چهارشنبه 1384/04/29
طنزکیهان(29/4/84)

چهارشنبه 1384/04/29
دردسرهاي خانه بنديكت!(کیهان29/4/84)
چهارشنبه 1384/04/29
سگ و چيزبرگر(همشهری29/4/84)
چهارشنبه 1384/04/29
حمل خودرو با گوش بر روي تخممرغ(خراسان29/4/84)
اين ماجراجوي چيني برنامه کشيدن خودرو را بدون خرد شدن تخممرغها به پايان رساند.
اين مرد 38 ساله موفق شد که خودرو را 2 متر جابهجا کند.
نکته جالب اين است که اين مرد چيني ميتواند يک دوچرخه 25 کيلوگرمي را نيز در حالي که بر روي تخممرغها ايستاده است با دهانش از روي زمين بردارد.
چهارشنبه 1384/04/29
مردي در پنجهزارمين خواستگاري خود شکست خورد(خراسان29/4/84)
«ايمل کاکيک» تقاضاهاي رد شده ازدواجش را در کتاب کوچک سياهي جمعآوري کرده و ميگويد: پول نميتواند عشق را به ارمغان آورد به ويژه اگر صورت زشتي هم داشته باشي.
اين وکيل که اهل زاگرب مي باشد گفته است که اکنون اين واقعيت را پذيرفته که زشتترين مرد روي زمين است.
نکته جالب اين است که اين مرد همچنان اميدوار است و در اين باره ميگويد: من به تلاش خود ادامه ميدهم.
چهارشنبه 1384/04/29
دريافت گواهينامه رانندگي پس از 33 سال(جام جم آنلاين29/4/84)
وينايدا كابتري يك زن انگليسي پس از 33 سال تمرين رانندگي سرانجام موفق به دريافت گواهينامه رانندگي شد.وينايدا كابتري هنگامي كه در آخرين امتحان رانندگي قبول شد سرازپا نمي شناخت. به گزارش خبرگزاري فرانسه ، وينايدا كابتري نخستين درس رانندگي را در سن 17 سالگي آغاز كرد.او در جريان 33 سال حدود 40 بار امتحان رانندگي داد و هر بار رد شد. با اين حال ، وينايدا هرگز اميد اينكه يك روز به تنهايي رانندگي كند را از دست نداد.او در جريان اين مدت 7 مربي رانندگي داشت كه آخرين آنها آقاي كوئنن از 19 سال پيش مربي او بوده است. وينايدا در جريان 33 سال تلاش براي دريافت گواهينامه رانندگي ده ها هزار پوند هزينه كرد و سرانجام در سن 50 سالگي به آرزويش رسيد و در امتحان رانندگي قبول شد. وينايدا كابتري پس از قبولي در امتحان رانندگي شادمانه گفت: مربي بسيار خوبي داشتم |
سه شنبه 1384/04/28
تاكنون بچه پاندا ديدهايد؟(بازتاب28/4/84)
دو بچه پاندايي كه يازده روز پيش در مركز بزرگ حفاظت از پانداها در جنوب غربي چين به دنيا آمدند.
حال هر دو بچه و مادر آنها خوب است.

سه شنبه 1384/04/28
پيرترين كرگدن جهان(همشهری 28/4/84)
گفته مي شود كه اين كرگدن، پيرترين كرگدن زنده در جهان است در حالي كه كرگدن ها معمولاً بين ۳۰ تا ۴۵ سال عمر مي كنند.
جالب اين كه همسر و ۸ فرزندان وي همگي از بين رفته اند
دوشنبه 1384/04/27
گورستان طبقه اى(شرق27/4/84)
|
دوشنبه 1384/04/27
قهرمان بازهاى ضدقهرمان(شرق27/4/84)
|
من و تو در اين ميانه بى تقصيريم
او نيز بى تقصير است
پس بى گمان
كار، كار چهارم شخص مجهول است!
دوشنبه 1384/04/27
تخم كبك در گرماي هوا به جوجه تبديل شد (اعتماد27/4/84)
|
دوشنبه 1384/04/27
نمايشگاه سوسك ها(همشهری 27/4/84)
وي اين كلكسيون را از سالها قبل جمع آوري نموده و جالب اينكه بر تن سوسك ها لباس كرده و آنها را در موقعيت هاي مختلف مثلا نواختن پيانو قرار داده است.
وي درمورد برگزاري اين نمايشگاه مي گويد: بسياري از مردم در منازل خود از سوسك ها فراري و متنفر هستند اما اين نمايشگاه نشان مي دهد كه مي توان به اين موجودات نيز علاقه مند بود
یکشنبه 1384/04/26
مردي كه ميخواست به حبس ابد محكوم شود به پستچي بيگناه شليك كرد(جام جم 26/4/84)
شنبه 1384/04/25
طنزکیهان(25/4/84)

شنبه 1384/04/25
ماجراي كشدار بدغذايي فنلاندي ها و انگليسي ها!(کیهان25/4/84)
|
تماشاچياني كه طي يكي دو روز آينده در مسابقات پرطرفدار «فوتبال در گل و شل» فنلاندي ها شركت مي كنند، اين بار با «غيرمنتظره» هاي جالبي روبرو خواهند شد. فنلاندي ها «راگوي برلوسكني» و «مرغ شيراك» را در فهرست غذاهاي پيشنهادي رستوران ها گنجانده اند تا هرجور شده بالاخره انتقامي از سران ايتاليا و فرانسه بابت متلك هاي آبدارشان در مورد غذاهاي فنلاندي گرفته باشند. از «جيركي وانانن»، مديركميته برگزاري مسابقات مي شنويم كه: «راگوي برلوسكني از گوشتي درست شده كه مي شود آن را با كباب مقايسه كرد... كنارش هم سيب زميني است! و مرغ شيراك هم در اصل ران هاي مرغ است كه با پلو خورده مي شود...» و اين غذاها كه قرار است از جمعه در محل برگزاري پنجمين دور مسابقات جام جهاني «فوتبال در گل و شل» سرو شوند، به تلافي حرف هاي اخير «سيلويو برلوسكني»، نخست وزير ايتاليا و «ژاك شيراك»، رئيس جمهور فرانسه در مورد غذاهاي فنلاندي، اسامي اين دو نفر را به خود گرفته اند! ظاهرا، «برلوسكني» ماه گذشته موقع افتتاح نهاد جديد اروپايي در مورد امنيت غذايي در «پارما»- كه ايتاليا و فنلاند براي به دست آوردن ميزباني اش سخت با هم رقابت مي كردند- گفته كه در چهارچوب مقامش بارها مجبور شده غذاهاي فنلاندي ها را «تحمل» كند! و «شيراك» هم اخيرا در حرف هايش- كه البته همزمان با رقابتي كه براي ميزباني بازي هاي المپيك با انگليسي ها داشته زده شده- گفته كه انگليس هم بعد از فنلاند جايي است كه غذاهايشان از همه «بدمزه تر» است! و خوب، طبيعي است كه اين حرف ها به مذاق فنلاندي ها خوش نيامده و مطبوعاتشان هم در عوض دو رهبر را «متكبر» توصيف كرده اند! بهرحال، «وانانن» با لحني پرخنده مي گويد: «اي بابا، اين فقط يك شوخي است و ما هرسال از اين شوخي ها مي كنيم، اما خوب، اين بار از برلوسكني الهام گرفته ايم...» |
شنبه 1384/04/25
جسد در بزرگراه(همشهری25/4/84)
شنبه 1384/04/25
فروش نوه(ایران 25/4/84)
سه شنبه 1384/04/21
تقصير بوش نبود، جاده ليز بود! (کیهان21/4/84)
انگار دوچرخه سواري به هيچوجه با مزاج ملوكانه رئيس جمهور آمريكا سازگار نيست. او هنگام دوچرخه سواري در «گلين ايگلز» اسكاتلند مثل توپ زمين خورد. در جريان اين حادثه خودش و يك مامور پليس زخمي شدند.
و البته، بعد از اين حادثه ملوكانه «اسكات مك كللان»، سخنگوي «جاده صاف كن» كاخ سفيد، طبق معمول همه چيز را رفع و رجوع كرده كه: خوب، البته، باران نم نم مي آمده و جاده ليز بوده و خلاصه اينكه زمين كج بوده است! و پليس بي نوا بي موقع سر راه آقاي رئيس جمهور بي دست و پا «سبز» شده بود. و اضافه كرده كه «بوش كوچك» بعد از اين حادثه اصلا به خودش اجازه استراحت نداده و با شهامت- و با وجود سر و صورت زخمي اش- سر جلسات حاضر شده و حتي با خانم ملكه انگليس هم غذا خورده است! و اما، جناب «بوش» هم خودش را از «تك و تا» نينداخته و همه چيز را به شوخي برگزار كرده و گفته: «بله، روز خيلي زيبايي براي گردش كردن با دوچرخه بود و من حالا واقعا حالم خوب است و آماده ام دوباره سوار دوچرخه شوم!» و بعد هم اضافه كرده كه: «انگار بايد كارهايي بكنم كه بيشتر مناسب سنم (59سال) باشد»... و البته، اين اولين باري نيست كه «بوش كوچك» با دوچرخه زمين مي خورد. او قبلا هم در مزرعه اش در گرافورد تگزاس بارها زمين خورده كه آخرين بارش ماه مه 2004 بود! مي گويند، «مك كللان» كه خبرنگاران بعد از اين ماجرا كلي «سين جيم» اش كرده بودند كه آيا ماجرا تقصير جناب «بوش» بوده، زيرآبي رفته و جواب داده فعلا وضعيت سلامتي مامور پليس بداقبال مهم تر از همه چيز است! و بعد هم، او اصلا نمي خواهد مسئله را تفسير كند و يا از آن نتيجه بگيرد.
سه شنبه 1384/04/21
شصتمين سالگرد پايان جنگ جهانى دوم(شرق21/4/84)
|
سه شنبه 1384/04/21
مانور واقعي(همشهری21/4/84)
دوشنبه 1384/04/20
تقليد گوسفندان(همشهری20/4/84)
دوشنبه 1384/04/20
همزاد خاتمی!
|
دوشنبه 1384/04/20
راز جستوخيز يك تخته سنگ000 25کیلویی(اعتماد20/4/84)
|
دوشنبه 1384/04/20
فرود هواپيماى مسافرى بر روى گله گاوها(ایران20/4/84)
شنبه 1384/04/18
وقتي علي «ع» تنهاتر مي شود(کیهان18/4/84)
|
و امروز، آخرين روز حيات فاطمه(س) است. علي(ع) بغضي نهان در سينه دارد. در و ديوار خانه علي(ع) با فاطمه خداحافظي مي كند. |
|
چهارشنبه 1384/04/15
شيوع سندرم زندگي با مادرزن در روماني(کیهان15/4/84)
رواشناسان رومانيايي با موارد رو به افزايش سندرم مادرزن مواجه شده اند.
به نوشته پايگاه اينترنتي روسي نيوز، آنها اين نام را براي بيماري جديد مرداني انتخاب كرده اند كه با مادر زنهايشان در يك جا زندگي مي كنند.به گفته پزشكان شهر بوتوشاني در شمال روماني، روزانه دهها مرد به آنها مراجعه و از نوعي آشفتگي و اضطراب روحي غير قابل توضيح شكايت مي كنند.
براساس اين گزارش، تنها كسي كه توانسته توضيحي براي اين پديده پيدا كند نيكايه ولاد مدير بخش رواني بيمارستان شهر بوتوشاني است.به عقيده وي اين مردان فكر مي كنند كه در خانواده حكم چشم را دارند ولي در واقعيت اينطور نيست و همين باعث آشفتگي روحي موقتي مي شود.دكتر ولاد مي افزايد: اين مردان عملا تنها آنچه را مادر زنهايشان مي گويند انجام مي دهند و دچار نوعي سرخوردگي و انفعال مي شوند و براي درمان آنها روشهاي مختلفي از جمله گروه درماني با حضور زنان و مادر زنها بكار گرفته مي شود.
چهارشنبه 1384/04/15
رد پاي اولين انسان در مكزيك كشف شد(بازتاب15/4/84)
تخمين ورود نخستين ساكنان آمريكا با كشف يك ردپا در مكزيك 30 هزار سال به عقب برگشت.
به گزارش فارس و به نقل از پايگاه اينترنتي «بي.بي.سي»، با مطالعه اخير دانشمندان انگليسي بر روي رد پاي كشف شده در زير خاكسترهاي آتشفشاني در منطقه دورافتادهاي در مكزيك، پيشبيني ميشود كه قدمت نخستين ساكنان آمريكا 30 هزار سال بيشتر از آن چيزي است كه تاكنون تصور ميشد.
اين نتايج جديد نشان ميدهد كه اولين آمريكاييها از طريق دريا به اين سرزمين آمدهاند نه از طريق خشكي كه تاكنون تصور ميشد.
بر اساس تئوري جديد كه حاصل مطالعه بر روي كشف رد پا در مكزيك است نشان ميدهد كه اولين ساكنان آمريكا در 12هزار و 500 سال قبل به اين زمين پا گذاشتهاند.
جزييات بيشتر در مورد اين كشف در مجله علمي «رويال» انگليس منتشر شده است.
چهارشنبه 1384/04/15
گشتي در دنياي خبرها(همشهری15/4/84)
گفته مي شود كه در صورت باز ماندن شير آب به مدت يك سال بيش از ۱۵ ميليون ليتر آب به هدر خواهد رفت. با توجه به اينكه در ۶ روز گذشته شير آب نگارخانه باز بوده است، احتمالاً دهها هزار ليتر آب به هدر رفته است.
در همين حال شركت آب لندن از اين مرد درخواست كرده تا شير آب را ببندد.
لازم به ذكر است، يك سوم آب آشاميدني لندن بر اثر فرسوده بودن لوله هاي انتقال آب به هدر مي رود.
به هر حال داماد با تلفن همراه خود شماره خانه عروس را گرفت و عروس خانم نيز تلفن را روي بلند گو قرار داد تا همه ميهمانان صداي داماد را بشنوند. به اين ترتيب مراسم عقد اين زوج از راه دور انجام شد.
اين پسر ۱۷ ساله پس از ورود به يك خانه با دوربين ديجيتال موجود در آن مكان به عكسبرداري از خود پرداخت اما در مسير بازگشت دوربين را كنار خيابان رها كرد.
به همين دليل پليس در حين جستجوي محل وقوع سرقت دوربين را كشف و پس از بررسي عكس ها، سارق را دستگير كرد.
به اين ترتيب عنوان قهرماني اين مسابقه، ۹ بار طي ۱۰ سال اخير به كشور ژاپن تعلق يافته است.
اين مسابقه براي اولين بار در سال ۱۹۱۶ برگزار شد.
نظر به اينكه ۴۰ ميليون نفر در آمريكا نژاد ايرلندي دارند، بسياري از آنها علاقمند هستند كه پس از مرگ خاكستر شان در خاك ايرلند پخش شود. از اين پس اين افراد مي توانند با پرداخت پول به اين زوج، آرزويشان را پس از مرگ برآورده كنند. البته تصاوير پخش خاكستر در قالب CD توسط اين شركت در اختيار خانواده متوفيان قرار داده خواهد شد تا از انجام شدن مراسم اطمينان حاصل نمايند.
سه شنبه 1384/04/14
گشتي در دنياي خبرها(همشهری14/4/84)
تحقيقات دانشمندان روي حيوانات نشان مي دهد، تنفس كردن زير دوش طي سال ها باعث افزايش مقادير منگنز در بدن انسان و در نهايت صدمه وارد شدن به مغز مي شود.
در داخل آب آشاميدني شهرها، منگنز وجود دارد كه استنشاق آن زيان آور است.
تحقيقات دانشمندان روي حيوانات نشان مي دهد، تنفس كردن زير دوش طي سال ها باعث افزايش مقادير منگنز در بدن انسان و در نهايت صدمه وارد شدن به مغز مي شود.
در داخل آب آشاميدني شهرها، منگنز وجود دارد كه استنشاق آن زيان آور است.
سرانجام شركت مخابرات تلفن اين خانم را شناسايي و پليس او را دستگير كرد. او به عنوان مجازات بايد ۱۲۰ ساعت كار اجباري براي جامعه انجام دهد.
سه شنبه 1384/04/14
بدون شرح (خراسان14/4/84)
دوشنبه 1384/04/13
اصرار نكنيد، دامن نمي پوشم! (کیهان13/4/84)
|
مي گويند، رئيس جمهور آمريكا كه از اين لباس سنتي اسكاتلندي ها كه اسمش «كيلت» است، واقعاً بدش مي آيد، به روزنامه «تايمز» گفته هيچ جور حاضر نيست براي گرفتن عكس سنتي رهبران گروه 8 زير بار پوشيدن اين دامن برود! و تعريف كرده كه روزي دوستش «بيل گامل» را- كه از ملي پوشان سابق راگبي است و امروز يك شركت نفت و گاز دارد- ديده بوده كه در يك ضيافت ملوكانه به افتخار او در انگليس دامن تنش بود... و رفته جلو و به او گفته: «ببين پسر جون، تو هرچه دوست داري مي تواني بپوشي، اما من يكي زير بارش نمي روم!» بعد هم اضافه كرده كه به غير از پوشيدن دامن، حاضر هم نيست حتي يك لقمه از غذاي سنتي اسكاتلندي ها را هم بچشد و اگر به او زيادي هم تعارف كنند، زير بارش نخواهد رفت. |
دوشنبه 1384/04/13
گشتي در دنياي خبرها(همشهری13/4/84)
امسال يك زوج از كشور ميزبان در زمان ۵۹ ثانيه مسير مسابقه را طي كردند و قهرمان شدند. اين مسابقه مهيج بيش از ۹ هزار نفر تماشاگر داشت.
لندن: براي دفن يك مرد ۴۱۲ كيلوگرمي در انگليس از جرثقيل استفاده شد. هفته گذشته اين مرد بر اثر سكته قلبي در منزل خود از دنيا رفت اما چون نمي توانستند جسدش را از در خانه بيرون بياورند، مأموران آتشنشاني مجبور شدند با ايجاد يك سوراخ در ديوار او را به قبرستان ببرند. براي دفن اين مرد از يك تابوت نيم تني و يك جرثقيل استفاده شد. او در زمان مرگ ۳۵ سال سن داشت.
دوشنبه 1384/04/13
بزي كه حرف ميزند (اعتماد13/4/84)
بز سخنگو هنگامي كه سير است و ديگر اشتهايي به خوردن علف ندارد به صاحب خود كه به او علف تازه تعارف ميكند «نه، نه» ميگويد. صاحب اين بز ميگويد: بيست روز پيش وقتي جواب نه را از بز سخنگو شنيده به وحشت افتاده است اما جانورشناسان اين پديده را ناشي از آسيب ديدن تارهاي صوتي بز ميدانند.
دوشنبه 1384/04/13
اصرار عجيب يك مرد براى پرداخت مهريه همسرش(ایران13/4/84)
اين مرد با مراجعه به شعبه هفتم دادگاه عمومى شهر رى با ارائه دادخواستى عليه زنش از قاضى دادگاه خواست تا او را ملزم به حضور در دادگاه و گرفتن تمامى مهريه اش كند. اين مرد جوان كه به شغل آهنگرى مشغول است، در شكايت خود نزد قاضى اقدم ادعا كرد كه سالها قبل پس از جدايى از همسرم با زنى آشنا شدم كه او هم به دليل بروز اختلافاتى از شوهرش جدا شده بود. از آنجايى كه شرايط هر دو نفر ما تقريباً يكسان بود و از نظر اخلاقى هم تفاهم داشتيم، با وساطت ريش سفيدان دو طرف، او را به عقد دائم خود درآوردم. به هنگام جارى شدن خطبه عقد در حضور تعدادى از بزرگان فاميل مهريه او را در آن زمان ۳۰۰ هزار تومان و يك جلد كلام الله مجيد و يك شاخه گل رز در نظر گرفتيم. با وجود آنكه ۱۸ سال از تشكيل زندگى مشترك ما مى گذرد و از او يك فرزند دارم، من از زندگيمان هيچ شكايتى ندارم، ولى هر بار كه بحثى بين من و او در خانه به وجود مى آيد، مهريه اش را به ميان مى كشد و تهديد مى كند با به اجرا گذاشتن آن، مرا از كار و زندگى انداخته و روانه زندان خواهد كرد.
چون من از پليس و زندان مى ترسم و نمى خواهم بچه هايم بى سرپرست شوند، با سعى بسيار مبلغى را فراهم كرده ام تا مهريه او را به صورت نقدى و يكجا پرداخت كنم تا از دست تهديدات او راحت شوم.
وى در شكايت خود ادامه داد: از روزى كه پول را فراهم كرده ام، او حاضر به گرفتن آن نمى شود و هر روز بهانه اى را مى آورد. حالا آمده ام دادگاه تا شما او را به دادگاه فرا خوانده و ملزم به گرفتن مهريه اش كنيد. قاضى «اقدم» رئيس شعبه هفتم دادگاه عمومى شهررى نيز پس از شنيدن اظهارات اين مرد، با بيان اينكه قاضى دادگاه طبق قانون نمى تواند هيچ زنى را ملزم به دريافت مهريه اش بكند، از مرد خواست تا به سر خانه و زندگى اش برگردد.
شنبه 1384/04/11
گشتي در دنياي خبرها(همشهری11/4/84)
شنبه 1384/04/11
مرد پرحرف با مشت و لگد به جان يك دختر افتاد (اعتماد11/4/84)
«مژگان» 18 ساله كه عجله داشت هر چه زودتر به مادرش تلفن بزند و موقعيت خود را خبر بدهد، پشت اتاقك تلفن همگاني خيابان پيروزي ايستاد. در باجه تلفن با مردي مواجه شد كه با پرگويي امكان تلفن كردن را از سايرين گرفته بود. در اين لحظه صبر دختر جوان پشت باجه تلفن بعد از 20 دقيقه حرف زدن و پرگوييهاي مرد 26 ساله بسر آمد.
به گزارش خبرنگار ايسنا، دختر جوان چندين بار به مرد پرحرف تذكر داد و حتي از او خواهش كرد براي چند دقيقه تلفن را قطع كند تا وي تماس فوري بگيرد، اما مرد پرگو كه از اصرارهاي دختر جوان عصباني شده بود با رها كردن گوشي تلفن با مشت و لگد به جان دختر افتاد.
مردم كه متوجه جيغ و فريادهاي مژگان شده بودند به كمك وي شتافتند و پس از تماس با نيروهاي پليس 110 مرد عصباني بازداشت شد.
وي در بازجويي ماموران پليس مدعي شد اين دختر با نيات پليدي صورتش را به بدنه ماشين او كوبانده است.
بررسيهاي پليس در خصوص اين حادثه ادامه دارد.
پنجشنبه 1384/04/09
مرد عصباني ، موتورسيکلت خود را آتش زد(جام جم 9/4/84)
مرد عصباني وقتي متوجه شد ، پليس موتور او را به اتهام تخلف توقيف خواهد کرد ، موتورسيکلت خود را به آتش کشيد. ساعت 17:30 روز گذشته ماموران راهنمايي و رانندگي در راستاي برخورد با موتورسواران متخلف ، در پيچ شميران هنگامي که قصد داشتند ، يک دستگاه موتورسيکلت را به خودروي مخصوص حمل انتقال دهند ، مشاهده کردند ، صاحب موتورسيکلت در يک لحظه با باز کردن شير بنزين موتور خود را به آتش کشيد. با گزارش موضوع به ماموران امدادي آتش نشاني آنها با حضور در محل اقدام به اطفاي حريق کردند. با گزارش اين آتش سوزي به مرکز فوريت هاي پليسي 110 و عزيمت ماموران به محل ، تحقيق در اين زمينه آغاز شد |
پنجشنبه 1384/04/09
سنگين وزنترين كودك در دنيا متولد شد (اعتماد9/4/84)
نوزاد دختري با وزن شش كيلو و 24 گرم روز سهشنبه در ايالت «ويسكانسين» امريكا متولد شد.
اين نوزاد كه «دلاني جسيكا بازل» نام دارد سه هفته زودتر از موعد مقرر و در يك عمل سزارين به دنيا آمد.
مادر خانواده بازل كه «جسيكا» سومين فرزند آنها ميباشد، ميگويد: جسيكا به اندازه يك كودك پنج ماهه وزن دارد و البسه تهيه شده براي وي بسيار كوچك و غير قابل استفاده است.
بر اساس همين گزارش، دو خواهر ديگر جسيكا نيز به هنگام تولد پنج كيلو و 22 گرم و چهار كيلو و 76 گرم وزن داشتند.
«پاول» پدر خانواده نيز گفت: وقتي دومين فرزندم متولد شد بر روي در ورودي منزل نوشتم، «به خانه غولها خوش آمديد!»
چهارشنبه 1384/04/08
طنزکیهان(8/4/84)
|
گفت: در يكي از روستاهاي توابع قاين، شخصي با چك پول هاي 50هزار توماني كه يكي از كانديداها براي تبليغات انتخاباتي خود چاپ كرده بود، 8رأس گوسفند خريد. گفتم: آره طفلكي ها خيلي بدشانسي آورده اند. گفت: خب! تقصير خودشونه بايد مي فهميدند كه اين چك پول ها تبليغاتيه و با اين كاغذ ها خريد و فروش نمي كردند،پس ديگه چرا طفلكي ها؟! گفتم: منظورم از طفلكي ها، اون 8 رأس گوسفنده كه مفت و مجاني خريد و فروش شده اند! |
چهارشنبه 1384/04/08
دو اصل طلايي «پوتين» درباره زنان(بازتاب8/4/84)
از وقتي ولاديمير پوتين، رئيسجمهور روسيه شده، مجبور است زياد كار كند و اين موجب شده تا همسرش، «لودميلا»، كمتر او را ببيند.
«همشهري» در گزارشي نوشت: اغلب اوقات پوتين تازه حوالي ساعت 23 شب چراغ دفتر كارش را خاموش ميكند و از كاخ خارج ميشود. در اين هنگام، خيابانهاي مسكو بسته و دروازه كرملين موسوم به «بورووتيكسژ» باز ميشود و مرسدس بنز ضد گلوله به سرعت پوتين را به اقامتگاه «نوواوگاريوو» در 40 كيلومتري شهر ميرساند. در خانه يك فنجان كفير (نوعي نوشيدني دوغ مانند، خاص جمهوري هاي شوروي سابق)، سگ شكاري رئيسجمهور و لودميلا انتظار او را ميكشند.
صحبت با پوتين تنها سر ميز شام در خانه امكانپذير است. اين وضعيت براي اعضاي خانواده چندان خوشايند نيست. لودميلا هر شب تا آمدن همسرش بيدار ميماند. شايد اگر زن ديگري جاي او بود تنها به نوشتن يادداشتي با مضمون «عزيزم! من رفتم بخوابم، كفير داخل يخچال است» بسنده ميكرد. لودميلا اما اين كار را نميكند. او چيز زيادي از روزهاي سخت كاري پوتين نميداند. ولاديمير مسائل كارياش را خيلي لو نمي دهد. ناسلامتي دورهديده سرويس مخفي شوروي (كاگب) است و متخصص اين كار.
اما آيا لودميلا در اينباره چيزي از او ميپرسد؟ شايد از او سؤال كند: «عزيزم، چه خبر؟» و پاسخ بشنود: «هيچ. مثل هميشه به سرعت به دفتر رفتم و اول فرادكف (نخستوزير) را صدا زدم. بعد چوبايز (رئيس برق دولتي) را گوشمالي دادم و پس از آن گرف (وزير اقتصاد) را شيرفهم كردم كه فراموش نكند من به مردم قول دادهام كه توليد ناخالص داخلي تا سال 2010 بايد به دو برابر افزايش يابد». البته احتمال دارد هيچيك از اين جملهها در گفتوگوهاي شبانه خانواده پوتين رد و بدل نشود، اما ميشود خود را جاي رئيسجمهور گذاشت و اينگونه خيالپردازي كرد. لودميلا خود تاكيد ميكند كه گاهگاهي از مشغله روزانه همسرش ميپرسد.
در مورد خانهداري و بچهداري نيز بايد بگوييم كه رئيسجمهور اصلا فرصت اين كارها را ندارد و از اين رو خانواده پوتين مانند خانوادههاي سنتي زندگي ميكنند و در آن نقش و وظايف زوجين كاملا مشخص است. ولاديمير، پول ميآورد و لودميلا خانه را اداره ميكند. آنها دو دختر 19 و 20 ساله دارند به نامهاي «كاتيا» و «ماشا» كه پيشتر اجازه يافتند به طور مستقل زندگي كنند. به نظر مي رسد كه پوتين در زندگي خصوصي اش مردي اقتدارگرا و جدي باشد. همسرش در تاييد اين سخن ميگويد: ولاديمير دو اصل طلايي در مورد زنان دارد. او معتقد است كه «زن بايد همه كارهاي خانه را انجام دهد» و «مرد نبايد از او به اين خاطر قدرداني كند»، زيرا اين كار موجب فساد زن ميشود.
از قرار معلوم، لودميلا از پختوپز كردن براي همسرش نيز نااميد شده است. به گفته وي، غذا پختن براي پوتين خيلي سخت است، او اگر از يك چيز غذا خوشش نيايد، ديگر آن غذا را نميخورد. پس ميبينيم كه زندگي زن اول روسيه چندان هم ساده و راحت نيست. اما آيا او از پايان يافتن دوران رياست جمهوري همسرش در سال 2008 خوشحال خواهد شد؟ لودميلا تنها با از خود گذشتگي به گفتن اين جمله بسنده ميكند: «من تنها خوشبختي او را ميخواهم.
چهارشنبه 1384/04/08
طاقت در سونا(همشهری8/4/84)
چهارشنبه 1384/04/08
کلام معصوم(همشهری8/4/84)
تحف العقول / ۲۰۸
چهارشنبه 1384/04/08
سيل در شيلى(شرق8/4/84)
|
چهارشنبه 1384/04/08
درگذشت پدر صنعت ملى ايران(شرق8/4/84)
|
سه شنبه 1384/04/07
منتقدان تايم انتخاب کردند: صد فيلم برتر تاريخ سينما (خراسان7/4/84)
موج اعتراض به اين گزينش همچنان ادامه دارد
نظرسنجي از منتقدان و تماشاگران درباره فيلمهاي محبوب و بهيادماندني تاريخ سينما، امري متداول و رايج است که طي دهههاي گذشته بيشتر روزنامهها، نشريات و موسسات سينمايي مبادرت به انجام چنين کاري کردهاند. گزينش اين فيلمها گاه براساس سلايق شخصي و گاه نيز به لحاظ تاثيري که اين آثار در عرصه سينما داشتهاند صورت ميپذيرد. اگرچه اين انتخاب در بيشتر موارد شامل فيلمهايي ميشود که اصولا مدنظر طيف انبوهي از تماشاگران و منتقدان سينما ميباشد اما گاه اين گزينشها نيز سبب تعجب و شگفتي ميشوند. بهتازگي «ريچارد شيکل» و «ريچارد کوليس» دو تن از منتقدان سرشناس مجله معتبر «تايم»، صد فيلم برتر تاريخ سينما را گزينش کردهاند که البته پس از اعلام اين فهرست برخي از منتقدان و سرشناسان سينما شگفتزده شدند. جاي خالي بسياري از آثار کلاسيک سينما نظير فيلمهاي «بربادرفته»، «هفت سامورايي»، «اسپارتاکوس»، «درخشش»، «سرگيجه» و... در اين فهرست و در عوض جاي گرفتن فيلمهايي چون «پينوکيو»، «در جستجوي نيمو» و «ارباب حلقهها» از نمونه اين شگفتيهاست. هر چند «شيکل» و «کورليس» اظهار داشتهاند که در انتخاب اين صد فيلم تمامي جوانب، از جمله نقش اين آثار در جريانهاي سينمايي و نيز علاقه عموم تماشاگران را هم لحاظ کردهاند اما موج اعتراض به اين گزينش همچنان از سوي منتقدان، مجلات و نشريات و پايگاههاي اينترنتي سينما ادامه دارد. صد فيلم برتر منتقدان «تايم» به ترتيب اولويت بدين شرح فهرست شدهاست:
1- آگوئيرو، خشم پروردگار (ورنر هرتسوگ- 1972)،
2- تريلوژي آپو (ساتيا جيتراي- 1959)،
3- حقيقت زشت (ليو مککري- 1937)،
4- صورت کودک (آلفرد.اي. گرين- 1933)،
5- Bande part (ژان لوک گدار- 1964)،
6- باري ليندون (استنلي کوبريک- 1975)،
7- برلين الکساندر پلاژه (راينر فاسبيندر- 1980)،
8- بليد رانر (ريدلي اسکات- 1982)،
9- باني و کلايد (آرتور پن- 1967)،
10- برزيل (تري گيليام- 1985)،
11- عروس فرانکشتاين (جيمز ويل- 1935)،
12- کاميل (جورج کيوکر- 1936)،
13- کازابلانکا (مايکل کورتيز - 1942)،
14- Charade (استنلي دانن -1963)،
15- بچههاي بهشت (مارسل کارنه -1945)،
16- محله چينيها (رومن پولانسکي- 1974)،
17- Chungking Express (وونگ کار واي- 1994)،
18- همشهري کين (اورسن ولز- 1941)،
19- روشناييهاي شهر (چارلي چاپلين- 1931)،
20- شهر خدا (فرناندو ماريلي، کتي لاند- 2002)،
21- قطارهاي سخت مراقبت شده (ييري فنزل- 1966)،
22- جنايت موسيو لانگ (ژان رنوار- 1936)،
23- جمعيت (کينگ ويدور- 1928)،
24- Day For Night (فرانسوا تروفو - 1973)،
25- The Decalogue (کريستف کيشلوفسکي- 1989)،
26- Detour (ادگار. جي. اولمر- 1945)،
27- جذابيت پنهان بورژوازي (لوئيس بونوئل- 1972)،
28- دادزورث (ويليام وايلر- 1936)،
29- غرامت مضاعف (بيلي وايلدر- 1944)،
30- دکتر استرنجلاو (استنلي کوبريک- 1964)،
31- Drunken Master (چياليانگ لو، جکي چان- 1994)،
32- ئيتي (استيون اسپيلبرگ - 1982)،
33- هشت و نيم (فدريکو فليني- 1963)،
34- چهارصد ضربه (فرانسوا تروفو - 1959)،
35- Farewell My Concubine (چن کايگه- 1993)،
36- در جستجوي نيمو (اندرو استنتون، لي آنکريچ- 2003)،
37- عنکبوت (ديويد کراننبرگ- 1986)،
38- پدرخوانده 1 و 2 (فرانسيس فورد کاپولا- 1974، 1972)،
39- خوب، بد، زشت (سرجيو لئونه- 1966)،
40- رفقاي خوب (مارتين اسکورسيزي- 1990)،
41- شب يک روز سخت (ريچارد لستر- 1964)،
42- دختري به نام جمعه (هاوارد هاکس- 1940)،
43- زندگي (آکيرا کوروساوا- 1952)،
44- در مکاني خلوت (نيکلاس ري- 1950)،
45- فرار دزدان اجساد (دان سيگل- 1956)،
46- اين يک هديه است (نورنمن. زي.مکلئود- 1934)،
47- زندگي عاليست (فرانک کاپرا- 1946)،
48- سفر قندهار (محسن مخملباف- 2001)،
49- Kinde Hearts and Coronets (رابرت هامر 1949)،
50- کينگ کنگ (ماريان.سي. کوپر، ارنست. ب شوالاک- 1933)،
51- خانم ايو (پرستون استرجس- 1941)،
52- آخرين فرمان (جوزف فن اشترينبرگ- 1928)،
53- لورنس عربستان (ديويد لين - 1962)،
54- لئولو (ژان کلود لازو- 1992)،
55- ارباب حلقهها (پيتر جکسون 2003)،
56- مردي با يک دوربين (ديزگاورتو- 1929)،
57- کانديداي منچوري (جان فرانکن هايمر- 1962)،
58- مرا در سنت لوئيس ملاقات کن (وينسنت مينلي- 1944)،
59- مترو پليس (فريتس لانگ- 1927)،
60- تقاطع ميلر (جوئل واتان کوئن- 1990)،
61- Mon oncle d'Amerique (آلن رسنياس- 1980)،
62- موشت (روبر برسون- 1967)،
63- ناياکان (ماني راتنام- 1987)،
64- نينوچکا (ارنست لوبيچ- 1939)،
65- بدنام (آلفرد هيچکاک - 1946)،
66- المپيا 1 و 2 (لني ريفشتال- 1938)،
67- دربارانداز (اليا کازان- 1954)،
68- روزي روزگاري در غرب (سرجيو لئونه- 1968)،
69- Out of the past (ژاک ترنر- 1947)،
70- پرسونا (اينگمار برگمان- 1966)،
71- پينوکيو (هميلتون لاسکه، بن شارپستين- 1940)،
72- رواني (آلفرد هيچکاک- 1960)،
73- داستان عامهپسند (کوئنتين تارانتينو- 1994)،
74- رز ارغواني قاهره (ووديآلن- 1985)،
75- Pyaasa (گارن داست- 1957)،
76- گاو خشمگين (مارتين اسکورسيزي- 1980)،
77- فهرست شيندلر (استيون اسپيلبرگ - 1993)،
78- جويندگان (جان فورد- 1956)،
79- شرلوک هولمز (باستر کيتن- 1924)،
80- دکان سرنبش (ارنست لوبيچ- 1940)،
81- آواز در باران (استنلي دانن، جين کلي- 1952)،
82- The Singing Detechive (ژان آميل- 1986)،
83- لبخندهاي يک شب تابستاني (اينگمار برگمان - 1955)،
84- بعضيها داغشو دوست دارن (بيلي وايلدر- 1959)،
85- جنگ ستارگان (جورج لوکاس- 1961)،
86- اتوبوسي به نام هوس (اليا کازان- 1951)،
87- طلوع (اف. وي. مورانو- 1927)،
88- رايحه خوش پيروزي (الکساندر مکندريک- 1957)،
89- Swing Time (جورج استيونس - 1936)،
90- با او صحبت کن (پدرو آلمودوار- 2002)،
91- راننده تاکسي (مارتين اسکورسيزي- 1976)،
92- داستان توکيو (ياسوجيروازو- 1953)،
93- A Touch of Zen (کينگ هو- 1971)،
94- اوگتسو (کنجي ميزوگوشي- 1953)،
95- اومبرتو. دي (ويتوريو دسيکا- 1952)،
96- نابخشوده (کلينت ايستوود- 1992)،
97- حرارت سفيد (رائول والش- 1949)،
98- بالهاي آرزو (ويم وندرس - 1987)،
99- Ulysses's Gaze (تئو آنجلو پولوس- 1995)،
100- يوجيمبو (آکيرا کوروساوا- 1961).
دوشنبه 1384/04/06
نامگذاري انتخاباتي دوقلوها در كردستان(بازتاب5/4/84)
پدر اين دو قلوها در مصاحبه تلفني با واحد مركزي خبر در سنندج، هدف از اين اقدام خود را همزماني تولد نوزادانش با حضور آقايان اكبر هاشمي رفسنجاني و محمود احمدينژاد، دو نامزد نهايي نهمين دوره انتخابات رياستجمهوري، براي كسب كرسي اول قوه مجريه اعلام كرد.
وي ابراز اميدواري كرد كه روزي پسرانش با كسب مدارج علمي بتوانند براي كسب اين كرسي با هم رقابت كنند
دوشنبه 1384/04/06
گرمترين روزهاى سال(شرق5/4/84)
|
دوشنبه 1384/04/06
پيرترين عروس و داماد دنيا با هم به خانه بخت رفتند(اعتماد6/4/84)
|
|
|
دوشنبه 1384/04/06
ماموران پليس پاكستان لب زنداني معترض را دوختند(6/4/84)
به گزارش اسوشيتدپرس ، مالك محمد اقبال مقام قضايي گفت پس از دريافت گزارشي درباره اين رويداد در شهر وهاري در 100 كيلومتري شرق مولتان ، افسران فوق را اخراج كرده است.
اقبال گفت هنوز بايد معلوم شود چه كسي لب محمدحسين را دوخته است.
وي افزود زنداني ابتدا گفت پليس او را شكنجه كرده و لبش را دوخته است اما بعد حرفش را عوض كرد و گفت خودش لبش را دوخته است.
اين موضوع حساسي است و اگر پليس در مورد شكنجه او مجرم شناخته شود ، عدالت را درباره او اجرا خواهيم كرد.
روزنامه نيوز ، پرفروش ترين روزنامه انگليسي زبان پاكستان ، روز شنبه نوشت پليس لب محمدحسين را كه به شكنجه پليس اعتراض مي كرد و به شكنجه گران خود بد و بيراه مي گفت دوخت.
دكتر عفت پاشا كه زنداني را معاينه كرد گفت چهار بخيه روي لب هاي او بود كه فكر مي كنم كسي اين كار را برايش كرده است.
كميسيون مستقل حقوق بشر پاكستان اعلام كرد شكنجه زندانيان و افراد مظنون در پاسگاه هاي پليس در پاكستان رايج است اما در سال 2005 - 2004 هيچ مقامي به اين دليل مجازات نشد.
راشد رحمان رئيس دفتر كميسيون فوق در مولتان گفت ماموران پليس معمولا افراد مظنون را كتك مي زنند و بسياري از افراد غيرقانوني بازداشت مي شوند.
رحمان گفت از دولت خواسته است يك قاضي را مامور رسيدگي به اين كار كند زيرا بيم دارد پليس حسين را وادار كند حرفش را پس بگيرد
یکشنبه 1384/04/05
جالب(همشهری5/4/84)
به همين دليل از تعداد زيادي بز در اطراف نيروگاه استفاده شده تا هم آنها با خوردن علفها از بروز آتش سوزي جلوگيري كنند و هم ميدان ديد نگهبانان را افزايش دهند.
ساخت كليد از روي نتيجه عكسبرداري
در پي اين حادثه وي به درمانگاه مراجعه كرد و پزشك از شكم او عكسبرداري كرد تا متوجه موقعيت كليد بشود. به هر حال پزشك اعلام كرد كليد موجود در شكم وي خطر ندارد و دفع خواهد شد. اما چون صاحب كاميون به سوييچ خود نياز داشت نتيجه عكسبرداري را نزديك يك كليدساز بردند تا نمونه كليد موجود در شكم مرد را بسازد. كليدساز نيز كليدي مشابه آن ساخت و به اين ترتيب كاميون مرد روشن شد و به راه افتاد.
یکشنبه 1384/04/05
بخاطر خيانت در عشق؛پيرزن 78 ساله نامزد پيرش را با گلوله كشت (اعتماد5/4/84)
|
|
پيرزن 78 ساله امريكايي، وقتي فهميد نامزد 85 سالهاش با زن ديگري رابطه پيدا كرده است، تصميم به كشتن پيرمرد گرفت. اين زن با برداشتن يك سلاح قديمي به سراغ پيرمرد رفت و با شليك يك گلوله او را به قتل رساند. پليس وقتي به صحنه جنايت رسيد، پيرزن را ديد كه با در دست داشتن سلاح به سمت جسد خونين پيرمرد نشانه رفته و در حاليكه بشدت ميلرزد به صورت مرده خيره شده است. به گزارش پايگاه خبري پليس، يكي از نوههاي پيرزن گفت:«مادر بزرگم عاشقانه نامزد پيرش را ميپرستيد.اين دو با هم حساب مشتركي باز كرده بودند و با هم به سفر ميرفتند و دوري همديگر را تحمل نميكردند.اين اواخر مادربزرگم فهميده بود كه عاشق سينه چاكش با زن ديگري رابطه دارد، به همين خاطر از كوره در رفته و پيرمرد را كشته است...»
براساس تصميم دادگاه، اين پيرزن با دادن وثيقه 25 هزار دلاري آزاد شده و قاضي دستور داده وي تا تشكيل دادگاه براي محاكمه بايد در خانه بماند.
شنبه 1384/04/04
پيرمرد شجاع(همشهری4/4/84)
به همين دليل پلنگ چند دقيقه بعد جان باخت. البته در جريان اين درگيري پيرمرد نيز از ناحيه مچ دست مجروح شد
چهارشنبه 1384/04/01
كدام توافق؟(کیهان1/4/84)
بازشدن مرز بين دو كشمير هند و پاكستان در پي توافق هاي اخير دهلي نو و اسلام آباد و برقراري خط اتوبوس بين «سرينگر» (مركز كشمير هند) و «مظفرآباد» (مركز كشمير پاكستان) نور اميدي است كه امروز دل هاي هزاران خانواده كشميري را كه از سال 7491 و جدايي پاكستان از هند از يكديگر به دور افتاده اند، روشن و كشميري ها را بعد از سال ها عذاب و دلتنگي به ديدن اقوام و خانواده خود اميدوار ساخته است. مثل «زاهد» 26ساله كه هميشه آرزوي ديدار عمويش در بخش كشمير پاكستاني ها، را داشته است! او مي گويد، خانه اش درست در كنار خط جدايي دو كشمير است و هر وقت كه به پشت بام مي رود، مي تواند فاميل را در آن طرف ببيند، اما هرگز تا به حال نتوانسته با آنها صحبت كند و يا «عزيزه» 56ساله كه 40سال است به رغم همه تلاش هايش نتوانسته شوهرش را -كه درست قبل از جدايي به «مظفرآباد» رفته بوده تا كاري پيدا كند- ببيند! اما برخلاف تصور و انتظارها، اوضاع به هيچوجه بهتر از قبل نشده چرا كه، هر دو ماه فقط يك اتوبوس راه «مظفرآباد» را پيش مي گيرد و فقط 100 نفر اجازه عبور از مرز را پيدا مي كنند كه آن هم آن چنان شرط و شروطي دارد كه هفت خوان رستم را به ياد مي آورد! يا به قول يك خبرنگار هندي كه خودش قرباني اين جدايي تاريخي است، ماجراي اين اتوبوس كذايي صرفا يك «نمايش ديپلماتيك» مقامات هندي و پاكستاني است كه وجود سربازان لب مرز و ايرادگيري هاي عجيب و غريبشان آن را مسخره تر از هميشه مي سازد! به همين خاطر نيز، هربار به جاي 100 نفر مجاز فقط تعداد انگشت شماري كشميري در اتوبوس جا مي گيرند... كه بار آخر نيز فقط 4نفر بودند. خبرنگار هندي باز مي گويد، توافق صلح هند و پاكستان فقط يك نماي ظاهر است كه براي محتوا پيداكردن خط كنترل بين دو كشمير بايد برچيده شود، سلاح ها به زمين گذاشته شوند و سربازان از خط مرزي عقب بنشينند
چهارشنبه 1384/04/01
پاركومترهايي كه بعداً آمدند(همشهری1/4/84)
به دليل انجام عمليات ساختماني كليه پاركومترهاي نصب شده در كنار اين خيابان جمع آوري شده بود و به همين دليل رانندگان با خيال آسوده خودروهايشان را در اين خيابان پارك كردند.اما چند ساعت بعد هنگامي كه رانندگان به محل پارك خودروها بازگشتند شوكه شدند چون برگ جريمه روي شيشه تمام وسايل نقليه متوقف شده نصب شده بود.داستان از اين قرار بود كه در اواسط روز شهرداري مجدداً اقدام به نصب پاركومترها كرده بود و پاركبان ها نيز بلافاصله خودروهاي پارك شده كنار پاركومترها را جريمه كردند.
چهارشنبه 1384/04/01
شب اول دامادي در زندان گذشت
| جامجم آنلاين: يك داماد صرب شب اول ازدواج خود را در زندان سپري كرد ، چرا كه در مراسم عروسي خود 15 نفر را ناخواسته مجروح ساخته بود. به گزارش آنانوا ، داماد 45 ساله صرب بنابر يك رسم قديمي در شب عروسي ميخواست سيبي را با اسلحه هدف قرار دهد اما تصادفا باعث زخمي شدن مهمانان شد. در صربستان رسم است كه داماد در شب عروسي بايد يك سيب را با تپانچه هدف بگيرد و در صورتي كه آن را با تير اول بزند در زندگي شانس ميآورد. اما داماد 45 ساله كه بايد از تپانچه استفاده ميكرد براي هدف قرار دادن سيب درختي از يك تفنگ شكاري قوي (شات گان) استفاده كرد و هنگامي كه تير به سيب اصابت كرد تكههاي آن به همراه سرب گلوله به سر و صورت 15 نفر از مهمانان كه در كنار سيب حلقه زده بودند برخورد كرد. اگرچه هيچ يك از مهمانان به شدت زخمي نشدند اما پليس بلافاصله به محل عروسي آمد و داماد را به خاطر استفاده از شات گان دستگير كرد. داماد صبح روز بعد با رضايت كامل 15 فرد زخمي شده از زندان آزاد شد و پيش عروس خود بازگشت. | ||



وينايدا كابتري يك زن انگليسي پس از 33 سال تمرين رانندگي سرانجام موفق به دريافت گواهينامه رانندگي شد.وينايدا كابتري هنگامي كه در آخرين امتحان رانندگي قبول شد سرازپا نمي شناخت.


مرد عصباني وقتي متوجه شد ، پليس موتور او را به اتهام تخلف توقيف خواهد کرد ، موتورسيکلت خود را به آتش کشيد.
