوق العاده ۲۵ مترى با پاى چپ در نيمه اول و يك ضربه پنالتى در نيمه دوم تعداد گل هاى خود در سه مسابقه اخير جام حذفى را به عدد هفت رساند. قبول كنيد كه حدنصاب كم نظيرى است. او در ضربات پنالتى نيز ضربه خود را به گل تبديل كرد تا دومين هت تريك خود را _ به صورت خفيف- به سرانجام برساند!
زمين: زمين شهيد متقى سارى يك زمين خاكى با مقدارى شبدر و چمن و علف هرز بود. نكته اينجا است كه نام ميزبان سارى است كه يكى از پرباران ترين شهرهاى ايران است. جايى كه روى هر آسفالتى چمن سبز مى شود. بايد از فدراسيون فوتبال سئوال كرد چگونه اجازه برگزارى اين مسابقه را در اين زمين صادر كرده اند.
بازى: «بزن زيرش و بدو» اين همان تاكتيك آشنايى بود كه خيلى زود در دستور كار هر دو تيم قرار گرفت. در اين زمين مگر كار ديگرى هم مى شد كرد؟
نوژن يك تيم گردن كلفت مازندرانى بود كه به سبك فوتبال اين استان با قلدرى و فيزيكى بازى مى كرد و پرسپوليس؟ اولش بازى روى زمين بود، اما وقتى على عليزاده جاى جواد كاظميان را گرفت، تكليف روشن شد.
بازگشت: نوژن دوبار در لحظات آخر بازى را به تساوى كشاند. ابتدا آنها روى ضربه كاشته مواج گل اول را در دقيقه ۴۶ جبران كردند و سپس... با يك شوت از روى خط محوطه جريمه در دقيقه ۹۹(!) بازى را مساوى كردند. نتيجه ۲-۳ با احتياط هر دو تيم در طول وقت اضافى تكان نخورد و به پنالتى كشيد. در ضربات پنالتى نيز گرچه كريم باقرى اولين ضربه پرسپوليس را از دست داد تا نوژن اولين برترى خود را در بازى به دست آورد، اما بعد از هدر رفتن ضربه دوم نوژن آنها يك بار ديگر عقب ماندگى از پرسپوليس را با ضربه اى كه سهراب انتظارى بيرون زد، جبران كردند اما نتيجتاً آنها موفق به پيروزى نشدند.
ناكام: سهراب انتظارى پس از مدت ها نيمكت نشينى يك پنالتى حساس را طورى به اوت زد كه شايعات بالاى سرش به پرواز دربيايند. انتظارى كه در فهرست قطعى خروجى هاى پرسپوليس است مازندرانى است!
نكته: پرسپوليس در فينال جام حذفى پس از جام جهانى با سپاهان بازى مى كند. به نظر مى رسد اگر بازى به بعد از جام جهانى موكول نمى شد، روزهاى پرهيجانى در پيش بود اما خب بعد از جام جهانى و با كاهش تب فوتبال روياى پرسپوليس صدهزار نفرى كمى تا قسمتى دشوار است.
ستاره: دوستان مى گويند بنويس پورحاجى، كاپيتان نوژن كسى كه شايد همين يك بار فرصت ديده شدن را داشته باشد. بايد از محمد محمدى هم ياد كنيم كه گرچه دو گل بد خورد اما پنالتى ها را به موقع گرفت.
نوشته شده توسط
در 9:45 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
دوشنبه 1385/02/18
يك نوزاد كه توسط پزشكان يك بيمارستان هند اعلام شده بود مرده به دنيا آمده است ، هنگام دفن زنده شد!
به گزارش سوييس انفو ، پزشكان يك بيمارستان شهر دهلي نو به يك راننده ريشكا كه همسر باردارش در اين بيمارستان بستري شده بود گفتند همسرش يك نوزاد مرده را به دنيا آورده است.
پدر بخت برگشته هنگامي كه نوزاد را براي دفن به گورستان ميبرد تا او را دفن كند ؛ نوارهايي كه دور صورت و بدن نوزاد پيچيده شده بودند را باز كرد و در همين موقع در ميان تعجب پدر نوزاد شروع به گريه كرد و دستها و پاهايش را تكان داد!
عموي بچه گفت: خانواده از زنده بودن نوزاد بسيار خوشحال هستند زيرا او فقط دقايقي با مرگ واقعي در اثر زنده به گور شدن فاصله داشت.
خانواده اين نوزاد از پزشكان بيمسووليت اين بيمارستان شكايت كردهاند.
نوشته شده توسط
در 9:33 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
دوشنبه 1385/02/18
«توني بلر» نخستوزير انگليس و «آنگلا مركل» صدراعظم آلمان بالاترين حقوق را در بين رهبران اروپايي دريافتميكنند.به گزارش ايلنا، رويتر گزارش داد: «بنابر آخرين تحقيقات انجامشده، «توني بلر» و «آنگلا مركل» با دريافت بيش از 260 هزار يورو )329 هزار و هشتصد دلار( در سال بالاترين دستمزد را دريافتميكنند.»بنابراين گزارش كه در مجله آلماني «ويرچافتسوشه» منتشرشدهاست نخستوزير انگليس ساليانه 268 هزار و پانصد يورو حقوقميگيرد و پس از آن صدراعظم آلمان با دريافت 261 هزار و پانصد يورو در جايگاه دوم قراردارد.
نوشته شده توسط
در 9:32 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
دوشنبه 1385/02/18
معصومه نگاه رهيده خود را از پاسبانان شرور مدينه مي دزدد و به درهاي درهم شكسته خانه مي دوزد. پاسبانان دوباره به خانه آنها شبيخون زده اند.
آرزو مي كند كاش كسي بود تا سؤالات بي شمار او را پاسخ مي داد و از احوال پدر در سياهچال هاي حكومت هاروني مي گفت. او جسته و گريخته، چيزهايي از مردان در زنجير شنيده است. از رفتارهاي نابه جاي زندانبانان با زندانيان، چيزهايي مي داند. و مي داند كه در هزار توي زندان خوفناك هارون، چه حوادثي در جريان است! اما تصور اينكه در يكي از روزهاي آتي، عطش پدر مجروح او را به شربتي از جيوه فرو بنشانند، تصوري دور از ذهن است.
q فرداي روز دلشوره، روز اندوه است. خبر، از حصارهاي زندان مي گذرد. حالا همه مي دانند موسي بن جعفر(ع) را با سم القاتل، در سياهچال هاروني، به شهادت رسانيده اند. جا دارد معصومه چادر عزا به سر كشد و در شهادت پدر ضجه كند؛ اما علويان گرداگرد خانه آنها جمعند و برادرش رضا بركرسي خطابه پدر نشسته است. اينها همه بهانه خوبي است براي پايداري دختر جوان، پس برمي خيزد؛ اگرچه دستي به شانه ديوار و دستي به كمر؛ اگر چه با اندوهي تحمل سوز و قامتي دوتا. با اينهمه برمي خيزد و به جمع ياران برادر مي پيوندد. كوچه از زن و مرد پر است و پاسبانان خود را در زواياي تاريك و ناپيدا، گم كرده اند.
فرداي روزاندوه، روز هجران است. كسي به در مي كوبد و پيغام تلخ را مي آورد. مأمون به دنبال برادرش فرستاده است تا او را به مرو ببرند. گويا در بود رضا، خطري است كه در نبود او مدينه از آن خطر جسته است و از سيطره حضور علويان، رسته است. معصومه در تازه سالي خود، به دنبال خاطرات دور و نزديك مي گردد. كجا بود شنيد، مرو شهري است در اقصاي عالم؟ كجا بود شنيد، فاصله ها، فرسنگ فرسنگ شماره مي شوند؟
برادرش اهل خانه را در اتاقي جمع مي كند و از آنها مي خواهد تا لحظه وداع را به روضه اي بر شهادت او ختم كنند و بر كشته اي غريب بگريند. «راستي اگر اشك نبود، سرزمين وداع آتش مي گرفت.»
اما معصومه مي داند هجر برادر، عمر كوتاهي دارد. از هم اكنون او خودش را نيز عازم سفر مي بيند.
معصومه از همراهانش مي پرسد از ساوه تا قم، چقدر فاصله است؟ هر كس چيزي مي گويد و به تناسب عاطفه اي كه ميان او و اين مسافر عزيز است، فواصل را كم و زياد مي كند. آنها مي دانند تبي تند جان فاطمه معصومه را در چنگ دارد. شايد اگر فاصله را كوتاه ببرند، تاب تحمل او افزون شود! شايد اگر فاصله را بلند بگويند اميد به رسيدن در او كاهش يابد! آنقدر اين چند و چوني طول مي كشد تا در دروازه شهر قم، به پسران سعد اشعري و شيعيان و علويان پاك باز برمي خورند.
همه مي دانند اين خواهر به قصد ديدار آن برادر، پاي در راه سفر گذاشته است. موسي بن خزرج اشعري هم مي داند اين ديدار نا مقدور است و ميهمان او مرادش در بي مرادي است. گويا قرار بر اين است تا همه آرزوهاي اين دل پاك، در مقبره بابلان بيارامد؛ جايي كه اكنون حرم و زيارتگاه فاطمه معصومه(س) است.
نوشته شده توسط
در 9:26 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
دوشنبه 1385/02/18
دو تن از قوى ترين مردان ايران به اتهام درگيرى و بر هم زدن نظم فرودگاه امام خمينى(ره) از سوى پليس بازداشت شدند.اين حادثه صبح روز گذشته هنگام بازگشت آنها از مسابقات كشور كره جنوبى در محوطه فرودگاه امام خمينى(ره) به وقوع پيوست.بنا به اين گزارش، وقتى پرواز امارات ساعت ۱۰ صبح در فرودگاه امام خمينى(ره) به زمين نشست دو تن از قوى ترين مردان ايران كه اختلاف آنها از داخل هواپيما آغاز شده بود با يكديگر درگير شدند. در اين درگيرى يكى از قوى ترين مردان ايران با زخمى كردن ديگرى پا به فرار گذاشت كه پس از دقايقى درگيرى به اتاق افسر نگهبانى فرودگاه كشيده شد و هر دو آنها يكديگر را به شدت مجروح كردند.اين گزارش حاكى است كه از مأموران حراست و پليس فرودگاه با تلاش زياد و با زدن گاز اشك آور موفق شدند آنها را از يكديگر جدا كرده و پس از بازداشت تحويل دادسراى حسن ۲آباد قم دادند.به گزارش خبرنگار ما درگيرى بين اين دو مرد ورزشكار بسيارى از مردم و مسافران فرودگاه امام خمينى(ره) را وحشت زده كرده بود.گفته مى شود كه درگيرى بين آنها بر سر يك ساندويچ بوده است.
نوشته شده توسط
در 8:25 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
دوشنبه 1385/02/18
سارق ميليونى صندوق بارگاه امامزاده حسن در جنوب تهران در محاصره مردم به دام افتاد.اين مرد ۲۵ ساله، ساعت ۲۲ شامگاه شنبه ۱۶ ارديبهشت ماه سال جارى به بهانه زيارت داخل حرم امامزاده حسن شد و خود را در گوشه اى پنهان كرد.
وقتى زائران بارگاه را ترك كردند و نگهبان در را بست، اين سارق از مخفيگاه خارج شد، با ميله آهنى قفل صندوق را شكست و ۱۰ ميليون ريال برداشت و خواست از پنجره حرم خود را به بيرون برساند.سارق جوان وقتى تا نيمه بدن خود را از پنجره بيرون برد، با هياهوى نگهبان مواجه شد كه متوجه وى شده بود و درحالى كه موفق به فرار نشده بود، در محاصره مردم گرفتار شد.بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، داديار هاشمى از شعبه اول دادسراى امور جنايى تهران دستور داد تا اين سارق تحت تعقيب قرار گرفته شده تا پرده از اقدامات مشابه ديگر وى برداشته شود.
نوشته شده توسط
در 8:23 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
شنبه 1385/02/16
كريستوفردان كويچ، پسر 16 ساله امريكايي كه مادرش را با 111 ضربه كارد كشت با حكم قاضي دادگاه اولكند كانتي به 37 سال زندان محكوم شد.
قاضي دادگاه، پس از صدور راي خطاب به اين نوجوان گفت: شما مرد جواني هستيد و من براي شما عميقا متاسفم. اميدوارم كمكهايي كه لازم داريد به شما ارايه شود.
كريستوفر پس از آنكه مادرش با وي بخاطر تماشاي عكسهاي مبتذل از اينترنت و نيز يادگيري نحوه ساخت اسلحه از طريق سايتهاي مربوطه برخورد كرده بود دست به جنايت بيرحمانه زد و خيلي زود از سوي پليس جنايي ديترويت دستگير شد.
نوشته شده توسط
در 2:15 بعد از ظهر |
لینک ثابت
•
شنبه 1385/02/16
(شرمنده ام که عکس بسيارزِِيبای اين خبر درج نشد. )
بازى كردن «حسين كسبيان» در فيلم «شازده احتجاب»، كاملاً اتفاقى بود. از آن شانس هاى يك در هزارى كه گاهى در فيلمسازى به كارگردانى رو مى كند. نقش «مراد» را قرار بود دو هنرپيشه ديگر بازى كنند ولى وقتى هركدام از آن دو نفر به دلايلى سر فيلمبردارى حاضر نشدند، «جمشيد مشايخى» و «ولى شيراندامى» به من گفتند كه «حسين كسبيان» را براى اين نقش خبر كنيم. چنين كرديم و او با اتوبوس، شبانه خود را به اصفهان رساند و بدون اين كه قراردادى داشته باشد و چانه اى زده باشد، صبح سر فيلمبردارى حاضر شد.اين، شروع يك دوستى سى واندى ساله اى شد كه تا ديشب در فرودگاه شيراز، كه پسرش تلفنى خبر مرگ او را به من داد، ادامه داشت. صرف نظر از اين كه كسبيان در شازده احتجاب بازى درخشانى ارائه داد، بعد از موفقيت «شازده احتجاب» من معتقد شدم كه «حسين كسبيان» وجودش براى من و فيلم هايم خوش يمن است كه وقتى با رفاقتمان جمع مى شد، مرا خيلى راغب به كار كردن با حسين مى كرد. او بعد از شازده احتجاب در فيلم «سايه هاى بلند باد» نقش «تقى ميراب»، در بوى كافور نقش «عبدالله» و در خانه اى روى آب نقش پدر ژاله را براى من بازى كرد. در فيلم «يك بوس كوچولو» هم من سكانسى در قهوه خانه اى ميان راه براى او نوشته بودم كه قرار بود نقش شيخ حسن قهوه چى را بازى كند. ولى او گفت به خاطر آسم شديد نمى تواند مدت طولانى در اتومبيل باشد و من هم نهايتاً آن سكانس را از فيلم حذف كردم.يك هفته پيش كه به اتفاق «رضا كيانيان» به ديدنش رفتيم، معلوم بود كه آسم شديد كلافه اش كرده و مى گفت كه ديگر ميل به غذا ندارد و جثه نحيفش گواه اين مطلب بود. اما بعد از ۶-۵ دقيقه اول كه نفس تنگى اش بهتر شد با ما به سفر خاطرات گذشته آمد و صحبتش گل كرد و همان حسين كسبيانى شد كه من مى شناختم. وقتى از او جدا شديم نمى دانستم كه براى آخرين بار او را ديده ام و به رضا گفتم كه بايد بيشتر به او سر بزنيم. چون به نظر مى رسد چيزى كه بيشتر از نفس تنگى حسين را آزار مى دهد، دل تنگى است از دست روزگار و زمانه اى كه مردم طلا در كف را فراموش كرده اند و در به در دنبال راز كيميا مى گردند كه شايد مس را طلا كنند. يادش گرامى باد
نوشته شده توسط
در 2:3 بعد از ظهر |
لینک ثابت
•
چهارشنبه 1385/02/13
شب قبل از بازى استقلال مقابل برق شيراز همه اطرافيان قلعه نويى مى دانستند كه او فردا پس از بازى با برق شيراز نمايش جديدى را روى صحنه مى برد. همان شب SMS «ژنرال استقلال را قهرمان مى كند و مى رود» از لابى هتل المپيك به موبايل اين و آن مى رسيد. با اين همه كسى فكرش را نمى كرد، آدمى كه سال ها خود را با دست هاى _ نامرئى _ پشت پرده درگير كرده بود، بخواهد در آن شرايط كه هلهله مردم هنوز به راه بود اينگونه ژست بگيرد: «از آنهايى كه تو اين مدت ما را خيلى تحمل كردند تشكر مى كنم... ديگر اذيتشان نمى كنم.» اما اين بار هم مثل تمام دفعاتى كه قلعه نويى از دستان پشت پرده سخن گفته بود، آدم ها به حرف او فقط مى خنديدند، چرا كه مى دانستند اين ژست قهرمانى مربيان ايرانى است و سال هاى قبل ديده بودند كه مجيد جلالى و فرهاد كاظمى هم پس از قهرمان كردن تيمشان چنين رفتارهايى را از خود نشان داده بودند. همان شب اين گفته ها از ماشين هايى كه بزرگراه هاى اطراف تهران در ترافيك وحشتناك جشن قهرمانى گير افتاده بودند به گوش مى رسيد: «بيچاره فصل قبل فقط پنجاه ميليون گرفته مى خواد قيمتشو ببره بالا... مى گن سپاهان بهش پيشنهاد سيصد ميليونى داده.... نه اميرخااااااانه... خداييش مربى خوبيه... تو ايران هر كى مجتبى و سياوش و رضا رو داشته باشه قهرمان مى شه، هنر كه نكرده با اين همه تماشاچى... نه بابا استقلال بازيكنى نداشت كه.... امكان نداره استقلال رو بذاره بره، عمراً جام باشگاه ها را از دست بده.»
اين سئوال، يك سئوال كليدى بود. فرداى روزى كه استقلال قهرمان شده بود و روزنامه ها در كنار به تصوير كشيدن جشن قهرمانى آبى ها، خبر رفتن قلعه نويى را هم تيتر كرده بودند، خيلى ها اين سئوال را مى پرسيدند كه «مگر مى شود جام باشگاه هاى آسيا را گذاشت و به اين راحتى رفت.»
•••
قلعه نويى اولين نفرى نبود كه استقلال را به قهرمانى ليگ رساند و قطعاً آخرين نفرى هم نيست كه اين عنوان را به چنگ آورده. اما آنچه اين قهرمانى را نسبت به تمام قهرمانى هاى استقلال متفاوت جلوه مى داد، صبرى بود كه تماشاگران استقلال و مديريت اين تيم از خود نشان داده بودند و فرصت سه ساله اى بود كه به قلعه نويى داده شده بود. پيش از او مربيانى كه مى آمدند فقط يك فصل مجال داشتند تا اين عنوان را به چنگ بياورند، آنهايى كه توانسته بودند، مثل ناصر حجازى و منصور پورحيدرى فصل بعد هم در استقلال مانده بودند و آنهايى كه نتوانسته بودند همان آخر فصل چمدان خود را جمع كرده و رفته بودند. اما امير قلعه نويى خوب فهميد كه نبايد به استقلالى ها وعده قهرمانى داد و براى همين هم بود كه او گفت ما يك برنامه سه ساله داريم و طى اين برنامه استقلال را به قهرمانى مى رسانيم.
با اين وصف، چرا قلعه نويى خود را متفاوت از ساير مربيانى كه استقلال را قهرمان كرده اند و بدون هيچ ادايى مانده اند و كار خود را دنبال كرده اند، مى داند؟ واقعاً او چه تفاوتى دارد با آدم هايى مثل ناصر حجازى و منصور پورحيدرى؟ اگر تمام سال هاى حضور قلعه نويى را در فوتبال ايران بازبينى كنيم به يك نقطه مشترك مى رسيم و آن حس تماميت خواهى و جاه طلبى قلعه نويى است. در واقع آنچه در تمام اين سال ها از او ديده شده اين بوده كه مى خواهد همه چيز را در مالكيت خودش داشته باشد. مى توانيم رفتار او را هنگام آمدن رولند كخ مثال بزنيم كه با آمدن مربى آلمانى، حاضر نشد به عنوان نفر دوم كار كند و مى توانيم برخوردهاى او را با بازيكنان بزرگ و محبوب استقلال به ياد بياوريم كه چگونه با تعريف پروژه جوان گرايى موجب رفتن آنها از استقلال شد. روزى كه سهراب بختيارى زاده و محمد نوازى و مهدى هاشمى نسب و مهدى پاشازاده و على سامره از استقلال مى رفتند خيلى ها مى گفتند قلعه نويى محبوبيت اينها را تاب نياورده و مى پرسيدند، رضا عنايتى پيرتر است يا على سامره؟البته يادمان هست كه اين حس جاه طلبى يك جاهايى هم خيلى به درد استقلال خورده اما همين ويژگى ها است كه حالا سبب شده او پس از قهرمانى چنين رفتارى را به تصوير بكشد،رفتارى توأم با حس خو دبزرگ بينى.
•••
البته بوده اند مربيانى كه پس از قهرمان كردن تيم شان رفته اند و پشت سر خودشان را هم نگاه نكرده اند، نمونه اش فرانتس بكن باوئر بود كه پس از قهرمان كردن آلمان در جام جهانى ۹۰ مربيگرى را كنار گذاشت يا امه ژاكه كه پس از قهرمانى فرانسه در جام جهانى ۹۸ مشى قيصر را در پيش گرفت. اين مربيان خواستند بروند و رفتند. اين نبوده كه بخواهند بازى دربياورند و با اين كار خودشان را به رخ بكشند. بيش و كم در رفتار هيچ كدام از مربيان اروپايى نمى بينيم كه اينگونه از رفتن حرف بزنند و بعد بمانند. همه مربيانى كه تيم هايشان را قهرمان كرده اند، به جاى اينكه با پيش كشيدن چنين بحث هايى وقت خودشان و تيم شان و رسانه ها و مردم را بگيرند ترجيح داده اند تا روى فصل بعد تمركز كنند. اگر هم تصميم به رفتن داشته اند، رفته اند، بدون اينكه اعصاب كسى را خط خطى كنند.رفتار قلعه نويى اما چنين نيست.او اگر واقعاً تصميم به رفتن داشت بايد مى رفت،نه اينكه با اين همه آدم بازى كند و آخرش هم در استقلال بماند.
•••
مى دانيم كه هر واكنشى در پى يك كنشى مى آيد. اما اين قانون يك شبه توسط قلعه نويى به چالش كشيده شد. در شرايطى كه هيچ كس در مجموعه آبى به قلعه نويى فشاريپ نياورده بود و هيچ كس هم به او نگفته بود برو، او خودش با ديدن دشمنان نامرئى، مى گفت مى خواهم بروم. اين از توهمى مى آيد كه او مثل برخى از مربيان ايرانى ديگر كه سرد و گرم روزگار را نچشيده اند و يك شبه ره صد ساله را رفته اند، درگير آن است. يادمان هست كه قلعه نويى خيلى زود به آنچه كه مى خواست رسيد. در شرايطى كه خيلى از بازيكنان قديمى استقلال سال ها در انتظار مربيگرى استقلال سوخته اند و حتى برخى ها اين آرزو را به گور برده اند، قلعه نويى به توصيه بزرگان هيات مديره به سرمربيگرى استقلال رسيد و چنان كه ديديم آن قدر مجال يافت كه بالاخره توانست استقلال را به قهرمانى در ليگ برساند.
اما به يك باره، در شرايطى كه به عنوان يك مربى قهرمان شناخته مى شد، جشن قهرمانى را خراب كرد، آن هم بدون اينكه قبلش اتفاق خاصى افتاده باشد. همان روز كه او اين خبر را به روزنامه ها داد همه مى دانستند كه در استقلال مى ماند، اما با اين حال او در تمام اين روزها همه را سركار گذاشت.
•••
اينك خبر رسيده كه قلعه نويى در استقلال مى ماند. از همان روز اول هم روشن بود كه او رفتنى نيست. فقط اى كاش مسئولان وزارت رفاه، هنگامى كه ديدند قلعه نويى خودش مى گويد مى خواهم بروم، به جاى اينكه اسير بازى او شوند، مى گفتند برو و آنگاه مى نشستند و تماشا مى كردند كه قلعه نويى براى ماندن چه مى كند. اما اينك با اين جو پديد آمده، به نظر مى رسد كه ما با يك على پروين بدلى طرفيم. چرا كه داريم مى بينيم قلعه نويى هم مثل پروين سخت تحت تاثير اطرافيانش است. اين را در آن روزهايى فهميديم كه زيرفشار دوستانى كه مهدى رحمتى را به استقلال آورده بودند، او را جايگزين وحيد طالب لو كرد. البته اين همه ماجرا نيست كه قلعه نويى هم استقلال را مثل پروين به صورت هياتى مديريت مى كند، بلكه او در نوع حرف زدن هم آشكارا از پروين تقليد مى كند و ادبيات او را به كار مى گيرد. او به خوبى فهميده كه گاهى موقع ها براى اينكه ميخش را محكم بكوبد بايد ژست هاى عجيب و غريب بگيرد، مثل دوران بازيگرى اش كه پس از اينكه به عنوان بازيكن تعويضى وارد زمين مى شد، به جاى اينكه بدود و با شور و اشتياق دنبال توپ باشد، مى ايستاد و دستانش را براى تماشاگران تكان مى داد و آرام بازى را پى مى گرفت. كاش حالا كه قلعه نويى مو به مو دارد در راهى كه پروين رفته گام برمى دارد، فراموش نكند كه پروين با همه بزرگى اش چگونه از پرسپوليس رفت...
نوشته شده توسط
در 1:13 بعد از ظهر |
لینک ثابت
•
سه شنبه 1385/02/12
در محافل مطرح است كه رييس جمهور از شعار خود يعني اينكه نفت را سر سفرههاي مردم ميآورد تخطي كرده است و قصد ندارد اين شعار را محقق كند؟ الهام در جواب گفت: دولت قرار نيست كه نفت را سر سفرههاي مردم بياورد چون بوي بدي ميدهد و در ضمن در بيشتر مناطق گازكشي شده و امكان انفجار وجود دارد! گويي برخي از كلمات كه داراي مفهوم مجازي هستند به مرور زمان مفهوم واقعي پيدا ميكنند.
سخنگوي دولت، ادامه داد: رييس جمهور در مصاحبه مطبوعاتي خود گفت اين تعبير من نبوده كه نفت را سر سفرههاي مردم ميآورم. منظور از نظر لغوي و لفظي است ولي محتوا عوض نشده است. دولت گفته وقتي كه قيمت نفت افزايش پيدا كرد برنامهريزيهاي خود را به نحوي انجام خواهد داد كه اين افزايش قيمت نفت در زندگي مردم ديده شود و مردم اثر رشد اقتصادي را در زندگي خود ببينند و احساس كنند كه جامعه رشد كرده است. دولت معتقد است كه پول نفت را نبايد در حسابهاي خارجي گذاشت كه آنها از سودش استفاده كنند.
الهام گفت: رييس جمهور اين شعار را قبول دارد و معتقد است كه افزايش قيمت نفت بايد تاثير در زندگي مردم داشته باشد و از اين شعار عدول نكرده است و رييس جمهور در آن مصاحبه مطبوعاتي توضيح عبارتي دادند ولي از نظر محتوا تغييري نكرده است.
نوشته شده توسط
در 1:33 بعد از ظهر |
لینک ثابت
•
سه شنبه 1385/02/12
مرد ۳۳ساله مالزيايي كه با يك زن ۱۰۴ساله ازدواج كرده، ميگويد خواست خدا بوده است كه وي با كسي كه سن جده مادرياش را دارد، وصلت كند.
به گزارش ايرنا به نقل از خبرگزاري فرانسه، روزنامه «هاريان مترو» به نقل از «محمد نور موسي» نوشت: شايد به نظر برخي كه ما را درك نميكنند اين كار عجيبي باشد، اما من از دوماه قبل كه ازدواج كردهايم به آرامش دست يافتم.
اين روزنامه تصوير خندان محمد را در كنار همسرش «ووك كوندور» كه لبخندي چهرهي چروكيدهاش را پوشانده، چاپ كرده است.
محمد كه درمنزل ووك اجارهنشين بود، گفت كه ابتدا به خاطر تنهايي وي ناراحت بودم، اما پس از مدتي با وجود تفاوت سني ۷۱سال به وي علاقهمند شدم.
محمد كه اين وصلت را خواست خدا ميداند، در پاسخ به واكنش اهالي روستاي محل اقامتش در استان شمالي «ترنگانو» نسبت به اين ازدواج ميگويد: ميدانم كه مردم به اين ازدواج بدبينند، اما من به خاطر پول ازدواج نكردم چون همسرم فقير است و تنها دارايياش، اعتقادات مذهبي اوست و من از طريق اين وصلت ميتوانم اعتقاداتم را عميقتر كنم.
گفته ميشود، همسر ۱۰۴ساله محمد نيز ابراز اميدواري كرده است كه ازدواجشان پايدار باشد.
نوشته شده توسط
در 1:24 بعد از ظهر |
لینک ثابت
•
سه شنبه 1385/02/12
لندن: ديروز فاش شد، مدير عامل يكي از بزرگترين بانك هاي انگليس از بانك رقيب وام مسكن دريافت كرده است. اين مدير براي اينكه خانه خود را تعويض كند از بانك رقيب وام خريد مسكن دريافت كرد چون نرخ سود تسهيلات بانك مورد نظر يك درصد كمتر از نرخ سود بانك محل خدمت وي بود. همچنين خبر مي رسد مدير مالي و اداري همين بانك نيز مانند مديرعامل از بانك رقيب وام گرفته است.
نوشته شده توسط
در 8:46 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
سه شنبه 1385/02/12
منچستر: شايد باور اين موضوع دشوار باشد اما مردم انگليس بسيار خرافاتي هستند و هر روز بر تعداد اين افراد افزوده مي شود. بر اساس آماري كه اخيرا منتشر شده ۶۳ درصد مردم اين كشور چند بار در روز دست خود را به تخته مي زنند تا به اصطلاح چشم نخورند و ۴۹ درصد آنان نيز هرگز از زير نرد بان عبور نمي كنند. همچنين ۱۸ درصد مردم در صورتي كه روز سيزدهم يك ماه مصادف با روز جمعه شود كارهاي مهم در اين مناسبت انجام نخواهند داد.
نوشته شده توسط
در 8:46 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
سه شنبه 1385/02/12
رسول صلي الله عليه وسلم گفت: هركه سورت بقره و آل عمران برخواند فرداي قيامت اين دو سورت مانند دو پاره ميغ يا دو سايه وان با فرقه اي از مرغان بر سر او سايه مي دارند.
نوشته شده توسط
در 8:44 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
سه شنبه 1385/02/12
مصدوميت وين روني 20 ساله در بازي منچستريونايتد با چلسي همه علاقه مندان به فوتبال در بريتانيا را نگران کرده است.
مصدوميت شديد او در حالي اتفاق افتاد که اسون گوران اريکسون تازه از بازگشت مايکل اوون و تکميل زوج خط حمله اوون - روني مطمئن شده بود. فوتبالدوستان جزيره ، بي شک بازيکنان چلسي و بخصوص پائولو فريرا که عامل مصدوميت او بود را مقصر مي دانند. پيش بيني مي شد روني يکي از پديده هاي جام جهاني 2006 باشد اما اين حادثه باعث شد همه از احتمال 10 درصدي حضور روني در آلمان صحبت کنند. نکته اي که در مطبوعات انگليس جنجال به پا کرده نه بحث مصدوميت او، که کفشهاي اوست.
روني از 3 هفته پيش کفشهاي خود را تغيير داد و توتال 90 کفشهاي جديد ، سبک و مدرن شرکت نايک را به پا مي کرد. نکته اي که عامل جنجال شد ادعايي بود که يکي دو روزنامه مبني بر کيفيت بد کفشهاي جديد مطرح کرده بود. آنها معتقد بودند کفشهاي جديد رنگ و ظاهري بسيار ايده آل و کيفيتي فوق العاده بد دارند. اين اظهارات با واکنش شديد شرکت تحت قرارداد روني مواجه شد. نايک در اطلاعيه اي اعلام کرد پزشکان منچستريونايتد تاييد کرده اند که مصدوميت روني اصلا ارتباطي به کفشهاي جديد ندارد. کفشهاي جديد با نظارت روني ساخته شد و او 2 هفته به طور تمريني از آنها استفاده کرد و بعد تصميم به استفاده از آن در مسابقات رسمي گرفت.
نوشته شده توسط
در 8:38 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
سه شنبه 1385/02/12
يك نوجوان هندي كه قادر است با استفاده از بيني ، شير به داخل مجاري تنفسي اش بكشد و سپس آن را از طريق چشم هايش بيرون بريزد به شهرت زيادي دست پيدا كرده است.
به گزارش آنانوا ، پراوين كومار سهراوات با استفاده از مجاري تنفسي اش شير را به داخل استنشاق مي كند و سپس آن را از طريق مجاري اشك خود تا فاصله 12 فوت (4 متر) به جلو مي پاشد.
اين شاهكار بامزه سبب شده است تا نام پراوين كومار در كتاب ركوردهاي هندوستان موسوم به «ليمكا» به ثبت شود. ليمكا نسخه هندي و داخلي كتاب ركوردهاي جهاني گينس است.
اين پسر 16 ساله كشتي گير كه از اهالي داريانپوركالان در نزديكي دهلي نو است ، همچنين داراي ركورد ملي خوردن چيلي (لوبياي پر فلفل) در كوتاه ترين زمان است. او توانسته است 170 پرس چيلي را در پنج دقيقه و هفت ثانيه بخورد.
اين پسر فوق العاده همچنين مدعي است كه مي تواند بدون تحمل درد يك ميخ را به دماغ خود بكوبد.
برادر پراوين مي گويد كه شيرين كاري هاي او الهام بخش بسياري از مردم اطراف روستا شده است.
نوشته شده توسط
در 8:34 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
دوشنبه 1385/02/11
كسانى كه شنبه شب، بيننده شبكه سه بودند سرودى را تحت عنوان سرود جام جهانى شنيدند و با پخش آن شايعاتى كه پيرامون انتخاب خواننده آن مطرح مى شد، پايان يافت و انتخاب امير تاجيك به عنوان خواننده سرود جام جهانى قطعى شد. برنامه «يار دوازدهم» به تهيه كنندگى و اجراى جواد خيابانى شنبه شب نهم ارديبهشت ماه بدون اعلام قبلى روى آنتن شبكه سه سيما رفت و مجرى آن مدام تاكيد مى كرد كه زمان پخش قسمت هاى بعدى برنامه به آگاهى بينندگان مى رسد. ناصر نوآموز نايب رئيس فدراسيون فوتبال و امير تاجيك خواننده سرود تيم ملى فوتبال ايران در جام جهانى، در برنامه حضور داشتند. در اين برنامه امير تاجيك گفت: سرود تيم ملى ايران در جام جهانى همزمان با اين رويداد ورزشى بزرگ در شهر برلين اجرا مى شود. او همچنين به اجراى زنده بخشى از سرود پرداخت و سپس اين قطعه موسيقى پخش شد. به گزارش ايسنا پس از پخش اين سرود، خيابانى از امير تاجيك خواست كه درباره عوامل سازنده آن توضيح دهد، ولى خود قبل از آن كه اين خواننده لب به سخن بگشايد نام شاعر و آهنگساز اين كار را اعلام كرد.
نوشته شده توسط
در 8:41 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
دوشنبه 1385/02/11
كاليفرنيا: يك دادگاه در آمريكا شركتي را كه به تنبيه كاركنانش مي پرداخت محكوم به پرداخت ۷/۱ ميليون دلار غرامت به يك كارمند اخراجي كرد. اين خانم ۵۴ ساله هر زمان كه دير بر سر كار خود حاضر مي شد مي بايست كنار ديوار مي ايستاد و چند ضربه چو ب مي خورد. به هر حال اين خانم با شكايت از شركت مورد نظر و پيگيري هاي قضايي سرانجام موفق به دريافت غرامت كلاني شد.
نوشته شده توسط
در 8:36 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
یکشنبه 1385/02/10
تگزاس: يك زوج به دليل كوچك بودن خودروشان توسط پليس دستگير شدند. اين زوج پس از اينكه يك دستگاه تلويزيون ۵۵ اينچ صفحه تخت را به سرقت بردند متوجه شدند به دليل عريض بودن دستگاه قادر به حمل آن با خودروشان نيستند به همين دليل يكي از درهاي عقب خودرو را بازگذاشتند و به حمل دستگاه پرداختند. به همين دليل پليس در طول مسير به آنها مشكوك شد و خودرو را متوقف كرد. در جريان بازجويي ها مشخص شد كه اين تلويزيون سرقتي است.
نوشته شده توسط
در 2:11 بعد از ظهر |
لینک ثابت
•
یکشنبه 1385/02/10
مرد جواني كه تاكنون 2 بار حد در موردش جاري شده است بار ديگر به اتهام شرب خمر در شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران محاكمه شد.به گزارش خبرنگار ما، اين جوان 27 ساله كه مجتبي نام دارد متهم است 2 بار قبل از اين به جرم شرب خمر حد در موردش جاري شده و در دادگاه ورامين شلاق خورده است. او كه روز گذشته براي سومين بار بخاطر شرب خمر محاكمه ميشد منكر اين عمل شد و گفت، اقرارم در دادسرا را قبول ندارم.بنا بر اين گزارش در صورت اؤبات جرم مجتبي و وي به اعدام محكوم خواهد شد.قضات شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران بزودي در اين خصوص تصميم ميگيرند.
نوشته شده توسط
در 12:3 بعد از ظهر |
لینک ثابت
•
یکشنبه 1385/02/10
دوستان قلندر من چنان اخبار مربوط به ورود زنان به استاديوم هاى فوتبال را دنبال مى كردند و چنان يك شبه طرفدار پروپاقرص رئيس جمهور مردمى خود شده بودند كه اگر «حسين ياغچى» گردن آنها را هم مى شكست، آنها بايد اين صحنه را مى ديدند و در اين باره مذاكره مى كردند.
آقاى كپورچالى: درست كردن فضاى اخلاقى ورزشگاه ها كه كارى ندارد. من كنترات مى كنم، يك هفته اى ورزشگاه را مى كنم نظاميه بغداد. البته بايد دستم را باز بگذارند و توى كار من دخالت نكنند. من هم كردار تماشاچى ها را درست مى كنم، هم گفتارشان را.
آقاى مويدى: تماشاچى براى اينكه پرستيژ پيدا كند، انگيزه لازم دارد. چه انگيزه اى بهتر از اينكه بداند توى ورزشگاه ناموس نشسته است.
آقاى اميرشاهى: احسنت، مردم اين مملكت، خودشان حواس شان هست. اخلاق و ادب توى خون تك تك مردم ما هست. شما سوار تاكسى بشويد، اگر يك زن توى ماشين باشد، محال است كسى حرف زشت بزند. حتى لات ولوت هاى قديم هم مى گفتند: «ناموس تو ماشين نباشه مى خوايم فحش بديم.»
آقاى روشن ضمير: جوان بوديم، رفته بوديم سينما. سينما فلور سر منيريه. رفته بوديم فيلم تارزان. يك دفعه تارزان يك حركتى كرد و چيتا هم تقليد آن را كرد و همه دست زدند و من هم گفتم [...] يك مرتبه يك مرد سبيل كلفتى بلند شد و گفت [...]، [...]، [...] مگر نمى بينى زن و بچه مردم توى سينما نشسته اند. از همان روز ...
ادامه مطلب
نوشته شده توسط
در 11:59 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
یکشنبه 1385/02/10
نوشته شده توسط
در 11:45 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
یکشنبه 1385/02/10
درگيرى دو برادر جوان در شامگاه جمعه قتل يكى از آنها را رقم زد. حدود ساعت ۲۱ روز جمعه ماموران كلانترى ۱۲۸ «تهران نو» در جريان فوت جوانى در بيمارستان «فجر» قرار گرفتند و ماموران بلافاصله براى بررسى موضوع به آنجا اعزام شدند. تحقيقات پليسى در خصوص حادثه نشان داد جوانى ۲۴ ساله به نام «حميد» در پى درگيرى با برادر ۲۰ ساله اش «مجيد» بر اثر اصابت ضربه چاقو از ناحيه سينه در حالى مجروح شده كه منجر به مرگ وى شده است. در اين حال ماموران براى تكميل تحقيقات با عزيمت به محل وقوع درگيرى كه يك مغازه پيتزافروشى در ۳۰مترى نيروى هوايى بود، «مجيد» را در حالى كه با بستن در مغازه خود را زندانى كرده بود، دستگير كردند. در تحقيقات اوليه متهم انگيزه اين نزاع را اختلاف با برادرش اعلام كرد.
نوشته شده توسط
در 11:43 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
یکشنبه 1385/02/10
نوشته شده توسط
در 11:36 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
یکشنبه 1385/02/10
دو پاي اضافي ، مرغي را از ذبح شدن نجات داد.
به گزارش واحد مركزي خبر ، مسئولان كشتارگاه اين مرغ گوشتي را كه پس از يك دوره پرورش 50 روزه در يك مرغداري در شهرستان گلپايگان استان اصفهان به كشتارگاه آورده شده بود با مشاهده دو پاي اضافي از مدار ذبح خارج كردند.
رئيس شبكه دامپزشكي شهرستان گلپايگان علت تشكيل اين زائده پا مانند را اختلال در تقسيم سلولي در هنگام تشكيل جنين در دوره تبديل تخم مرغ به جنين كامل بيان كرد و افزود: اين دو زائده از ناحيه مفصل ران تشكيل شدهودر رشد مرغ مزاحمتي ايجاد نكرده است.
نوشته شده توسط
در 11:32 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
یکشنبه 1385/02/10
رئيس تعاوني ميوه و سبزي تهران با اعلام اين كه واردات موز به كشور در اختيار سه نفر است، گفت: به همين علت قيمت موز از 20 اسفند ماه سال گذشته تا به حال افزايش يافته است.
حسين مهاجران در گفتوگو با خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس با اشاره به اينكه ميوههاي مرغوب در ميادين را دلالان از ساعت 12 شب به بعد جابجا ميكنند، خاطرنشان كرد: زماني كه قانون حاكم نباشد هرج و مرج زياد ميشود و فضا براي دلالان و واسطهها باز خواهد شد.
وي با بيان اينكه موز كيلويي 360 تومان توسط واردكننده خريداري ميشود؛ افزود: حدود 170 تا 180 تومان هزينه نگهداري، رنگ آميزي و سردخانه هر كيلو موز ميشود كه روي هم رفته حدود 480 تا 500 تومان قيمت تمام شده هر كيلو موز است. چرا بايد هر كيلو موز كيلويي 1200 تومان به مردم عرضه شود؟ مهاجران با تاكيد بر اينكه واردات موز در سطح كشور تنها در اختيار سه نفر است؛ گفت: واردكنندگان موز بايد افزايش يابد تا اين امر از انحصار خارج شود چرا كه اگر موز بيشتر و با قيمت كمتر عرضه شود روي قيمت بقيه ميوهها تاثير ميگذارد.
نوشته شده توسط
در 11:27 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
یکشنبه 1385/02/10
درگيري و نزاع بين دو برادر، منجر به مرگ يکي از آنان شد. در ساعت 9 صبح روز 6/2/85 در حوالي نيشابور، بين دو برادر نزاع و درگيري به وجود آمد که با اوج گرفتن دعوا، محمدرضا در حالت عصبانيت برادر 30 ساله خود را با استفاده از بيل مجروح کرد. مصدوم اين حادثه به علت شدت جراحات وارده فوت کرد. با گزارش اين حادثه به فوريتهاي پليس 110، اکيپ گشت و عمليات پاسگاه انتظامي بزغان نيشابور، سريعا در محل حاضر و پس از بررسي صحنه، ضارب را دستگير نمودند. متهم دستگير شده در بازجوييهاي پليسي، با ابراز تاسف و ندامت صراحتا به وقوع حادثه اعتراف و انگيزه خود را اختلافات خانوادگي عنوان کرد.
نوشته شده توسط
در 8:24 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
شنبه 1385/02/09
لس آنجلس: در بزرگراهها و آزادراههاي كاليفرنيا خودروهاي امدادي به صورت شبانه روز مشغول گشت زني و فعاليت هستند تا هيچ راننده اي به دليل نقص فني خودرواش در طول مسير معطل نشود. همچنين اگر خودرويي در طول مسير با كمبود بنزين مواجه شود مكانيك هاي خودروهاي امدادي ۴ ليتر بنزين در اختيار راننده هاي درمانده قرار مي دهند. با توجه به اين كه قيمت بنزين در كاليفرنيا بسيار گران تر از ساير نقاط آمريكا است و به ازاي هر گالن، مردم بايد ۳ دلار بپردازند، طي چند روز اخير درخواست رانندگان براي بنزين در آزادراههاي اين ايالت به ميزان قابل توجهي افزايش يافته است. گفته مي شود رانندگان به دليل بالا بودن قيمت بنزين تظاهر به نداشتن بنزين در آزادراهها مي كنند تا اين كه بنزين رايگان دريافت نمايند.
نوشته شده توسط
در 11:47 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
شنبه 1385/02/09
گفت: در آخرين گزارش البرادعي هم كه ديروز ارائه شد، هيچ سند و شاهد و نمونه اي كه بر پايه مباني حقوقي و فني باشد و از تخلف ايران حكايت كند، ديده نمي شود.
گفتم: يعني بالاخره، صلح آميز بودن فعاليت هسته اي كشورمان را تائيد كرده است؟
گفت: اي بابا! مگه تا حالا تخلفي ديده بودند كه كارشكني مي كردند؟ اين دفعه هم مثل هميشه، نوشته است اگرچه هيچ نشانه اي از فلان تخلف و فلان كار غيرقانوني ديده نشده ولي هنوز نمي توانيم با اطمينان فعاليت هسته اي ايران را تائيد كنيم!
گفتم: پس معلومه كه مشكل از ايران نيست، مشكل از وابستگي آژانس است
گفت: چه عرض كنم؟!
گفتم: شخصي به دكتر مراجعه كرد و گفت؛ آقاي دكتر! به هر جاي بدنم كه انگشت مي گذارم، به شدت درد مي گيرد. دكتر بعد از معاينه همه بدن او گفت؛ مرد ناحسابي! خب! نوك انگشت خودت زخمه.
نوشته شده توسط
در 10:50 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
شنبه 1385/02/09
|
يك كشتيگير جوان گرجي پنجشنبه شب 27 آوريل با اميد ورود به كتاب ركوردهاي گينس 2 مينيبوس به وزن كلي 4.5 تن را تنها با گوش چپش به مسافت 41 متر و 10 سانتيمتر كشيد! به گزارش خبرگزاري فرانسه، دو دستگاه مينيبوس به يكديگر زنجير شده و با يك طناب نايلوني به گوش چپ لاشا پاتارائيا كشتيگير گرجي متصل شده بودند! لاشا به كمك گوش چپ اين 2 مينيبوس را مسافت 41 متر و 10 سانتيمتر جابهجا كرد و يك كاست ويدئويي اين نمايش را براي گينس بوك فرستاد. لاشا پاتارائيا پيش از اين نامش در كتاب ركوردهاي گينس ثبت شده بود زيرا 3 سال پيش يك مينيبوس را اين بار با 2 گوشش مسافت 48 متر كشيده بود! |
نوشته شده توسط
در 9:46 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
شنبه 1385/02/09
|
| |
يك كروكوديل بزرگ در استراليا كه به شدت از صداي گوشخراش اره برقي فردي كه در حال بريدن يك درخت بود هراسان و خشمگين شده بود آن او را به دهان گرفت و به داخل آب برد. به گزارش آنانوا ، فدي باكلند در حال اره كردن يك درخت خشكيده بر روي يك درياچه آب شور بود كه ناگهان يك كروكوديل 14 فوتي سر از آب بيرون آورد و يك راست به طرف او حمله ور شد اما قصد او شكار مرد نجار نبود بلكه با با شدت هرچه تمامتر اره برقي را از دست او گرفته و با خود به داخل آب برد. باكلند از اهالي داروين كه تا حد مرگ از اين حادثه ترسيده بود خود را به ساحل رسانده و شگفت زده به كروكوديل عصباني نگاه مي كرد كه اره برقي را از سر خشم به اين سو و آن سوي اب مي انداخت. به نوشته روزنامه سيدني مورنينگ پست كروكوديل بيشتر از يك ساعت و نيم با اره برقي كلنجار رفته و سرانجام آن را رها كرد. پيتر شاپرت مالك منطقه اي كه اين اتفاق در آن افتاده بود به روزنامه نگاران گفت: درخت بزرگي در اثر توفان شكسته و بر روي درياچه افتاده بود و من از باكلند خواسته بودم آن را اره كند اما گويا سر و صداي زياد اره اين كروكوديل را تا سر حد جنون عصباني كرده بود. در اثر اين حادثه نه كروكوديل و نه مرد نجار هيچ يك اسيبي نديدند.
|
نوشته شده توسط
در 9:43 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
شنبه 1385/02/09
مردي در نيويورك زندگي ميكند كه دو دندان نيش و پوستي چون مار دارد و از حشرات تغذيه ميكند. مرد مارنما كه پيرو مكتب روان پريشي يا ترساندن انسانها از طريق خودآزاري است، تمامي بدن خود را به شكل پوست مار خالكوبي كرده است.
وي با كاشتن دو دندان نيش در جاي دو دندان جلويي و برش زبان خود به دو قسمت اين امكان را دارد تا زبان دو شاخه خود را مانند مار از ميان دندانهاي نيش به بيرون آورد. اين مرد كه غالبا از حشراتي مانند سوسك و كرم تغذيه ميكند با كاشتن غدههاي چربي در زير ابروهايش و تراشيدن موهاي ابرو، چهرهيي ترسناك براي خود ايجاد كرده است.
چندي پيش نيز يك گروه از پيروان اين مكتب با آويزان شدن از يك جرثقيل بلند به وسيله چند قلاب كه از بالاي كمر به پوست آنها وصل شده بود و در حالي كه بشدت دست و پا ميزدند، مايههاي رعب و وحشت حضار را فراهم آورده بودند.
نوشته شده توسط
در 9:20 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
شنبه 1385/02/09
لابد بازيكنان اسمى پرسپوليس توجيه شده اند. آيا براى شما عجيب نيست كه در كنار على انصاريان، حامد كاويانپور نيز با آرامش طورى حرف مى زند كه انگار هيچ ناراحتى خاصى بابت حذفش از تيم پرسپوليس ندارد؟ هافبك پرآوازه پرسپوليس در مصاحبه هاى مختلف مى گويد فعلاً در مورد اخراج از پرسپوليس حرفى ندارد.«حداكثر يك ماه ديگر با پرسپوليس قرارداد دارم و هنوز در مورد آينده ام تصميم نگرفته ام. براى صحبت كردن در اين مورد به قدر كافى زمان وجود دارد مهم ترين مسئله در حال حاضر قهرمانى در جام حذفى است.دوست داشتم در كسب عنوان قهرمانى تيم را همراهى كنم. اما نظر مديرعامل و سرمربى اين بود كه كنار بمانم و به نظر آنها احترام مى گذارم.»به نظر مى رسد تا زمان دريافت كليه حق و حقوق معوقه اين موضع گيرى شديداً غافلگيركننده ادامه داشته باشد. آگاهان در اين رابطه مى گويند امان از فصل نقل و انتقالات! محمدحسن انصارى فرد مدير پرسپوليس در اين باره مى گويد كنار گذاشتن هيچ بازيكنى قطعى نيست و كسب قهرمانى در جام حذفى خيلى از ديدگاه هاى كنونى را تغيير خواهد داد
نوشته شده توسط
در 9:13 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
شنبه 1385/02/09
شرق،فيروزه مظفرى: براى ما زن ها كه تاكنون فوتبال را از پشت كادر مربع تلويزيون ديده ايم، بازى فوتبال ديروز تجربه اى جديد و هيجان انگيز بود و شايد فقط تيم بانوان برلين بودند كه از اول بازى دست و پاى خودشان را گم نكرده بودند. بازى در استاديوم باشگاه آرارات بهانه اى بود تا حضور كثير تماشاچيان ارمنى را در استاديوم توجيه كند. بازى با قرائت قرآن توسط قارى زن راس ساعت ۴ شروع شد. اما ديدن اين همه صحنه بديع و هياهو و شور و هيجان تماشاچيان جوان كه يك نفس ايران را فرياد مى زدند به راحتى حواسم را از بازى پرت مى كرد. البته اين صحنه ها تنها تمركز من كه براى ديدن فوتبال به استاديوم رفته بودم را برهم نزده بود. تماشاچى هاى فوتبال امروز بيشتر از خود فوتباليست ها و بازى سوژه بودند. دختران جوانى كه فكر نمى كردند روزى بوقچى تيم ملى بانوان فوتبال باشند با حرارت پرچم ايران را تكان مى دادند و لابد غصه مى خوردند كه چرا براى موج مكزيكى رفتن توى استاديوم تمرين و تجربه كافى ندارند؟!با اينكه تيم بانوان ايران اولين تجربه هاى بازى روى چمن را انجام مى داد، اما با اعتماد به نفس خوبى در مقابل تيم برلين بازى مى كرد. زمان به كندى مى گذشت اما بازى از سرعت بالايى برخوردار بود. صبر كن، انگار هنوز يك چيزى كم است و آن عادت ما به تماشاى فوتبال از دريچه تلويزيون و شنيدن صداى گزارشگر و تكرار حركات آهسته است. تماشاچيان به طور پيوسته تيم ايران را تشويق مى كردند. با اين وجود گل اول و دوم آلمان چيزى از شادى و تشويق هاى تماشاچى ها نكاست، همان تماشاچيان جوانى كه سوژه داغى براى فيلمبرداران و خبرنگاران كانال هاى خارجى بودند به خصوص شبكه هاى ZDF و BBC.استاديوم رفته رفته پر مى شد. با پايان نيمه اول يك ترانه مجاز و البته ريتميك از بلندگوى استاديوم پخش شد، اما شور و هيجان اين همه دختر جوان باعث شد تا به سرعت موسيقى قطع شود و البته تذكر مامور نيروى انتظامى از پشت ميكروفن بى شباهت به تذكرات مربيان امور تربيتى در مدارس دهه ۶۰ نبود. و اما نيمه دوم؛ انگار اين بار نوبت ايرانى ها بود كه جريان بازى را در دست بگيرند. در اين نيمه همه چيز در دست بازيكنان ايرانى بود و بالاخره گل هاى زده جبران شد. ۲ گل زده، جواب ۲ گل خورده.
خيلى بعيد به نظر مى رسيد اين همه چست و چابكى از بازيكنان ايرانى كه در نخستين تجربه هاى حضورشان در روى چمن اين قدر خوب ظاهر شوند. بازيكنان تكنيكى ايران كه شايد نقطه ضعفشان ضربه هاى سر بود وگرنه در دريبل كردن و لايى زدن چيزى از همتاهاى مذكرشان كم نداشتند.
در حال مقايسه اين بازى با بازى مردان بودم و در كمال بى رحمى دلم مى خواست توى زمين يك مصدوم هم داشته باشيم تا ببينيم براى حمل مصدوم به بيرون زمين چه تدبيرى انديشيده اند! با پايان بازى و شنيدن سوت داور بازيكنان دو تيم حلقه شادى زدند و بسيار خواهرانه مشتركاً نتيجه ۲ بر ۲ بازى را جشن گرفتند. در پايان بازى صحنه هاى جالبى ديده مى شد. دختران تماشاچى روى نرده ها رفتند تا از نزديك فوتباليست هاى محبوب تيمشان را تشويق كنند و از آنها امضا بگيرند و شايد اين انگيزه را پيدا كنند كه فوتبال را به شيوه اى ديگر دنبال كنند. سال ها است كه فوتبال ديگر ورزشى انحصارى براى مردان نيست و مى شود پا به توپ به روى چمن دويد و فوتباليست بود. و چه خوب بود اگر واژه مناسبى براى بازى جوانمردانه در يك روز كاملاً زنانه پيدا مى كرديم. شايد اين واژه هم بد نباشد: «بازى جوانزنانه».
نوشته شده توسط
در 9:9 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
شنبه 1385/02/09
فردا:نشريه "پرتو سخن" ارگان مصباح يزدي در تازه ترين شماره خود رئيس سازمان صدا و سيما را به دليل آنچه "پخش صحنه هاي مستهجن و وقيحانه از ورزش كشتي مردان در تلويزيون" خوانده، مورد انتقاد قرار داد.
در شماره جديد اين نشريه از سياست چند صدايي صدا و سيما در دوره عزت الله ضرغامي انتقاد شده و اين سياست را بهانه اي براي "پخش سريالها و فيلمهاي عشقي و عاشقي، پخش صحنه هايي از ورزش بانوان به بهانه اخبار ورزشي، پخش صحنه هاي غير اخلاقي و زننده از كشتي مردان، ترويج خرافاتي از فرهنگ نوروز در كنار برخي از برنامه هاي انساني و اسلامي آن، راهيابي روزافزون دختران و زنان بزك كرده و عشوه گر در عرصه هاي گوناگون، اختلاط دختران و پسران با رفتارها و گفتارهايي مهيج در قالب بازي سرگرم كننده و پخش ترانه هاي درخواستي" توصيف كرده است.
نوشته شده توسط
در 8:49 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
سه شنبه 1385/02/05
مردي که از سوي يک سارق سابقه دار گوشش بريده شده است ، روز گذشته از قاضي شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران درخواست مجازات متهم را کرد.
به گزارش خبرنگار جام جم ، روز گذشته 5 قاضي شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران پرونده اي را مورد رسيدگي قرار دادند که در آن يک مجرم سابقه دار پس از کشاندن شاکي به داخل باغي در کرج ، گوش او را بريده است.
با رسيدگي به اين پرونده ، ابتدا نماينده دادستان در دادگاه هاي کيفري با اشاره به مواد قانوني 481 ، 29 ، 388 و 614 از قانون مجازات اسلامي ، از دادگاه براي متهم پرونده به اتهام گوش بري درخواست مجازات کرد. به دنبال اين درخواست ، شاکي پرونده پس از حضور در جايگاه ، به قاضي عزيز محمدي گفت : 17 بهمن سال 83 در حال عبور در يکي از خيابان هاي حاشيه کرج بودم که متهم به نام احمد پس از سد کردن راه ، مرا به داخل يکي از باغهايي که در اين منطقه قرار داشت ، کشاند. شاکي گفت : در اين محل ، متهم با تهديد چاقو از من درخواست پول و اموالم را کرد و زماني که من در برابر خواسته وي مقاومت کردم ، او با چاقويي که در دست داشت ، گوش مرا بريد و آن را داخل دسته کليد خود جاي داد.
شاکي گفت : پس از اين ماجرا مدتي در بيمارستان بستري شدم و اکنون با معلوليت جسمي در شرايط روحي بدي قرار گرفته ام و خواستار مجازات متهم و دريافت ديه هستم.
به دنبال اين اظهارات ، متهم با رد اتهامات مربوط به خود گفت : من گوش او را نبريده ام و او قصد دارد از من اخاذي کند. او افزود: از آنجايي که من يک سابقه دار هستم ، شاکي مرا عامل بريدن گوش خود معرفي کرده است تا ديه دريافت کند. به دنبال اين اظهارات ، قاضي عزيز محمدي اعلام کرد بزودي 4 مستشار دادگاه حکم مربوط به اين پرونده را اعلام خواهند کرد.
نوشته شده توسط
در 2:37 بعد از ظهر |
لینک ثابت
•
سه شنبه 1385/02/05
درست يك روز پيش از بازى پرسپوليس و ابومسلم خراسان آرى هان و كريم باقرى در جلسه اى محرمانه شركت كردند. در اين جلسه كريم به آرى هان گفت به دليل مشكلات مالى بازيكنان قرار گذاشته اند مقابل ابومسلم بازى نكنند و هان نيز اعلام كرده اين مسأله براى وى اهميتى ندارد و آنها مى توانند اين كار را بكنند اما پس از يكى، دو ساعت باقرى به هان مى گويد:«به خاطر حيثيت باشگاه پرسپوليس مقابل ابومسلم بازى مى كنيم اما اگر مشكلات ما را حل نكنند، ديگر بر سر تمرينات حاضر نخواهيم شد.»
نوشته شده توسط
در 2:34 بعد از ظهر |
لینک ثابت
•
دوشنبه 1385/02/04
حرف «W» سرانجام واقعا وارد معتبرترين فرهنگنامه سوئد شد كه هر سال توسط آكادمي سلطنتي سوئد منتشر ميشود.
به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، حرف «W» كاربرد اندكي در زبان سوئدي دارد و تنها در لغاتي كه از زبانهاي خارجي وارد زبان سوئدي شدهاند، ديده ميشود.
تاكنون، حرف «W» كه تلفظ آن با حرف «V» مشابه است در فرهنگنامه آكادمي سلطنتي سوئد در بخش «V» و در سايه اين حرف قرار داشت.
آكادمي سلطنتي سوئد كه هر سال جوايز نوبل ادبيات را اهدا ميكند و اعضاي آن به عنوان پاسداران زبان سوئدي محسوب ميشوند، تصميم گرفت به مناسبت انتشار سيزدهمين چاپ فرهنگنامهاش كه در هفته جاري منتشر ميشود حرف «W» را از سايه حرف «V» خارج كند و بخش ويژهاي را به حرف «W» اختصاص دهد.
به اين ترتيب، از اين پس الفباي زبان سوئدي كه داراي 28 حرف بود 29 حرف خواهد داشت.
نوشته شده توسط
در 9:3 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
دوشنبه 1385/02/04
يك جوان سوييسي كه روي ريل قطار خوابش برده بود فقط مويي با مرگ فاصله داشت. يك قطار صبح شنبه 22 آوريل در اوبردورف سوييس از ريلي كه اين جوان روي آن خوابيده بود، عبور كرد بي آن كه جوان كمترين آسيبي ببيند!
به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، پليس كانتون بال – كامپاني سوييس گفت يك جوان 18 ساله پس از شرب خمر و از خود بي خود شدن تصميم گرفت پياده به منزلش بازگردد.
پسر جوان در ميان راه متوقف شد و روي ريل خط قطار والدنبورگرباهن خوابيد و فورا خوابش برد!
حوالي ساعت 5 بامداد لكوموتيوران نخستين قطاري كه به مقصد ليئستال حركت ميكرد پيكر بيحركت جوان را روي ريل مشاهده كرد و سوت خطر را كشيد اما جوان بيدار نشد!
لكوموتيوران ترمز كرد اما با اين حال قطار در زمان مناسب متوقف نشد و از ريلي كه جوان روي آن خوابيده بود عبور كرد. گروه امداد در محل حاضر شده و با تعجب مشاهده كردند جوان 18 ساله كاملا سالم است و حتي خراشي برنداشته است!
نوشته شده توسط
در 9:0 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
دوشنبه 1385/02/04
كاوشهاي جديد سازمان فضايي امريكا ناسا نشان ميدهد كه رييس جمهوري ايالات متحده يعني همين آقاي بوش، نقشههايي در سردارد براي بنا كردن يك سلطنت بزرگ در كره ماه.
باور كنيد اين خبر شوخي نيست چون در امريكا تنها يك موسسه وجود دارد كه طبق راي دادگاهي در اين كشور، مالك تمام سيارات جز زمين است. اسكات هوبارد با بيان اين خبر گفته است: بوش ميخواهد ماه را به تصرف خودش در آورد تا در صورت وقوع يك جنگ غيرقابل پيشبيني، به اين منطقه امن سفر كند. وي پس از اتفاقاتي كه براي شاتل فضايي كلمبيا روي داد، تصميم گرفت اين مساله را جديتر دنبال كند.»شاتل كلمبيا، به طرز مشكوكي در نزديكي ماه منفجر شد.
نوشته شده توسط
در 8:54 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
دوشنبه 1385/02/04
يك پسر جوان براى اينكه به دوستانش ثابت كند آدم ترسويى نيست، اقدام به تهيه كلت كمرى كرد.وى هنگامى كه براى نشان دادن اسلحه اش به يكى از دوستان خود به در خانه آنها رفته بود،از سوى پليس دستگير شد.اين متهم ۲۲ ساله ادعا مى كند اسلحه را ۲ سال قبل وقتى براى زيارت به كربلا رفته بود از يك راننده تاكسى عراقى خريده است.
نوشته شده توسط
در 8:51 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
شنبه 1385/02/02
• هجوم هواداران
دو سه ساعت مانده به شروع بازى راديو مرتب اعلام مى كند كه «از رفتن به استاديوم آزادى خوددارى كنيد، ظرفيت تكميل است.» خبرگزارى ها هم در گزارش لحظه به لحظه خود از اتمسفر قبل از مسابقه استقلال- برق، بيشتر از همه به سكوهاى پرشده ورزشگاه اشاره دارند كه از قرار معلوم، فراتر از حد تصور بوده. اما استقبال صدهزار نفرى و يا آن طور كه حاضران در استاديوم عقيده دارند، صدوبيست هزار نفرى كه براى شركت در جشن احتمالى قهرمانى استقلال از دور و بر هشت صبح كم كم به آزادى رسيده اند، تنها بخشى از هياهو و هيجان فوق العاده اى بود كه استقلال در غياب پرسپوليس و البته تيم ملى به راه انداخته است. ساعت از سه بعدازظهر هم گذشته كه راه منتهى به ورودى غربى تقريباً بسته است. ماشين هاى پارك شده كه به در كمپ تيم هاى ملى هم رسيده، دو سمت خيابان دوبانده نزديك استاديوم را گرفته. درست مثل ورودى شرقى كه علاوه بر پر شدن پاركينگ هاى داخل ورزشگاه، ترافيك سنگينى تا نزديكى هاى دهكده المپيك ايجاد كرده است.
جلوى در اصلى استاديوم اما خيلى ها به اتفاقات پيرامونى بى توجه اند. ماموران انتظامى تاكيد دارند كه طى كردن محوطه داخل استاديوم بى فايده است و كسى نمى تواند از اين به بعد براى ديدن بازى به سكوها برسد. ولى تلاش ها بى فايده است. چند دقيقه اى بعد از اصرار جمعيت ديگر كسى جلودار آنها نيست و در لابه لاى ورود ماشين ها كه اغلب از باقى مانده هاى خبرنگاران هستند، دو سه هزار نفرى وارد استاديوم مى شوند. يكى از مسئولان استاديوم آزادى مى گويد: «بليت فروشى تا حدود ساعت ۳۰/۱ ادامه داشت اما دلال ها تا يك ساعت مانده به شروع مسابقه هم كاسبى مى كردند.»
و اين در شرايطى بود كه به مانند بازى ايران- آلمان، تماشاگرانى كه به جاى رفتن به خانه، ماندن در استاديوم را ترجيح داده بودند تا شايد راهى براى ورود به ميان جمعيت صدهزار نفرى باز شود با خيال آسوده و بدون داشتن بليت، فاصله ميله هاى فلزى جلوى درهاى ورودى را مى دويدند.
در حالى كه درهاى بسته شده روبه روى آنها قرار داشت و چاره اى جز برگشت به خانه مثل سى، چهل هزار نفر مانده در پشت در، نبود. همهمه ديروز كه تا حوالى ۹ شب هم ادامه داشت، با اين اوصاف خيره كننده به نظر مى رسيد. جوى كه قهرمانى استقلال به راه انداخته بود و باز هم فوتبال در آن نقش شماره يك را بازى مى كرد.
• جشن قهرمانى
۱- باشگاه ۷۲ ساعت قبل از بازى بعدازظهر جمعه با برق به فكر گرفتن جشن قهرمانى بود. يعنى درست يك روز پس از فراغت از ۹۰ دقيقه سخت با ذوب آهن در اصفهان كه با يك امتياز فوق العاده حساس مجموعه تيم را به گرفتن جام اميدوارتر از قبل مى كرد. يك جشن بزرگ و كاملاً استقلالى كه مقدماتش پس از مذاكره با چند شركت تبليغاتى قطعى مى شد. با اين وجود جشن وعده داده شده كه در يكى از دو روز ۱۵ ارديبهشت و يا سوم خرداد احتمالاً در ورزشگاه ۱۲ هزار نفرى برگزار مى شود، مراسم بعد از بازى ديروز را هم در بر مى گرفت.
۲- دلمشغولى هاى عوامل باشگاه كه بيشتر از همه بايد جنگ رسانه اى رقيب اصلى، پاس را پاسخ مى گفتند و رسيدن به جام را در جدال تعيين كننده خارج از زمين هم دنبال مى كردند، به خودى خود آنها را حداقل از اولين لحظات پس از قهرمانى غافل مى ساخت. دور و برى هاى باشگاه حواسشان به خود بازى بود و نهايتاً اگر پيشنهادى به روابط عمومى مى رسيد، به جشن اصلى موكول مى شد.
۳- با اين تفاسير آس جشن استقلال كه مستقيم از تلويزيون نيز پخش مى شد، صحنه هاى البته خسته كننده آتش بازى بود كه به گفته گزارشگر بازى ربطى به باشگاه نداشت و حاصل كار سازمان ليگ بود. حضور يك سواركار كه دور استاديوم با پرچم آبى و پيراهن قرمز دور افتخار مى زد نيز ابتكار جديدى بود كه البته ختم به خير نشد.
۴- اما بى نظم ترين جاى داستان باز هم اهداى جام قهرمانى بود. لحظاتى كه امير قلعه نويى كه قيافه عصبانى اش به خاطر شلوغى داخل زمين در كل دقايق يك ساعت بعد از سوت داور حق به جانب به نظر مى رسيد، حضور نداشت و بازيكنان نيز كم كم از قافله جام به دستان جا مى ماندند.
۵- ديروز استقلالى ها عقيده داشتند در اتفاقات داخل زمين نقش تعيين كننده اى نداشتند و ماجرا طبق عادت معمول به واسطه عدم كنترل دقيق و بى برنامگى آدم هاى مسئول كنار زمين پيش رفته است. شايد براى چشيدن طعم قهرمانى استقلال، جشن خود باشگاه، موقعيت مناسب ترى باشد.
• ملاقات برانكو و عنايتى
پس از پايان بازى ديروز برانكو ايوانكوويچ و رضا عنايتى دقايقى با هم گفت وگو كردند. به نظر مى رسد سرمربى تيم ملى قصد دارد آقاى گل ليگ برتر را به اردوى تيم ملى دعوت كند و موضوع بحث اين دو همين مسئله بوده است. عنايتى در چند ماه اخير هرگز به تيم ملى دعوت نشده و در اين ميان اختلافاتى هم بين او و كادر فنى وجود داشته است. برانكو به دنبال اين است كه با حل اين اختلاف زمينه حضور عنايتى را در تيم ملى فراهم كند. از ملاقات اين دو اين طور به نظر مى رسيد.
نوشته شده توسط
در 8:47 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
شنبه 1385/02/02
يك مرد در آمريكا به جرم آزار و اذيت نامزد خود احتمالا به ۴ سال حبس محكوم خواهد شد. هنگامي كه اين زوج با يكديگر درگيري لفظي پيدا كردند مرد بي رحم نامزد خود را به داخل حمام برد، دوش دستي را داخل دهان وي فرو و شير آب را باز كرد. البته پس از چند ثانيه وي شير آب را بست و دست او را شكست. گفته مي شود كه اين مرد علاوه بر تحمل ۴ سال حبس به مدت ۴ سال نيز زير نظر پليس به زندگي خواهد پرداخت.
نوشته شده توسط
در 8:37 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•
شنبه 1385/02/02
انگشتر درشت نقره با نگين عقيق، تسبيح صندلوس و شاه مقصود، دستمال يزدي، فندك نفتي و چاقوي ضامن دار؛ اين ها ابزاري مردانه بودند كه روزگاري مي بايست مردان همراه خود داشتند. انگشتر و تسبيح صندلوس و شاه مقصود خاص قهوه خانه نشيني بود البته ساعت سيكو پنج را هم به اين مقوله اضافه كنيد و بعد دستمال يزدي كه نقش زنبيل مردانه را بازي مي كرد؛ براي بردن يك سنگك تا شده به خانه، يك كيلو زردآلو، سيب گلاب و يا يك خربزه شيرين مشهدي در ظهر داغ تابستان.
راستي گفتم خربزه؛ در جمع مردانه هرجا كه قرار مي شد هندوانه يا خربزه اي شكسته شود بايد همه مردان چاقو مي كشيدند. علاوه براين چاقو وسيله سفر بود كه در كنار فندك و طناب و نمك معنا پيدا مي كرد:
مرد كه بي طناب و فندك و نمك و چاقو به سفر نمي رود . آن روزها مردان صندوقچه اي كوچك- مشكي يا قرمز رنگ- براي نگهداري وسايل مردانه خود داشتند.
صندوقچه اي كه به آن مجري مي گفتند. مجري هايي پر از انواع تسبيح و ساعت و انگشتر، احتمالاً ريش تراش، مهر برنجه و چند سكه قديمي. اما در اين ميان چاقو جايگاهي ويژه داشت. حتي بسياري از آنها كه عادت نداشتند چاقو در جيب بگذارند، باز هم مي شد در مجري هايشان يكي دو چاقو پيدا كرد؛ ضامن دار، پنجه بكس دار، معمولي...
تيزكردن چاقو هم البته يكي از سرگرمي هاي مردانه بود. سلماني ها چاقوهايشان را با تكه اي چرم آويخته از سقف تيز مي كردند اما در خانه ها سنگ سياه رواج داشت. تقريباً در هر خانه اي مي شد سنگ سياهي پيدا كرد كه يك طرفش به خاطر تيز كردن مدام چاقو، چرب و صاف شده بود و بعد چاقوها را روي ناخن شصت و يا موي ساق پا امتحان مي كردند تا مطمئن شوند حسابي تيز تيز است.
راستي شنيده ايد كه مي گويند چاقو دسته خودش را نمي برد و يا روزي صد تا چاقو مي سازد بي دسته .
اين ضرب المثل ها نشان از اهميت چاقو در فرهنگ عامه آن روزگار و به ويژه دسته آن است. دسته اي كه حكم همنشين و همدم چاقو را دارد.
در فرهنگ آن روزگار نه چندان دور چاقو جزيي از فرهنگ متداول روزمره بود و وجودش در خانه به اندازه ناخن گير اهميت داشت، معمولاً در محله ها آدم هايي بودند كه مرغ ها را براي همسايه ها سر مي بريدند و آدم هايي بودند كه چاقو هاي همسايه را تيز مي كردند، چون چاقو عنصري جدا نشدني از زندگي بود، عنصري كه از سر بريدن مرغ تا هنر قالي بافي سايه اي بلند داشت و همه جا مي شد ردش را گرفت. پس از آن آرام آرام چاقوها نقشي تزئيني ايفا كردند. گاه گوشه جيب ها مي شد چاقويي بدون استفاده يافت كه فقط و فقط براي نشان دادن به دوستان كاربرد داشت مثل نوعي نوستالژي و حسرتي شيرين از گذشته: نگاه كن! اين چاقو مال زنجانه دسته ش شاخ گوزنه، آلياژش هم زنگ نزنه همين و بس.
حالا ديگر چاقو همان كاربرد تزئيني را هم از دست داده و حتي جايي براي تعريف كردن از چاقوها در جمع مردانه نمانده است. با اين همه هنوز مي شود آدم هايي پيدا كرد كه به چاقوهاي پنجه بكس دار علاقه اي ويژه دارند.
راستش را بخواهيد هيچ نسبتي بين چاقو و كت و شلوار وجود ندارد و همين عدم تناسب است كه گاهي آدم را به خنده وامي دارد مثلاً وقتي مي بينيد كارمند بانك همان طور كه سرش به امضا كردن ته فيش ها و مهر زدن چك پول هاست يك دستش را در جيب كتش فرو مي برد و چاقوي ظريفي را بيرون مي آورد و به همكارش نشان مي دهد. خنده تان مي گيرد. پس هنوز چاقو جايي در گوشه ذهن ها براي خود دارد.
اجازه دهيد يك نمونه عيني برايتان تعريف كنم:
چند وقت پيش در واويلاي شلوغي مترو وقتي كه قطار در ايستگاه ايستاده بود و جماعت در حال بيرون رفتن و داخل شدن بودند بنده خدايي بدون هيچ غرض و مرضي كفش يك نفر را لگد كرد. كسي كه كفشش لگد شده بود قصد بيرون رفتن نداشت و مي خواست در مقابل امواجي كه جلوي در حركت بودند مقاومت كند، اما كسي كه كفش او را لگد كرد در حال بيرون رفتن بود؛ مردي كامل 45 - 50 ساله بسيار خوش تيپ و كت و شلواري، درست مثل يك رييس بانك جاافتاده و كاركشته.
كسي كه كفشش لگد شده بود گفت: مرد حسابي حواست كجاست؟ مرد حسابي بيرون رفت چند ثانيه مكث كرد تا امواج آدم ها از دو سويش پراكنده شوند و بعد يكباره برگشت. او ديگر رييس بانك نبود آدمي برافروخته بود كه چاقوي بلندي شبيه قمه به دست گرفته بود.
چاقو بالا رفت و به سمت آدم هاي جلوي در... در بسته شد و چاقو بر شيشه ها فرود آمد و هيچ كس نفهميد آيا مردي را كه كفشش لگد شده خوب ديده است يا نه؟ آيا براي او فرقي مي كرد كه چاقو به سمت چه كسي پرتاب مي شود يا نه؟ اصلاً از كجاي آن كت و شلوار شيك و قيافه محبوب و آرام چاقو را درآورد؟
قطار حركت كرد و ضربه هاي پي درپي چاقو بر تن تمامي شيشه ها نشست. همه خنديدند، كار ديگري نمي شد كرد.
بعضي ها چاقو ها را نه در جيب ها و مجري هايشان بلكه در ذهن و زبانشان مخفي كرده اند. شنيده ايد كه مي گويند: زخم چاقو خوب مي شود اما زخم نيش و كنايه نه!
شما در مناسبات اجتماعي امروز چاقوهايتان را كجا مخفي كرده ايد؟
نوشته شده توسط
در 8:28 قبل از ظهر |
لینک ثابت
•