تبليغاتX
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم...

شنبه 1388/04/13

آفتابگردان(جام جم4/13)

تصوير جالب دو زنبور عسل كه بر سطح يك گل آفتابگردان در منطقه توسكانيا در ايتاليا نشسته اند گويي دو چشم اين گل هستند.
نوشته شده توسط در 9:51 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1388/04/07

درد زایمان و کنکور!

در يک اتفاق نادر در طول برگزاري آزمون هاي سراسري دانشگاه ها و موسسات آموزش عالي کشور، يک داوطلب خانم که زمان به دنيا آوردن فرزندش فرا رسيده بود با درد زايمان رو به رو شد و قبل از پاسخگويي به سوالات به بيمارستان اعزام شد.

دکتر "ابراهيم خدايي"، معاون سازمان سنجش آموزش کشور روز شنبه در حاشيه بازديد از دانشگاه اميرکبير- يکي از محل هاي برگزاري آزمون سراسري 1388 در رشته علوم انساني- در گفت وگو با خبرنگار فرهنگي ايرنا با اعلام اين مطلب اظهار داشت: روز پنجشنبه و در زمان برگزاري آزمون سراسري 1388 رشته علوم تجربي در يکي از حوزه هاي شهرستان شهريار، خانمي که زمان به دنيا آمدن فرزندش فرا رسيده بود، با درد روبه رو مي شود، که مسوولان برگزاري آزمون در اين حوزه با اورژانس او را به بيمارستان مي رسانند.
معاون سازمان سنجش با اعلام اين مطلب که اين اتفاق حداقل در 10 سال گذشته، نمونه ديگري نداشته است، آن را جزو اتفاقات نادر در طول برگزاري آزمون هاي سراسري در ايران خواند و گفت: اين خانم به دليل اين اتفاق، بخت خود را براي ورود به دانشگاه از دست داده است.
خدايي در پاسخ به پيشنهاد خبرنگار ايرنا براي کمک به ورود اين داوطلب به دانشگاه با توجه به اتفاقي که براي او افتاده است، اظهار داشت: سعي مي کنيم تا آنجا که امکان دارد به وي در ورود به دانشگاه کمک کنيم، ولي امکان ادامه تحصيل اين داوطلب در مقاطع روزانه و يا شبانه دانشگاه ها و موسسات آموزش عالي ديگر وجود ندارد.
نام اين داوطلب از سوي سازمان سنجش آموزش کشور اعلام نشده است.
نوشته شده توسط در 11:43 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1388/03/26

عزیزی: قطبی یک صدم دایی هم نیست(تابناک3/26)

در بازی با امارات همه دیدند که چگونه برنده شدیم آن هم در شرایطی که حریف نیمی از بازیکنان اصلی خود را کنار گذاشته بود.
شفاف: خداد عزیزی معتقد است: روی کاغذ، مقابل کره جنوبی بازنده هستیم.

در حالیکه فوتبال ایران روزهای حساسی را پشت سر می‌گذارد و ما روز چهارشنبه باید در یک بازی سرنوشت‌ساز مقابل کره‌جنوبی قرار بگیریم خداد عزیزی درباره شانس ایران می گوید: همه چیز دست خودمان است و اگر کره‌جنوبی را ببریم یا به طور مستقیم صعود می‌کنیم یا ایکه راهی پلی‌آف می‌شویم ولی معتقدم بردن کره کار بسیار سختی است. باید اتفاقات خاصی بیفتد که اسمش را می‌توان شگفتی بگذاریم.

وی در گفتگو با همشهری ادامه داد: بازی با کره شماری و امارات ثابت کرد که تغییر خاصی در تیم ملی ایران به وجود نیامده است. در بازی با امارات همه دیدند که چگونه برنده شدیم آن هم در شرایطی که حریف نیمی از بازیکنان اصلی خود را کنار گذاشته بود. به طور حتم کره جنوبی از لحاظ توانایی‌های فردی و تاکتیک تیمی اختلاف بسیار زیادی با امارات و کره شمالی دارد و معتقدم اتفاقات عجیبی باید رخ بدهد تا صعود کنیم. منطق فوتبال می‌گوید که ایران به جام‌جهانی صعود نخواهد کرد، ما روز کاغذ بازنده هستیم چون کره‌ای‌ها از لحاظ فوتبالی قوی‌تر از ایران هستند.

بازیکن سابق تیم ملی در ادامه پیش‌بینی اش از نتیجه بازی را اینگونه عنوان کرد: من هیچ‌وقت در فوتبال نتیجه را پیش‌بینی نمی‌کنم و باز هم می‌گویم که ایران روی کاغذ بازنده است و روز بسیار سختی مقابل کره خواهیم داشت. ما فقط باید در انتظار اتفاقات باشیم.

خداد عزیزی درباره قطبی هم می گوید: من هیچ مشکلی با قطبی ندارم و برایم فرقی ندارد که او سرمربی تیم ملی باشد یا الکس فرگوسن چون در هر شرایطی چیزی به سود یا ضرر من نخواهد بود. اعتقاد دارم که در این مدت سیستم و شیوه بازی تیم ملی تغییری نکرده و بازی با امارات و کره شمالی نشان داد که ایران تیمی نیست که تشنه برد و موفقیت باشد. به نظر من سیستم بازی تیم ملی با 15 سال پیش هیچ فرقی ندارد و ما همچنان امیدوار به هنرنمایی تک ستاره‌هایی مثل کریمی، جواد نکونام یا مسعو شجاعی هستیم. در بازی با امارات هم دیدید که در نهایت هنرنمایی کریمی به داد تیم ملی رسید و اگر او نبود فکر می‌کنم که باید هفته گذشته با جام جهانی خداحافظی می‌کردیم. در همین مرحله گروهی عربستان وضعیت بدتری نسبت به ایران داشت ولی آنها با تغییر مربی در ورزشگاه آزادی ایران را شکست دادند تا ثابت شود که پسیرو، سرمربی عربستان چه مربی بزرگی است. ولی ما شخصی ار به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب کردیم که از لحاظ بزرگی و سرشناس بودن یک صدم دایی هم نیست. هیچکس قطبی را در دنیا نمی‌شناسد ولی دایی در جهان شخصیتی شناخته شده و قابل تحسین است. وقتی او را کنار می‌گذاریم باید به فکر آوردن یک مربی بزرگ‌تر باشیم تا همه چیز را به یک باره تغییر بدهد ولی آیا به نظر شما قطبی این کار را انجام داد؟
نوشته شده توسط در 11:58 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1388/03/12

نامه سرگشاده چیستا به حاتمی کیا(آینده نیوز3/12)

«چيستا يثربي» فيلمنامه‌نويس فيلم سينمايي دعوت خطاب به «ابراهيم حاتمي‌كيا» كارگردان اين فيلم، نامه‌اي سرگشاده نوشت.

به گزارش فارس، «چيستا يثربي» نمايشنامه‌نويس، فيلمنامه‌نويس و كارگردان تئاتر در نامه‌اي خطاب به «ابراهيم حاتمي‌كيا» نوشته است:

جناب آقاي «ابراهيم حاتمي‌كيا» كارگردان گرامي؛ با عرض سلام، قرار است اين يك نامه سرگشاده باشد، براي همين بايد تا حد ممكن مختصر و موجز باشد و به قول شما فايل‌هاي جديدي در ذهن شما و مخاطبان باز نكند و يك راست بروم سراغ اصل مطلب.
غرض‌ام ادبي نوشتن نيست و برخلاف مجله صنعت سينما كه در آن خيلي شاعرانه از «دعوت» نوشته بودم، اين بار قصدم صرفا درد دل است، اما چون اين درد و دل فقط متعلق به من و نسل من نيست و به تمام علاقمندان سينما و علاقمندان شما اختصاص دارد، تصميم گرفتم آن را به شكل سرگشاده بنويسم.
من هرگز اشتياقي را كه در اولين برخوردمان درباره سوژه «دعوت» در نگاه‌تان مي‌ديدم، فراموش نمي‌كنم، بارها شده است كه موضوع بسيار خوبي براي نوشتن به ذهنم رسيده است، اما هرگز اين شور و شيدايي شما را پيدا نكرده‌ام. دليلش هر چه كه باشد، پاسخ‌اش در فيلم ديده مي‌شود. به قول شما، كه اين ديالوگ من نيست و شما آن را به فيلم اضافه كرده‌ايد، (از قول شريفي‌نيا به مهناز افشار) ،« "خانم صوفي، صوفي شدن آسونه، صوفي موندن سخته... ".
در ادامه اين نامه مي‌خوانيم: من فقط فيلم را در شب افتتاحيه، در كنار جمع منتقدان عبوس، برخي طرفداران آثار شما مثل آقاي خاتمي و خانواده و اطرافيان شما ديدم و شما هم آنقدر درگير بوديد كه با ميكروفن كارگرداني با مردم، سلام و احوال‌پرسي كرديد و براي من خنده‌دار بود كه يك كارگردان حتي در خصوصي‌ترين شب زندگي‌اش هم نمي‌تواند از هويت كارگرداني‌اش جدا باشد.
اما برويم سر اصل مطلب؛ چيزي كه باعث اين نام را به شكل سرگشاده براي شما بنويسم، سوز دل و دغدغه‌اي است كه نسبت به سينماي ايران احساس مي‌كنم، خطري كه حس مي‌كنم سينماداران واقعي را به انزوا كشانده و بسياري از فيلمنامه‌نويسان حرفه‌اي كاملا اين شغل را رها كرده‌اند و به قول استادم دكتر قيصر امين پور، "در سرزمين كوتوله‌ها با قد معمولي، غول به نظر آمدن، هنري نيست. "
راستش اكنون مدتي است كه احساس مي‌كنم سينما به سرزمين كوتوله‌ها تبديل شده است. حالا به هر كس كه مي‌خواهد بربخورد، وقتي كتايون رياحي، خيلي مستقيم در رسانه‌ها اعلام مي‌كند كه سينما آنچنان با او مهربان نبود كه رسانه ملي و وقتي بسياري از فيلمسازان حرفه‌اي ما ديگر فيلم نمي‌سازند و وقتي دليلش را جويا مي‌شوند، مي‌گويند "مگر سينما هم داريم؟ سينما كه مرده است. مگر اينكه پنهاني و زيرزميني براي جشنواره‌هاي خارجي فيلم بسازي از سگ‌ها و گربه‌هاي ايراني... "
وي نوشته است: دغدغه امروز من اين نيست كه چرا نمي‌توانم براي سينما بنويسم. خودتان به خوبي مي‌دانيد به يك فيلمنامه‌نويس پيشنهادات زيادي مي‌شود و من متأسفانه بعد از «دعوت»، دل خيلي‌ها را شكستم، نام نمي‌برم چون همه آدم‌هاي حرفه‌اي و شناخته شده‌اي در سينما هستند. اما من به دلايل شخصي ترجيح مي‌دهم كه يا با عشق بنويسم و سوژه‌ام را دوست داشته باشم و يا نان‌ام را از روش ديگري مثلا تدريس به دست بياورم. چرا كه كار من ميرزابنويسي نيست و در سينمايي كه گيشه، بازيگران، خنده، سطحي‌نگري و در يك كلام امكان تخمه‌شكستن با خانواده، تعيين‌كننده همه چيز است، من ترجيح مي‌دهم كه انزواي نوشتن رمان را به دوري از سينما به جان بخرم، تئاتر همه كه مصيبت خودش را دارد. ما كه تئاتر خصوصي نداريم و همه راه‌ها به اتاق رئيس ختم مي‌شود و اگر هم نخواهند به تو سالن بدهند، نمي‌دهند.
اما مي‌خواهم از سينما بگويم كه متأسفانه آنچه امروز به اسم فروش ويژه و استثنايي به شكل آماري به چشم مي‌‌خورد، نه نشانه رشد سينما و نه نشانه گسترش علاقمندان سينماست. مردم فقط جايي براي تفريح مي‌خواهند و چون هيچ جايي براي تفريح در ايران پيدا نمي‌شود كه بتوان خانوادگي از آن استفاده كرد، كجا بهتر از سالن تاريك و امن سينما ؟
يثربي در ادامه نوشته است: باور كنيد يك روز دخترم از من خواست او را جايي ببرم تا دلش باز شود، وضع پارك‌هاي پر از معتاد را كه مي‌دانيد؟ ‌وضع خيابان‌هاي شلوغ پر از ازدحام را هم كه مي‌دانيد؟ او را به ديدن يك فيلم گيشه‌اي روز بردم كه تنها فيلم مطرح اكران بود، من كه 2 ساعت فيلم خوابيدم و او 2 ساعت فيلم با موبايلش بازي كرد و وقتي از او دليلش را پرسيدم، گفت: اصل اين فيلم را سال‌ها پيش با نسخه سياه و سفيد نشانم داده‌اي و گفته بودي كه فيلمفارسي است و زمان قبل از انقلاب ساخته شده و تازه آن فيلم خيلي بهتر بود، ‌لااقل بازيگران‌اش خيلي بهتر بازي مي‌كردند! از آن روز سينما در خانواده ما تحريم شد و اگر امروز به تمام كارگردانان محترمي كه به من زنگ مي‌زنند، جواب منفي مي‌دهم، به خاطر نفرت از سينما كه دقيقا به خاطر عشق شديدم به اين رسانه است. عشقي كه قبل از من، شما احساس كرديد در از كرخه تا راين، ‌آژانس شيشه‌اي، روبان قرمز و ...
وي ادامه داده: من مي‌توانم بدون سينما هم زندگي كنم، چون نويسنده‌ام و مي‌توانم رمان بنويسم. اما هميشه به شما فكر مي‌كنم و به نسل شما، شماياني چون رسول صدر عاملي، تهمينه ميلاني، ابوالحسن داوودي و خيلي‌هاي ديگر و شايد از همه به بهرام بيضايي و داريوش مهرجويي. به شماياني فكر مي‌كنم كه حرفه‌تان سينماست و از طريق سينما تنفس مي‌كنيد، همانطور كه من از طريق قلم. به راستي چه بر سينماي ما رفته است كه مردم فرق بين فيلم‌هايي چون دلارا، دلبر، نازنين و ... را با «دعوت» نمي‌دانند. چند روز پيش تهمينه ميلاني به من زنگ زد و گفت كه فيلم «دعوت» را در DVD‌ ديده است، به من تبريك گفت و به شما، گفت: "فيلم آنچنان تأثيرگذار بود كه براي هميشه در ذهن باقي مي‌ماند، پس چرا منتقدان جوان آن را چنين كوبيدند؟ " همين سؤال در سميناري در آلمان از من پرسيده شد، كه چرا «دعوت» يك فيلم نوگرا، متفاوت و جسورانه در سينماي ايران است و آن هم يك كارگردان مرا به ابعاد جهاني و فراجنسيتي آن اشاره داشته است و چنين ظريف تماشاگر را در 5 اپيزود به دنبال خود مي‌كشاند، در ايران با بي‌مهري مواجه شد، من پاسخي براي آن منتقد آلماني نداشتم جز اين كه به شوخي بگويم، "اگر «دعوت» را يكي از نسل سومي‌ها ساخته شده بود، مطمئن باشيد تا به حال چندين جايزه خارجي هم گرفته بود. " و بالاخره خلاصه كنم آقاي حاتمي‌كيا، كارگردان سخت‌گيري كه مرا وادار به نوشتن «دعوت» كرد، در دانشگاه فردوسي مشهد خيلي از بچه‌ها حتي اسم فيلم «دعوت» را نشنيده‌ بودند و آن وقت از آن ايراد مي‌گرفتند كه چرا امضاي حاتمي‌كيا را ندارد، اين اوج تراژدي مدرن در كشور ما است، همين كه در همه عرصه‌ها با آن روبرو هستيم، يعني برچسب چسباندن به آدم‌ها و طبقه‌بندي كردنشان، مثلا اگر من 10 نمايشنامه هم راجع به دين‌ام بنويسم، باز چون اسمم «چيستا يثربي» است، يك فمينيست، ضد انسان به شمار مي‌آيم، در حالي كه من عاشق انسانم و شما اگر ده‌ها فيلم موفق بسازيد، باز هم مردم در وجود شما به دنبال حاج كاظم مي‌گردند.
چيستا يثربي در ادامه آورده است: خوش به حال اصغر فرهادي‌ها و سامان مقدم‌ها و سامان سالورها ... چون در سني پا به سينما پا گذاشتند كه كسي به آنها برچسبي نچسبانده و بدا به حال ما كه براي تراژدي سينماي از دست رفته‌اي، دل مي‌سوزانيم كه دست كم من در مقام يك منتقد و شما در مقام يك فيلمساز، عمرمان را پاي آن گذاشتيم.
‌باز هم مي‌گويم علي‌رغم آنچه روزنامه‌هاي زرد به آن ناجوانمردانه دامن زدند و با دروغ و فريب خواستند، مشكل شخصي مرا به فيلم «دعوت» ربط دهند، علي‌رغم محيط گل آلودي كه درست كردند، هنوز «دعوت» يك سر و گردن از فيلم‌هاي اپيزودگونه ايراني بالاتر است و اصلا اگر يكي از نويسندگان آن نبودم، به جرأت مي‌گفتم «دعوت» از تمام اكران فيلم‌هاي اين سال اخير بالاتر است، چون در آن پژوهش يك گروه جوان و پرانرژي ، فكرهاي جديد، سوز دل و شيدايي شما و شوق من پيداست. ما فقط براي سينما دوستان ننوشتيم و نساختيم، براي مردم هم نوشتيم و ساختيم، «دعوت» را آن‌ها كه نخواستند اجابت شود، با دعوا و جنجال‌هاي رسانه‌اي بيهوده به حاشيه بردند. به نظرم «دعوت» فيلمي است كه ارزش آن چند سال بعد آشكار مي‌شود، حتي وقتي من و شما ديگر نباشند.

در بخش پاياني اين نامه آمده است: نامه‌ام را با اين گفتار به پايان مي‌برم، نيمه شبي خانمي به من زنگ زد كه مرا نمي‌شناخت و شماره شما را نداشت، به من گفت: "من 7 صبح وقت سقط جنين داشتم و با ديدن «دعوت» منصرف شدم. " اين پاداش شماست آقاي حاتمي كيا كه در از كرخه تا راين، فرياد مي‌زنيد چرا اينجا؟ چرا كنار كرخه نه، كنار راين؟ و من پاسختان را مي‌دهم، براي اينكه ما قبل از سينما، شيداي معناي آن و تأثيرگذاري‌اش در ميان مردم هستيم و متأسفانه اين معنا در سينماي ما فراموش شده است. به قول پروين، انزواي من و انزواي بسياري از سينماگران ديگر، همين است كه مي‌گويد: "كشتي صبر اندر اين دريا در افكندن چو نوح / ديده و دل فارغ از آشوب طوفان داشتن "«دعوت» مي‌ماند اما ابراهيم حاتمي‌كيا و چيستا يثربي رفتني هستند، "پرواز را به خاطر بسپار و فراموش نكنيد " و به قول پروين "زمان زرگر و نقاد هوشياري بود "
نوشته شده توسط در 12:0 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1388/03/05

تجديد ميثاق(تابناک3/5)

هنرمندان به مناسبت سوم خرداد به خرمشهر رفتند.
البته حتما براي تجديد ميثاق با آرمان‌ها شهدا رفتن.
نوشته شده توسط در 10:23 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1388/03/05

مالئوس(آینده نیوز3/5)

محققان و پژوهشگران انجمن حفاظت از حيات وحش اندونزي موفق شدند نوع عجيبي از يك پرنده را در شرق اندونزي بيابند.

به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، كارشناسان انجمن حفاظت از حيات‌وحش اندونزي در تحقيقات خود در جزيره «سولاوسي» واقع در شرق اندونزي، موفق شدند گونه‌اي جديد از يك پرنده را كه جزو پرندگان بومي اندونزي محسوب مي‌شود، كشف كنند.

بررسي‌ها حاكي از آن است كه از اين نوع پرنده كه مالئوس (Maleo bird) نام دارد در طبيعت تنها 5 تا 10 هزار قطعه وجود داشته باشد و تمام اين تعداد نيز در جزيره سولاوسي زندگي مي‌كنند.

مالئوس‌ها پرندگاني به اندازه جوجه مرغ با كاكلي سياه رنگ هستند و همانند اكثر پرندگان تخم مي‌گذارند؛ با اين تفاوت كه جوجه‌هاي آنها بلافاصله پس از تولد قادرند پرواز كنند.
نوشته شده توسط در 10:9 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1388/03/03

اسفنديار(تابناک3/3)

علي رغم خودکشي برخي رسانه‌ها درباره استعفاي مشايي، آقا اسفنديار خان همچنان مشغول کار است.
علي احمدي: اسفنديار تو چه رويي داري بابا، اگر اين همه عليه من زده بودن، من نه تنها استعفا داده بودم، بلکه از ايران هم مي‌رفتم.
نوشته شده توسط در 10:39 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1388/02/30

بلبل خرما1712


نوشته شده توسط در 11:3 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1388/02/28

شئونات اخلاقی(سایت آینده نیوز2/28)



 
نوشته شده توسط در 9:43 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1388/02/28

سلوک باران (ایران2/28)

محمدرضا رنجبر
دختر بچه‌ها گاهي چادر يا مانتوي مادر را مي‌پوشند، اما هنوز دو قدم برنداشته، محكم به زمين مي‌خورند، چرا؟ چون جامه مادر براي بچه بسيار بزرگ است.
حال، كبريايي و بزرگي جامه‌اي است بزرگ كه تنها به خداوند مي‌آيد، همچنان كه خود فرمود: الكبرياء ردائي، بزرگي، جامه من است.
البته آنچه به ما مي‌آيد، جامه كوچكي و عجز و نياز است.
از وي همه مستي و غرور است و تكبر
وز ما همه بيچارگي و عجز و نياز است

نوشته شده توسط در 8:21 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1388/02/26

آینه

به گزارش خبرنگار سياسي فارس، محمود احمدي نژاد روز سه‌شنبه با حضور در ورزشگاه مادران واقع در انتهاي خيابان 17 شهريور به صورت حضوري با تعدادي از ساكنان اين منطقه ملاقات كرد.
تعداد زيادي از مردم براي ملاقات با رئيس جمهور و طرح مشكلات خود نوبت گرفته بودند. در اواخر اين ديدار يك جوان حدود 20 ساله براي ملاقات با رئيس جمهور اصرار فراواني كرد و سرانجام براي طرح مشكل خود به اتاق احمدي‌نژاد وارد شد و به محض وارد شدن شروع به گريه كرد.
بعد از لحظاتي احمدي‌نژاد از وي پرسيد چرا گريه مي‌كني و مشكل تو چيه؟
اين جوان در حالي كه گريه مي‌كرد به رئيس جمهور گفت: من مشكلي ندارم. هدفم از اين ديدار اين بود كه بتوانم از نزديك يكي از خادمان امام عصر(عج) را ببينم و حالا كه موفق به اين كار شدم ديگر مشكلي ندارم.
در اين هنگام كه رئيس جمهور و همراهان و مردم ملاقات‌كننده بشدت تحت تاثير خلوص و صفاي اين نوجوان قرار گرفته بودند مرتب از وي سئوال مي‌كردند كه اگر مشكل خاصي داري مطرح كن تا چاره‌جويي شود اما اين جوان حرف قبلي خود را تكرار كرد و گفت: مشكلي ندارم.
احمدي‌نژاد به اين جوان گفت: تو كه مي‌خواستي يكي از خادمان و علاقه‌مندان به امام زمان را ببيني مي‌رفتي جلوي آينه و خودت را مي‌ديدي.
اين جوان لحظاتي بعد با احمدي‌نژاد روبوسي و خداحافظي كرد و رفت.

نوشته شده توسط در 11:39 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1388/02/26

مشاور(تابناک2/26)

کروبي: خانوم نه، بسه؛ اينقدر از الان خانوم براي پست‌ها در نظر گرفتم كه ديگه جا برا مردا نداريم، مشاور نمي‌خوام.
نوشته شده توسط در 11:16 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1388/02/26

همسران ولخرج(اعتماد2/26)

يک قاضي سعودي در اظهارنظري عجيب گفت؛ «شوهران اجازه دارند به همسران ولخرج خود سيلي بزنند،» قاضي «حمد الرازين» در جريان سميناري مربوط به خشونت هاي خانوادگي خطاب به حاضران اظهار داشت؛ «اگر زنان بيش از حد ولخرجي کنند شوهران آنها اجازه دارند به صورت همسرشان سيلي بزنند.» اين قاضي سعودي با ذکر مثالي در اين زمينه افزود؛ «اگر شخصي مبلغ يک هزار و 200 ريال سعودي (320 دلار) به همسر خود بدهد و اين خانم حدود 900 ريال آن (240 دلار)، يعني بيش از نيمي از اين مبلغ را صرف خريد يک چادر بلند مشکي کند آنگاه شوهر اين حق را دارد که در واکنش به اقدام همسرش، او را با زدن سيلي تنبيه کند.» براساس اين گزارش، سخنان قاضي سعودي چندان به مذاق زنان حاضر در اين سمينار خوش نيامد به نحوي که حاضران فوراً و با صداي بلند اعتراض خود را به اظهارات الرازين نشان دادند و حتي برخي از آنها از شنيدن اين سخنان، آن هم از جانب يک قاضي شگفت زده شدند.
نوشته شده توسط در 11:12 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1388/02/26

همسرکشي در زندان!(اعتماد2/26)

احکام قصاص پنج مرد متهم به قتل در زندان عادل آ باد شيراز به اجرا درآمد. اين محکومان که صبح روز چهارشنبه هفته گذشته به دار آويخته شدند همگي توسط هيات قضات دادگاه کيفري استان فارس و ديوان عالي کشور مجرم و مستحق مجازات شناخته شده بودند.
اولين اعدامي که براي اجراي حکم، پاي چوبه دار رفت مردي بود که هنگام ملاقات با همسرش در زندان با روسري جان او را گرفته بود. اين جنايت روز هفتم ارديبهشت سال 84 در زندان عادل آباد شيراز رخ داد و زندانبانان که از اين ماجرا بي اطلاع بودند هنگامي که پس از پايان ساعت ملاقات در اتاق را باز کردند با جسد همسر زنداني روبه رو شدند. روسري اين زن دور گلويش پيچيده شده بود و بريدگي هاي زيادي نيز روي صورتش وجود داشت. به اين ترتيب متهم براي بازگو کردن علت ارتکاب قتل تحت بازجويي قرار گرفت.

وي گفت به خاطر عصباني شدن از حرف هاي همسرش او را کشته است. او گفت؛ مدتي قبل به اتهام کلاهبرداري دستگير و زنداني شدم. مدتي گذشت تا اينکه از همسرم خواستم براي ملاقات به زندان بيايد. روز حادثه او به ديدنم آمد و در اتاق ملاقات بسته شد. هيچ کس جز من و همسرم آنجا نبود. چند دقيقه يي با هم صحبت کرديم و او گفت از اين وضعيت خسته شده و قصد دارد از من طلاق بگيرد. من که انتظار شنيدن اين حرف را نداشتم عصباني شدم و در يک لحظه روسري اش را دور گلويش پيچيدم و او را خفه کردم. سپس از داخل کيفش يک تيغ برداشتم و با آن صورت همسرم را بريدم. بعد از آن در حالي که او فوت شده بود تا پايان وقت ملاقات کنار جسد نشستم. به دنبال اعترافات اين مرد پرونده با صدور قرار مجرميت و کيفرخواست به شعبه پنجم دادگاه کيفري استان فارس ارسال شد. هيات قضات اين شعبه بعد از شنيدن اظهارات نماينده دادستان، اولياي دم و متهم به اتفاق آرا مرد همسرکش را مجرم تشخيص دادند و حکم به قصاص وي دادند. حکم قصاص اين مرد پس از پرداخت نصف ديه متهم از سوي اولياي دم قرباني اجرا شد.

نوشته شده توسط در 11:6 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1388/02/23

4سالگی وبلاگ.........

نوشته شده توسط در 12:22 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1388/02/23

دوربین خطرساز!(پارس فوتبال)

محمد علی آبادی درباره برنامه دوربین خبرساز گفته بود :«ما به دوربین خبرساز احتیاج نداریم ،به دوربین فرهنگ ساز احتیاج داریم!»و البته در جایی یک نقل قول غیر مستقیم از علی‌آبادی هم به گوش رسیده بود که هیچگاه تایید نشد:«این دوربین خطر ساز است!»چالش سازمان تربیت بدنی با رسانه ملی درست از چنین روزهایی بود که استارت خورد و ماجرای برنامه نود در زمستان گذشته نقطه اوج ماجرا بود.اما چالش این بار دامان فدراسیون فوتبال را گرفته است. تمهیدات ویژه برای حفاظت از تیم ملی در برخورد با خبرنگاران سوژه جذابی برای برنامه دوربین خبرساز شده بود تا یکشنبه شب و دوشنبه صبح کسانی که بیننده برنامه دوربین خبرساز بودند شاهد یک فیلمبرداری مخفی و پلیسی از تمرین تیم ملی باشند .البته با صدای امیر حسین حسینی، مدیر كميته روابط عمومی فدراسیون فوتبال که این روزها سایت فدراسیون را به خوبی می چرخاند. از صدای حسینی مشخص بود که از فیلمبرداری خبر ندارد لحن غیررسمی هم او کاملا مشخص بود اما مدیر روایط عمومی کلا آدم مودبی است و در برخورد با اطرافیانش هیچگاه از دایره ادب خارج نمی‌شود. البته دفعه‌های پیش که دوربین خبرساز یواشکی از برخی افراد صدا و فیلم ضبط می‌کرد بارها صدای بیب‌های مخصوص سانسور پخش می‌شد اما حسینی بدون بیب حرف‌هایش روی آنتن رفت.

 اعتماد از بین می‌رود

 در این باره با رئیس کمیته روابط عمومی فدراسیون تماس گرفتیم. او که معلوم است حسابي از جواد واحدی ناراحت است به پارس فوتبال می‌گوید:«تمرین روز یکشنبه تیم ملی با نیم ساعت تاخیر در کمپ تیم‌های ملی شروع شد.خبرنگاران هم به این خاطر که تمرین دیر شروع می‌شد ناراحت بودند که آقای واحدی پیش من آمد. البته در همان وقت خبرنگاران در جایگاه‌هایشان مستقر شده بودند.»حسینی با ناراحتی ادامه داد:«من نمی‌دانستم دوربین روشن است که آقای واحدی شروع به سوال پرسیدن کرد و من هم خیلی عادی پاسخ دادم و گفتم این تاخیر نیم ساعته به خاطر این بوده


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در 9:53 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1388/02/22

منوچهر(تابناک2/22)

کدخدايي و هيأت همراه با متکي ديدار کردند.
کدخدايي: آقا منوچهر، گفتيم شما اينقدر با خارجي‌ها ديدار کردين، ‌خودتون هم داريد خارجي مي‌شيد. اومديم به ديدارتون، بلکه ايراني بمونيد.
نوشته شده توسط در 10:29 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1388/02/22

بوق(تابناک2/22)

معاون رئيس‌جمهور، علت نگه داشتن هواپيما را در داستاني اعلام کرد.
احمدي: جناب رئيس‌جهور، حالا شما چيزي نگيد بهش، اين هواپيما اينقد بوق زده و گیرداده، آخر سوار شده، گناه داره.
نوشته شده توسط در 10:28 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1388/02/22

تمرین!!!

نوشته شده توسط در 9:29 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1388/02/22

انتظامیها!

نوشته شده توسط در 9:28 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1388/02/22

ترسو(اعتماد2/22)1700


مرد جواني که از ترسو بودن همسرش خسته شده بود براي طرح دادخواست طلاق به دادگاه خانواده رفت.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، زوج جواني با مراجعه به دادگاه از قاضي خواستند به پرونده آنان هر چه سريع تر رسيدگي و تکليف زندگي ناموفق شان را مشخص کند.

قاضي دادگاه پس از اينکه طرفين را به آرامش دعوت کرد از مرد جوان خواست دلايلش را براي مراجعه به دادگاه خانواده بيان کند. اين مرد با اظهار پشيماني از انتخاب همسرش گفت؛ دو سال پيش از طريق يکي از دوستانم با پروين آشنا شدم و پس از گذشت زمان کوتاهي به شدت به هم علاقه مند شديم به طوري که از وي خواستم درباره ازدواج با خانواده اش صحبت کند. پس از انجام مراسم خواستگاري پروين را با مهريه 350 سکه بهار آزادي به عقد خود درآوردم.

وي ادامه داد؛ پس از اينکه زندگي مشترک مان را آغاز کرديم متوجه شدم پروين به شدت ترسو است و از هر چيز کوچکي وحشت مي کند حتي با ديدن سوسک و جانوران کوچک تمام همسايگان را براي کمک به منزل مي آورد.

مرد جوان افزود؛ چند روز پيش وقتي در محل کارم بودم پروين با تلفن همراهم تماس گرفت و با گريه و زاري از من خواست براي کمک به وي سريع به منزل بروم. او بلافاصله تلفن را قطع کرد. من که خيلي ترسيده بودم با آژانس به منزل مان رفتم و زماني که در را باز کردم همسرم را ديدم که روي اپن آشپزخانه ايستاده بود و گريه مي کرد، وقتي از وي مشکل را پرسيدم گفت در راهروي حمام منزل مان يک موش ديده است. از همان روز درگيري ما شروع شد. ديگر خسته شده ام. همسرم نمي خواهد خودش را تغيير دهد و به همين دليل قصد دارم وي را طلاق دهم چون او با جيغ هايش آرامشم را به هم ريخته است.

قاضي شعبه پس از ثبت اظهارات اين مرد از پروين خواست او نيز حرف هايش را مطرح کند. زن جوان گفت از بچگي از هر جانوري مي ترسيدم و همسرم مدام مرا به خاطر ترسو بودنم مورد سرزنش قرار مي دهد و من را درک نمي کند. ترس دست خودم نيست و ديگر طاقت سرزنش هاي شوهرم را ندارم.

پس از ثبت اظهارات طرفين پرونده قاضي دادگاه رسيدگي به موضوع را به آينده موکول کرد.
نوشته شده توسط در 9:22 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1388/02/22

دوچرخه سواري(جام جم2/22)

منظره زيبايي از رقابت دوچرخه سواران در مرحله سوم رقابت دوچرخه سواري دور ايتاليا كه به مسافت 198 كيلومتر بين گرادو و والدوبيادنه برگزار شد. رويترز
نوشته شده توسط در 9:17 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1388/02/22

خالکوبی(جام جم2/22)

چهره جاف استلينگ ، معلم بازنشسته 65 ساله استراليايي در خانه اش در سيدني. جاف وصيت كرده پس از مرگش پوست خال كوبي شده بدنش به نشنال گالري شهر كانبرا اهدا شود. گتي ايميجز.
نوشته شده توسط در 8:44 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1388/02/19

پرچم(تابناک2/19)

بازار ثبت نام براي انتخابات رياست‌جمهوري بسيار گرم شده.
ـ آخه بي‌وجدان، حتما بايد پرچم دم در رو مي‌كندي با خودت مي‌آوردي تو؟
نوشته شده توسط در 12:10 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1388/02/19

خوش‌تيپ(تابناک2/19)1697

جمهوري: تصاوير مركل با لباس زير بر بيلبوردهاي تبليغاتي
ـ خانم توي بيلبورد خيلي خوش‌تيپ‌تر شده بودين‌ ها!
نوشته شده توسط در 12:10 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •